تعداد بازدیدها:1310
Share/Save/Bookmark
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
صباح 17-18 > نویسنده : امير على حسنلو کد: 162

- علماى شيعه براى پيشبرد اهداف متعالى خود و گسترش فرهنگ اسلامى در طول تاريخ نقش بسيار برجسته اى را ايفا كرده اند و تلاش آنها در اين راه فرهنگ اسلام اصيل را كه از مكتب اهل بيت مى جوشد بسط و گسترش داده و به احياى ارزش هاى اسلامى منجر شده است; بنابراين نهضت علمى دانشمندان بزرگ مكتب اهل بيت(عليهم السلام)دو نتيجه ى مهم و گسترده داشته است:
1. حفظ متون و معيارهاى اسلام ناب; 2. گسترش كمى و كيفى فرهنگ اسلام ناب (برگرفته از قرآن و عترت).
ابزارهاى مورد استفاده ى علما در يك نگاه كلى سه دسته اند:
1. ابزار علمى نقلى; 2. ابزار علمى عقلى; 3. ابزارهاى عملى، فرهنگى و اجتماعى.
روش هاى كاربردى علما براى فرهنگ سازى و تغيير ساختار فرهنگى
1. تشكيل و تأسيس مراكز علمى و مدارس و دانشگاه هاى بزرگ در مناطق مختلف;[1]
2. تأسيس و ايجاد كتاب خانه ها;[2]
3. تأسيس مساجد و مراكز مذهبى و مؤسسات خيريه در مناطق مختلف.[3]
از جمله فعاليت هاى علما براى فرهنگ سازى بدين قرار است:
1. تعليم و تربيت شاگردان;[4]
2. تأليف و تحقيق;[5]
3. تبليغ;
4. برگزارى جلسات مناظره و تبادل افكار و تضارب آرا;
5. نفوذ و حضور در مراكز قدرت سياسى;[6]
6. مبارزه با انحرافات و بدعتها و كجرويها و فرقه هاى انحرافى;
يكى از دانشمندان بزرگ اسلامى كه چهره اى تابناك در راه حفظ و گسترش فرهنگ اسلامى از خود بر جاى گذاشته، فيض كاشانى است كه از تمام ظرفيت ها و زمينه ها و فرصت ها و ابزارهاى موجود در زمان خود براى حفظ ميراث مكتب اهل بيت(عليهم السلام)و بسط فرهنگ اسلام اصيل، بهره برد و تلاش هايى تحسين برانگيز در اين راه از خود نشان داد.
فيض كاشانى از جمله دانشمندان انگشت شمار قرن 11 بود كه در فرايند فرهنگ سازى نقش بسيارى ايفا كرد. او در خاندان علم و فضيلت چشم به جهان گشود و در دامن علم و تقوى پرورش يافت و مراحل مقدماتى تحصيلات را به پايان برد و براى تكميل تحصيلات خود در شهرهاى اصفهان، شيراز و قم اقامت نمود و از محضر علماى بزرگى چون، شيخ بهائى، ميرداماد، سيد ماجد بحرانى و شيخ زين الدين جبل عاملى در حجاز و محمد امين استرآبادى در مكه و صدرالمتألهين در قم، در علوم مختلف عقلى و نقلى استفاده نمود.
وى بيشتر، از مرحوم استرآبادى و مرحوم ملاصدراى شيرازى تأثير پذيرفت.[7] با توجه به اين كه فيض در برهه اى از زمان واقع شده بود كه رواج فرهنگ شيعه در ايران در مرحله ى حساس و ويژه اى قرار داشت و مستلزم سخت كوشى بود، وى در زمينه هاى مختلف كوشش گسترده اى به كار بست.[8]
تلاش هاى فيض در فرآيند تكامل فرهنگى
1. تدريس و تعليم و تربيت شاگردان: فيض در هر فرصتى به تربيت شاگردان همت گماشت و در شهر كاشان و حوزه ى بزرگ اصفهان در كنار فعاليت هاى اجتماعى و مذهبى حوزه ى درس با رونق و پربارى تشكيل داد و در علوم مختلف به تدريس پرداخت و شاگردان بزرگى نظير علامه مجلسى صاحب بحارالانوار، سيد نعمت الله جزايرى، قاضى سعيد قمى و محمد علم الهدى را تربيت كرد. فيض خود در اين باره مى نويسد:
.. بنابراين مشغول تدريس حديث اهل عصمت(عليهم السلام) و تأليف كتب و... به قدر مقدور گرديدم.[9]
در اين ميان شاگرد بزرگ او علامه مجلسى نقش بسيار برجسته اى در گسترش فرهنگ اسلام و اهل بيت داشت كه بركات و نور آن هنوز نيز مى درخشد و فرهنگ تشيع را غنا و عمق مى بخشد.
