تعداد بازدیدها:4650
Share/Save/Bookmark
گفتگو با رضا اللهياري عضو سابق فرقه عرفان حلقه و از فعالان فعلي انجمن نجات از حلقه
پاسخ 2 > نویسنده : مركز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات کد: 261

 بیش‌تر کسانی که به عرفان‌های کاذب، خصوصاً «عرفان حلقه» اسلامی‌نما گرایش پیدا می‌کنند، اطلاعات کافی از عرفان راستین اسلامی ندارند 

آقای طاهری می‌گفت «در حال اتصال با جبرئیل ذکر نگویید و در جایی نباشید که آیات قرآن یا آیة‌الکرسی بر دیوار باشد، چون حفاظ ندارند و جن‌ها جذبشان می‌شوند

گفتند یک ماه بعد از شروع کلاس‌ها آقای طاهری با دادن پایان‌نامه به شما اتصالتان به عالم بالا را تبریک می‌گوید و گواهی می‌کند.

خانم‌های خانه‌دار و کسانی که برای درمان شدن یا عارف شدن در کلاس‌هایش حاضر می‌شدند، بعد از چند ماه بمباران فکری، افراد ضدروحانیت و ضدانقلاب دوآتشه می‌شدند

 

 بفرمایید با «عرفان حلقه» چه‌گونه آشنا شدید؟

  ■ در سال 1386 دو، سه تن از اطرافیان و دوستانم که بیماربودند به فرقه «عرفان حلقه» جذب شدند. با توجه به تبلیغات انجام‌شده درباره روش درمانی آن، حدود 90 درصد جذب‌شده‌ها بیماران جسمی یا روانی بودند.

چندی بعد آن دوستانم را در یک میهمانی دیدم و هنگام نماز متوجه شدم که دیگر نماز نمی‌خوانند.

پرسیدم «این چه‌گونه عرفانی است که شما را از نماز باز داشته است؟».

گفتند «رهبر عرفانی‌شان محمدعلی طاهری است که 30 سال پیش بعد از شک کردن به عدل الهی، همه مکاتب را بررسی کرد؛ به‌جز اسلام که تخصص لازم را درباره آن نداشت. در همان دوره شک، روزی در خواب آگاهی، «شبکۀ شور جهانی» (جبرئیل، روح‌القدس، روح‌الامین) مطالبی را به او الهام کرد که او هم آن‌ها را در 8 ترم ارائه می‌کند».

شبکه ادعایی‌اش حلقه‌های گوناگونی دارد که طبق بررسی یکی از دوستانم 72 تاست و اولین حلقه آن «فرادرمانی» است.

همان‌طور که اطرافیانم گفتند و بعد هم خودم رفتم و شنیدم آقای طاهری می‌گفت «تنها واسطه بیمارانم با جبرئیل و از طریق او با خدا هستم».

در کتاب «اساس‌نامه عرفان کیهانی» هم نوشته است همه انسان‌ها بدون توجه به دین و ایمان و نوع اعتقادشان و داشتن یا نداشتن مشکل اخلاقی می‌توانند از طریق او با روح‌القدس مرتبط شوند.

 این سخنشان ادعای پیامبری نیست؟

    ■ من هم این سؤال را داشتم؛ گرچه او و اطرافیانش می‌گفتند چنین نیست، ولی با مقام ویژه‌ای که برای خود قائل است، شاید در آینده جایگاهی بالاتر از پیامبری را ادعا کند.

مدعی بود که در حلقه فرادرمانی، بدون هیچ محدودیتی همه بیماری‌های جسمی و روانی را درمان می‌کند؛ ازجمله منگلیسم ژنتیکی، لهیدگی نخاع و انواع سرطان را. می‌گفت بیماران را از طریق فرادرمانی به شبکه شور کیهانی متصل می‌کند؛ بعد از درمان پی می‌برند که هوشمندی بر جهان هستی حاکم است و پس از آن به صاحب هوشی که این هوشمندی از اوست.

