تعداد بازدیدها:1998
Share/Save/Bookmark
گفتگو با آیت الله غروی
پاسخ 3 > نویسنده : مـركـز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات کد: 369

گفتگو با عضو محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم حضرت آیت الله غروی

 

خانواده دیندار، معنایش این است که خانواده از ناهنجاری‌ها فاصله دارد، از بی‌تقوائی‌ها فاصله دارد، از هواها و هوس‌هاي دنيوي كه برايشان حاکم باشد فاصله دارند

كانون خانواده يك كانون گرم و سرشار از محبت است

در غرب نفر اول از نظر اهمیت در خانواده بچه است و بعد زن است و بعد سگ است و بعد شوهر! واقعش این است

 

پیش از ورود در اصل بحث، لطف کنید تعریفی از خانواده‌ی دیندار بیان کرده و به اهم مؤلفه‌ها و شاخصه‌‌های آن اشاره کنید؛ تا هم باب ورود به گفتگو باز شود و هم خوانندگان نشریه، بیش‌تر با فضای بحث آشنا شوند.

   ■  من از جنابعالي تشكر مي‌كنم. اين نكته را عرض مي‌كنم كه اصولا خانواده ديندار اسمش رو خودش است يعني خانواده‌اي كه دينداري در او حاكم باشد و ارتباط اوليه بين زن و شوهر اگر بر اساس دين و دين‌مداري باشد و یا براساس مسائل حقوقي اسلام و یا مسائل اخلاقي اسلام باشد، بعد هم روابطي جدیدی که شكل مي‌گيرد، كه فرزندان باشند اين رابطه‌ها البته اگر اعتقادی ، اخلاقی ،تربیتی ، و انسانی باشد ما اینرو بهش خانواده دیندار می‌گوییم یعنی خانواده‌ای که اساس روابط و شالوده‌اش اينطوري بوده و ارتباطاتشان و تعاملاتشان هم براساس دين و اخلاق دين و روابط ديني ترسيم مي‌شود. این خانواده ديندار است. این کلمه آنقدر روشن است که نیازی به تعریف خاصی ندارد.

یکی از‌ بحث‌هايي كه به ويژه روانشناسان مذهبي مطرح مي‌كنند رابطه بين انسان سالم و ديندار است. آيا اين بحث در حوزه خانواده هم وجود دارد، به اين معنا كه رابطه‌اي مثبت بين دينداري خانواده با خانواده‌اي كه جايگاه‌ها، تخصيص نقش‌ها و روابط بين اعضاء در آن از الگوي سالم و صحيح تبعيت کنند؟

   ■  روشن است وقتي ما مي‌گوييم خانواده دیندار، معنایش این است که خانواده از ناهنجاری‌ها ، از بی‌تقوائی‌ها ، از هواها و هوس‌هاي دنيوي كه برايشان حاکم باشد فاصله دارند، اگر پدر يك خانواده‌اي از تقواي لازم برخوردار باشد، مادر يك خانواده از تقوا برخوردار باشد آن هم تقوا به معناي درست به جوري كه دينداري بر رفتارش حاكم باشد، چه در رفتار فردی و چه در رفتار خانوادگی و همينطور رابطه آنها به طور طبيعي با فرزندانشان اين‌گونه باشد این خانواده از بسياري از زمينه­هاي ناهنجاري فاصله مي‌گيرند. در اين خانواده‌ای که اعتقادات، ارزش‌های متعالی، ادب و همدلی حاکم است. طبیعتاً چنين خانواده‌اي نمي‌تواند از سلامت برخوردار نباشد. به عنوان خانواده چون شما مي‌بينيد چرا در خانواده ناهنجاري‌ها به وجود مي‌آيد ، گاهي برای یک خانواده ابتلائاتی پيش مي‌آيد مثلا به اعتياد حالا پدر خانواده یا مادر خداي نكرده، یا فرض كنيد گاهي ارتباطات نادرست پديد مي‌آيد خب ملاحظه مي‌كنيد كه اگر تقوا بر آن حاكم باشد اين معضلات به وجود نمي‌آيد تا خانواده متزلزل بشود چه از ناحيه مرد باشد چه از ناحيه زن باشد. يا وقتي كه اخلاق اسلامي بر روابط زن و شوهر و فرزندان حاكم باشد خانواده سرشار از محبت و لطف دوستی می‌شود و یک چنين خانواده‌اي دچار اين آسيب‌ها نمي‌شود. اين آسيب‌ها همه‌اش مُنْبَعِثْ از بداخلاقي‌ها و روابط نادرستی است كه بين انسان‌ها حاكم مي‌شود اما اگر اينها جايش را به تعالي‌ها، ارزش‌ها، اخلاق‌هاي الهي و عواطف و همدلي، طبيعتا يك خانواده گرمي خواهد بود. اين خانواده گرم ديگر آسيب‌پذير نيست چه مرد و چه زن و چه فرزنداني كه در آن خانواده زندگي مي‌كنند، بنابراین واقعاً میان سلامت خانواده و سلامت رواني اشخاص و افراد رابطه وجود دارد. بسياري از افسردگي‌ها، اضطراب‌ها ، ناكامي‌ها يا زياده‌خواهي‌ها ، حسدها، بخل‌ها و يا ظلم‌ها و تعدي‌ها و امثال اين اموري كه يك خانواده ديندار بايد از اين امور فاصله گرفته باشد. وقتي این‌ها نباشد كانون خانواده يك كانون گرم و سرشار از محبت است. خانواده محل امني است كه عواطف را تامين می‌کند و مي‌تواند به عواطف اعضا پاسخ مثبت بدهد،. مي‌تواند خيلي از مشكلات را خنثي بكند.

