تعداد بازدیدها:1317
Share/Save/Bookmark
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
صباح 17-18 > نویسنده : مهدى وفاجو کد: 166

- «لباس و رفتار و آرايش تغيير پيدا كند، مانعى هم ندارد، مواظب باشيد قبله نماى اين مدگرايى به سمت اروپا نباشد، اين بد است.» مقام معظم رهبرى
از جمله گرايش ها و اميال فطرى و اساسى انسان ها، به خصوص جوانان و نوجوانان، زيبايى خواهى، پذيرش و محبوبيت اجتماعى، تنوع طلبى و نوگرايى (*odernes*) و الگوپذيرى است. از آن جا كه همه ى اين گرايش ها مى تواند در نوگرايى و مدگرايى تجلى پيدا كند، لازم است آسيب هاى آن را شناسايى كنيم تا بتوانيم اين اميال را در حد اعتدال ارضا نماييم و در دام افراط و تفريط هاى خود و دشمنان نيفتيم; و هم چنين از شادابى و نشاط روحى و جسمى برخوردار گرديم.
پيروى از مدل هاى بيگانه و مدپرستى، از ابعاد مختلف (هم چون: روان شناختى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى، فرهنگى، فقهى، دينى و...) پيامدهايى دارد كه در اين مجال، به طور خلاصه به برخى از آنها اشاره مى كنيم.
1. بحران هويت (Identity crisis): به مجموع باورها، ارزش ها و رفتارها، هويت گفته مى شود. باورها اساس ارزش ها و ارزش ها پايه ى رفتارها را تشكيل مى دهند. بحران هويت وقتى رخ مى دهد كه فرد نتواند به باورهايى جداى از باورهاى ديگران برسد و براى خود نقش ثابتى پيدا كند. مبناى تشكيل هويت آدمى، خودشناسى و خودباورى تفكر و گرايش به باورهاى دينى است. چنانچه اين شناخت براى انسان حاصل شود، راه نماى مطمئن و قابل اعتمادى براى جهت گيرى در زندگى خواهد بود.
معنا دادن به هويت، يعنى توانايى در شناخت آنچه هستيم و آنچه مى خواهيم باشيم، يعنى روشن كردن نظام باورها، ارزش ها و آرمان هاى خود، آگاهى يافتن از توانايى خود و شيوه ى استفاده از اين توانايى در زندگى روزانه.[1]
انسانى (به خصوص نوجوان و جوانى) كه هر روز خود را به شكلى تازه درمى آورد و سبك زندگى اش را به روش جديد و متأثر از مدگرايى تغيير مى دهد، هيچ گاه هويت ثابت خويش را نخواهد يافت; زيرا يكى از نشانه هاى هويت و شخصيت سالم، ثبات است[2].
يكى از ويژگى هاى انسانى كه به طور كامل از سنت خويش جدا مى شود، دوگانه انديشى است. نبود انسجام و بى ثباتى شخصيت، بحران سرگشتگى و در نهايت، پوچ انگارى را به دنبال مى آورد[3].
يكى ديگر از نشانه هاى خودباورى، مقاومت در برابر «هم رنگ جماعت شدن» و تن ندادن به آداب و رسوم نامطلوب اجتماعى و فرهنگى جامعه است[4]. در واقع رشد هويت، همراه با اعتماد به نفس، ارزشمند شمردن شايستگى هاى خود، انگيزه ى پيشرفت و شناخت خود و ديگران است. اين مؤلفه ها به ثبات شخصيت و يافتن نقش خود در اجتماع كمك مى كند.
2. بحران معنويت و اخلاق: هويت دينى و معنوى انسان ريشه در باورها دارد و ارزش ها و رفتارهاى ارزشى از باور او ناشى مى شود; و تبليغات وسيع غربى به ترويج فرهنگ الحادى و سست، همراه با مدها و مدل هاى مخرّب فرهنگى و مصرفى بارآوردن انسان نوخواه افراطى امروز، موجب انحطاط اخلاقى و معنوى بشر شده است.
در ديدگاه تجددگراى افراطى، انسان موجودى است كه هم چون ساير حيوانات از دل طبيعت برخاسته و تنها غايت او پيشرفت در مادّيات و تسلط بيشتر بر جهان است.
بديهى است كه زندگى در چنين فضايى، نداشتن نقطه ى اتكاى معنوى، موجب آشفتگى و بى حوصلگى، افسردگى، دل تنگى و بحران معنويت مى شود.[5]
در پى كم رنگ شدن ارزش ها، انسان دچار تعميم دهى افراطى مى شود. امروزه مظاهر تجدد جهان غرب در تمام ابعاد زندگى سرايت مى يابد، جهانى كه در آن روابط عاطفى و انسانى جاى خود را به ارتباط هاى نامشروع جنسى و نگه دارى از حيواناتى مانند: سگ و گربه داده و الكل، اعتياد، خودكشى و آدم كشى از مهم ترين شاخصه هاى آن است.
در چنين جامعه اى مفاهيم اخلاقى (مثل حيا، عفت، احترام به بزرگ تر، تعاون، قناعت، ايثار، عدالت، اسراف نكردن و...) جايگاهى ندارند.
3. شكست و ناكامى: با توجه به محدوديت امكانات و ميزان فراغت مردم براى دست يابى به آخرين مدها و تغيير و تحول هاى سريع و شتابان و مهارناپذير شكل زندگى، انسان هرچه تلاش كند نمى تواند به آرزوى خود برسد; لذا احساس ناتوانى و فرسودگى مى كند[6]. ريشه ى ساخت مدها و مدل ها در غرب، منفعت طلبى، لذت خواهى فردى، برترى طلبى و سودگرايى از كانال مصرفى بارآوردن مشتريان و چشم و هم چشمى هاى آنها نسبت به يكديگر است. رشد سريع مدهاى غربى و رواج آن در بازار، خود عاملى براى شكست روحى افرادى است كه به دنبال مدهاى تازه اند; اگرچه برخى افراد،توانايى خريد جديدترين مدها را دارند، ولى سرعت تغيير و تنوع مدل ها و نيز فرصت محدود انسان ها باعث شده ضربات مهلكى به اخلاق افراد مدپرست وارد شود; از جمله: دزدى مستقيم و غير مستقيم از ديگران، دروغ، غصب، استرس و اضطراب براى رسيدن به خواسته هاى افراطى و...