 روش تجربی را وسیله فهم آن شعور می‌دانست؟

   ■ می‌گفت «باید بیایید تجربه کنید، ولی سؤال نکنید؛ بروید در حلقه‌ها بنشینید و نیرو بگیرید؛ نپرسید "حلقه‌ها چیست و نکند نیروی خوبی نباشد و مشکلاتی داشته باشد"؛ عرفان، پله عشق است و پرسش، پله عقل؛ سؤال کردن کار عقلانی است و باید کنار بگذارید؛ در حلقه‌های ما باید سکوت کنید و تسلیم محض باشید؛ و درباره چیستی تسلیم هم نپرسید و تنها ببینید چه می‌شود؛ با اتصالتان به شبکه حاکم بر جهان هستی که درمان شوید، می‌فهمید خبرهایی هست؛ سپس مسائل عقیدتی و عبادی مطرح می‌شود». تعریف‌های خاص و شخصی از آن‌ها داشت.

 چه‌گونه و چه مدت در کلاس‌ها شرکت کردید و چه مطالبی مطرح می‌شد؟

  ■ با هدف تحقیق در این باره رفتم و ثبت‌نام کردم و آقای طاهری هم در آن‌جا بود. در خیابان گاندی جنوبی، کوچه پالیزبان در سالن بیلیاردی رفتم که الآن سالن بدن‌سازی شده است. کپی شناسنامه را ‌دادم و برای واریز پنجاه‌هزار تومان هزینه نام‌نویسی به غرب تهران رفتم. با امضای سوگندنامه، عرفان حلقه را قبول کردم؛ اگر کسی امضا نداشت، اثر انگشت می‌گرفتند.

گفتند یک ماه بعد از شروع کلاس‌ها آقای طاهری با دادن پایان‌نامه به شما اتصالتان به عالم بالا را تبریک می‌گوید و گواهی می‌کند.

در همان ابتدای ورودم به کلاس عرفان اسلامی دیدم اکثر خانم‌های شرکت‌کننده بدحجابند؛ گویا در کلاس‌های خارج کشور بدون حجاب حاضر می‌شوند.

 دوره‌هایش ترمی بود؟

   ■ بله؛ 8 ترم و یک ترم «مستری» هم ویژه مربیان بود. کتاب «انسان از منظر دیگر و عرفان کیهانی» را برای ترم اول دادند که مقدمه‌اش را آقای دکتر  منصوری لاریجانی، کارشناس مذهبی و مجری صداوسیما نوشته و از آقای طاهری تعریف و تمجید کرده بود؛ او را برخوردار از الهامات سبّوحیه و شیوه‌اش را راهی به شبکه شور جهانی دانسته بود؛

مطالب ترم یک همین‌ها بود و بعد از آن، آقای طاهری حلقه‌ها را تفویض می‌کرد که «فرادرمانی» اولین حلقه‌اش بود.

هر هفته آمار درمان‌شده‌ها را می‌گرفتند؛ مثلاً یکی می‌گفت «قند خونم خوب شد» و آقای طاهری می‌خواست برایش کف بزنیم.

 خودتان بیماری را دیدید که درمان شده باشد؟

  ■ جواب منفی‌ام به دلیل مخالفتم نیست؛ در دو، سه سالی که با آن‌ها ارتباط داشتم، نه‌تنها کسی را ندیدم که بگوید درمان شده است، بلکه بعضی از اطرافیان و دوستانم بیمار هم شدند؛ چون به‌گفته آقای طاهری وقتی افراد به حلقه فرادرمانی و شبکه شور کیهانی وصل می‌شوند، بیماری‌های جسمی و روانی نهفته در وجودشان رو می‌آیند که بیرون بروند؛ بنابراین باید صبر و حوصله کنند.

کسانی را می‌شناسم که 8 ـ 10 سال است مشکل روانی پیدا کرده‌اند و بر اساس آموزه‌های او جن‌ها و روح‌های درونشان که دو نوع موجود غیرارگانیک هستند، به‌دلیل وابستگی‌هایشان نتوانسته‌اند بروند و برگشته‌اند؛ اگر کالبد ذهن آدم قماربازی بوده، برگشته و با روح قمارباز دیگر آشنا شده و با او قمار می‌کند؛ به‌این‌ترتیب هم اولی لذت می‌برد و هم دومی بیش‌تر قماربازی می‌کند.

