تعداد بازدیدها:1373
Share/Save/Bookmark
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
صباح 17-18 > نویسنده : امير على حسنلو کد: 164

- حكومت استبدادى حكومتى است تابع اراده ى شخصى، در اين نوع حكومت قوانين موضوعه ى قبلى وجود ندارد و بر فرض وجود تابع اراده ى حاكم و سلطان است و تنها اوست كه تصميم مى گيرد و به اجرا مى گذارد و يا فسخ مى كند.[1]
ايران در طول تاريخ گرفتار اين نوع حكومت بود كه به صورت، سلسله هاى سلطنتى بر مردم سيطره داشته و سرنوشت ملت را رقم مى زده اند. مبارزه با استبداد نيز همپاى استبداد وجود داشت و علماى اسلامى از پيشگام ترين مبارزان عليه استبداد بوده اند و با الهام گرفتن از كلام اميرمؤمنان(عليه السلام)كه مى فرمايد: « ... خداوند از علما عهد و پيمان گرفته كه در برابر شكم بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سكوت نكنند ...»،[2] به مبارزه با استبداد پرداخته اند.
در دوره ى قاجار مصلحان زيادى به سرنوشت قائم مقام و اميركبير دچار شدند; از جمله ى اين مصلحان بزرگ ضد استبداد و طرف دار حكومت مردمى، سيد جمال الدين اسدآبادى بود كه در بيدارى مردم ايران و جوامع اسلامى نقش بسيار برجسته اى داشت. او معتقد بود كه تمام جهان اسلام گرفتار استبداد و خودكامگى[3] پادشاهانى است كه فقط در فكر حفظ قدرت و آسايش خود هستند[4] و بايد از بين بروند. او مصلح بسيار روشنگر و روشن بينى بود و از ذكاوتى فوق العاده و ستودنى برخوردار بود[5] و در همان جوانى، همگام با تحصيل در فكر رفع فقر و محروميت از طبقات مختلف جامعه بود و افكار بلندى براى رهايى انسان ها از قيد استبداد در سر داشت. او از محروميت و فقر و فقدان رفاه و بهداشت براى طبقه ى عامه ى جامعه در رنج بود.[6]
سيد جمال مردى جهان ديده و جهان شناس[7] و آگاه از سرنوشت مسلمين در جهان غرب و اسلام و در فكر رهايى ايران از استبداد و زمينه سازى برقرارى حكومت مردمى بر محور قانون اسلام بود و عقيده داشت تنها راه رهايى از سلطه ى استبداد در ايران آگاهى بخشيدن به مردم توسط علماست.[8]
سيد جمال الدين پس از فراغت تحصيل از نجف عازم ايران و ابتدا با استقبال مقامات مختلف حكومتى روبه رو شد و حتى شاه قاجار كه در اين زمان ناصرالدين ميرزا بود از او دعوت كرد[9] تا در پايتخت حضور يابد و در امور مختلف به حكومت مشورت بدهد و در اصلاح امور، دولت ناصرى را يارى كند; اما او چون مرد انديشه و خرد بود، هرگز علاقه اى به قدرت نداشت و در انديشه ى اصلاح عمومى و پايان دادن ساختار استبدادى و حاكم ساختن مشاركت مردم و افزايش آگاهى آنها و ترقى و پيشرفت كشور و برپايى قوانين زنده ى قرآن و اسلام در جامعه بود.[10]
اقدامات سيد جمال الدين براى مبارزه با استبداد در ايران
1. برخورد با دربار براى مبارزه با استبداد: اولين راه كار ارائه ى نظريه ى اصلاح گرايانه به شخص شاه در مورد امور دربار و درباريان بود.