ظاهرا در جایی تبیینی از الگوي اسلامي خانواده که خانواده دارای گستردگی و در عین حال لایه لایه عنوان کردید در مورد اين الگو و رابطه آن با دينداري خانواده توضيح بيشتري ارائه بفرمائید.

   ■   ببينيد الان در جامعه شناسي انواع خانواده‌ها وجود دارد و آن را تابعی از روابط اجتماعي مي‌دانند. مباني فكري آنها اينطوري است حالا اينكه اين درست است يا نه... ولي اين مسلم است كه در گذشته خانواده‌ها بسيار گسترده‌تر از الان بودند. مجموعه‌اي از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و فرزندان اينها و نوه‌هاي اينها دامادهاي اينها و عروس‌هاي اينها همه با هم، شاخص‌هايي داشتند و در نتيجه يك خانواده تاثير خاصي را داشت. و بالاخره خودش براي خودش يك فرمانروايي در گذشته داشت. البته در جوامع همین موارد از نظر کم و کیف با هم تفاوت دارد. فرهنگی که در غرب است خانواده را اینطور تعریف می‌کردند حالا باز هم باید در این تعریف تجدیدنظری گویا انجام بگیرد که یک رابطه و پیوندی بین دو جنس مخالف باشد به عنوان زن و شوهر و احیانا یکی دو فرزند هم اینها داشته باشند و همه‌شان هم زیر یک سقف زندگی بکنند و خودشان در زندگی خودشان موثر باشند تاثیرگذار باشند دیگر این چنین نباشد که تصمیمات توسط بزرگتر و فامیل بزرگتر و امثال اینها صورت بگیرد.

به ذهنم می رسد در اسلام هم به یک معنا خانواده گسترده قابل تصور هست اما نه با شکلی که احیانا اینها مطرح می‌کنند البته لازمه‌اش این است که اصلاحاتی هم در این رابطه پدید بیاید. شما نگاه کنید ـ حالا به عنوان مثال دارم عرض می‌کنم ـ ما یکی از مفاهیمی که در اسلام داریم صله رحم است. صله رحم صرفا همین نیست که آدم یک ارتباطی داشته باشد و یک حال و احوالی از فامیلش بگیرد. خیر، بلکه شکل‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد، متناسب با افراد و اشخاص، موقعیت افراد و شرایط اقتصادی افراد و شرایط مختلفی که احیانا بین افراد و اشخاص هست. این صله رحم، هم واجب است، نه اینکه یک امر مستحبی باشد. البته مقول به تشکیک است. از نظر فقهی برخی از مراتبش را نمی‌توانیم بگوییم واجب است اجمالا برخی مراتب دیگرش وجود دارد. حالا آنجا هم محور، رَحِم بودن است. رحم بودن شامل چه افرادی می‌شود؟ بالاخره عمو، عموزاده، دایی، دایی زاده، خاله، خاله زاده و نوه‌ها، نتیجه‌ها، نبیره‌ها، جد، اجداد، جدات همه اینها می‌تواند باشد. دایره‌اش بسیار وسیع است.

در اسلام تعریفی درباره رحم به این صورت آمده است؟

   ■  بله. اصلا رحم به این معناست، لذا در همین رابطه است که مساله ارث مطرح می‌شود. طبقات مختلف [مطرح می‌شود] طبقات یعنی لایه‌های مختلف. طبقه اول، طبقه دوم و سوم هست که افراد ارث می‌برند که البته در صورتی که طبقه اول باشد نوبت به دوم نمی‌رسد و در عین حال هم صله رحم بر همه واجب است. یا فرض کنید حالا من چند موردی که الان بالفعل در ذهنم هست عرض می‌کنم مثلا عاقله ، جنایت‌های خطایی که از فرد صادر می‌شود دیه‌اش مال عاقله است. عاقله یعنی چه؟ یعنی قوم و خویش‌های پدری، آن هم متناسب با شرایطی که آمده است شما از طرفی صله رحم را می‌بینید و از یک طرفی عاقله را می‌بینید. اینطور هم نیست که بعضی گمان بکنند که مال یک زمان [خاصی] بوده است این حرف‌ها حرف‌های رطب و یابس است. اسلام خودش برای خودش خانواده خودش را دارد. اینجور نیست که حالا آن مال آن موقع و زمان بود که خانواده‌ها گسترده بود و الان چون دیگر ارتباطی نیست فلان فامیل اروپاست و فلان فامیل آمریکاست، اینجا نمی‌گویند دهکده بزرگ، اینجا اینطور مساله را گسسته از هم می‌بینند و در نتیجه می‌خواهند مسئله عاقله را اینطور...

