Share/Save/Bookmark
نقد مقاله ى «واژه اى به نام موسيقى مبتذل نداريم»
صباح شمارگان 2-3 > نویسنده : ابوالقاسم مقيمى حاجى کد: 337

همبستگى، ش 384، على رضا عصّار
در اين نوشته كه حاصل گفتوگو با على رضا عصّار است، وى با اشاره به مهم ترين ويژگى هاى موسيقى پاپ، به دفاع از اين موسيقى پرداخته است. او در اين گفتوگو، وجود موسيقى مبتذل را انكار مى كند و مى گويد: «در موسيقى، واژه اى به نام موسيقى مبتذل نداريم و هر سبك موسيقى براى مخاطب خويش داراى زيبايى ها و جذابيت هاى خاصّى است». مقاله ى زير پاسخى است به اين گفتوگو.
- موسيقى مبتذل داريم!!!
در تعريف موسيقى گفته شده: «هنرى است كه از تنظيم و تركيب صداها به وجود مى آيد و زيبايى آن برحسب اثرى است كه در ذهن و احساسات شنونده مى گذارد و مى گويند: موسيقى در درون انسان ها ريشه دارد».[1]«فرهنگ و تمدّن بشرى بدون موسيقى ناقص است»[2] و «هر سبك از موسيقى براى مخاطب خويش داراى زيبايى ها و جذابيت هاى خاصى است.»[3] پس «موسيقى مبتذل نداريم».
لذّت و احساس خوشى برخاسته از شنيدن موسيقى با تاريخ بشرى دوشادوش بوده و در همه ى جامعه ها وجود داشته است. بشر همواره به دليل طبيعت لذت خواهانه اش، به گونه ى ويژه اى از موسيقى، گرايش داشته و براى لذت بردن از زيبايى آن، به شنيدن سبك ويژه اى پرداخته يا براى دست يابى به آن، چنان سبكى را پديد آورده است.
پرسش اصلى اين است: آيا اين لذت چيزى از واقعيت مطلوب آدمى مى كاهد يا بر آن مى افزايد؟ آيا سبب رشد و تعالى روح انسان است يا مايه ى تخدير روانى اوست؟
براى آن كه روشن شود ديدگاه اسلام و فتاواى فقهى ما در «مبتذل خواندن برخى موسيقى ها» از لسان وحى سرچشمه گرفته است و در مسير فطرت سالم انسان قرار دارد، بايد از پى آمدهاى موسيقى در جسم و جان آدمى، تحليل دقيق و علمى داشته باشيم. بايد با بررسى روان شناسان و ديگر كارشناسان، به كلام الهى و امامان معصوم(عليهم السلام)نيز بنگريم تا به اين باور برسيم كه غرق شدن در دنياى موسيقى با توجيه اين كه «هر سبكى از موسيقى براى مخاطب خويش داراى جذابيت هايى خاص است»، چه آثار زيان بارى برروح و روان افراد جامعه بر جاى مى گذارد. علم و دين بر اين حقيقت، اتفاق نظر دارند و به سادگى و با ادعاهاى شاعرانه نمى توان از كنار آن گذشت و محدوديت هايى دينى را ناديده گرفت. اينك اين بحث را به طور فشرده در چند بخش پى مى گيريم.
1ـ موسيقى و روح و روان
اگر تحريك مثبتى را در موسيقى در نظر بگيريم كه ما را از وجود حقيقى مان با يك نوسان بالاتر مى برد، هنگامى كه موسيقى، پايان پذيرد، سرازيرى حقيقى را در خود احساس خواهيم كرد. در حقيقت، موسيقى سايه اى از ما براى خود ما ساخته و آن را بالا برده است و پس از پايان موسيقى، آن شبح مصنوعى از بين مى رود و واقعيت ها با همان خشكى و خشونت نمودار مى شود.
