Share/Save/Bookmark
گفتگو با آيت الله علامه مصباح يزدي
صباح پیش شماره 2 > نویسنده : مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم کد: 351

استاد علامه حضرت آيت الله محمد تقي مصباح يزدي، در سال 1313 شمسي در ميان خانواده‌اي شريف و مؤمن در يزد متولد شدند. بهره‌گيري از استادان برجسته‌اي چون آيات عظام بروجردي، امام خميني، بهجت و علامه‌ي طباطبايي از امتيازات زندگي علمي ايشان است. زمان آگاهي، حق‌مداري و مرزباني از دين، ويژگي‌هاي هميشگي اين استاد فرزانه بوده است. تدريس، تحقيق و پژوهش در محورهاي متافيزيك و فلسفه‌ي اسلام و فلسفه‌ي غرب، معرفت‌شناسي، انسان‌شناسي، كلام و دين‌پژوهي، فلسفه‌ي اخلاق و اخلاق، فلسفه‌ي حقوق و سياست، علوم اجتماعي، تفسير و علوم قرآن، حاصل بيش از 50 سال دغدغه‌ي فكري، تأمل و ژرف كاوي علامه مصباح يزدي بوده است. از ديگر خدمات بزرگ استاد مي‌توان به تأسيس و تقويت بخش آموزش و پژوهش مؤسسه در راه حق، تأسيس بنياد فرهنگي باقرالعلوم و پس از آن، موسسه‌ي آموزش و پژوهشي امام خميني و طرح تاسيس دفتر هم‌كاري حوزه و دانشگاه اشاره كرد . حاصل اين تلاش‌ها تربيت صدها روحاني فاضل و نخبه و آگاه به مباني ديني و انديشه‌هاي جديد و زبان عصر است. حضرت استاد داراي تأليفات بي‌شماري هستند كه سلسله معارف قرآن، آموزش فلسفه، آموزش عقايد، درآمدي بر مديريت اسلامي، نظريه‌ي سياسي اسلام، نظريه‌ي حقوقي اسلام و پرسش‌ها و پاسخ‌ها نمونه‌اي از آن‌ها است.
سؤال: جـناب استـاد! بديهي اسـت كه قبل از ورود به بحث قلمرو دين بايد تعريف روشني از دين داشته باشيم؛ لطفا به عنوان اولين سوال تعريف جامع و كاملي از دين ارائه بفرماييد.
جواب: قبل از پرداختن به مسائلي كه حول محور دين مطرح مي‏شود، بايد تعريف روشني از دين داشته باشيم. اين كار از آن جهت اهميت پيدا مي‏كند كه تعريف‏هاي مختلفي براي دين ارايه شده و بر اساس آن تعريف‌ها، نتيجه‏گيري‏هايي شده كه ما اگر بخواهيم آن نتيجه‏ها را نقد كنيم، ابتدا بايد تعريفشان را نقد كنيم . به هرحال، لازم است كه ما براي مباحثه با طرف مقابل خود، موضوع شناخته شده‏اي داشته باشيم و بر سر يك تعريف توافـق پـيدا كنيم.
در تمامي تعريف‌هايي كه براي دين ارايه شده، سعي شده كه از موارد استعمال در زبان‌هاي مختلف، يك تعريف جامع به دست آيد و تقريباً عموم جامعه‌شناسان به اين نظر رسيده‏اند كه دين عبارت است از اعتقاد به يك امر قدسي. تعبيري كه آن‏ها مي‏كنند اين است: اعتقاد به يك امر مقدس و انجام رفتارهايي بر اساس اين اعتقاد. اما اين كه امر قدسي چيست؟ ملاك آن چيست؟ بحث‏هايي دارند كه چندان مطلب صحيحي به دست نمي‏دهد.