یا فرض کنید در روایات که سخن از انفاق و صدقه می‌شود، اول قوم و خویش‌ها. بعد همسایگان؛ بعد دیگران. این مساله است. تفاوت بسیار زیادی دارد. من در همین اعمال ماه شعبان دیدم که وقتی توصیه می‌شود نسبت به انفاق، اینها با هم ارتباط دارد. یا مساله نفقه، وقتی شما ملاحظه می‌کنید آنجاهایی که براساس رابطه سببی مثل زوجیت پدید می‌آید البته فعلاً بحث نمی‌کنیم. آیا فقط نفقه فرزند بر انسان واجب است؟ اگر بزرگ شد، مکلف شد، دیگر ولایتی نسبت به آن ندارد نفقه بر او واجب نیست؟ البته با دو تا شرط: او نداشته باشد و ما بتوانیم او را تامینش بکنیم. نخواهد بیکارگی و بیکاری داشته باشد. فرزند اینطوری است. نوه‌اش هم همینطور است. نتیجه‌اش هم همین است، نبیره‌اش هم همین است فرقی نمی‌کند. از این طرف هم نسبت به جدّ و اجداد هم همین‌طور است اگر یک کسی جدّ سومش را دارد و او هم نیاز دارد و این دارا است باید تأمینش بکند. حالا اگر انسان بخواهد اینها را احصاء بکند بیش از اینهاست. یعنی نفقه از یک سو، از یک سو ارث، از یک سو توصیه‌ها نسبت به وقفِ نسبتِ به فامیل و حتی سیره‌ای که از ائمه هست که امیرالمؤمنین(ع) وقف می‌کند برای عمه‌های خودش. این خانواده چنان با بُعدهای خودش پیوند دارد که توصیه می‌شود ـ بلکه سیره چنین است ـ که یک چنین کارهای عام المنفعه در وهله اول برای اقوام انجام شود فرض کنید در اختلافی بین زن و مرد پدید می‌آید، باید شخصی حَکم باشد این حَکم چه کسی باید باشد «حَکَماً مِنْ اَهِلِه وَ حَکَماً مِنْ اَهْلِها» که بیاید نقشش را ایفا بکند. یک ریش سفیدی هم هست تدبیری هم دارد، اینها نکته است. اینطور نیست که پیوند نباشد. مجموعه اینها نشان می‌دهد که در یک تعریف خانواده این جور که امروزه تعریف می شود نیست. خیلی وسیع است و حتی لایه‌های مختلف دارد. این لایه‌ها که تاکید می‌کنم هر چه نزدیک‌تر باشد در پاره‌ای از موارد این احکام ویژه‌تر است. مسئولیت بیشتری دارد. در پاره‌ای از موارد لایه‌ها به این صورت نیست. فرض کنید در اذن دختر برای ازدواج صحبت عمو و برادر نیست؛ صحبت خواهر نیست؛ صحبت پدر است و جد پدری. جد مادری هم نیست. اینها همه‌اش نکات ظریفی تویش هست و نشان می‌دهد به ما که خانواده یک عرض عریض و وسیعی دارد و در عین حال لایه‌هایش هم اینطوری نیست که همه‌اش یک اندازه و یک قد باشد در پاره‌ای از موارد متفاوت است شما می‌بینید اجداد ثمانیه در ارث جزء طبقه سوم هستند اما برخی از آنها نقش اساسی در ازدواج دختر دارند ملاحظه می‌کنید؟ همه اضلاع اینها مثل ذوزنقه می‌ماند اینطور نیست که همه‌اش یک جور باشد. بحث خانواده به یک معنا در اسلام بسیار وسیع و گسترده است و ارحام را شامل می‌شود.

  آیا می‌شود این نتیجه را گرفت که چارچوب‌های ایجاد آن مسئولیت‌پذیری و حس مسئولیت‌پذیری در اعضا... عملکرد دیگری داشته باشد؟

   ■  همین طور است. حالا عرض می‌کنم این آثار و تبعاتش است، ولی نکته این است که بالاخره خانواده اینطور دیده شده و افراد وظایف و عملکردهای مختلف در این رابطه دارند.

در نتیجه به یک معنا خیلی وسیع و گسترده است اما در عین حال هم می‌تواند یک خانواده سه نفری چهارنفری باشد. این افراد با هم زندگی می‌کنند و در عین حالی که با یکدیگر ارتباط دارند ولی تحت ولایت نیستند. یعنی وقتی که پسر بخصوص دختر هم بالغ شد ـ در پاره‌ای از موارد شرطش رشد است ـ استقلال دارد. استقلال مالی و استقلالات مختلف دارد. چنانچه بخواهد ازدواج کند هم همینطور است در دختر به حساب آسیب‌پذیری‌هایی که احیاناً می‌تواند تهدیدش کند شرایط مختلفی دارد.