4. ايجاد طبقه بندى غيرمنطقى در جامعه[7]: در حقيقت وقتى مد جديد گسترش مى يابد، به تدريج افت مى كند و پايين مى آيد; زيرا به سرعت افراد از آن پيروى مى كنند و بعد از مدتى عادى مى شود و تنوع قبلى را ندارد. به عبارت ديگر، مد در ابتدا براى گروه هاى برتر جامعه در نظر گرفته مى شود تا افراد ديگر از آن ها تقليد كنند. و بدين ترتيب برخى افراد كسب درآمد مى كنند و طبقه بندى غيرمنطقى و نامعقول در جامعه ايجاد مى شود و در جامعه اى كه معيار فضيلت، درآمد بيشتر و داشتن مدل هاى جديد است، به افراد محروم توجهى نمى شود.
تن آدمى شريف است به جان آدميت
نه همين لباس زيباست نشان آدميت
5. تسلط فرهنگى و سياسى: يكى ديگر از جنبه هاى مدگرايى، تسلط فرهنگى و سياسى آن است. مسلمانان با استفاده از محصولات غربى، كه عمدتاً نشأت گرفته از عقايد و افكار مادى گرايانه ى آنهاست، در واقع فرهنگ غيردينى و ضداسلامى آنها را به نوعى پذيرفته اند.
ملتى كه در كوچك ترين امور زندگى كه پوشش و ظاهر است، از كشورهاى به ظاهر پيشرفته تقليد مى كند، بايد منتظر باشد كه در جنبه هاى فرهنگى و سياسى هم در چنگال استعمار درآيد و عروسك خيمه شب بازى آنها شود.
قطعاً مدپرستى و مدگرايى و استفاده از محصولات كشورهاى ديگر، لوازم و ملزوماتى دارد كه شايان ترين آن، وابستگى و تسلط فرهنگى و سياسى است; چنان كه در روايات نيز آمده است: « كسى كه خود را شبيه به قومى كند به تدريج از آن قوم (در ابعاد مختلف) خواهد شد».
6. تسلط اقتصادى: زيربناى اقتصاد غرب، ايجاد وابستگى و روحيه ى مصرف گرايى، سودگرايى، لذت طلبى فردى با ابزارهاى تبليغاتى روان شناختى و جامعه شناختى است.[8]ملتى كه به جاى اتكاء به نفس و تلاش در جهت شكوفايى استعدادها و امكانات خدادادى خود، به دنبال مدگرايى افراطى و تقليدى برآيد، قطعاً بعد از مدتى با تسلط اقتصادى و از بين رفتن استعدادها مواجه خواهد شد.
امام راحل در اين زمينه مى فرمايد:
اگر خود خود را بيابيد و يأس را از خود دور سازيد و چشم داشت به غير نداشته باشيد، در درازمدت قدرت همه كار و ساختن همه چيز را داريد و آنچه انسان هايى شبيه به اينان به آن رسيده اند، شما هم خواهيد رسيد، به شرط اتكال به خداوند متعال و اتكا به خود و قطع وابستگى به ديگران و تحمل سختى ها براى رسيدن به زندگى شرافتمندانه و خارج شدن از سلطه ى اجانب[9].
7. غرب زدگى: غرب زدگى در واقع محصول بحران هويت و معنويت و بى ارزش دانستن داشته هاست. كسى كه با عينك ارزش هاى كاذب غربى دنيا را مى بيند سراب ها برايش حقيقت جلوه مى كند. متأسفانه نوگرايى و مدپرستى در زندگى جوانان جهان سوم و ممالك درحال توسعه، عملا به غرب گرايى منجر شده است، زيرا آنان معتقدند كه با استفاده از فرهنگ غرب، از ضعف و عقب ماندگى رهايى يافته، در رديف كشورهاى پيشرفته قرار مى گيرند. بعضى از روشن فكران غرب زده، تنها راه نجات و پويايى را در مدرنيته و تجدد دانسته و نسخه ى غربى شدن از «فرق سر تا ناخن پا» را تجويز كرده اند، در حالى كه پيشرفت علمى، تابع شرايط ظاهرى و شبيه غربى ها شدن نيست، بلكه مكانيزم و سازوكار خود را مى طلبد[10].
8. رواج فحشا و فساد: امروز در غرب ترويج هر مد و چيز با شرطى سازى با سكس، هم جنس خواهى، روابط نامشروع دختر و پسر و مصرف گرايى همراه است. مسائلى مانند نگاه ابزارى به زنان جهت تبليغ و يا فروش اشياى لوكس،[11] بى بندوبارى، دوستى هاى خيابانى و خانه گريزى، از بارزترين نشانه هاى تجدّد ظاهرى و مدپرستى و به روز شدن است، كه در سايه ى گم شدن معيار فضيلت ها و شرف انسانى پديد آمده اند.
تمايل شديد به تنوع طلبى، الگوپذيرى هاى غلط، تقليد از فرهنگ غرب و به روز بودن و... جوانان را به دورى از كانون گرم خانواده و حضور در مراسم و پارتى هاى كذايى و... تشويق مى كند.
9. فردگرايى و جمع گريزى: با مدپرستى و نوگرايى افراطى، انسان خود را تافته اى جدابافته از جامعه و برترى را در داشتن ظاهرى جديد مى داند و فردى را شايسته ى دوستى و احترام مى داند كه از نظر ظاهرى هم شأن او باشد. به همين دليل بسيارى از روابط اجتماعى و معاشرت ها را كه در اسلام به آن توصيه شده است كنار مى گذارد و محدوده ى رابطه ى اجتماعى اش تنگ تر و تنگ تر مى شود.