بیماران فریب‌خورده نمی‌دانستند کی خوب می‌شوند و مشکل را از خود می‌دانستند که هنوز به مقام آقای طاهری نرسیده بودند تا روح‌ها و جن‌های درونشان را کامل بیرون برانند؛ گرچه از طریق اتصال با عالم بالا توانسته بودند آن‌ها را از در برانند، اما از پنجره برگشته بودند! می‌گفتند اگر کسی ما را طلسم کند و یا در مرگ کسی اندوهگین شویم، شبکه منفی ذهنمان باز می‌شود و جن‌ها و روح‌ها وارد می‌شوند. 

 بین فرادرمانی و جن‌ها چه ارتباطی هست؟

  ■ آقای طاهری می‌گفت «در حال اتصال با جبرئیل ذکر نگویید و در جایی نباشید که آیات قرآن یا آیة‌الکرسی بر دیوار باشد، چون حفاظ ندارند و جن‌ها جذبشان می‌شوند و به شما حمله می‌کنند؛ آیه را نخوانید و حتی نگاهش هم نکنید؛ من هستم که به شما حفاظ می‌دهم؛ در دوره تشعشع دفاعی، بدون حفاظ من حتی مطالعه و تحقیق مذهبی هم نداشته باشید؛ وگرنه جن‌ها حمله می‌کنند».

کسانی که حرف‌هایش را باور کرده بودند واقعاً می‌ترسیدند قرآن را باز کنند و مثلاً بسم الله الرّحمن الرّحیم را بخوانند؛ نمی‌گفتند قرآن بد است؛ می‌گفتند «ما در حدی نیستیم که آن را بخوانیم».

یعنی شما مي‌فرماييد انگیزه‎ای می‎شود اساسا سراغ قرآن نرود، سراغ کتاب‌هایی که قرآن هست نرود.

  ■ عرفان حلقه با ذکر و قرآن رابطه‌ای نداشت و آقای طاهری با استناد به آیه 133 سوره آل‌عمران (و اعتصموا بحبل الله ...) می‌گفت «اتصال به حلقه‌های عرفانی بدون شرط است و ایمان خاصی نمی‌خواهد؛ هر کسی با هر دینی می‌تواند بیاید؛ پاکی یا ناپاکی، و دینداری یا بی‌دینی مهم نیست».

شفای خدادادی کامل است و بیماری برنمی‌گردد؛ اما کسانی که به‌سوی عرفان او رفتند، مشکلات جسمی و روحی پیدا کردند. بعضی از آن‌ها 8 ـ 10 سال است زخم معده و روده گرفته‌اند؛ برخی دیگر مشکل روحی پیدا کرده‌اند؛ یکی گفته است شب که می‌خوابد صدا می‌شنود.

من در این زمینه تخصص ندارم، اما بر اساس آنچه می‌بینم، این راه نمی‌تواند خدایی باشد و چون با عبادت و ذکر و قرآن رابطه ندارد، حدس می‌زنم با جن‌ها مربوط باشد.

 شما که مدتی را در آن کلاس‌ها بودید از کی و چه‌گونه متوجه شدید عرفان کیهانی یا شور کیهانی با عرفان حقیقی که در ذهنتان هست فاصله دارد؟

  ■عرض کردم که من به‌دلیل کنجکاوی رفتم، ولی بعضی از دوستان و اطرافیانم برای درمان رفته بودند و از عرفان شناختی نداشتند؛ من هم چیز زیادی نمی‌دانستم، ولی چون خانواده مذهبی داشم و  نمازخوان بودم، وقتی شنیدم به بهانه نرسیدن به بلوغ عرفانی، نماز و حجاب را کنار می‌گذارند، کنجکاو شدم آن را بشناسم. طاهری گفته بود «حجاب، شما را دچار کمپلکس روانی می‌کند و مریض می‌شوید؛ بعد از ارتقای عرفانی، خودتان حجاب را رعایت می‌کنید.

 بیش‌تر کسانی که به عرفان‌های کاذب، خصوصاً «عرفان حلقه» اسلامی‌نما گرایش پیدا می‌کنند، اطلاعات کافی از عرفان راستین اسلامی ندارند و با شنیدن واژه‌هایی مانند «توحید، وحدت، کثرت، صلاه و ...» فریب می‌خورند.

بعد از چند سال متوجه شده‌ام که طاهری برای هریک از آن واژه‌ها تعریف‌های خودساخته ارائه می‌کرد.