بنابراین در عین حالی که وسعت دارد در عین حال شما می‌بینید دختر مستقل است، دیگر اجازه از پدر لازم نیست برای اینکه با شوهرش زندگی می‌کند. حالا اگر بخواهد به منزل پدرش برود، باید با هماهنگی شوهر باشد. از آن طرف هم پسر در کارهای اقتصادی خودش مستقل است. مسأله صله رحم سر جای خودش است. یعنی نه آن جور خانواده گسترده‌ای که در گذشته به شکل‌های مختلف در اقوام مختلف فرهنگ‌های مختلف، اسلام به آن صورت قبول دارد و نه هسته‌ای را به این صورت قبول دارد ولی در عین حال می‌تواند هسته‌ای مفیدی داشته باشد، اما هسته‌ای که از پشتوانه قوی برخوردار است. یعنی این خانواده پشتش محکم است به پدر، پشتش محکم است به جد، به سایر اقوام. صله رحم خودش یک تکیه‌گاه بسیار قوی است. عاقله تکیه‌گاه بسیار قوی است و مسائل دیگری که در این رابطه است احکامی هستند که در این رابطه در جای خودش پشتوانه بسیار قوی است. در نتیجه اینکه گفته می‌شود لایة، به همین معناست. عرض کردم لایه به این معنا نیست که کاملاً همه جا یک‌جور و همسان باشد؛ نه. درست مثل این گشتارهایی که ترسیم می‌کنند که شکل‌های مختلف می‌تواند داشته باشد، انعطاف خاصی دارد.

به بحث لایه لایه بودن خانواده که البته در فرهنگ غیر اسلامی چنین چیزی دیده نمی‌شود اشاره‌ای کردید. نبود این لایه‌ها در غرب چه آثاری دارد؟

   ■  صله رحم به آن صورت لااقل در این فرهنگ‌ها نمی‌بینیم. یا فرض بکنید در این فرهنگ‌ها ولایت پدر و جد پدری برای دختر و امثال ذلک دیده نمی‌شود حالا این احتیاج به یک مطالعه وسیعی دارد که بوده یا نبوده، مثلا در برخی از اقوام اینطور نیست که نباشد. ولی الان که شما ملاحظه می‌کنید می‌بینید نه. و آن روابطی که حرمتی که «وقَضی رَبکَ اَلا تعبدوا الا ایاک و بالوالدین احسانا» اینجا نیست. من یک وقت یک سفر تبلیغی خارج از کشور پیدا کردم، خیلی وقت پیش بود زمان دولت اصلاحات، اصرار کردند دیگر رفتیم یکی از این کشورهای اروپایی، خب آنجا وضعیتش وضعیت اخلاقی خاصی است. یکی از دوستانمان آنجا بود، یکی از راه‌هایی که آنجا برای اینکه آدم کار بکند این بود که با خود خانواده‌ها ارتباط برقرار بکند تا تاثیرگذار باشد. عملاً ایرانی‌ها وقتی آنجا می‌روند بافت خاصی پیدا می‌کنند. هر چند خود این مسأله هم می‌تواند برای مبلّغ آسیب‌زا باشد به نحوی که من خودم شاهد بودم و می‌دانستم که بالاخره این وضعیت [وجود دارد] ولی یکی از راه‌ها همین است خود ما چندین‌بار دعوت شدیم مثلاً یک کم اول می‌رود آن طرف آب بعد کم‌کم شرایط را فراهم می‌آورد و دیگران و دیگران کلی یک جمعی آنجا درست می‌شود. بخصوص آنجا هم که یک کشور مهاجرپذیر است البته با حفظ تغییر و تبدیل فرهنگ افرادی که وارد می‌شوند.یک بافت خاصی دارد. آنجا که صحبت از این بود که فردی فرزندش خوب عمل نکرده حالا این بالاخره ایرانی بود، تا یک اندازه‌ای چارچوب‌ها را پذیرفته بود، ولی آن روابطش بیرون خوب نبود، حالا نمی‌توانم خیلی بازترش کنم. یکبار اعتراض کرده بود به پلیس زنگ زده بود و آمدند و راحت برای پدرش یک جریمه‌ای بریدند و از آن طرف هم یک خانه‌ای در اختیار این پسر گذاشتند تحت عنوان اینکه این فرد امنیت ندارد و فلان. در نتیجه آزار اینچنینی... حالا عرض کردم آنجا بافت بسیار خاص و پیچیده‌ای دارد. صحبت بود که در آنجا نفر اول از نظر اهمیت در خانواده بچه است و بعد زن است و بعد سگ است و بعد شوهر! واقعش این است. اصلاً در این کتاب‌های انگلیسی کمی هم که دست ما هست این است، وقتی یک خانواده را بخواهند پیک نیکش را ترسیم بکنند و فلان جا رفتن و اینها، می‌بینید سگ پیوند و پیوست دارد با اینها. نه پیوست بلکه جزء مجموعه است. در حالی که درست است فرزند از نظر اقتصادی استقلال دارد و پدر هم نسبت به او ولایت ندارد اما اگر پدر یک امری کرد و تخطی کردن از آن امر موجب اذیت و آزار شد ـ در صورتی که دست کم معقول باشد ـ باید تبعیت کرد نباید آن وضعیت پیش بیاید، ناراحت بشود آزرده بشود، گناه دارد. خیلی با هم تفاوت دارد. آن براحتی بابا می‌گوید بالای چشمت ابروست چرا با فلانی اینطور چرا فلانی را اینطور آوردی، مناسب نیست، خوب نیست، فلان و اینها. زنگ می‌زند و می‌آید این را می‌برند و در نتیجه می‌گوید من احساس امنیت ندارم. به همین راحتی این چنینی برخوردی می‌کند خیلی تفاوت دارد، زمین و آسمان. اینکه « وَاخْفِضْ لَهُمَاجَنَاحَالذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ »، قریب به این مضمون. این چنین اینها باید مورد مرمّت قرار بگیرند، مورد لطف قرار بگیرند اینجور انسان خودش را در مقابل پدر و مادر خاضع و خاشع بکند.

