تعداد بازدیدها:1995
Share/Save/Bookmark
گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر آذربایجانی
پاسخ 3 > نویسنده : مـركـز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات کد: 370

 گفتگو با حجت الاسلام و المسلمين دكتر مسعود آذربايجاني

 

نگاه اسلام به اصل کار و اشتغال مثبت است و اين نگاه هيچ تقيّدي و اختصاصي به مردها ندارد و براي زنان هم في‌نفسه وجود دارد.

اشتغال تمام‌وقت و احساس مسئوليت دوگانه(خانه و محیط كار)، برای زنان سبب استرس و افسردگی و فرسودگي زود هنگام می‌شود.

الگوي قابل توصيه­، اشتغال نيمه‌وقت و پاره‌وقت براي زنان است.

بايد زنان خانه‌دار را حمايت كنيم و براي مسائلي مثل بيمه زنان خانواده برنامه داشته باشیم.

 

در اسلام و سنت ديني به كار و تلاش دنيايي انسان مؤمن توجه شده است؛ ديدگاه اسلام نسبت به كار و تلاش دنيايي چيست و آيا اين نگاه قابليت انطباق بر تفکر مدرن و سازگاري با نگاه غربي دارد يا نه؟

بسم ا... الرحمن الرحيم. الحمدلله رب العالمين وصلي الله علي محمد و آله الطاهرين. در رابطه با آنچه که به آن اشاره کردید، شواهد مختلفي، هم در آيات و روايات و هم در سيره عملي معصومين مي­بينيم، آن چيزي كه در مقابل آنها انجام شده و به يك نحوي تقرير كردند يا تاييد كردند، حكايت از اين دارد كه نگاه به كار، تلاش و اشتغال در مجموع نگاه مثبتي است. يعني اصل اولي بر اين است و به جدّ اين را تاكيد مي‌­كنند. آياتي مثل« لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَي، لَهَا مَا کسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اکتَسَبَتْ »، يا «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ»، يا چيزهايي از اين قبيل، و عموماتي كه به كار و اشتغال دعوت مي­‌كند و اينكه خداوند فرد بيكار را دوست ندارد - معمولاً اين عمومات اعم از مرد و زن می‌باشد، يعني اختصاص به مردان ندارد بلکه زنان را هم شامل مي­‌شود - اينها مواردي هستند كه ما به صورت كلي مي­‌توانيم نگاه مثبت و تاييد اسلام را نسبت به اصل اشتغال، اصل كار كردن و تلاش براي همين زندگي دنيايي به دست بياوريم.

البته استثناها و قیودهایی نیز وجود دارد مثل اينكه كار نبايد در مشاغل حرام انجام بگيرد. مانند كاري كه منجر به تهيه شراب يا فروش شراب باشد، يا فروش سلاح به دشمنان، يا خريد و فروش چيزهايي كه خودش حرام است مثل گوشت خوك و خون و چيزهايي از اين قبيل، اینها محدودیت‌هایي است، كه معمولاً در مكاسب محرمه از آنها ياد شده است.

اگر ما اين مرزها را كنار بگذاريم، مي‌­توانيم بگوييم به طور كلي نگاه اسلام مثبت است و اين نگاه هيچ تقيد و اختصاصي به مردها ندارد و براي زنان هم في‌نفسه وجود دارد. گاهي مواقع اين اصل کار و اشتغال برای مردان واجب مي‌­شود، زمانی که از باب مقدمه واجب، مقدمه­‌اي براي تهيه نفقه باشد اما براي زنان في نفسه وجوبي ندارد يعني به طور كلي مباح است، ولي گاهي از مواقع مستحب مي‌­شود وقتي مي­‌تواند از باب توسعه مالی در مشاغلي كه اشكالي ندارد كمكي به عيال و خانواده­‌اش داشته باشد، اين‌ها استحباب دارد. در بعضي از مواقع ممكن است استفاده واجب هم بكنيم؛ موقعی كه همسرش از كار افتاده است و توان انجام کار را ندارد، در صورتی که براي ايشان امكان كار كردن وجود داشته باشد، اصل کار واجب می‌گردد، حتي موارد واجب را هم می‌توانيم بگوييم.