فيض در حوزه هاى مختلف به تدريس و تشكيل كلاس هاى درس پرداخت; به ويژه مدرسه ى فيضيه قم را از جمله محل هاى تدريس فيض مى نامند كه به نام آن دانشمند خطير نيز معروف گشته است.[10]
2. تأليف و تحقيق و تدوين كتب و رسالات در علوم مختلف: فيض در اين زمينه يكى از پركارترين دانشمندان تاريخ اسلام است كه در انواع علوم و فنون به خلق آثار بديع پرداخته و به فرهنگ اسلام عمق و غنا بخشيده است. وى در اين زمينه دو كار اساسى و مهم انجام داده كه از گستردگى خيره كننده اى برخوردارند.
الف) چون دانشمندى ذوفنون بود، در علوم مختلف و به مقتضاى زمان و با زبان طبقات مختلف اجتماع خود فرهنگ اسلام را بسيار ماهرانه به اقشار و طبقات مختلف جامعه و لايه هاى فرهنگى آن تزريق نمود. او علاوه بر آن كه براى طبقه ى دانشمندان و خواص كتاب هاى گرانسنگى چون وافى در ده ها مجلد با روش نوين مهيا نمود، براى اقشار مختلف با زبان هنرى شعر و ادبيات و به زبان فارسى بسيار ساده و روان احكام اسلامى را بازگو و به شكلى نوين ارائه كرده است. از آن جهت كه به زبان روز خود تسلط داشت و مشكل فرهنگى زمان خود را درك مى كرد، در حل اين مشكلات حركتى بسيار گسترده انجام داد و مسائل اخلاقى و خانوادگى جوانان و اقشار مختلف را به زيبايى تبيين نمود; براى نمونه، ديوان اشعار او حاوى معارف گسترده ى اسلام است و احكام نماز و اذان و اقامه را براى نوسالان به زبان زيباى هنرى شعر ارائه داده است.[11] در علوم قرآن، حديث و اخلاق و عرفان و فلسفه و كلام و رياضيات، نجوم، هيئت، فقه، ادبيات فارسى و عربى و در تمام زمينه هاى رايج در عصر خود آثارى زيبا آفريده و خلأهاى اساسى فرهنگى را اشباع نموده است.[12]
ب) بازبينى آرا و منابع حديثى بزرگ و بازنويسى آنها بر اساس مكتب اهل بيت(عليهم السلام) از اقدامات مهم او بود; براى نمونه، مرحوم فيض آثارى مثل محجة البيضاء را از احياء العلوم غزالى تصحيح و بازبينى نموده و بر طبق احاديث اهل بيت(عليهم السلام) به آن اعتبار و جايگاه ويژه اى در بين متون روايى شيعه داده است.[13] او وافى را نيز بر اساس نياز روز از كتب اربعه اقتباس و برخى از روايات را شرح داد و به بررسى اسناد روايى و تلخيص آنها اقدام كرد.
3. تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه: فيض در راه تبليغ كه بزرگ ترين عنصر تأثيرگذار در شكل گيرى فرهنگ است، در كنار فعاليت هاى ديگر تلاش هاى فراوانى نمود و از راه موعظه و خطابه و ارتباط با اقشار و توده هاى مختلف جامعه به بسط فرهنگ اسلام پرداخت. او با برگزارى مجالس وعظ و نماز جمعه و جماعات در كاشان، و اصفهان كه پايتخت پر رونق دولت صفوى بود، در راه امر به معروف و نهى از منكر سعى كرد، تا در برابر مشكلات و بحران هاى اجتماعى اصلاحاتى انجام دهد. او معتقد به وجوب نماز جمعه در دوره ى غيبت بود آن هم در زمانى كه عده اى از علما به حرمت نماز جمعه فتوا مى دادند; و عملا اين فريضه ى بزرگ را احيا نمود و با آنها درگير شد.[14] او مدتى در اصفهان امامت جمعه را به عهده داشت و با ايراد خطبه ها تمام كارگزاران سياسى و مردم را به اصلاح امور فرامى خواند و علاوه بر اصفهان مدت ها در قمصر كاشان به امر تبليغ و اقامه ى نماز جمعه پرداخت و توانست تا حدودى فرهنگ اهل بيت(عليهم السلام) را در اين سامان ترويج نمايد.[15]برگزارى نماز جمعه يكى از فعاليت هاى بسيار مهم فيض كاشانى در اين دوره براى ترويج فرهنگ اسلام بود.