باز یکی از بزرگان نقل می‌کرد می‌گفت ما در این سفرهای خارجی که داشتیم، در همین کشورهای اروپایی، راننده آنجا توی راه تفهیم کرد به ما که در این مسیر یک روستایی است در مسیرمان پدرم اینجاست یک دو سال سه سالی است ندیدمش. می‌گفت ما شاهد بودیم. یک فرصتی او رفت و یک زنگی زد و از پنجره او [پدر] سر بیرون کرد و این دست تکان داد و او هم دست تکان داد. حالا بعد از دو سه سال. حالا تازه این جزء قشر نسبتاً سنتی جامعه‌شان است. یعنی واقعا خانواده‌های اروپایی خانواده‌های تک هسته‌ای، خانواده‌های بی‌پناه هستند. این الگوها وقتی در جامعه ما هم می‌آید خانواده‌ها اینطور بی‌پناه می‌شوند. طلاق‌هایی که امروزه اتفاق می‌افتد می‌دانید اصلا از کجا نشات می‌گیرد یک عاملش دست کم این است. اینکه بزرگترهای خانواده نقش خودشان را از دست دادند. نمی‌توانند ، ورود مثبت پیدا بکنند. از سوی افراد و اشخاص راهی برای ورود آنها اصلا باز نمی شود ، تا بخواهد کسی حرف بزند زندگی شخصی و فردی من است می‌خواهی ورود پیدا بکنی؟ دخالت نکن. خب اینها هم کم تجربه هستند و براساس یک جنبه‌های هیجانی با هم ازدواج کردند و بعد این هیجان‌ها می‌خوابد واقعیت‌های زندگی، مشکلات زندگی و شکسته شدن هیبت طلاق و امثال ذلک ، بالاخره عادی شدن مساله طلاق و گاهی تعبیرات عجیب و غریب که (دیگر زندگی تکراری شده) خیلی اینها معنا و مفهوم دارد. اما در گذشته اینچنین نبود، خانواده‌ها در یک مقاطعی بالاخره آنها نقش خودشان را ایفا می‌کنند تاثیرات معنوی دارند تاثیرات مختلفی روی بچه‌ها، روی نوادگان دارند، چی است، چی نیست بنشینند نصیحتشان کنند اینها را روشن بکنند سردی و گرمی که اینها نچشیدند بچشانندشان، حالیشان بکنند که مساله اینطور از هم نپاشد. الان نمی‌توانند نقش ایفا بکنند ولی در گذشته مفهوم داشت که یک چنین چیزهایی اتفاق بیفتد و گاهی پدر و مادر اطلاع نداشته باشند یا اینکه نتوانند کاری بکنند کاری ازشان بر بیاید. بله آخر خط که به هیچ وجه قابل این نبود که التیام پیدا بکند، احیانا گهگاهی طلاقی اتفاق می‌افتد. در نتیجه خود این خانواده آن طوری که اسلام ترسیم کرده که لایه‌های مختلفی دارد، این بهترین ترسیم خانواده است که آدم بتواند ترسیم بکند که هم استقلالٌ مایی دارد این خانواده، خانواده های دو نفر سه نفر پنج نفر و امثال ذلک و هم از حمایت‌های مختلفی برخوردارند. حمایت‌های ارثی است حمایت عاقله است، صله رحم است، انفاقات هست، انفاقاتی که اینطور توصیه شده در شرع هست و امثال اینها و مهمتر از همه این جنبه‌ها ، فضاهایی که ایجاد می‌کند که این فضا نقش دارد در اینکه خانواده تحکیم پیدا بکند به طوری که از هم نپاشد. چرا؟ برای اینکه لایه قوی پشتش است.