در بعضي مواقع براي زنان اين مرزها وجود دارد حالا غير از آن مرز عامي كه گفتيم در مواردي كه به وظيفه واجب آنها لطمه‌­اي بزند، مثلا مسئله تمکین يا اينكه زنان بايد با اذن شوهر از خانه خارج بشوند؛ اگر به اين موارد دخالتي بكند يا لطمه­‌اي بزند، خب اين‌ها مرزي است كه بر زن حرام مي­‌شود، يا اگر مستلزم اختلاط زنان و مردان باشد يعني به گونه­‌اي باشد كه زنان با مردان اختلاط پيدا كنند، اينجا باز مرز حرام پيش مي­آيد و ديگر براي آنها جايز نيست.

ـ يك بحثي كه وجود دارد تفاوت‌هاي نگاه اسلام و غرب در مورد بحث اشتغال است. آيا هيچ نكته مشتركي ميان نگاه غربي به اشتغال (به‌ویژه اشتغال بانوان) و دیدگاه اسلام وجود دارد؟ تفاوت­‌هاي بنيادين نگاه غرب و نگاه دين و اسلام نسبت به اين مساله چيست؟

اسلام و غرب هر دو به فعاليت­‌هاي اقتصادي، كار و توسعه نگاه مثبتي دارند و از اين جهت اين را يك امر بسيار لازم و يك بخش مهمی از جامعه مي­‌دانند يعني نهاد اقتصاد يك نهاد بسيار مهمي است، تاثير و تاثر بسيار زيادي در زندگي افراد در نهاد خانواده، در نهاد سياست، حتي در نهاد آموزش و پرورش دارد و اقتصاد هر چه پيشرفته­‌تر، غني­‌تر و رشد يافته­‌تر باشد از اين جهت مي­‌تواند مهم‌تر باشد. مضاميني كه در اسلام داريم مثل «کادَ الفَقْرُ اَنْ يَکُونَ کُفْرا» فقر اگر از يك در بيايد ايمان از در ديگر مي­‌رود، این‌گونه موارد باز اين نگاه را تاييد مي­‌كند. ولي بايد يك تفكيكي قائل بشويم. نگاهي كه در مسيحيت كاتوليك وجود دارد البته اين نگاه نيست. يك نوع رهبانيت و دوري از كارهاي دنيوي را بيشتر تاييد مي­‌كند. بخصوص براي كشيشان و راهبه­‌ها كه به عنوان يك وظيفه واجب، آنها بايد از چنین کارهایی پرهيز داشته باشند.

در پروتستان اين نگاه يك مقداري تعديل شده است. به همين دليل جامعه‌شناس معروف آمريكايي ماكس وبر، كتابي دارد به نام اخلاق پروتستان و سرمايه داري كه مي‌گويد در پروتستان به كار و اشتغال و اقتصاد نگاه مثبتي وجود دارد وگرنه در شاخه كاتوليك اين نگاه مثبت نيست. پس ما مي­‌توانيم بگوييم با نگاه غرب و بخصوص پروتستان‌ها در اين مسئله مشترك هستيم. اما يك تفاوت بارزي در جهت‌گيري وجود دارد. امروزه بخصوص در ليبراليسم و سرمايه­‌داري خيلي اين نگاه برجسته است كه خود كار، اقتصاد، موضوعيت دارد و برایشان هدف است. ولي در ديدگاه اسلام «الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ» است. اين آموزه مهمي است. توسعه دنيا براي اين است كه انسان بتواند به ديگران كمك كند، بتواند سرمايه­‌هاي خودش را براي آخرت و عمل صالح، فراوان­‌تر و فربه­‌تر كند و زمينه­‌هاي پرورش معنوي، توسعه علمي و عبادت را فراهم كند، يعني خود اقتصاد در نگاه اسلام موضوعيت ندارد بلكه مقدمه­‌اي براي اهداف معنوي و عالي­‌تر است.