سيد در ابتداى كار خويش با نرمى، اما به صراحت از شاه خواست كه اطراف خود و دربارش را از مار و عقرب پاك سازد تا از نفوذ و سلطه ى عوامل استبداد و درباريان كه بزرگ ترين مانع اصلاحات بودند كاسته شود.[11]
او ابتدا از شاه كمك مى خواست تا با اصلاح و تدوين قانون استبداد تبديل به حكومت قانون گردد[12] تا گامى در راه اصلاح و تعديل استبداد برداشته باشد. سيد درست از آن نقطه ى حساسيت زاى حكومت استبدادى آغاز و موضع خويش را به صراحت بيان كرد كه مخالفت بى درنگ و شديد درباريان را در پى داشت. وى پس از اين واكنش به طور علنى[13] و همه جانبه با دربار و استبداد ايران به مبارزه برخاست و اين مبارزه ى فراگير سيد در دوره اى بود كه دولت هاى فزون خواه و استعمارى روس و انگليس و ساير كشورهاى استعمارى با استفاده از نفوذى كه در دربار استبدادى داشتند تمام منابع ملى ايران را به يغما بردند و هر يك با گرفتن امتيازى در فكر غارت منابع اقتصادى و ثروت هاى فرهنگى و ملى ايران بودند.[14]
2. آگاهى دادن به مردم و مردمى كردن جريان استبدادستيزى: سيد با درك شرايط و با آينده نگرى بسيار زيركانه تمام اين توطئه ها را به اطلاع مردم مى رساند و به نوعى در مقابل استبداد داخلى و استعمار كه شديداً حامى اين نوع استبداد بود جبهه گيرى مردمى ايجاد مى كرد و اين بهترين روشى بود كه عامه ى مردم را از راه استعمارستيزى به محدود كردن استبداد و سيطره ى آن برمى انگيخت و طبقات روشن فكر جامعه را نيز نهيب مى زد و بيدار مى كرد و اساس و پايه هاى حكومت استبدادى را به چالش مى كشاند و به مردم مى آموخت كه در راه رسيدن به حقوق بايد قيام و مبارزه كرد و اين ذهنيت كه «سلطان سايه ى خداست» را از افكار مردم مى زدود و سلاطين را منفعل مى نمود. او در اين روش با آگاه كردن افكار عمومى از آنچه در دربار استبدادى مى گذشت، با تحصن در اماكن مقدس، مثل حرم حضرت عبدالعظيم[15] و برگزارى مجالس سخنرانى و ارتباط مستقيم با مردم و نوشتن مقالات و انتقال انديشه هاى استبدادستيز خود، توده هاى عظيم اجتماعى را با انديشه ى خود همراه مى نمود.
3. تربيت نيروهاى جوان و ايجاد روابط صميمانه با آنها و نهادينه كردن انديشه ى ضداستبدادى خود در نسل هاى آتيه: او روح مبارزه را به جوانان انتقال مى داد تا جرأت حمله به شخص شاه را داشته باشند.[16]
سيد با تربيت شاگردان بزرگ توانست با نسل هاى آينده ارتباط فكرى برقرار كند و همين شاگردان كه جزء نخبگان ايران شدند در پيروزى مشروطه بر استبداد نقش مهمى ايفا كردند.
4. آگاه ساختن علماى بلاد از اوضاع استبدادزده ى ايران و منسجم نمودن آنان براى مقابله با استبداد: سيد تمام حوادث و رويدادهاى كشور را به علماى نجف و مراجع تقليد گزارش مى داد و آنان را از هتك حرمت شاه نسبت به علما و ارتكاب جرايم و محارم شرعى و ترويج اين گونه رفتارها آگاه مى ساخت. سيد در نامه اى بسيار شورانگيز به زعيم شيعه، ميرزاى شيرازى، او را از وضع اجتماعى و مذهبى ايران آگاه مى كرد[17] و همين ارتباط بود كه منجر به صدور فتواى معروف ضداستبدادى و ضداستعمارى گرديد و شاه و حرم او را از قدرت مرجعيت و روحانيت هراسان نمود تا ديگر جرأت توهين به ارزش ها را نداشته باشند.
سيد طى نامه اى ديگر به علماى ايران و مجتهدين حوزه هاى علميه ى ايران، علماى بزرگى چون ميرزاى شيرازى، ميرزا حبيب الله رشتى، ميرزا جواد تبريزى، سيد على اكبر شيرازى، ميرزا ابوالقاسم كربلايى، شيخ هادى نجم آبادى، ميرزا حسن آشتيانى، آقا محسن عراقى، شيخ محمدتقى اصفهانى و آقا محمد تقى بجنوردى را مخاطب نمود و اوضاع كشور استبدادزده ى ايران را تشريح و آنها را براى محدود كردن قدرت استبدادى و فراهم نمودن شرايط براى كنترل قانونى قدرت آماده كرد.[18]
5. مشروعيت حكومت استبدادى: سيد هيچ مشروعيتى براى حكومت استبدادى قاجار قايل نبود و شخص شاه را ملحد و زنديق مى دانست و عقيده داشت كه علماى شيعه و پيشواى دين (ميرزاى شيرازى) بايد او را از تخت سلطنت سرنگون نمايند. سيد قبل از اين با شاه به نرمى و از ضرورت قانون و مدنيت سخن گفته بود، ولى درباريان، خصوصاً امين السلطان كه از نوكران استعمار انگليس بود، با او مخالفت و شاه را عليه او تحريك كرد.[19]مبارزه ى علنى و رودرروى سيد با استبداد، حكومت شاه را از مقبوليت و مشروعيت عمومى تنزّل و آن را در مقابل مردم و علما قرار مى داد و تمام اقشار اجتماعى را براى مبارزه با استبداد آماده مى نمود. او در فكر انقراض دولت قاجار و سلطنت و جاى گزين كردن دولت جمهورى اسلامى و مردم سالارى دينى و اتحاد با كشورهاى اسلامى و جلوگيرى از انقراض خلافت عثمانى بود و به احياى عظمت تمدن اسلامى گذشته مى انديشيد.[20]
او در راه مبارزه با استبداد از تمام وجودش گذشت. به بصره و تركيه و ... تبعيد شد، ولى مبارزه ى سرسختانه با استبداد را هرگز فراموش نكرد و اين انگيزه را به صورت يك نهال در دل ملت ايران كاشت كه بعدها مبدل به نهضت مشروطه شد.