شما نگاه بکنید شما در همین دعای عالیه المضامین که بعد از زیارت‌ها خوانده می‌شود شما همه را دارید دعا می‌کنید ازواجی زوجیاتی اعمامی خالاتی همه اینها محورند. خود این یک پیوندی ایجاد می‌کند بین افراد و اشخاص. خیلی مهم است. آدم کسی را که دعا می‌کند اگر دعا واقعی باشد یعنی در واقع از ته دل معنایش این است که آن را می‌خواهدش. معنایش این است که این خیر را برای او طلب می‌کند. این مساله مساله بسیار مهمی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

سوال دیگری که به نحوی در ادامه همین سوال مطرح می‌شود مسئولیت اعضای خانواده نسبت به دینداری یکدیگر است. آیا اعضای خانواده نسبت به دینداری هم، یک اندازه مسئولند یا حیث‌های مختلف در این مسئولیت تاثیرگذارند به عنوان مثال از طرفی مدیریت خانواده در اسلام به مرد واگذار شده است و از طرفی مادر دارای طولانی‌ترین نزدیک‌ترین و به لحاظ عاطفی با کیفیت‌ترین رابطه با فرزند می‌باشد که طبیعتاً می‌تواند دارای اثرگذاری بیشتری باشد، این مسئولیت‌ها چگونه در اسلام تعریف شده است؟

   ■  اگر شالوده خانواده براساس تقوا ریخته بشود، پدر در خانواده یک نقشی دارد یک تاثیرگذاری دارد. مادر هم یک تاثیرگذاری دارد. پدر و مادر هم روی هم رفته بر یکدیگر یک تاثیرگذاری دارند کما اینکه هر دویشان روی بچه‌هایشان یک تاثیرگذاری‌های خاصی دارند. وانگهی این روابط همه‌ش روابط اخلاقی باشد، روابط روابط صحیح باشد. نوع تعاملی که پدر با مادر دارد یک تعامل صحیح باشد حریم یکدیگر حفظ بشود و اخلاق و عواطف و اینها بر آن حاکم باشد. خود حریم گذاشتن برای هر یک نسبت به دیگری این هم باز ملاحظه بشود. شما نگاه بکنید خود این یک آثاری روی خود بچه‌ها دارد. خیلی از مواقع بخصوص اگر بچه‌ها متعدد باشند بچه‌ها همینی که در یک خانواده خوبی زندگی بکنند همین تربیتش است. وقتی که در خانواده ادب باشد، اخلاق حاکم باشد، دروغگویی نباشد چند رنگی نباشد نفاق نباشد خشونت نباشد ایثار و گذشت باشد و غیرذلک اتفاقا این هست که به طور ناخواسته فرزند را می سازد. بچه رفتارش رفتار همینطوری است کوشش و خطایی است هنوز آن طور فکر و شناختش رشد پیدا نکرده است. با چه این کلمات را یاد می‌گیرد؟ جملات را یاد می‌گیرد؟ با صحبت‌های ما یاد می‌گیرد. چطور یاد می‌گیرد؟ او هم از خود ما یاد می‌گیرد به چه زبانی از خود ما یاد می‌گیرد؟ چطور غذا بخورد؟ از خود ما یاد می‌گیرد. چطور بنشیند بلند شود لباس بپوشد؟ همینطور. به عنوان یک مثال کوچک و پیش پا افتاده فرض بکنید پدر و مادر وقتی بچه‌هایشان کم‌کم بزرگ می‌شوند ملاحظه لباسشان را نکنند طبیعتا در خانه او هم همینطوری بار می‌آید. اما نه. پدر مقید باشد حتی موقعی که به طور معمول با زیرپیراهنی هم در خانه راه نمی‌رود، طبیعتا بچه اولش هم اینکار را بکند بعد کم‌کم بابا را می‌بیند می‌گوید می‌خواهم مثل بابام باشم. او هم می‌گوید می‌خواهم مثل مادر باشم. ما خیال می‌کنیم تربیت یک چیز تزریقی است نه. بسیاری از مواقع بچه‌های متعدد داشتیم اصلاً به بچه‌ها نماز یاد ندادیم. وضو را از پدر و مادر یاد گرفته. حالت عاطفی با پدر و مادر دارد. اینها را دوست دارد برای وضو گرفتن قدش نمی‌رسد همینطوری می‌آید برای خودش وضو می‌گیرد آب را باز می‌کند. بعد کم‌کم تصحیح می‌شود مثل بقیه رفتارها. نماز هم همینطور. کارهای دیگر همینطور. یعنی آن چیزی که شالوده تربیت فرزندان است این است. خب طبیعتا آنچه که شما مطرح می‌کنید به آن اندازه‌ای که پدر حضور دارد پدر در خانواده تاثیر دارد و به همان اندازه ارزش‌ها را منتقل می‌کند، مادر هم به همان اندازه. نوع رابطه اینها و تعامل اینها می‌تواند روی بچه اثر بگذارد و بچه از هر دو متاثر باشد. اگر بنابراین باشد مادر می‌تواند از پدر متاثر باشد پدر هم در جنبه‌های مثبت می‌تواند از مادر متاثر باشد.

بنده اگر در خانه به طور مدام دروغ گفتم همینجا فرض کنید کسی زنگ زد با من کار داشت، بگو نیست! چه انتظاری دارم که بچه‌ام راست بگوید. یک وقت آدم می‌بینید که دستش بند است، واقعا دستش بند است یا الان وقت مناسبی نیست وقت دیگری است. اتفاقا در خود آیات قرآنی است که اگر کسی آمد و اذن خواست و می‌خواست وارد بشود، آمادگی نداشت گفت شما برگردید مزاحم نشوید. اما این ملاحظه کاری‌ها همینطور بچه را دروغ‌گو بار می‌آورد.