چه شاخصه­‌هايي براي اشتغال سالم و مطلوب براي زنان از منظر سنت ديني و نبوي وجود دارد؟ و آيا اين شاخصه­‌ها، قابليت اجرايي شدن را در جامعه كنوني ما را دارد يا نه؟

چندتا شاخص را مي‌­توانم ذكر كنم. اولين شاخص از نظر اسلام اين است كه طبق عمومات، اين مشاغل از ممنوعات نباشد. يعني مشاغلي كه موضوعش امور حرام است يا ممنوع است مثل مشاغل مربوط به شرابخواري، گوشت خوك و چيزهایي از این قبیل كه در مكاسب محرمه آمده است. پس مشاغل حرام به طور كلي، اولين شاخصه است كه ورود در آن، نه تنها براي زنان جايز نيست بلکه براي مردان هم جايز نيست. بنابراین براي زنان هم يك قيد مي­شود.

دومين شاخصه بخصوص براي زنان، مواردي كه مستلزم اختلاط زن و مرد می‌باشد. حالا اختلاط زن و مرد را هم فقها تعريف كردند به گونه‌اي كه وقتي كه در حدّ «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» باشد اشكالي ندارد؛ حالا چنانچه زنان در يك اتاق هستند يا در يك فاصله زيادي با مردان هستند و با هم برخوردي ندارند؛ [اختلاط هم نیست] اما اگر مستلزم اين باشد كه اينها ارتباط نزديكي با هم داشته باشند به گونه‌ای که با هم معاشرت نزديك كنند این سببِ بهم ریختنِ مرزهاي مَحرم و نامحرم می‌شود. اين هم قيد دومش است؛ يعني مشاغلي كه لازمه‌اش اختلاط زن و مرد است که در این صورت هم براي زنان جايز نيست.

قید سوم آن است که حقوق نادیده گرفته شود؛ به ویژه در بحث تمکین مصداق دارد یعنی مشاغل که با آن تعارض کند. مواردی هم وجود دارد که الزامي نيست ولي در حدي كه حقوق مرد را رعايت كند باید دیده شود. بالاخره وظايف متعارف خانه‌­داري و مانند آن را هم مي­‌توانيم بگوييم. یا به عنوان مثال مشاغلی باشد که مستلزم ضايع شدن اين حق است مثل بعضي از كارهايي كه در شيفت شبانه انجام می‌گیرد. ولي يك وقت شرايط اضطرار است مثلاً در جایی باشد که پژشک مرد وجود ندارد و منحصر در زنان شده است به ناچار در این موارد هم براي حفظ جان ديگران بايد اين كار را با هماهنگی همسرش به عهده بگیرد؛ اما اگر در اين حد نيست، شيفت‌­هاي شبانه براي زنان مي­‌تواند درست نباشد يا مواردي كه مستلزم از بين بردن حق مرد در اين موارد است. اين يك قيد است. اينها قيدهايي است كه الزامي است.

يك سري قيودي هم به نظرم ترجيحي است. ببينيد چون زن به صورت طبيعي بيشترين ارتباط را با فرزندان در دوران بارداری، شيردادن، حتي حضانت آنها دارد، پس بيشترين ارتباطات تربيتي را مادر در اوايل زندگي با فرزندان دارد. به نظر مي­رسد با توجه به اين نكته از نظر اينكه «قَضايا قِياساتُها مَعَها»، مي­‌توانيم استنتاج بكنيم كه اگر شغل زن باعث شود كه به اين موارد لطمه بخورد چه در تغذيه كودك و مراقبت از كودك در سال‌­هاي اوليه، چه در تربيت كودك، (تربيت­‌هاي ديني، اخلاقي و اجتماعي او)، مي‌توانيم بگوييم اشتغال زنان مشكل دارد به دلیل اینکه زن هشت ساعت شاغل است.