هنر موسيقى در اين است كه ما را خواسته يا ناخواسته به سفر در دنياى ذهنى و خيالى فرامى خواند و به فضايى مى برد كه براى آن آفريده نشده است. سرانجام نيز ما را سرگردان و لبريز از احساساتى كه به طور مصنوعى، تحريك شده است، رها مى كند. ما مى مانيم و انبوهى از احساسات تخليه نشده. نه مى توان از آن دنياى خيالى، دل كند و به زندگى واقعى روى آورد و نه واقعيت پيرامون خود را فراموش كرد. با تكرار اين حالت ها و اعتياد به موسيقى، جز تخدير روح و روان، چيزى به دست نمى آيد. اين حالت مَثَل كسى است كه براى فرار از واقعيت و به جاى سازگارى با آن، در دنياى خودخواهى و اوهام فرو مى رود و به موادّ مخدّر پناه مى برد. پس غرق شدن در دنياى موسيقى پسنديده نيست و بايد به حدّ نياز و مجاز آن بسنده كرد.
اگر موسيقى آن چنان كه عاشقان دلباخته اش مى گويند روح انسانى را تصفيه مى كند، چرا با گسترش آن در شرق و غرب، به گفته ى كارشناسان، انواع بيمارى هاى روانى و فساد اخلاقى گسترش يافته است؟!
كسى كه موسيقى را چاشنى روح مى شمارد، اين مطلب را در نظر نمى گيرد كه ارواح آدمى كه در شعله هاى انحراف از واقعيت ها مى سوزد، از تحريك خيال و رؤياهاى ناممكن چه نتيجه اى به دست خواهد آورد؟ آيا اين تحريك ها، ادامه ى تخدير در برابر واقعيت ها نيست؟[4]
2ـ موسيقى و دانش پزشكى
امروزه با پيشرفت روزافزون دانش و تجربه ى انسان، دانش پزشكى نيز به پى آمدهاى زيان بار موسيقى براى اعصاب و روان اشاره مى كند. به گفته ى دانش پزشكى، موسيقى با نواهاى حزن انگيز و نشاط انگيز، نظم حياتى بدن و تعادل دو قسمت از اعصاب نباتى (سمپاتيك و پاراسمپاتيك) را كه عامل تنظيم جذب و دفع و هضم و ضربان قلب و فشار خون است، برهم مى زند. به نظر روان شناسان، گوش دادن به موسيقى به ضعف اعصاب مى انجامد كه خود، سرچشمه ى بسيارى از بيمارى هاى جسمى و روانى ديگر است.
دكتر «ولف آدلر»، پروفسور دانشگاه كلمبيا مى گويد:
بهترين و دلكش ترين نواهاى موسيقى، شوم ترين آثار را روى سلسله اعصاب انسان باقى مى گذارد.
در پى سخنان او، هزاران نفر در آمريكا خواستار پيش گيرى از برپايى كنسرت هاى عمومى شدند.
هم چنين دكتر «اويزن اسوت مارون» درباره ى تأثير موسيقى بر ضربان قلب و سكته قلبى مى گويد:
هيجان، بزرگ ترين عامل سكته هاى قلبى است و بيشتر هنرمندان به علّت سكته قلبى درگذشته اند.