گاهی مادر می‌آید با کسی حرف می‌زند مادر غیبت نکن. خیلی مهم است. یعنی امر به معروف و نهی از منکر اولا کوچک و بزرگ نمی‌شناسد. مرد و زن نمی‌شناسد. پدر و فرزند نمی‌شناسد. البته از راهش. با چارچوب خاص خودش باید امر به معروف کرد. اگر در خود خانواده رفتارها همواره رفتارهای ارزشی سرشار و دیگر حرمت ارزش‌ها شکسته نمی‌شود این خیلی مهم است.

چه راهکارهایی برای تربیت دینداری خانواده با توجه به شرایط کنونی پیشنهاد می‌کنید، در صورت امکان با تفکیک بین راهکارهای مربوط به نهادها و راهکارهایی که خود خانواده‌ها می‌توانند برای حفظ و تقویت دینداری داشته باشند؟

   ■  امروزه شرایط، شرایط خیلی بدی است. یکی از چیزهایی که متاسفانه ما مبتلایش هستیم این است که تعامل خانواده‌ها در درون کمتر شده، تاثیرپذیری‌اش از بیرون بیشتر شده است خانواده‌ها روابط عاطفی‌شان تحت الشعاع مسائل بیرونی قرار گرفته است. حساس‌ترین موقعیت که وقت تعاملِ بین افراد خانواده هست ـ حالا چه تعامل عاطفی چه اخلاقی ـ ناخواسته رفتارهای این‌ها جهت و شکل پیدا می‌کند. برای سرنوشت شما و خانواده‌تان چیزهای دیگری حاکم است. از متغیرهای بسیار بسیار جدی که در نبود شما دارد نقش ایفا می‌کند همین تلویزیون است. 4 ساعت 5 ساعت در غیاب شما یا چند ساعت در غیاب شما، مثلا 4 ساعت خانم شما فرصت دارد تلویزیون می‌بیند، ملاحظه بکنید چه الگویی را دارد می‌بیند چه چیزهایی دارد جذب می‌کند. آن‌ها که دیگر هیچی. این که خوبش است. یک وقتی من این را یکی دو بار گفتم خدمت مقام معظم رهبری در عین حال اینکه این صدا و سیمای ما با کشورهای دیگر مثل مسجد و کاباره می‌ماند بلاتشبیه، این قدر فاصله دارد اما خطر همین از آمریکا بدتر است. من یادم نمی‌رود همین آقای ضرغامی و معاونینشان آمده بودند. یک بار سه چهار ساعت جامعه با اینها جلسه داشت ، خیلی اینها به هم ریختند. آقا هم قبول داشت. گفتم درگذشته خانواده‌های متدین در خودشان بودند و بعدش هم تنوعشان در همین جلسات مذهبی بود، هیئات مذهبی بود. بچه دارد چه الگوهایی می‌گیرد؟ چه ارزش‌هایی را دارد جذب می‌کند؟ چه چیزهایی را دارد به دست می‌آورد؟ آن هم ما هی توی سر آموزش و پرورش می‌زنیم می‌گوییم آموزش و پرورش 12 سال بچه‌ها در آنجا هستند همه را آنجا می‌بینند، چرا آنجا را فقط می‌بینید. ما اینجا را یک جوری رقم زدیم که تازه آنجا(آموزش و پرورش) تابعی شده از این(صداوسیما).

  نقش صدا و سیما را بیشتر از آموزش و پرورش می‌دانید.

   ■  بله. حالا باز هم نمی‌توانیم در این رابطه وزن‌کشی بکنیم. امروزه خود این رادیو و تلویزیون، بخصوص تلویزیون و این ارتباطات اجتماعی یا فرض کنید این شبکه‌های ماهواره‌ای یا امثال ذلک، غوغا می‌کند. یکی از دوستان فاضل و با کمالی که برای بعضی از این شبکه‌هایی که مربوط به خارج است برنامه‌هایی داشت. می‌گفت که اصرار کردند به من که بالاخره شما برای گرفتن این برنامه‌ها بد نیست یکی از این دستگاه‌ها را داشته باشید می‌گفت من اول زیر بار نمی‌رفتم بعد اصرار کردند که بالاخره برنامه خودتان را ببینید که اگر نقصی بود برطرف کنید. گفت خیلی خب آمدند نصب کردند. یک هفته گذشت گفتم آقا برش دارید ببرید. نمی‌خواهم. بزرگترها را که شرایط خاصی دارند را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این چیزها دین انسان را می برد حالا شما انتظار دارید که جوان‌ها و نوجوانان فلان پسرها و دخترها و زنان و مردان، اگر انگیزه‌هایی دیگری در کار باشد چه وضعیتی خواهد داشت

