تعداد بازدیدها:1910
Share/Save/Bookmark
چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟
صباح 7-8 > نویسنده : رضا جعفرى نوقاب کد: 215

امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را از روى اجبار و ناخشنودى پذيرفتند; در خلال برخى از اظهارات ايشان آثار غم و اندوه عميقى ديده مى شود كه نمايانگر سختى و فشارى است كه آن حضرت تحمل مى كرد كه خود دليل بر عدم رضايت امام از ولايت عهدى است.
ياسر خادم روايت مى كند:
امام رضا(عليه السلام) در روز جمعه اى بعد از بازگشت از مسجد در حالتى كه عرق و غبار بر او نشسته بود، دست هاى خود را بلند كرد و گفت: پروردگارا، اگر فرج من از اين گرفتارى كه به آن دچارم، به مرگ من است، همين ساعت آن را برسان.[1]
يا در جايى كسى از امام (ره) سؤال مى كند كه «خداوند كارهايت را اصلاح كند، چگونه ولايت عهدى را از مأمون پذيرفتى؟» امام فرمودند:
عزير مصر كه مشرك و يوسف پيامبر خدا بود; ولى مأمون مسلمان است و من وصى پيامبرم و يوسف از عزيز مصر درخواست كرد كه او را والى و حاكم كند، در حالى كه من مجبور بودم.
در حديثى ديگر آمده است امام دست هاى خود را به آسمان بلند كرده بود و مى گفت:
پروردگارا تو مى دانى كه من مجبور و مضطرم. مرا مؤاخذه نكن، چنان كه بنده و پيغمبرت يوسف را مؤاخذه نكردى.[2]
اين گونه روايات حاكى از اين است كه ولايت عهدى امام از روى اجبار بوده است. در برابر پيشنهاد امر ولايت عهدى از طرف مأمون، براى امام دو راه وجود داشت:
راه اول اين كه امام ولايت عهدى را نمى پذيرفت و مأمون، همان طور كه خود گفته بود، امام را شهيد مى كرد، و بعيد نبود كه شيعيان خاص و طرف داران امام را نيز به قتل برساند و با اين كار به هدفش كه تثبيت قدرت بود مى رسيد; و حتى باعدم پذيرش امام، ممكن بود بگويد كه على بن موسى قصد دارد در حكومت من توطئه و اخلال كند; و احياناً اقدام امام در نظر ديگران قابل پذيرش نمى بود.
راه دوم، پذيرش ولايت عهدى از سوى امام(عليه السلام) بود كه امام از روى اضطرار به دلايلى راه دوم را برگزيد.
دلايل امام براى پذيرش ولايت عهدى:
1. حفظ جان خود و شيعيان
هنگامى امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى مأمون را پذيرفت كه ديد اگر امتناع ورزد، نه تنها جان خويش را به رايگان از دست مى دهد، بلكه علويان و دوست داران حضرت نيز همگى در معرض خطر قرار مى گيرند; و بر امام لازم بود كه جان خويش و شيعيان و هواخواهان را از گزند برهاند. اينان مى بايست باقى مى ماندند تا رهبر و مقتداى مردم در حل مشكلات و هجوم شبهه ها باشند. حال اگر او با رد قاطع و هميشگى ولى عهدى، هم خود و هم پيروانش را به دست نابودى مى سپرد، اين فداكارى معلوم نبود كه بتواند گرهى از كار بسته ى امت بگشايد.
2. اثبات حق علويان در خلافت
قبول ولايت عهدى از طرف امام خود اعتراف زبانى و اقرار عملى عباسيان به اين حقيقت بود كه علويان در امر خلافت صاحب حق و بلكه سزاوارترند.
