تعداد بازدیدها:3479
Share/Save/Bookmark
معرفى كتاب روش شناسى تفسير قرآن
صباح شماره 1 > نویسنده : اسماعيل سلطانى کد: 349

روش شناسى تفسير قرآن؛ -نويسندگان: -على اكبر بابايى، غلام‏على عزيزى كيا و مجتبى روحانى راد، زير نظر: محمود رجبى، چاپ اول، قم، پژوهشكده‏ى حوزه و دانشگاه، تهران؛ سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه‏ها (سمت)، 9731، 024 ص، وزيرى.
قرآن، واپسين كتاب آسمانى و آخرين رهنمود خداوند سبحان براى رسيدن به رستگارى دنيوى و اخروى و تنها معجزه‏ى جاودانى در دست بشر است. دانشمندان در طول چهارده قرن درصدد كشف رمز و رازها و مطالب ژرف، هدايت‏گر و سازنده‏ى آن بوده‏اند كه متأسفانه به دليل روشن نبودن زاويه‏هاى روش شناسى در تفسير قرآن، بسيارى از اين تلاش‏ها به اختلاف در بيان مفاهيم آيات قرآن و مراد خداى سبحان انجاميده است. افزون بر اين، امروزه شمارى روشن فكر مآب، داعيه‏ى قرائت‏هاى گونه‏گون از دين را در سر مى‏پرورانند و آيات قرآن را به دلخواه تفسير مى‏كنند. هم‏چنين دانشجويان رشته‏ى «علوم قرآنى و حديث» در دوره‏ى كارشناسى ارشد و دكترا، متن درسى مدوّنى در زمينه‏ى «روش شناسى تفسير» ندارند. بنا براين، ثبت مبانى، قواعد، منابع تفسير، علوم مورد نياز مفسر و شرايط مفسر، همت بلند و تلاش گسترده‏اى مى‏طلبد تا با بررسى همه جانبه، «روش شناسى تفسير» از ابعاد گوناگون فراهم گردد.
خوشبختانه اين مهم، زير نظر استاد فرزانه حجت الاسلام والمسلمين آقاى محمود رجبى، جامه‏ى عمل پوشيده است. نگاهى به كتاب ياد شده، تلاش فراوان ايشان را در اين زمينه به روشنى نشان مى‏دهد.
ويژگى‏هاى كلى اين اثر را مى‏توان چنين برشمرد:
الف) كتاب از فصل بندى، دسته بندى و نظم منطقى و مناسب برخوردار است.
ب) بيشتر مطالب تازگى دارد و براى نخستين بار منتشر مى‏شود؛ يعنى خواننده اين مطالب را با اين كيفيت، در جايى ديگر نديده است.
ج) نويسندگان با پرهيز از كلى‏گويى، مطالب را با ادله‏ى متقن و مثال‏هاى گونه‏گون توضيح داده‏اند.
د) نويسندگان كوشيده‏اند بى‏واسطه‏ى سخنان ديگران، به منابع دست اول مراجعه كنند. در فهرست منابع، از 703 منبع نام برده شده است.
ه) مطالب و توضيح‏هاى سودمندى در پاورقى‏ها آمده است.
و) اين كتاب از نثرى روان و رسا، برخوردار است.
اين كتاب در 5 فصل نگارش يافته است. در فصل آغازين، مبانى تفسير زير عنوان «كليات» (صص 5 - 06) مورد بحث قرار گرفته است. اين فصل از اصول بنيادينى سخن مى‏گويد كه هر نوع موضع‏گيرى درباره‏ى آن‏ها، موجوديت تفسير يا قواعد روش تفسير را تحت تأثير قرار مى‏دهد.
يكى از بحث‏هاى كليات، بازشناسى تفسير از تأويل قرآن است؛ زيرا از دير باز، مفسران و كارشناسان علوم قرآنى در معناى اين دو واژه، اختلاف‏نظر دارند. نگارنده پس از بيان معناى لغوى تفسير و تأويل و نقد و بررسى بيش از 01 تعريف اصطلاحى تفسير از علماى فن (در متن و پاورقى)، تعريف خود را پيشنهاد مى‏دهد. وى مى‏نويسد:
تفسير عبارت است از بيان مفاد استعمالى آيات قرآن و آشكار نمودن مراد خداى متعال از آن، بر مبناى ادبيات عرب و اصول عقلايى محاوره. (ص32).
آن‏گاه با بر شمردن موارد كاربرد تفسير و تأويل در قرآن، به فرق ميان تفسير و تأويل قرآن مى‏پردازد. سپس مى‏كوشد محدوده‏ى تفسير قرآن را از تأويل آن جدا كند. در پايان، نتيجه مى‏گيرد كه تأويل، گونه‏اى از معانى آيات است كه جز خداى متعال و راسخان در علم (پيامبر اكرم صلَّى الل.ه عليه وآله وسلَّم)، كسى آن را نمى‏داند و فهم آن بر پايه‏ى ادبيات عرب ممكن نيست. در مقابل، تفسير قرآن بر مبناى ادبيات عرب و اصول محاوره براى همگان امكان‏پذير است.