4. مناظره هاى علمى: از ديگر ابزارهاى راه بردى فيض در راه انتشار فرهنگ اسلام، مناظرات علمى و مكاتبات و پاسخ به شبهات علمى بود كه از نقاط مختلف به حضورش مى رسيد.[16]
5. حضور در مراكز قدرت سياسى حاكم: مهم ترين ابزارى كه زمانه ى فيض اقتضا مى كرد و براى ترويج فرهنگ اسلامى مناسب و مساعد بود استفاده از ابزار حكومتى بود. صفويان براى رشد و رونق و گسترش و استقرار فرهنگ شيعه در ايران نياز مبرم به علماى شيعه داشتند. علماى شيعه نيز از اين فرصت استثنايى استفاده كردند و بهره ى كافى بردند و توانستند فرهنگ غالب ايران عصر صفوى را به فرهنگ اهل بيت(عليهم السلام) تغيير دهند و تقريباً اكثريت مردم ايران در عصر صفوى به فرهنگ اهل بيت(عليهم السلام) و شيعه گراييدند و اين تغيير فرهنگ به همت علماى بزرگ شيعه، چون فيض كاشانى بود.
فيض علاوه بر اين كه در پيش شاهان معاصر خود از جهت معنوى مقام شامخى داشت و از طرفى در بين عامه ى مردم نيز از جايگاه رفيعى برخوردار بود، در اصلاح امور دولت تلاش گسترده اى كرد و در اين راه رساله اى موسوم به «آيينه ى شاهى» خطاب به شاه صفوى، نوشت و در آن به جايگاه اهل بيت(عليهم السلام) و وظايف سلطان و حقوق حاكم نسبت به رعيت بر اساس مكتب اهل بيت(عليهم السلام)پرداخت و با اين نظريه ى اصلاحى در مقام اصلاح دربار و روش حكومت استبدادى همت نمود.[17] او براى تعديل قدرت مطلقه ى سلطنتى و كنترل شاه، از راه وعظ و خطابه و نصيحت وارد شد.
6. مبارزه با انحرافات و بدعت ها و كجروى ها و فرقه هاى انحرافى: از كارهاى مهم فيض در راه صيانت و گسترش فرهنگ اسلام اصيل، مبارزه با بدعت هاى اجتماعى و حكومتى بود. فرقه هاى انحرافى در دوره ى صفويه رشد نموده و به نام اسلام، در صدد تخريب چهره ى دين برآمده بودند. اين فرقه ها به نوعى از طرف حكومت حمايت مى شدند و بسيارى از اصول اسلام را در جلوه هاى تصوف و عرفان، متأثر از افراط و تفريط مخالف ارزش هاى شيعه، به جامعه القا مى كردند. فيض با اين انحرافات برخورد عالمانه اى نمود[18] و با شناخت عميق از معارف اهل بيت(عليهم السلام) به ترويج احاديث معتبر در جامعه پرداخت و كتاب هاى مهمى در اين مقصد نوشت، مثل كتاب عين اليقين و علم اليقين و كلمات المكنونه.[19]
بنابراين مى توان درباره ى فيض اين گونه قضاوت درست و به حق كرد كه او در شكل گيرى فرهنگ اسلام و تشيع سهم بسزا و از زمان خود و مسائل آن شناخت عميق داشت و در حل مشكلات فرهنگى معاصر خود گامى مهم و موفقيت آميز برداشت و توانست با زمان خود حركت كند و لايه هايى از فرهنگ اصيل اسلام بر مبناى مكتب اهل بيت(عليهم السلام) با حركت هاى مدبرانه ى او شكل گرفت كه امروز در سايه ى آثار گران سنگش متبلور است.