3. جلوگيرى از فراموشى ائمه(عليهم السلام) از طرف مردم
يكى ديگر از دلايل قبول ولايت عهدى از سوى امام آن بود كه مردم خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)را در صحنه ى سياست حاضر بيابند و به دست فراموشى نسپارند و گمان نكنند كه آنان ـ همان گونه كه شايع شده بود ـ علما و فقهايى هستند كه در عمل هرگز به كار ملّت نمى آيند; لذا وقتى ابن عرفه از حضرت پرسيد: اى فرزند رسول خدا به چه انگيزه اى وارد ماجراى ولى عهدى شدى؟ امام پاسخ دادند: «به همان انگيزه اى كه جدم على(عليه السلام) را وادار به ورود در شورا نمود.»[3]
4. رسوايى مأمون
امام چون از اهداف مأمون آگاه بود و مشكلات حكومت مأمون را مى دانست، با اتخاذ اين موضع، مأمون را در اين بازى سياسى شديداً به رسوايى كشاند; چرا كه ابتدا با ابراز مخالفت و اظهار عدم رضايت در مقابل مأمون اهداف او را خنثى كرد و بعد از قبول پيشنهاد مأمون باز فرمود:
من به شرطى ولايت عهدى را مى پذيرم كه هيچ عزل و نصبى به دست من نباشد.[4]
و اين ها خود خط بطلان بر اهداف مأمون بود; زيرا اتخاذ چنين موضعى دليل گويايى بود بر امور زير:
الف) اعتراف نكردن به مشروعيت سيستم حكومتى مأمون;
ب) سيستم موجود هرگز نظام حكومتىِ مورد نظر امام نبود;
ج) مأمون، برخلاف نقشه هايى كه در سر پرورانده بود، ديگر با قبول اين شروط نمى توانست كارهايى را به نام امام و به دست او انجام دهد;
د) امام هرگز حاضر نبود تصميمات قدرت حاكم را اجرا سازد.[5]
5. دفع شبهات فرقه هاى مختلف
يكى ديگر از علل پذيرش ولايت عهدى اين بود كه در آن موقع مردم نياز مبرم به امامى معصوم داشتند; چون با جريانات فكرى و فرهنگى غريبى كه زنادقه و ملحدين هدايت مى كردند روبه رو بودند. شركت امام در مجالس علمى فرَق گوناگون از سرزمين هاى مختلف و پاسخ به شبهات آنها از همين باب بود.
خلاصه اين كه امام رضا(عليه السلام) با قبول ولايت عهدى فرصتى يافت تا به بيدارسازى امت و آشنا ساختن مردم به تعاليم متعالى اسلام بپردازد و اين فرصت موجب افزايش نفوذ امام و گسترش پايگاه مردمى آن حضرت شد.


[1]. شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا، (بيروت: چ 1، 1404)، ج2، ص 141.
[2]. شيخ صدوق، امالى، (بيروت)، ص72; و محمدجواد فضل الله، تحليلى از زندگانى امام رضا، ترجمه ى سيدمحمد صادق عارف، (آستان قدس رضوى، چ 3، 1372)، ص97.
[3]. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، (قم: انتشارات علامه)، ج 4، ص 364.
[4]. صدوق، همان، ص 152.
[5]. جعفر مرتضى، زندگانى سياسى امام رضا، (كنگره ى جهانى امام رضا(عليه السلام))، ص 168.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
ارزش چيست و آيا ارزش دينى چيزى خارج از معناى مطلق ارزش است؟
چگونه مى توانيم از عناصر رسانه‌اىنظير:كتب،مجلّات،مجموعه‌ى مطبوعات،صداوسيما، ويدئووماهواره‌ واينترنت،خوب استفاده كنيم واگرخطرسازندچه‌طورجوانان وفرزندانمان راازخطرآن‌ها نجات دهيم؟
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر (صحبت كردن، دوستى هاى خيابانى، رابطه ى تلفنى) چيست؟
براي متعادل نمودن روابط دوستانه‌ي افراطي بين جوانان(همجنسان) چه بايد كرد؟
براى جلوگيرى از روابط نامشروع چه راه حلّى پيشنهاد مى شود؟
سابقه ى تاريخى و عوامل پيدايش سكولاريسم چيست؟
مبانى و اركان سكولاريسم چيست و آيا اسلام با سكولاريسم سازگار است؟
عناصر ارزش هاى دينى كدام اند، چگونه مى توان به آن شناخت پيدا كرد و چه امورى اين ارزش ها را درديد ما تبديل به ضد ارزش مى كند و يا به عكس، و در اين زمينه چه خطراتى ما را تهديد مى كند؟
وظيفه ى مسئولان در قبال ارزش هاى جامعه ى اسلامى چيست؟
روابط نامشروع چه تأثيرى در روحيه و ايمان و اعتقادات جوانان دارد؟
سكولاريسم به چه معناست و با سكولاريزاسيون چه تفاوتى دارد؟
چرا حقوق سكولار پذيرفتنى نيست؟
حقيقت اعجاز چيست؟
قرآن داراى چه اعجازى است كه دشمنان سعى در مشابه سازى آن دارند؟
تحدى يعنى چه؟ آيا تحدى قبل از قرآن در ميان عرب معمول بوده است؟
مراحل و اقسام تحدى را در قرآن بررسى نماييد.