بعضي، دين را يك تجربه‏ي شخصي و يك حالت دروني و روحي دانسته‌اند كه فرد در درون خودش آن را درك مي‏كند و بنابراين، اصلاً قابل ارايه به ديگران نيست. بحث ما بر سر حالات شخصي افراد نيست؛ بر سر چيزي است كه از نظر عقلي بتوانيم روي آن بحث كنيم و بگوييم اين درست است يا درست نيست. بحث ما در اين است كه قلمرو دين تا چه اندازه است؟ آيا شامل رفتارهاي حقوقي، سياسي و اقتصادي مي‏شود يا نه؟ آن تجربه‏ي شخصي كه كشش اين حرف‏ها را ندارد، به بحث ما ارتباط پيدا نمي‏كند.
عده‏اي ديگر گفته‏اند كه دين فقط يك سلسله عقايد است. لازمه‏ي اين سخن اين است كه ما مطلقا احكام و دستورات عملي را جزء دين ندانيم. كساني هم عكس اين تعريف را گفته‏اند؛ گفته‏اند: دين ربطي به اعتقادات ندارد و فقط مجموعه‌ي رفتارهايي ‏است كه بعضي اشخاص به نام دين انجام مي‏دهند!
ما در مقابل اين نگرش‏هاي مختلف يا تعاريف مختلفي كه از دين ارايه مي‏دهند، لازم است يك موضع مشخصي داشته باشيم و با طرف بحث خود در آن توافق كنيم.
ما طلاب عادت داريم كه بگوييم تعريف، از جنس و فصل تشكيل مي‏شود. جنس بايد يكي از مقولات ده گانه باشد و فصلي هم به آن اضافه شده باشد تا تعريف شكل بگيرد. اما فراموش نكنيم كه اين‏گونه تعريف كردن، اگر صددرصد هم درست باشد، مربوط به حقايق است؛ اما مفاهيم انتزاعي از اين قاعده مستثنا است؛ چرا كه آن‏ها جنس حقيقي و فصل حقيقي ندارند.
ما در صدد هستيم كه يك تعريف لفظي از دين ارايه بدهيم؛ مي‏خواهيم بگوييم كه اين لفظ دين چه معنايي دارد. در حقيقت، تعريف ما نوعي شرح الاسم است، يا اگر دقيق‏تر بخواهيم بگوييم نوعي شرح اللفظ است. دين اصطلاح خاصي است، و بنا براين بايد دقيقاً عناصر اين اصطلاح را مشخص كنيم و منشأ انتزاع اين اصطلاح را كشف نماييم؛ در اين جا مي‏گوييم كه اين اصطلاح كاشف از امري است كه اصلي‏ترين منبع شناخت آن قرآن است. آن ديني كه مي‏گوييم، آن اصطلاحي كه همه مي‏دانيم، اجمالا چيزي است به نام اسلام. اين اسلام، راه شناختي دارد، منبع شناختي دارد و اصلي‏ترين منبع آن قرآن است.
بهترين راه اين است كه موارد استعمال دين را در قرآن پيدا كنيم و آن‏ها را بگذاريم كنار هم، و يك تعريف جامع و كامل از آن‏ها انتزاع كنيم.
موارد استعمال را بررسي كرديم و ديديم كه دين يك جا به معناي لغوي خاصي است كه معناي جزا و پاداش و... دارد. اين معنا محل بحث ما نيست.
كساني فكر كرده‏اند كه دين فقط دستورات عملي است؛ يعني يك سلسله مقررات. اما ما به بعضي از آيات قرآني كه مراجعه مي‏كنيم مي‏بينيم كه دين، تنها به مقررات اطلاق نمي‏شود؛ مثلا، «يا اهل الكتاب لا تغلوا في دينكم». غلو يعني اعتقادهاي افراطي؛ اعتقاد به اين كه مثلا مسيح خدا بود؛ اين غلو است. قرآن مي‏گويد: «در دين خود، غلبه نكنيد»؛ اگر دين فقط مقررات عملي بود، غلو در آن معنا نداشت. غلو در اعتقاد است. از آن طرف كساني گفته‏اند اصلا دين فقط اعتقاد است و هيچ ربطي به مقررات عملي و اجرايي ندارد. در حالي كه آياتي در قرآن كريم هست كه در آن، دين را بكار برده و مربوط به عمل و يا قوانين اجتماعي است. »ان عدة الشهور عند اللَّه اثنا عشر شهراً في كتاب اللَّه يوم خلق اللَّه السموات والارض منها اربعة حرم ذلك الدين القيم«.