و سرانجام با رهبرى علماى بزرگ و مراجع تقليد و مصلح و مرجع بزرگ شيعه حضرت امام(رحمه الله)كاخ استبداد فرو ريخت و آرمان علماى بزرگى چون سيد جمال و مدرس و نخبگانى چون اميركبير و قائم مقام و... عملى شد و نهال آزادى و حاكميت قانون اسلام به بار نشست.


[1]. ابوالقاسم گرجى، «حكومت و قانون در جمهورى اسلامى» در: مجموعه مقالات چهارمين كنفرانس انديشه ى اسلام (حكومت در اسلام) (تهران: چ اول، سازمان تبليغات، 1366ش)، ص 213.
[2]. نهج البلاغه، خطبه 3.
[3]. سيد غلامرضا سعيدى، مفاخر شرق، به كوشش سيد هادى خسروشاهى، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چ دوم، 1372ش)، ص 154.
[4]. صفات الله جمالى، استاد و مدارك درباره سيد جمال، (تهران: طباطبائى، چ دوم، 1350ش)، ص 113.
[5]. صفات الله جمالى، همان، ص 30 - 47 و ميرزا لطف الله اسدآبادى، سيد جمال الدين، (بيروت: دارالكتاب اللبنانى، چ اول، 1973 م)، ص 44 - 45.
[6]. ميرزا لطف الله اسدآبادى، همان، ص 29 و مرعشى، ترجمه ى دو نامه از سيد جمال، (كتابفروشى حافظ، بى تا)، ص 9 - 10، و 26.
[7]. ميرزا لطف الله، همان، ص 87.
[8]. همان، ص 38 - 39 و صفات الله، همان، ص 65 ـ 92.
[9]. صفات الله جمالى، همان، ص 48 - 54 و امين الدوله، خاطرات سياسى، (تهران: دانشگاه تهران، چ اول، 1341)، ص 128.
[10]. امين الدوله، همان، ص 63. «شاه به سيد گفت: از من چه مى خواهى، سيد جواب داد دو گوش شنوا»، امين الدوله، همان، ص 54.
[11]. امين الدوله، همان، ص 53 - 55.
[12]. امين الدوله، همان، ص 129.
[13]. صفات الله، جمالى، همان، ص 55.
[14]. ر.ك: ابراهيم تيمورى، عصر بى خبرى، (تهران، اقبال، چ اول، 1322ش)، ص 12 - 236.
[15]. همان، ص 63، و امين الدوله، همان، ص 142.
[16]. سيد غلامرضا سعيدى، همان، ص 49.
[17]. او در اين نامه كه با احساسات كامل و عرق دينى نوشته شده است جملاتى نظير: تو اى پيشواى دين اگر به كمك برنخيزى ... و كشور را از چنگ او بيرون نياورى ... مملكت زير اقتدار بيگانه در آيد ... سينه ى علماى ايران تنگ شده و منتظر شنيدن يك كلمه از تو هستند. مرعشى، ترجمه ى دو نامه از سيد جمال، بى تا، ص 13 - 15.
[18]. مرعشى، همان، ص 15 و عميد زنجانى، انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن، (تهران: نشر كتاب سياسى، چ سوم 1369ش)، ص 349.
[19]. مرعشى، همان، ص 16 و ص 30 - 33، و امين الدوله، همان، ص 129 - 150.
[20]. اسماعيل رائين، انجمن هاى سرى در انقلاب مشروطه، (تهران: 1354ش)، ص 49.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«مَن أحَبَّ الدُّنيا ذَهَبَ خَوفُ الآخِرَةِ مِن قَلبِهِ؛»

«كسى كه دنيا را دوست داشته باشد، ترس از آخرت از دلش برود.»

بحارالانوار: ج 78 ص 315 ؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185