علل غيبت امام زمان(عج)چيست؟
انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى چه نقشى دارد؟
اين كه مى گويند « دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) زمان تكامل جامعه ى بشرى است» يعنى چه؟
آيا آيين زرتشت جزو اديان الهى است؟
اصول اعتقادى و عملى زرتشت چيست؟
چه انحرافاتى در آيين زرتشت پديد آمده است؟
چرا ائمه ى ديگر همانند امام على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)با حكام زمان خويش برخورد نظامى نكردند؟
علت صلح و سازش امام حسن(عليه السلام) با معاويه چه بود؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه، با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟
آيا امام سجاد(عليه السلام) در قيام هاى زمان خود شركت داشته است؟ اگر جواب منفى است چرا؟
چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟
آيا بين مشروعيت سياسى و مشروعيت فقهى تمايز وجود دارد؟ و به تعبيرى آيا فقه مى تواند متكفل بيان مشروعيت سياسى باشد؟
جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها چگونه است، مفهوم اين نظريه چيست و آيا دليلى بر آن وجود دارد؟
آيا مسئله ى بيعت با امامان(عليهم السلام) مخالف نظريه ى الهى بودن مشروعيت نيست؟
مبانى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلام و غير اسلامى چيست؟
مراد از نظارت استصوابى چيست و چرا نظارت شوراى نگهبان استصوابى است؟
آيا نظارت استصوابى در كشورهاى ديگر مشابه دارد؟
نظريه ى ماركس درباره ى انتظار بشر از دين چيست و چه اشكالاتى بر آن وارد است؟
آيا نظارت استصوابى با اصل حاكميت مردم منافات ندارد؟
مجله ى صباح با دربرگيرى محورهاى تازه اى، گام ديگرى را در راستاى پاسخ به پرسش هاى دينى برمى دارد و اميد دارد با توجه و استقبال خوانندگان عزيز، روز به روز بر غناى خويش بيفزايد. در اين شماره، موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته كه به شرح ذيل است: 1. نقد انديشه: در اين قسمت ديدگاه ماركس در باب انتظارات بشر از دين مورد بررسى و ارزيابى قرار گرفته و كاستى هاى آن آشكار شده است. 2. مشاوره و تربيت: در اين قسمت در زمينه ى ارزش هاى دينى و جوانان و اهميت ارزش هاى دينى و لزوم توجه والدين و مسؤولان به چگونگى استفاده از ابزارهاى اطلاع رسانى تأكيد مى شود; هم چنين پرسش و پاسخ هايى در زمينه ى ديدگاه اسلام درباره ى روابط دختر و پسر، چگونگى متعادل نمودن روابط جوانان، تأثير روابط نامشروع در روحيه و ايمان جوانان و راه حل جلوگيرى از روابط نامشروع ارائه شده است. 3. دين پژوهى: در اين قسمت به نقد و بررسى سكولاريسم ـ به معناى كنار گذاشتن دين از حوزه ى عمومى و زندگى اجتماعى ـ و نيز ديدگاه اسلام درباره ى سكولاريسم، معناى سكولاريسم و تفاوت آن با سكولاريزاسيون، تاريخچه و عوامل پيدايش آن، مبانى و اركان سكولاريسم و دليل مردود شمردن حقوق سكولار پرداخته مى شود. 4. قرآن و تفسير: در اين قسمت به پرسش هايى در زمينه ى چيستى اعجاز، ابعاد اعجاز قرآن، چيستى تحدى و تاريخچه ى آن و مراحل