قرآن مي‏فرمايد: ماه‏هاي سال دوازده تا است. چهار ماهش، ماه حرام است. در اين چهار ماه حرام، جنگ نبايد كرد و... .
بعد مي‏فرمايد «ذلك الدين القيم»؛ دين استوار اين است. اما اين بر اساس خلقت است. «يوم خلق اللَّه السمواات والارض«.
اگر دين يك اعتقاد قلبي بود؛ چه ربطي داشت به عده‏ي ماه؟! چه ربطي به اعتقاد شخصي دارد؟ و ده‏ها آيه‏اي كه درباره‌ي احكام عملي است و اين‌ها را به عنوان دين معرفي مي‏كند. بنابراين در ديني كه مصداقش اسلام است، دست كم دو بخش داريم: يك بخش اعتقادات قلبي و يك بخش احكام و مقررات عملي و رفتاري كه بين اين دو، پيوندي بر قرار است.
پس دين عبارت است از يك سلسله باورها نسبت به نظام هستي و رفتارهاي ناشي از آن‏ها كه جهت، كيفيت و ارزش‌اش را از آن باورها مي‏گيرد. اگر آن عقايد و باورها واقعيت داشته باشد، يعني منطبق باشد بر واقعيت خارجي اين دين، دين حق مي‏شود. ارزش‏هايي هم كه بر اين مبتني است، ارزش‏هاي حق مي‏شود. احكامش هم مي‏شود احكام صحيح و واجب و اين دين است كه بر همه‏ي اديان ديگر غالب است. «ليظهره علي الدين كله».
سؤال: شما هنوز دين بودن قرآن و مصداق دين بودن اسلام را ثابت نكرده‏ايد؟
جواب: توجه كنيد كه نبايد تصور شود ما مي‏خواهيم تعبداً به قرآن استناد كنيم. ما در اين مقام نيستيم. در آن صورت، ما بايد بگوييم قرآن كتاب خداست و چون خدا فرموده دين يعني اين، ما تعبداً مي‏پذيريم؛ ولي ما چنين ادعايي نكرده‏ايم ما در صدد اين هستيم كه تعريف مشتركي با طرف بحث خود داشته باشيم. هدف ما در اين بحث، اين نيست كه ادعا كنيم دين حقيقي كدام است. آيا قرآن منبع صحيحي براي دين است يا نه؟ و پرسش‌هايي از اين قبيل. اين‏ها بحث‏هاي بعدي است.
اگر دين را به گونه‌اي تعريف كنيد كه بر بت پرستي هم صدق بكند، ما هرگز چنين تعريفي را نمي‌پذيريم. پس بايد تعريفي ارايه شود كه شامل آن ديني كه ما مي‏گوييم بشود. پس ما بايد تعريفي را پيشنهاد بكنيم. طرف بحث ما نيز همين طور؛ او هم بايد تعريف، را بپذيريد. يعني ما مي‏خواهيم بگوييم اين ديني كه ما در مورد آن بحث مي‏كنيم و طرف‌دارش هستيم و مي‏گوييم درست است، اين دين به اين معناست. طرف هم اول بايد همين معنايي را كه ما مي‏گوييم بپذيرد، تا زمينه‏ي بحث فراهم شود. پس اين اشكال نمي‏شود كه چرا ما از قرآن آيه مي‏خوانيم؟ ما كه نخواستيم استدلال تعبدي به قرآن بكنيم؛ مي‏خواستيم بگوييم اين ديني كه مورد بحث ما است، همان است كه اين آيات قرآن در مورد آن بحث مي‏كند. حالا درست يا غلط، فعلا در مقامش نيستيم. مي‏خواهيم ببينيم كه اصلا مفهومش چيست؟
سؤال: آيا مي‏توان طبق آيه‏ي «لكم دينُكم وَلي دِينِ» دين را به گونه‏اي تعريف كرد كه تمام مكاتب؛ حتي الحادي را شامل شود و سپس در مقام مقايسه از كمال يا حقانيت آن‏ها سخن گفت؟