نكته پنجمي كه مي­‌خواهم روی آن تاكيد كنم اين است كه با توجه به سيره­اي كه هم از حضرت رسول ـ صلی الله علیه وآله ـ داريم كه «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل» و هم در آن تقسيم وظايفي كه خود حضرت رسول، میان اميرالمؤمنين ـ علیه السلام ـ و حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ انجام دادند و فرمودند كارهاي بيرون از خانه متعلق به مرد باشد و داخل خانه متعلق به زن؛ به نظر ما اولويت براي اين مساله جدی است، چرا که زن­ها مادامي كه كارهاي داخل خانه را به يك حد مناسبي نرساندند، پرداختنشان به كارهاي بيرون از خانه مرجوح است، يعني رجحاني ندارد. يكي از دلايل مهم اختلافات زناشويي همين بحث­‌هاي اشتغال زنان مي­‌تواند باشد. به همين جهت خود من جمع بندي­‌ام در الگوي زنان اين است كه بيشتر بايد به سمت اشتغال نيمه وقت برویم. با توجه به اين اولويتي كه براي كار در خانه و خانواده، و تربيت كودكان و همسرداري و اين‌گونه موارد وجود دارد، اشتغال تمام‌وقت برای زنان، علي­‌الاصول و عقلا با این وصف تعارض و منافات دارد و براي خود زنان هم مناسب نيست يعني فرسودگي و افسردگی زودهنگام برايشان مي‌آورد. شاید بتوانیم بگوئیم چون لطمه جدي براي زنان دارد از باب قاعده لاضرر در مواردي كه براي آنها ضرورت ندارد و خيلي مهم نيست و در طول زمان ضررهاي مُعْتدٌبه به دنبال دارد بنابراين اشتغال تمام وقت خيلي وجهي ندارد، بلكه اگر هم اشتغال مي‌خواهند داشته باشند بايد به سمت الگوهاي پاره‌وقت و نيمه‌وقت بروند.

 

وقتي ما به جوامع غربي و نظام حقوقي موجود در اين كشورها می‌نگریم بحث تساوي زن و مرد، گرايش­‌هاي فمينيستي يا بحث استفاده ابزاري از زن و جاذبه­‌هاي جنسي را می‌توانیم به عنوان خاستگاه­‌هاي اشتغال زنان رهگیری کنیم. به نظر شما امروزه ـ به صورت خاص در كشور ما و به صورت عام در كشورهاي اسلامي ـ از چه خاستگاه‌هايي برخوردار است؟

در موضوع اشتغال زنان در كشور گروهي گرايش‌­هاي فمينيستي دارند؛ يا متاثر از الگوهاي غربي هستند و بحث­‌هاي تساوي زنان و مردان را مطرح مي­‌كنند و اين را براي خودشان يك مزيتي مي­دانند. يك بخش مي‌­تواند اين باشد. ولي به نظرم بخش عمده‌­اش از روي ناآگاهي است، بخصوص دختران جوان يا زناني كه جوان‌ترند و اين بحث را دنبال مي­‌كنند لزوما متاثر از گرايش­‌هاي فمينيستي نيستند، بلكه بحث كار را يكي از مظاهر تمدن امروزي و شخصيت و منزلت اجتماعي زن مي­‌دانند كه تا حدي­ هم درست است؛ يعني ما در روايات هم اين مضمون را داريم كه به طور كلي كار موجب عزت و شخصیت انسان مي‌­شود؛ براي زن هم وقتي كه احساس كند خودش يك منبع اقتصادي مستقلي دارد، اين مي­‌تواند تا حدي درست باشد كه اشتغال منشاء عزت و جايگاه اجتماعي او است.

اما به نظر من دميدن در بوق اشتغال تمام‌وقت براي زنان بيشتر مي‌­تواند منشاء ‌ناآگاهي باشد يعني واقعا به تبعات و لوازم آن توجه كافي ندارند. مسئولیت دوگانه برای زنان استرس دارد و چون اکثر زنان ما وظایف خانه‌داری برایشان مهم است بنابراین استرس و احساس مسئوليت هم در خانه و هم در محیط كار وجود دارد این همان دو تا هندوانه بلند كردن است كه گاهي مواقع به آنان لطمه می‌زند.