[1]. عبدالرحيم غنيمه، تاريخ دانشگاههاى بزرگ اسلامى، ترجمه نور الله كسائى، (تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1372ش)، ص 168 ـ 177 و ص 82.
[2]. يوسف العش، كتابخانه هاى عمومىو نيمه عمومى عربى در قرون وسطى، ترجمه اسدالله علوى، (مشهد: آستان قدس رضوى، چ اول، 1372ش)، ص 124 و ص 129 و ص 186 و 215 و كاظم مديرشانه چى، كتاب و كتابخانه در اسلام، (مشهد: آستان قدس، چ اول، 1374ش)، ص 103.
[3]. يوسف العش، همان، ص 170 و 216، «نقش مساجد».
[4]. ر. ك: ابوالقاسم گرجى، تاريخ فقه و فقهاء، (تهران: سمت، چ اول، 1375ش)، 126 ـ 231
[5]. همان، ص 113 ـ 298.
[6]. فرهنگ زنجان، ش 18 ـ 17، (1384ش)، ص 247 و خوانسارى، روضات الجنات، (قم: اسماعيليان، بى تا)، ج 6، ص 300 و لمپتون، دولت و حكومت در اسلام، ترجمه فقيهى و صالحى، (بى جا، چاپ نشر عروج، چ اول، 1374ش)، ص 394 ـ 446.
[7]. درباره ى فيض كاشانى، ر. ك: خوانسارى، همان، ج 6، ص 80 و محمد على كشميرى، نجوم السماء، (قم: بصيرتى، بى تا)، ص 119 ـ 125 و ميرزا عبدالله افندى، رياض العلماء، (قم)، ج 5، ص 180 و ميرزا محمد نصرآبادى، تذكره، تصحيح محمد دستگردى، (شيراز: فروغى، بى تا)، ص 155 و سيد على خان مدنى، سلافة العصر، (بى جا، بى تا، 1324)، ص 499.
[8]. ر. ك: ميرزا محمد نصرآبادى، همان، و سيد على خان مدنى، همان، و محمد محسن فيض كاشانى، ده رساله، «اعتذار»، (اصفهان: مركز تحقيقات علمى دينى امير مؤمنان، 1371ش)، ص 286.
[9]. محمد محسن فيض كاشانى، همان، شرح صدر، ص 63.
[10]. محمد محسن فيض كاشانى، كليات ديوان اشعار، تصحيح محمد پيمان، (تهران: سنائى، چ چهارم، 1371ش)، ص 13.
[11]. ر. ك: محمد محسن فيض كاشانى، ترجمة الصلاة، به كوشش سيد محمد على صفير، (تهران: ستاد اقامه ى نماز، 1375ش)، ص 40 ـ 73.
[12]. ر. ك: شيخ آقا بزرگ تهرانى، الذريعه، (قم: اسماعيليان، بى تا)، ج 15، ص 15 و ج 24، ص 96 ـ 97.
[13]. ر. ك: فيض كاشانى، فهرستهاى خودنوشت، تصحيح و تعليق محسن ناجى نصرآبادى، (مشهد: آستان قدس رضوى، چ اول، 1377ش)، ص 80.
[14]. فيض كاشانى، ده رساله، «اعتذار»، ص 282 و خوانسارى ج 7، ص 187.
[15]. رسول جعفريان، دين و سياست در دوره ى صفوى، (قم: انصاريان، 1370)، ص 120 ـ 180.
[16]. خوانسارى، همان، ص 99.
[17]. ر. ك: فيض كاشانى، همان، «آئينه ى شاهى»، ص 153.
[18]. فيض كاشانى، الحقايق، تصحيح سيد ابراهيم ميانجى، (تهران: اسلاميه، 1378 هـ. ق)، ص 136 كه در اين كتاب صوفيان عصر صفوى را بدعت گزار و حساب آنها را از مكتب اهل بيت جدا مى كند و رسول جعفريان، «رويارويى فقيهان و صوفيان در عصر صفوى» كيهان انديشه، ش 33.
[19]. فيض كاشانى، فهرست آثار خودنوشت، ص 203، 204 و 220.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
امام حسن عسکری سلام الله عليه :

«ما أقبَحَ بِالمُؤمِنِ أن تَكونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛»

«چه زشت است براى مؤمن، به چيزى دل بندد كه خوارش سازد.»

بحارالانوار: ج 78 ص 374؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185