بیش‌تر کسانی که به فرقه‌اش جذب می‌شدند، بیمارانی بودند که از درمان‌های پزشکی نتیجه نگرفته بودند و روی آوردن به عرفان کاذب را تیری در تاریکی می‌دانستند به آن امید که شاید با پرداخت 50 ـ 100 هزار تومان درمان شوند.

وقتی می‌دیدند کسانی می‌خواهند به بهانه درمان، اندیشه جدیدی را تحمیل کنند دو دسته می‌شدند:  تسلیم می‌شدند، چون حرف‌های خوبی می‌شنیدند و معیاری هم برای ارزیابی صحت‌ وسقم‌شان نداشتند. چون دنبال مسائل عرفانی و معنوی نبودند و حوصله آن حرف‌ها را نداشتند، رها می‌کردند و می‌رفتند. اگر کسی در دامشان می‌افتاد و رها می‌شد، فرصت جدیدی برای اندیشیدن پیدا می‌کرد؛ چون با بمباران‌های فکری امکان اندیشیدن را سلب کرده بودند؛ در شروع دوره، روی تخته‌سیاه، عکس دو پله را می‌کشیدند و می‌گفتند «اولی پله عقل است، مثل فقه و احکام و پند و استدلال؛ دومی هم پله عشق و عرفان است که وجد و سرور و حیرت و ... را دارد؛ اگر یک پای کسی روی پله عشق و پای دیگرش روی پله عقل باشد و سؤال کند گرفتار می‌شود.

انسان‌ها سه دسته‌اند:

1)  آدم‌های سوپردانا که سطح فکرشان را خیلی بالا می‌دانند و زیاد سؤال می‌کنند و چون قفل ذهنی دارند، موجودات ارگانیک در وجودشان زیاد است و حرف ما را نمی‌پذیرند.

2)  آدم‌های دانا که بعد از مقداری سؤال‌پیچ کردن، حرفمان را قبول می‌کنند؛ وقتی می‌گوییم میوه را گاز بزن و بخور، چشیدنی است و گفتنی نیست، می‌پذیرند و در حلقه ما وارد می‌شوند و به عالم بالا و کمال خود می‌رسند.

3)  آدم‌های ساده که از همان اول داخل حلقه می‌شوند، مثل منصور حلاج. شما باید ساده باشید و حرف ما را بی‌چون‌وچرا بپذیرید». با آوردن اسم افراد موجهی مثل او که نظر مثبت به آن‌ها داریم، سعی در فریب مخاطبان داشتند.

حدود 80 درصد شرکت‌کنندگان، خانم‌ها و بیش‌ترشان خانه‌دار بودند؛ تحصیل‌کردگان هم حضور داشتند.

بمباران‌های فکری در آن‌جا شدید و آسیب‌رسان بود؛ می‌گفتند «در این حلقه‌ها نباید چیزی بپرسید، وگرنه خوب نمی‌شوید؛ اصلاً باید کور و کر و لال و لایعقل (نفهم) بشوید». کار را به جایی می‌رساندند که سؤال کردن، بد شمرده می‌شد و فرصت هرگونه تحقیقی سلب شود و اگر پای کسی گیر کرد، بیرون آمدنش سخت باشد.

 به‌جز مباحث درمانی، در موضوعات دینی و عقیدتی چه بحث‌های جذابی را داشتند که افراد را ماندگار می‌کرد؟

  ■ طاهری می‌گفت «شما را از جاده درمان به دنیای عرفان می‌برم؛ با درمان شدنتان به شورمندی و شعورمندی و هوشمندی حاکم بر جهان هستی و وجود روح‌الامین پی می‌برید و آن‌گاه به عرفان می‌رسید؛ ما درمان نیستیم؛ عرفانیم».

گویا شهید مصطفی چمران گفته بود «غایت همه آرزوهای انسان، خداخواهی است» و طاهری با توجه به این موضوع، برای جذاب کردن عرفان ساختگی‌اش می‌گفت «حوزه علمیه در را به روی همه بسته است و ما درها را به روی همه گشوده‌ایم؛ راه رسیدن به خدا انحصاری نیست و هر کسی با هر عقیده‌ای می‌تواند به حلقه ما بپیوندد؛ اساساً کاری به دین خاصی نداریم؛ مسلمان بودن، شیعه بودن و دیندار بودن شرط ما نیست». این، روش او برای جذب حداکثری بود.