براساس برخي از پژوهش‌­هاي جامعه‌شناختي و روان‌شناختي؛ يك سري آثار مثبتي که براي اشتغال زن عنوان شد؛ مانند: اعتماد به نفس، استقلال مالي، ارتقاي سطح تعاملات و مشاركت­‌هاي اجتماعي‌شان، مشاركت­‌هاي سياسي‌­شان؛ اينها به عنوان نكات مثبت اشتغال زن به ويژه زنان مجرد شناسايي شده است. با پذيرش اين موضوع چه پيامدهاي منفي در سطح خرد و كلان براي اشتغال زنان وجود دارد؟

پيامدهاي مثبتي كه گفتيد في‌الجمله مورد قبول است و مطالعات ميداني و تجربي هم تا حدي اينها را تاييد مي­‌كند. من به اينها چند تا اضافه می‌كنم؛ مثلاً فرصت همسريابي يكي از اينهاست. يا برخي گفته‌اند زنان چون كه رشد اجتماعي­ و روابط اجتماعي‌­شان بيشتر است در تربيت فرزند هم بهتر مي‌­توانند اقدام بكنند و روابط بهتري را ايجاد بكنند. ولي به نظرم مي‌رسد اين موارد را بايد اولاً: در كنار پيامدهاي منفي­‌اش بگذاريم؛ ثانیاً این موارد را با زنان خانه‌دار هم‌رتبه خودشان مقایسه کنیم؛ يك وقت سخن ما دربارة زن خانه‌دار بي‌سواد است، ممکن است اينها را بگوييم، اما زنان خانه‌دارِ زيادي داريم كه تحصیل کرده‌اند، در این صورت باید یک زن خانه‌دار تحصیل کرده را با زن شاغل تحصیل کرده مقایسه کنیم اگر گروه نمونه، مشابه باشد بايد ببينيم آيا باز هم اعتماد به نفس زنان شاغل ليسانس نسبت به زنان خانه‌دار ليسانس بيشتر است؟ اين محل ترديد است. بخصوص اينكه ما تبعات منفي­اش را بايد در نظر بگيريم. يكي بحث سوء استفاده‌­هايي كه از زنان بخصوص سوءاستفاده‌هاي جنسي مي‌­شود و لو در حد مكالمه، اين نگاه‌­هاي جنسي كه وجود دارد معمولا زنان از اين مساله رنج مي­‌برند.

   ■ در سطح كلان چه پيامدهايي ممكن است داشته باشد؟

■ در سطح كلان هم واقعش اين است كه ما با برنامه­‌ريزي‌­هاي اجتماعي كه داريم الگوي نامناسبي را ترويج مي­‌كنيم که به پیامدهای آن توجه نداريم. من به بعضي از تبعات منفي آن اشاره مي­كنم. از نگاه كلان اولین پیامد عمده‌­اش گرفتن فرصت­‌هاي شغلي مردها است. يعني يكي از بهانه‌­هايي كه پسرانِ جوان در مورد ازدواج دارند که چرا ازدواج نمی‌کنید؟ مي­‌گويند كار نداريم. حالا كار چطور شده؟ يك بخشي از اين كارها را وقتي زنان در ادارات و در مراكز مختلف اشکال می‌کنند، اين باعث مي‌­شود كه فرصت شغلي براي مردان كاهش یابد. مورد دوم که من روي اين تاكيد دارم پایین‌آوردن نرخ کار است و دلیل آن هم این است که زنان چون مسئوليت نفقه و هزينه خانواده را ندارند به درآمد كمتر راضي مي­‌شوند. از طرفی زنان برخوردشان هم بهتر است، معمولا زودتر هم راضي مي­شوند، توقعاتشان هم خيلي بالا نيست، اين است كه خيلي از كارفرماها، بيشتر ترجيح مي­‌دهند كه يك كارمند زن استخدام کنند تا کارمند مرد. خود اين باعث مي­‌شود كه فرصت­‌هاي شغلي به نفع زنان و به ضرر مردان مصادره شود و فرصت‌هاي شغلي مردان كاهش پيدا كند.