افزون بر آن، موسيقى عامل اختلالات دماغى مانند اغتشاش مغزى، هيجان روحى، جنون، ضعف حسّ شنوايى و بينايى، سلب اراده، شكست شخصيت، كوتاهى عمر، جنايت، خودكشى و تهييج شهوت است.[5]
3 ـ موسيقى و آموزه هاى دينى
با توجه به مطالب ياد شده پى مى بريم كه اسلام براى ممنوعيت غنا، دلايل مستحكمى دارد. اسلام مى خواهد انسان در اين دنيا، آمادگى واقعى خود را در برابر هيجان هاى كاذب از دست ندهد. اسلام، احساس لذت را محكوم نمى كند، بلكه مى گويد: «انسان نبايد اسير احساسات شود، به گونه اى كه انديشه در واقعيات او ضعيف و در تعقّل او اختلال ايجاد شود».[6]
به همين دليل در معارف اسلامى آمده است: «اولين كسى كه مرتكب غنا شد، شيطان بود.»[7] در احاديث نيز درباره ى زيان هاى دنيايى و اخروى موسيقى، مسايل بسيار آمده است مانند: «ظهور نفاق»، «قساوت قلب»، «گسترش بى حيايى و فساد اخلاقى»، «محروميت از رحمت الهى» و «گسترش فقر و تهى دستى ».[8]
افزون بر آن، موسيقى غنايى در شمار گناهان كبيره قلمداد شده و در حديثى چنين آمده است:
از نشانه هاى آخرالزمان اين است كه آلات لهو نواخته مى شود و يك نفر نيست كه نهى از منكر كند.[9]
4ـ موسيقى در سخنان امام راحل و مقام معظم رهبرى
امام خمينى(رحمهم الله) درباره ى زيان هاى موسيقى مى فرمايد:
از جمله چيزهايى كه مغز جوان ها را تخدير مى كند، موسيقى است ... انسان را از جدّيت بيرون مى برد. يك جوان كه عادت كرده روزى چند ساعت را با موسيقى سروكار داشته باشد، يك جوانى كه اكثر اوقاتش را صرف بكند و پاى موسيقى بنشيند ... از مسايل زندگى و از مسايل جدّى به كلى غافل مى شود... نبايد دستگاه تلويزيون جورى باشد كه 10 ساعت موسيقى بخواند... اين عذر نيست كه اگر موسيقى نباشد در راديو، آن ها مى روند از جاى ديگرى موسيقى مى گيرند. حال اگر از جاى ديگر مى گيرند، ما بايد به آن ها موسيقى بدهيم.[10]
البته به فتواى حضرت امام(رحمهم الله) و برخى مراجع تقليد، موسيقى مجاز و غيرغنايى نيز داريم كه در تبيين مرز موسيقى مجاز از غير مجاز، بيان مقام معظم رهبرى را در ديدار جوانان با ايشان مى آوريم:
موسيقى اگر انسان را به بى كارگى، ابتذال، بى حالى و واخوردگى از واقعيت هاى زندگى و امثال اين ها بكشاند، اين موسيقى، موسيقى حلال نيست، موسيقى حرام است. موسيقى اگر چنان چه انسان را از معنويت، از خدا و ذكر غافل كند، اين موسيقى حرام است. موسيقى اگر انسان را به گناه و شهوت رانى تشويق كند، اين موسيقى حرام است (در غير اين صورت حلال است...).
- نتيجه:
درمى يابيم حرمت موسيقى غنايى و زيان غرق شدن در آن، بر پايه ى دلايل محكمى از آيات و روايات است كه حتى دانش پزشكى نوين نيز به گوشه هايى از آن رسيده است. برخلاف گفته هاى آغازين اين هنرمند بايد گفت نه تنها در موسيقى، واژه اى به نام «مبتذل» داريم، بلكه علم و دين بر لزوم اعراض از آن حكم كرده اند و بر ارباب هنر هيچ زيبنده نيست كه چنين الفاظ و مطالب بى اساسى را به زبان آورند.
به اميد آن روز كه همه ى انسان ها، راه حقيقى رسيدن به آرامش و شادى را كه در پرتو تكامل روحى و دورى از مفاسد اخلاقى است، بيابند و با دست يازيدن به آموزه هاى تربيتى اسلام، به رستگارى حقيقى برسند.


[1]. نشريه ى زنان، ش 80، ص 32.
[2]. همان.
[3]. روزنامه ى همبستگى، ش 384، 29/11/1381، ص 12.
[4]. تعليم و تربيت در اسلام، تهران، انتشارات الزهرا، 1366، چ 10، صص 44و45; مبانى فقهى ـ روانى موسيقى، علامه جعفرى; انسان، غذا، موسيقى، احمدشرفخانى، قم، انتشارات مشهور، 1380، چ 1، صص 60 ـ 65.
[5]. همان، 81و85; موسيقى از ديدگاه اسلام، محمداسماعيل نورى، انتشارات آزادى، بى تا، ص 140; تأثير موسيقى بر روان و اعصاب، ص 38.
[6]. تعليم و تربيت در اسلام، مرتضى مطهرى، ص 44.
[7]. وسائل الشيعه، حر عاملى، تهران، كتاب فروشى اسلاميه، ج 12، ص 231.
[8]. همان، صص 231، 232 و 235; ميزان الحكمة، محمد محمدى رى شهرى، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1362، چ 1، ج 7، صص 305 ـ 307.