هم در اساس‌نامه و هم در کتاب خود، شبکه شورمندی را زیربنا، و اعتقادات و مناسک و مراسم ادیان و مذاهب را روبنا معرفی کرده است.

در کلاس‌هایش همجنس‌باز هم مستر بود؛ نه همجنس‌باز بیمار، بلکه همسر داشت و به هم‌جنسش نیز علاقه‌مند بود. مستر دیگری را می‌گفتند یهودی است؛ شک دارم در ایران تظاهر کنند، ولی مسیحی و زرتشتی زیاد بود. مسیحیان می‌گفتند تازه فهمیده‌ایم مسیحیت چیست. کسانی هم اصلاً دین خاصی نداشتند.

ترمز اعمال عبادی را کشیده بود و می‌گفت «نمازها و عبادت‌هایتان واقعی نیست؛ در حلقه من وارد شوید تا آن‌ها را واقعی و باکیفیت کنم؛ من شوق وصف‌نشدنی داشتم و اتصال فردی پیدا کردم و حالا آمده‌‌ام آن روزی آسمانی را بین همه تقسیم کنم؛ حلقه‌ها برای رسیدن به عالم بالاست»؛ این حرف‌ها در کنار درمان، برای خیلی‌ها جذاب بود.

طاهری نماز نمی‌خواند و کسانی هم بودند که به پیروی از او حدود 10 سال نماز نمی‌خواندند و می‌گفتند «بر سجاده می‌نشینیم، ولی اتصال برقرار نمی‌شود، چون خدا نمی‌خواهد؛ تصمیم اوست که نخوانیم، زیرا نمازمان کیفیت ندارد و به‌درد نمی‌خورد».

 مسیحیان وقتی شفا می‌گیرند «شهادت» می‌دهند که اتصالی انجام شد؛ آیا در کلاس‌های عرفانی حلقه هم کسانی، از رسیدن به شهود می‌گفتند؟

  ■ در فایل‌های صوتی تصویری طاهری هست و هنگام نام‌نویسی باید آن‌ها را می‌خریدیم. در آغاز هر جلسه خانمی می‌آمد و 10 ـ 15 دقیقه درباره اتصال‌های عبادی و درمانی می‌پرسید و افراد پاسخ می‌دادند؛ یکی می‌گفت «متصل شدم و فلان بیماری‌ام رفع شد»؛ آن خانم می‌خواست برایش کف بزنیم؛ دیگری می‌گفت «نماز می‌خواندم که اتصالم برقرار شد و دیدم بی‌آنکه بخواهم، مرا به اطراف می‌گردانند»؛ طاهری می‌گفت «به مقام بی‌قبلگی رسیده‌ای، ولی آن را پیش کسی نگو، چون جامعه هنوز آمادگی پذیرشش را ندارد».

اولین بار است که از شما می‌شنوم شفایافتگان مسیحی، اتصالشان را گزارش می‌دهند؛ قبلاً شنیده بودم که مسیحیان به کلیسا می‌روند و در جایگاه مخصوصی به گناهانشان اعتراف می‌کنند.

 در فیلم‌های آقای طاهری می‌بینیم دست خانم نامحرمی را گرفته است او را به شور کیهانی وصل کند؛ در عرفان ادعایی‌اش شریعت و رعایت حریم محرم‌ونامحرم چه جایگاهی داشت؟

  ■ به‌نام خارج کردن جن‌ها بهانه داشت، ولی در پایان کلاس‌ها و هنگام رفتن، با مسترهای خانم هم دست می‌داد و آن‌‌ها برای توجیه کارشان می‌گفتند که با استاد دست بیعت می‌دهند. مسترهایش خانم بیماری را که پایش را از دست داده بود، آوردند درحالی‌که سینه و پشت گردنش پیدا بود. خانم دیگری با مانتوی نازک روی زمین غلت زد و دگمه‌اش باز شد و روسری‌اش افتاد و آقای طاهری دست او را گرفت. مسترهایش در توجیه کارهایش می‌گفتند «استاد در فاز مثبت است و حسابش فرق می‌کند».