وقتي مردان احساس كنند فرصت اشتغال برایشان فراهم نیست طبعاً نتیجة این مسئله، تأخیر در ازدواج است و به سمت ازدواج هم نمي‌روند و نرخ ازدواج بالا مي‌­رود. چنانكه الان مي‌­بينيم نرخ ازدواج نزدیک به 27 سال شده است و اين لطمه‌­هاي بسيار زيادي براي فرهنگ ما دارد. بسياري از مفاسدي كه در فاصله بلوغ تا ازدواج اتفاق مي­‌افتد، ريشه در این‌گونه مسائل دارد و در حقيقت این زن‌ها هستند که ضرر می‌کنند. بنابراین وقتی که توازن اشتغال بين مردان و زنان بهم بخورد، مردان به سمت خواستگاري از زنان نمي­‌روند. همين چيزي مي­‌شود كه متاسفانه شاهد آن هستم؛ زن­‌ها به گونه‌­هاي مختلفي از مردان خواستگاري مي‌­كنند و اين اعتبار و شأن آنان را در جامعه تقليل مي­‌دهد و اين خيلي بد است، يعني به اندك بهانه­‌اي مرد هم مي‌­تواند زن خودش را كنار بگذارد و آن جايگاه اجتماعي‌­اش را از دست مي‌­دهد.

اينكه زن بايد منشاء ‌و مظهر ناز باشد نه نياز، و مرد به سمت او برود، به تدریج از بین می‌رود و مسائلي مانند روابط نامشروع و بحث‌­هاي اينطوري كه تعدادش كمتر است ولي همين مقدار هم زياد است چیزهایی است که هم مي‌­تواند جزء‌ تبعات اين قضيه باشد.

آيا با توجه به شرايط موجود فرهنگي، اقتصادي و سياسي كه در كشور ما وجود دارد و از يك منظر راهبردي و آينده نگر، از اشتغال و سياست‌­هاي موجود در اين زمينه دفاع مي­‌كنيد. آنچه كه الان در كشور ما هست؟

‌■ البته من اشراف كاملي به سياست­‌هايي كه در زمينه اشتغال هست ندارم، ولي به نظرم، وضع موجود وضع مناسبي نيست. اولاً ما اگر مي‌­خواهيم تحكيم خانواده را به عنوان يك سياست جدي كه در برنامه پنجم بوده و در سياست­‌هاي مجلس هست، در سياست­‌هاي راهبردي ما همچنین در شوراي انقلاب است به صورت جدي به آن توجه بكنيم، بايد لوازمش را در نظر بگيريم. ملازمه با اين مساله، اين است كه از يك سياستي به نام اشتغالِ نيمه‌وقت زنان، بايد حمايت كنيم. البته زناني كه سرپرست خانواده هستند بايد اشتغال نيمه‌وقت داشته باشند؛ ولي به عنوان تمام‌وقت برايشان محسوب بشود، ولي براي زناني كه سرپرست خانواده نيستند،‌ هيچ لزومي ندارد و اصلا خود اين، باعث اشتغال‌زايي مي‌­شود. يعني به جاي اينكه يك زن كار بكند، دو تا زن كار مي‌كنند. يعني ما كار تمام وقت يك زن را تقسيم كنيم بين دو تا زن، در مواردي كه هست مثلا، تا بتوانيم هم تعداد را زيادترش بكنيم هم اينكه زنان حضور بيشتري در محيط خانواده داشته باشند.

دوم بحث­‌هاي حمايت از زنانِ خانه‌دار است. در كتاب­‌هاي جامعه‌شناسي و بحث­‌هاي جامعه‌شناختي اقتصاد و اقتصاد خانواده، اساسش زنانِ خانه‌دار هستند. اگر زنانِ خانه‌دار واقعاً خانه‌دار باشند و بتوانند تمام‌وقت در خانه باشند يا حتي نيمه‌وقت هم جدي در خانه باشند مي‌­توانند بخشي از سبد اقتصاد خانه را تامين بكنند. همين پخت و پزي كه در خانه انجام مي‌­شود، شما ببينيد اگر همه اينها بخواهد تبديل به خريد از بيرون و فست‌فودها و اين چيزها بشود چقدر هزينه مضاعفي به خانه تحميل مي‌كند. اگر خيلي از اين چيزهايي كه امروزه به صورت كنسرو از بيرون تهيه مي­‌شود. مثل رب و مربا و ترشی اينها كه در دوره­‌هاي قبلي در خانه تهيه مي­‌شد. اگر در خانواده تهيه بشود، هم از جهت نظافت و كيفيت بالاتر است و هم اينكه تا 40-50 درصد مي­‌تواند به اقتصاد خانواده كمك بكند و خيلي تاثير مثبتي داشته باشد. اينها نكاتي است كه الان به آن توجه نداريم و به نظر بنده اينها در سیاست کلان به اقتصاد كشور كمك مي­‌كند.