و اقسام تحدّى قرآن و نيز بر بى همتايى و موفقيت قرآن در تحدّى اشاره شده است. 5. كلام: در قسمت كلام نيز موضوع مهدويت با ارائه ى پرسش هايى در زمينه ى علل غيبت امام زمان(عج)، نقش انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى و ابعاد تكاملى جامعه ى بشرى در دوران حاكميت امام زمان(عج) مورد بررسى قرار گرفته و بر نقش سازنده ى مهدويت در جامعه تأكيد گرديده است. 6. اديان: با توجه به ضرورت آشنايى با اديان ـ خصوصاً در جهانى كه به واسطه ى گسترش ارتباطات، انسان ها را به يكديگر نزديك تر مى كند ـ در اين بخش به معرفى دين زرتشت پرداخته شده و به پرسش هايى هم چون الهى بودن زرتشت، اصول اعتقادى و عملى آن و انحرافات پديد آمده در زرتشت پاسخ داده شده است. 7. تاريخ: با توجه به اسوه بودن معصومين: براى مسلمانان، ضرورت ترسيم سيره ى آنها در زندگى اجتماعى، خصوصاً در جهان معاصر موجب گرديد تا در اين قسمت به پاسخ پرسش هايى در اين باره پرداخته شود. پرسش هايى مانند: چرا ائمه ى ديگر مانند على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)قاطع برخورد نكردند؟ چرا امام حسن(عليه السلام) صلح كرد؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟ آيا امام سجاد در قيام هاى زمان خود شركت داشته اند؟ چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟ 8. سياست: در اين بخش مسأله ى مهمّ مشروعيت در قالب پرسش و پاسخ هايى هم چون: تفاوت مشروعيت فلسفى با مشروعيت جامعه شناختى، تفاوت مشروعيت سياسى با مشروعيت فقهى، جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها، سازگارى مسأله ى بيعت با امامان، نظريه ى الهى بودن مشروعيت و بررسى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلامى و غير اسلامى، مورد بررسى و تبيين قرار گرفته است. 9. حقوق: در اين قسمت، مسأله ى نظارت استصوابى (تاريخچه ى آن در دين، وجود آن در كشورهاى ديگر و سازگارى آن با اصل حاكميت مردم) مورد بررسى قرار گرفته است. 10. اينترنت: در اين قسمت پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى گرديده است. مطالب و مقالات مجله كه در فرايند خود مورد ارزيابى كارشناسان، اعضاء هيات تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسؤول قرار مى گيرد در اين شماره از نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت نيز (در بخش هاى قرآن و تفسير، دين پژوهى، اديان و مذاهب و مشاوره و تربيت) و حضرت آيت الله مؤمن (در بخش هاى كلام و سياست) و حضرت حجت الاسلام والمسلمين يوسفى غروى (در بخش تاريخ) بهره مند گرديده است.      
 
امیر المومنین(علیه السلام)

أى بُنيَّ! . . . أمسِك عَن طَريقٍ إذا خِفتَ ضَلالَهُ ، فَإنَّ الكَفَّ عَن حِيرهِ الضَّلالَةِ خَيرٌ مِن رُكوبِ الأهوالِ

پسر عزيزم! ... در راهى كه از گمگشتگى در آن بيم دارى ، گام مزن ؛ زيرا خود را از سرگردانىِ گمراهى نگاه داشتن ، بهتر از برنشستن بر مَركب هراس هاست.
تحف العقول، ص 69

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185