[9]. موسيقى از ديدگاه اسلام، ص 76; حرّعاملى در وسائل الشيعه، ج 11، ص 277، فرازهايى از اين حديث را از كتاب تفسير قمى نقل مى كند.
[10]. صحيفه ى نور، ج8، صص 197 ـ 201; ج9، ص 155 و ج12، ص 104.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
قرائت هاي گوناگون از دين چيست؟
منظر آيات و روايات، بررسى و نقد كنيد؟
متون چيست؟
از بحث هاى گوناگون از دين،طرحى كامل ارايه كنيد؟
مثبت انگاری ؟؟؟؟؟
پى آمدهاى روحى و روانى لقمه ى حلال و حرام بر ايمان قلبى و نفاق قلبى چيست؟
با توجّه به زشتى گناه و اين كه فكر آن هم آزار دهنده است، چه چيز سبب تكرار گناه مى شود؟ آيا اسلام براى پيش گيرى از تكرار گناه، راه حلّى دارد؟
رابطه ى نامشروع در روحيه، ايمان و اعتقاد جوانان چه تأثيرى دارد؟
براى پيش گيرى از افزايش روابط نامشروع، چه راه حلّى پيشنهاد مى كنيد؟
ديدگاه اسلام درباره ى نظريه ى فرويد در زمينه ى آزادى جنسى و اين كه انسان نسبت به آن چه منع شود، حريص تر مى شود، چيست ؟
آيا فاصله گرفتن از معنويت را مى توان يكى از عوامل پيدايش بحران هاى اجتماعى در جامعه دانست؟
غيبت چند نوع است؟ آيا غيبتى داريم كه معصيت نباشد؟
چرا رهبرى در ايران مادام العمر است؟
آيا اعتقاد به ولايت فقيه واجب است؟ آيا در اين زمينه، آياتى در قرآن وجود دارد؟
دور در تعيين رهبر يا در ادامه ى حاكميت رهبر را چگونه حل مى كنيد؟ اگر دور باطل است، آيا در اين جا استثنا خورده است؟
با توجه به اين كه ولايت، همان قيموميّت است، چگونه آن را بر حاكميت سياسى فقيهان مى توان تطبيق كرد؟
آيا جامعه ى ولايى، انحصارگرا و مستبد است؟
آيا ولايت فقيه چيزى جز حكومت توتاليتر و ضد مردمى است؟
پيشينه ى نظريّه ى ولايت فقيه به چه زمانى بر مى گردد و جايگاه آن نزد فقيهان شيعه چگونه است؟
گفت و گو با آيت الله محمدهادى معرفت؛چرا صحابه كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را درك كرده بودند، در قرائت شان، اختلاف دارند؟ آنان با چه مجوّزى، معانى الفاظ قرآن را در صحيفه ى خود جایگزين كردند؟
اثرگذارى قرآن بر فرهنگ جاهلى
آيا متن قرآن، از نمادها سخن نگفته است؟
ارتباط خداوند با انسان از راه وحى، چند گونه است و ميان آن ها چه تفاوت هايى وجود دارد؟
معانى و الفاظ قرآن كريم از سوى خداوند است يا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)؟
حروف مقطعه ى قرآن كريم براى چه آمده و به چه معنايى است و دليل معنادار بودن آن ها چيست؟
رابطه ى ظاهر و باطن را در قرآن توضيح دهيد؟
اگر خداوند عادل است، پس چرا در آفرينش نظام هستى اين همه تبعيض وجود دارد؟ چرا يكى به صورت نور آفريده شده است و ديگرى ظلمت، يكى حلاوت است و ديگرى مرارت، يكى انسان است و ديگرى حيوانى پست و دون؟
ستم گران و گناه كارانى هستند كه به هيچ گونه گرفتارى دچار نشده اند. اين مسأله چگونه توجيه مى شود؟
خداوند آگاه است چه كسى، بهشتى يا دوزخى است و انسان ها در امتحان ها چه مى كنند. پس چرا انسان ها را آفريده است و امتحان مى كند؟
چه عاملى به تبعيد امام خمينى(رحمهم الله)انجاميد و چه پى آمدهايى به دنبال داشت؟