  در این فضا راهکار عملی چیست ؟

   ■   واقعا آدم باید ببیند چکار بکند؟ باید با اعتدال عمل کرد و من اعتقادم این نیست که تلویزیون در خانه نباشد. ما داریم در خانواده‌مان که بعضی‌ها در خانواده‌شان تلویزیون نیست و در عین حال می‌بیند آدم وضعیتشان را که چطوری است. گاهی بچه‌هایشان دخترهایشان در این مجالس عقد و اینها طوری لباس می‌پوشند که انگار که لباس ندارد و لخت هستند یعنی نمی‌خواهم آن را توصیه بکنم، چون یک وضعیت دیگری پیدا می‌کند. ولی باید کنترل بشود و مدیریت بشود. الان نمی‌شود. پدر و مادر نمی‌توانند مدیریت بکنند. همه عادت کردند. واقعا باید یک تصمیمی گرفته بشود. یعنی به عبارت دیگر تلویزیون برای کسانی که اهل تلویزیون هستند باشد چون در گذشته هم کسانی که اهل تلویزیون بودند به قول معروف متجددین بودند آنهایی بودند که خیلی متدین نبودند. برای آنها خوب یک سطح آنها را به دینداری نزدیک می‌کند اما اینها را نه. بله می‌تواند یک بالانسی ایجاد بکند. ولی نتیجه اش چی؟ در این رابطه چه کسی ضرر می‌کند؟ خانواده‌ها ضرر می‌کنند. بعد این را می‌برند در مدرسه بچه اینها را برای همدیگر می‌گویند. الان همین مدارس ما غوغا می‌کند. یعنی آن چیزهایی که اینها می‌بینند چیزهایی که هست چیزهایی که چشم و گوش‌هایی که باز می‌شود چیزهایی که در مدرسه می‌برند حتی کسانی که بچه‌هایی که چشم و گوششان بسته است... دبیرستانش یک جور کلاس‌های بالاتر یک جور. الان دوباره برگشته فضای جامعه ما به گذشته. حالا نمی‌خواهم در این رابطه ورود پیدا بکنم ولی علی ای حال امروزه به شما عرض بکنم خیلی سخت است. راهش هم چیست؟ راهش این است که بالاخره پدر و مادر باید بفهمند همه این برنامه‌ها خوب نیست. به طور ظریف باید کنترل بکنند و لو اینکه با ابزارهای خاصی بعضی شبکه‌ها بعضی ساعات باشد با کمی دور هم نشستن لااقل ساعتی از ساعاتش خاموش کنند. با هم حرف بزنند و گپ بزنند. آن هم گپی باشد که همراه با لذت باشد اینطور نباشد که حالا این از آن گلایه‌مند باشد، این از او گلایه‌مند باشد مطرح بکند، نه. واقعش باید خیلی سرمایه گذاری بشود ولی خب در عین حال واقعا اگر آدم خودش را از نظر رفتاری از نظر اخلاقی آن ملاحظات لازم را داشته باشد حالا چه در روابط خودش و چه در روابط با بچه‌هایشان اخلاق حاکم باشد. به معنای وسیع کلمه ایثار ، گذشت ، و صداقت داشته باشند، بنای این نباشد که همدیگر را تحقیر بکنند، بنا داشته باشند به اینکه همه اینها برخوردار باشند از مواهب زندگی بنابراین این آثار خودش را دارد آن هم باید مدیریت بشود. اینها می‌گویند ما نشان می‌دهیم این خود آدم‌ها هستند که باید انتخاب بکنند. این یک تفکر اگزیستانسیالیستی است. حالا من نمی‌خواهم ورود پیدا بکنم که چرا این غلط است. چون افراد همه یک جور نیستند و گاهی مواقع بر اساس انگیزه‌ها، هیجانات و طرز فکر خودشان انتخاب می‌کنند اینطور نیست که هر چیزی به ایشان توصیه بشود بتوانند تحلیل درست کنند و به خوب و بدش واقعا برسند، نه، آدم‌ها خیلی با هم تفاوت دارند در نتیجه این یک توصیه‌ای نیست که قابل قبول باشد. می‌شود چکار کرد؟ می‌شود به دنبال هر قسمتی از بعضی از این سریال‌ها یک کسی خیلی خوش لباس یک تحلیل زیبا و قشنگی نسبت به آن بکند. گاهی مواقع بعضی از سریال‌هایی هست که از ترکیه می‌گیرند یا جاهای دیگر می‌گیرند آنها همین کار را انجام می‌دهند بخصوص جاهایی که جنبه این است که چطور مثلا یک کسی بد عمل کرده روابط اجتماعی‌اش بد بوده آثار بدش ظاهر شده چه شده قسمت به قسمت فقط یک کسی خیلی خوش لباس تاثیرگذار... توضیح می‌دهد ولی ما مثل اینکه این جور کارها کسرمان است.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
امام حسن عسکری سلام الله عليه :

«ما أقبَحَ بِالمُؤمِنِ أن تَكونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛»

«چه زشت است براى مؤمن، به چيزى دل بندد كه خوارش سازد.»

بحارالانوار: ج 78 ص 374؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185