 آیا طاهری در کلاس‌هایش بحث‌های سیاسی و حکومتی و موضوع مهدویت را هم مطرح می‌کرد؟

  ■ در فایل‌های صوتی تصویری‌اش هست که:

رجعت را مسخره می‌کند و می‌پرسد «آیا امام زمان می‌خواهد بیاید رانندگی یاد بگیرد؟»؛ همه می‌خندند.

تعبیر «باران» درباره آن حضرت را هم طنز می‌داند و می‌گوید «در شمال کشور هم باران می‌بارد»؛ او نمی‌فهمید که منظور «باران معرفت و آگاهی» برای طراوت روح و اندیشه بشری است.

درباره پیامبر می‌گوید «او نمی‌دانست چه می‌نویسد؛ آگاهی‌هایی را که به ذهنش می‌آمد، می‌نوشت و نمی‌فهمید چیست».

کسی می‌گوید فلان جای سخنتان با قرآن نمی‌خواند و او پاسخ می‌دهد «قرآن با خودش هم تناقض دارد».

پیش از دستگیری‌اش مسئولان قوه قضائیه را معاند می‌نامید و در کتاب «انسان و معرفت»، هم علما را ابولهب‌ها و ابن‌ملجم‌های زمانه نامیده است.

خانم‌های خانه‌دار و کسانی که برای درمان شدن یا عارف شدن در کلاس‌هایش حاضر می‌شدند، بعد از چند ماه بمباران فکری، افراد ضدروحانیت و ضدانقلاب دوآتشه می‌شدند که به‌دلیل کج‌فهمی یا قبول نداشتن دین، هر روحانی را که می‌دیدند، گمان می‌کردند ابن‌ملجم یا ابولهب است.

لازم نبود مستقیم بگوید، روحانیان را دو دسته معرفی می‌کرد:

 روحانیان قشری‌گرا که دین را سطحی فهمیده‌اند و پوسته دین را برای ارضای هوای نفس و تشکیل حکومت می‌خواهند.

روحانیان معاند که مخالف عرفان‌‌اند».

می‌گفت «روحانیان می‌گویند خدا مال ماست و پزشکان هم می‌گویند درمان مال ماست؛ رسیدن به کمال و عرفان و درمان در انحصار هیچ‌کس نیست و چون ما انحصارشان را شکسته‌ایم ناراحتند»؛ با این بمباران‌های فکری، عده‌ای کم‌اطلاع و شاید معنویت‌خواه را فریب داده و دور خود جمع کرده بود.

او بدون داشتن دانش لازم، در دو حوزه تخصصی پزشکی و دینی وارد شده بود و با ترور شخصیت پزشکان و روحانیان می‌خواست جلوی نقد و مباحثه را بگیرد؛ چون می‌دانست پژوهشگران هر دو عرصه، عرفان کاذبش را نقد خواهند کرد.

طاهری، تقصیرها را گردن بیماران می‌انداخت و می‌گفت «کار ما در درمان و به کمال رساندن، هوشمندی صددرصد است و اگر کسی نتیجه نمی‌گیرد، مشکل از اوست؛ سیستم ما درست کار می‌کند و اوست که خوب تسلیم نشده و عقایدی را که به‌زور در مخش کرده‌اند، بیرون نریخته است.

30 درصد بیماران، درمان می‌شوند و 70 درصد بقیه باید بمیرند، چون نتوانسته‌اند به گفته‌هایمان درست عمل کنند».

بیماران هم باور می‌کردند و می‌گفتند «امیدواریم بتوانیم به عالم بالا متصل شویم و جن‌ها را از وجودمان بیرون برانیم».

به‌جای آن‌که بگوید شما را شست‌ وشوی مغزی می‌دهیم می‌گفت «نرم‌افزار ذهنتان را هوشمندانه پاک می‌کنیم و برنامه جدیدی را در آن می‌ریزیم».

آنچه او می‌گفت پله عشق نبود، پله جهل بود، چون آدم عاقل است که عاشق می‌شود.