جواب: البته كه مي‏شود. دين يك معناي عام دارد كه شامل بت پرستي هم مي‏شود و بر همين اساس است كه مي‏گوييم دين حق و دين باطل. پس اصل مفهوم دين، هم شامل دين حق مي‏شود و هم شامل دين باطل. اين معناي عام دين را ما قبول كرديم؛ منتها گفتيم اگر خواستيم درباره‌ي دين بحث كنيم، بايد تعريفي از دين ارايه دهيم كه بر دين اسلام منطبق باشد. وگر نه گفتيم كه بت پرستي هم دين است؛ وقتي كه موسي‏(ع) تشريف آوردند تا فرعون را هدايت كنند، فرعون به مردم گفت: «اخَافُ ان يُبَدِّلَ دينَكُم».[1]


[1] . غافر/26.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
حكومت جهاني امام زمان(عج) كه گستره‌ي آن عالم را فرا خواهد گرفت، نويد بخش تحقق اسلام در تمامي ابعاد زندگي انسان است. اين حكومت جلوه‌ي زيباي اسلام را كه به تمامي ابعاد وجود آدمي توجه دارد، نمايان ساخته، چشمان حقيقت‌جو را به سوي خود مي‌ربايد. قلمرو يا گستره‌ي دين از مباحث جدي دين‌پژوهي عصر حاضر است. اين مسئله كه از‌ مهم‌ترين موضوعات كلامي است، هم مورد عنايت عاشقان دين و تحقق آن در جامعه است و هم مورد توجه دين گريزان و يا دين ستيزان. قلمرو دين بحث از ابعاد و گستره‌ي دين است. اين پرسش‌ كه «آيا دين به جز بعُد فردي انسان، به ابعاد اجتماعي و سياسي زندگي آدمي نيز توجه دارد؟» از پرسش‌هاي اساسي اين بحث است. آيا اسلام تنها به دنيا پرداخته است يا ساختن دنياي سعادت‌مند را نيز نويد داده است؟ آيا دين به تلطيف عواطف و تنظيم و كنترل احساسات و... اين بشر مي‌پردازد و يا جنبه‌ي معرفتي انسان را نيز پاسخ مي‌دهد؟ اصلا روش تعيين قلمرو دين چيست؟ آيا پرداختن دين به دنياي انسان، به گونه‌اي اقلّي و اندك، پاسخ‌گوي نياز انسان خواهد بود؟ اين پرسش‌هاي گستره‌ي دين، پاسخ‌هاي متفاوتي يافته است، برخي با تكيه بر دانش آدمي و اتكاي او بر خويش در اين عصر و روزگار، به بي‌نيازي انسان از دين رسيده‌اند و دين را جز رابطه‌اي عاشقانه با خدا ندانسته‌اند. از نظر اينان، اگر هم دين به ابعاد دنيوي آدمي توجه كرده باشد، توجهي حداقلي و غير كافي خواهد بود و بيش‌تر نيازهاي آدمي، از غير دين بايد جسته شود. در مقابل، متفكران و علماي ‌اسلام، به گستره‌ي دين در ابعاد وجودي انسان اعتقاد داشته و هدف از نزول دين را ايجاد عبوديت عاشقانه در بستري عادلانه و جامعه‌اي سالم دانسته‌اند. از نظر اينان تأملي عاقلانه و مراجعه‌اي مؤمنانه، در اثبات اين مطلب كافي است و عقل و وحي، به يك سخن، آدمي را در زندگي فردي و جمعي دين و شريعت فرا مي‌خـوانند و او را به «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني» ره‌نمون مي‌سازند.
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«مَن أحَبَّ الدُّنيا ذَهَبَ خَوفُ الآخِرَةِ مِن قَلبِهِ؛»

«كسى كه دنيا را دوست داشته باشد، ترس از آخرت از دلش برود.»

بحارالانوار: ج 78 ص 315 ؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185