[1]. پرسمان دانشجويى، (ش 23، مرداد 1383ش)، «ديدگاه، قبله نماى مدگرايى»، از فرمايشات مقام معظم رهبرى، تيرماه 1383.
[2]. با معارف اسلامى آشنا شويم، (دفتر تبليغات اسلامى، ش 61، 1384ش)، ص 56.
[3]. همان.
[4]. ره توشه راهيان نور، (ش 52، ويژه ى تابستان 1384ش)، ص 31.
[5]. مجله ى با معارف اسلامى آشنا شويم، ش 61، ص 56.
[6]. همان، ص 57.
[7]. صداى عدالت، 19/11/83، «مدگرايى و تمايز در اوج همگونى، نگاهى به پديده ى اجتماعى مد»، ماه رخ دانش كيا، (قم: بوستان كتاب).
[8]. بديهى است كه براى رسيدن به خواسته هاى خود از شعارهاى فريبنده (مثل آزادى افراطى، برابرى زن و مرد در همه ى زمينه ها، جدايى دين از سياست و...) استفاده خواهند كرد.
[9]. ره توشه ى راهيان نور، ش 53، ويژه جوانان، تابستان 83، ص 24.
[10]. مجله ى با معارف اسلامى آشنا شويم، ش 61، ص 57.
[11]. مسلم است كه امروزه براى ترويج و تبليغ مدل و مد از زن به عنوان يكى از ابزارهاى تبليغاتى و روان شناختى استفاده مى شود و براى اين كه زنان و جامعه در مقابل اين استثمار سكوت كنند، از آزادى افراطى، دستوپاگير بودن حجاب اسلامى و برابرى زن و مرد در همه ى ابعاد سياسى، اقتصادى، اجتماعى و... (فمينيسم افراطى) سخن به ميان مى آورند كه ماهيت اين امر براى برخى از فمينيست ها نيز رو شده است.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
پیامبر خدا صلى الله عليه و آله:

مَن أكَلَ مِن كَدِّ يَدِهِ حَلالاً، فُتِحَ لَهُ أبوابُ الجَنَّةِ يَدخُلُ مِن أيِّها شاءَ

هر كس به حلال، از دسترنج خود بخورد، دروازه‌های بهشت به رويش گشوده گردند و او از هريك كه خواهد وارد شود.
بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۰ / ۴۱

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185