مثلاً يك زن با يك حداقلي از درآمد، يا به عنوان منشي يا فروشنده، با يك مبلغ نازلي حداكثر 400-500 تومان در ماه در جایی استخدام می‌شود امّا به ازاي آن 400-500 تومان در ماه یا بیشتر دارد به خانواده ضرر مي­‌زند. افزون بر اينكه براي حضور در محل كارش لااقل 200-300 تومان صرف كرايه و رفت و آمد و آرايش و خودآرايي و رسيدن به خودش و عطر و مسائل ديگر هم مي­‌شود كه اگر آنها را هم اضافه كنيم در حقيقت آن چيزي كه به دست مي­‌آورد معادل همان مقدار یا بلكه بيشتر بايد هزينه كند.

به طور كلي، الگوييرا كه به نظر، مطلوب است عرض مي­‌كنم. اولاً ما نبايد زنان را از اشتغال منع كنيم. منع هم نمي‌كنيم زناني كه تحصيل كرده هستند فرصت اشتغال را نبايد از آنها بگيريم. پس به طور كلي نگاه منع را قبول نداريم، كساني كه به طور كلي نفي مي­‌كنند و منع مي­‌كنند آن، مورد نظر نيست. از طرف ديگر اشتغال تمام‌ وقت به هيچ وجه براي تحكيم خانواده براي شادكامي و رضايت زناشويي و خانوادگي، براي تربيت فرزندان، براي اقتصاد كلان جامعه براي هيچ‌كدام از اينها مقرون به صرفه و خوب نيست. به همين جهت الگوي قابل توصيه­، اشتغال نيمه‌وقت و پاره‌وقت براي زنان است. اين باید باشد و متناسب با آن بايد بياييم زنان خانه‌دار را هم حمايت كنيم و براي مسائلي مثل بيمه زنان خانواده، برنامه داشته باشیم. حتي به نظرم اگر دولت يك درآمدي براي زناني كه تمام‌وقت خانه‌دار هستند در نظر بگيرد با توجه به بخشي از هزينه‌هاي اقتصادي جامعه كه به دوش آنهاست جا دارد، چرا که واقعا دارند در اقتصاد كار مي­‌كنند. تازه مرخصي هم ندارند، مرخصي زايمان ندارند، ‌سختي كار ندارند خيلي از چيزهايي كه در ادارات داريم در آنجا وجود ندارد. به زنان سرپرست خانواده باید توجه ویژه بشود که کارشان نیمه‌وقت امّا درآمدشان تمام‌وقت شود، خود دولت بايد اينها را تكفل بكند. اگر مي­‌خواهيم به سمت بهبود جامعه برويم اينها لوازمي است كه دور از دسترس نيست.

يكي دو تا منبع هم معرفي بكنم. يك مقاله­‌اي راجع به اشتغال زنان دارم كه در جلد ششم دانشنامه فاطمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه منتشر شده است. دوستان بحث كامل را مي­‌توانند در آنجا دنبال کنند. يك مقاله ديگر هم با عنوان اشتغال زنان و عدالت اجتماعي دارم كه در كتاب زنان منتشر شده است.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
امام حسن عسکری سلام الله عليه :

«ما أقبَحَ بِالمُؤمِنِ أن تَكونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛»

«چه زشت است براى مؤمن، به چيزى دل بندد كه خوارش سازد.»

بحارالانوار: ج 78 ص 374؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185