به کسانی که هنوز در دام عرفان‌های کاذب گرفتار نشده‌اند عرض می‌کنم آدم در خرید هر کالایی باید تحقیق و دقت داشته باشد، به‌ویژه درباره کالاهایی که به ابدیتش بستگی دارد و توشه آخرت می‌کند. قرآن کریم و سنت پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) امانت‌های خداوند متعال برای راهنمایی ما به‌سوی کمال هستند. در دینمان چیزی کم نداریم؛ به علمای اسلام اعتماد کنیم و به سیاه‌نمایی‌های امثال طاهری که قضاوت‌های گناه‌آلود است توجه نکنیم. هر راهی که ما را از بندگی خدا دور کند و نماز و روزه و حجاب و عبادت‌های دیگر را بگیرد، شیطانی است و راه ابلیس است.

محتوای خوب در قالب خوب جای می‌گیرد؛ مگر می‌شود نماز نخواند و به نماز باکیفیت رسید؟ بارها همین را از آقای طاهری پرسیدم و جوابی نداشت؛ سرانجام برای خلاص شدنش پرسید «ترم چندم هستی؟»؛ گفتم «ترم دوم»؛ گفت «باید هشت ترم بخوانی تا به ادراک برسی»؛ به هشت ترم نرسیده، جرم‌هایش ثابت شد و به زندان رفت. (پایان)

 

 

کلید واژه
گفتگو،عرفان ، عرفان کاذب
مطالب مرتبط
گفتگو با عضو جدا شده از فرقه عرفان حلقه
گفتگو با دكترعلي نام‌آور رئیس دانشکده علمی تحقیقاتی طب سنتی و مکمل کشور ارمنستان
گفتگو با حجت الاسلام محمود رضا قاسمي
گفتگو با حجت الاسلام دكتر عبدالحسين خسروپناه
Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (3 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
فرهاد
پاسخ
3
0
این طاهری که قراره اعدام بشه اون موقع باید جمع کنن برن
مازیار
پاسخ
0
2
این آقا که میگه عرفان، پله عشق است و پرسش، پله عقل؛ سؤال کردن کار عقلانی است و باید کنار بگذارید؛ در حلقه‌های ما باید سکوت کنید و تسلیم محض باشید؛ آیا پیامبر هم اینطور به مردم دین رو یاد میدادن؟
روشنک
پاسخ
0
0
این مقام بی قبلگی چیه دیگه؟؟؟
عرفان كيهاني نام فرقه‌اي است كه مدعي ارتباط با «آگاهي كيهاني» و درمان همه بيماري‌ها بواسطه اتصال با روح القدس است. آغاز فعاليت‌هاي اين فرقه به دهه هفتاد و به ترويج تفكرات فردي با نام محمدعلي طاهري بازمي‌گردد. وي مدعي است كه با شعور كيهاني كه همان روح القدس است ارتباط دارد و اين توانمندي را داراست كه ساير افراد را نيز با چنين شعوري ارتباط داده و بيماري‌هاي جسمي و روحي آنان را درمان كند. روند فعاليت‌هاي اين فرقه ابتدا در پوشش درمان‌گري و از تهران شروع و به تدريج و به موازات اتخاذ شگرد شاگردسازي، در ساير شهرها نيز گسترش يافت. چاپ كتاب «عرفان كيهاني» به قلم مبدع آن، اولين نمود بيروني تغيير رويكرد اين فرفه از درمان‌گري به ترويج ديدگاههاي به ظاهر عرفاني بود كه با مقدمه دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني مورد كنكاش و تأمل محافل ديني و علمي قرار گرفت. ادعاها و شبهات مطرح شده از سوي طاهري مانند: ارتباط با روح القدس، درمان همه بيماري‌ها، عرفان آسان و ساده، عرفان ايراني، رسيدن به خدا با اولين اتصال و وحدت با هستي؛ سبب گرديد تا گروهي از دغدغه‌مندان و پژوهشگران در حوزه‌هاي علميه و مراكز پژوهشي، نسبت به آن واكنش نشان داده و در صدد پاسخ‌گويي برآيند. شماره دوم فصلنامه الكترونيكي پاسخ در همين راستا تدوين و در اختيار مخاطبان قرار گرفته است. اميد است كه مرضي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) قرار گيرد. سردبير
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«إنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ مِنَ الجَهلِ، ومَصابيحُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلَمِ؛»

«همانا دانش، زندگى بخش دل‌هاى مُرده از نادانى و چراغ و روشنى بخش چشم‌ها در تاريكى‌هاست.»

جامع بيان العلم وفضله: ج ۱ ص ۵۵

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185