موضوع اصلى رفراندوم (انقلاب سفيد) چه بود و علماى اسلام در برابر آن چه واكنشى نشان دادند؟
پى آمدها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى چه بود؟
گفتگوبا حجت الاسلام والمسلمين محمدعلى معلّى
نقدى بر مقاله ى «عدالت خواهى و آزادى طلبى على عليه السّلام در انديشه سياسى»
نقد مقاله ى «واژه اى به نام موسيقى مبتذل نداريم»
مراتب فقهى مخاطبان سينما
انتظار بشر از دين در نگاه گاليله
سؤال:آيا مى توان پرسيدن و پاسخ خواستن را پديده اى نيكو و اميد بخش پنداشت؟ آرى، شكى نيست كه پرسش، انگيزه ى دانش جويى را شكوفا مى كند و مايه ى آگاهى و دانايى است. پرسش ها، نيازهاى معرفتى انسان را آشكار مى سازد و محور فعاليت هاى پژوهشى آدمى را شكل مى دهد. جوانه زدن پرسش در ذهن آدمى، نشانه اى از حيات علمى و روحيه ى حقيقت خواهى در پرسش گر است و زمينه هاى رشد و كمال معرفتى انسان را فراهم مى آورد. با اين حال، نبايد فراموش كرد كه تنها آن پرسش هايى ثمربخش خواهد بود كه به طور طبيعى مى رويد و در حد توانايى شخص، شكل مى گيرد و طراحى مى شود. در مقابل طرح شبهه و پرسش براى كسانى كه براى درك آن، آمادگى لازم را ندارند، نتيجه اى جز گمراهى و سرگردانى نخواهد داشت. اين كار نه تنها روحيه ى دانش جويى انسان را سيراب نمى سازد، بلكه با ايجاد ترديد و يأس علمى و سرگردانى معرفتى، اشتياق دانش اندوزى را در انسان مى ميراند. گفتنى است براى دست يابى به نتيجه اى درست از پرسش ها بايد به نكته هاى زير توجه كرد: 1ـ پرسش بايد با انگيزه ى حقيقت جويى باشد نه بر پايه ى خواسته هاى نفسانى و اهداف شيطانى مانند: رسوا ساختن ديگران و بى حرمتى به ايشان. 2ـ براى دريافت پاسخ، بايد به كسى مراجعه كرد كه آگاه بوده و در پاسخ دهى، امين باشد نه اين كه مايه ى گمراهى و اسارت آدمى گردد. 3ـ پرسش گاهى انسان را به زودى به نتيجه مى رساند و در فهم پاسخ يارى مى رساند. گاهى نيز آدمى براى فراهم نمودن شرايط مناسب براى رسيدن به پاسخ، بايد دشواريهايى را به جان بخرد، براى نمونه، پژوهش هايى را انجام دهد يا براى جستن پاسخ، بار سفر بربندد. 4ـ گزينش در پرسيدن، راه را براى پرسش هاى اساسى هموار مى سازد و از هدر رفتن فرصت هاى گران بهاى آدمى پيش گيرى مى كند. افزون بر آن، نظمى منطقى را براى انديشه ى آدمى به ارمغان مى آورد. با پايبندى به چنين نكته هايى است كه پرسيدن و پاسخ خواستن را مى توان پديده اى نيكو شمرد و بار نشستن آن را اميد داشت. صباح كه رسالت پاسخ گويى به پرسش هايى در زمينه ى انديشه دينى را بر عهده گرفته است، در اين شماره مى كوشد متناسب با نياز مخاطبان خود، در زمينه ى: قرائت هاى گوناگون از دين، عدل الهى، مهم ترين دغدغه هاى فكرى و دينى جوانان، مشروطه و انقلاب، ولايت فقيه و زبان قرآن، به مهم ترين پرسش ها، پاسخ دهد
 
امام علي علیه السلام:

تَمامُ العِلمِ العَمَلُ بِمُوجَبِهِ

كمال علم، عمل كردن به مقتضاى آن است.

غرر الحكم: ح ۴۴۸۲

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185