در همين فصل، زير عنوان «نيازمندى به تفسير»، به بررسى مراتب معارف قرآن از نظر ظهور و خفا مى‏پردازد. يك مرتبه از آن را بى‏نياز از تفسير و مرتبه‏ى ديگر آن رإ؛ممئ ظظ ويژه‏ى راسخان در علم و مرتبه‏ى سوم آن را كه بخش مهمى از معارف را در بر مى‏گيرد نيازمند تفسير مى‏داند. سپس دليل نيازمندى به تفسير را با بيانى رسا، متقن و مستدل و آوردن مثال‏هايى گويا، به پايان مى‏برد.
يكى ديگر از بحث‏هاى اين فصل، «امكان و جواز تفسير» است. يعنى آيا غير معصومين مى‏توانند به فهم و تفسير قرآن دست يابند؟ در پى اين بحث، با نقل و نقد دلايل امكان نداشتن تفسير براى غير معصومين، امكان فهم و تفسير قرآن براى غير معصومين را اثبات مى‏كند. سپس به بررسى اين مسأله مى‏پردازد كه آيا تفسير قرآن براى غير معصومين از نظر شرعى جايز است يا خير؟ آن‏گاه با نقد و بررسى روايات تفسير به رأى، به اين نتيجه مى‏رسد كه تفسير قرآن براى غير معصومين از نظر شرع جايز است.
هم‏چنين در پايان فصل، با توضيحى گذرا درباره‏ى اصول تفسير، آن را زير بناى تفسير درست آيات قرآن مى‏داند. از اين رو، اصول تفسير را در 5 امر خلاصه مى‏كند كه عبارتند از:
1 قواعد كلى تفسير؛
2 منابع تفسير؛
3 علوم مورد نياز مفسر؛
4 شرايط مفسر؛
5 شيوه و مراحل تفسير.
دومين فصل اين اثر كه تقريباً نيمى از كتاب (صص16 - 062) را فرا گرفته است، به معرفى قواعد تفسير مى‏پردازد و مهم‏ترين بخش از اصول تفسير است. نگارنده در آغاز اين فصل، به اجمال درباره‏ى ضرورت بررسى قواعد تفسير، بحث مى‏كند و با اشاره به شيوه‏هاى تفسير روايى، ادبى، قرآن به قرآن، عرفانى، كلامى و علمى، يادآور مى‏شود كه به كارگيرى شيوه‏هاى گوناگون، سبب اختلاف‏هاى بسيارى در بيان مفاهيم آيات قرآن و مراد خداى سبحان گرديده است. اين خطا و اشتباه‏هاى برخى مفسران در تفسير قرآن بدان دليل است كه مفسر براى فهم مراد خداى متعال، به قواعد متقن بر مبناى بديهيات عقلى و قطعيات و مسلمات شرعى و ارتكازات عقلايى نياز دارد. تنها در اين صورت است كه مى‏تواند شيوه‏ى تفسير خود را بر آن استوار سازد تا هم شيوه‏ى تفسيرى‏اش، بى‏پايه نباشد و هم در موارد اختلاف، انتخاب او بى‏ملاك نباشد.
قاعده‏ى نخست در «نظر گرفتن قرائت صحيح» (ص46) است. حروف و هيأت كلمه‏ها و جايگاه آن‏ها در جمله، در فهم معانى آن‏ها نقش اساسى دارد. بنابراين، نخستين گام مفسر براى فهم آيات قرآن، بررسى در زمينه‏ى قرائت صحيح آيات است. بدين ترتيب، مى‏تواند قرائت مورد اتفاق را از قرائت‏هاى مورد اختلاف بازشناسد و بر اساس ضابطه‏ى ياد شده به تفسير آيات بپردازد. نگارنده در همين فصل به توهم تواتر قرائات پاسخ داده است و مى‏نويسد:
حداكثر آن چه مى‏توان در اين خصوص ادعا كرد، تواتر آن قرائت‏ها از قُراء ياد شده است.... ولى نسبت به طبقه‏ى خود قاريان و زمان قبل از آنان تا زمان صحابه و عصر رسول خداصلَّى الل.ه عليه وآله هيچ نقل متواترى وجود ندارد و آن چه هست، اخبار آحادى است كه صحت هيچ يك از آن‏ها مورد اتفاق نيست و حتى اتصال سند برخى از آن‏ها مورد ترديد است» (ص96).
آن‏گاه با بررسى حجيت قرائت‏هاى هفت‏گانه و معيارهاى شناخت قرائت صحيح از ناصحيح، بحث را به پايان مى‏برد.
دومين قاعده، «توجه به مفاهيم كلمات در زمان نزول» (ص18) است. مفسر بايد با آگاهى از مفاهيم مفردات قرآن كريم و توجه دقيق به ويژگى‏هاى آن‏ها، به تفسير آيات بپردازد و به معانى ارتكازى، بسنده نكند. چون واژه‏ها در طول زمان ممكن است معانى گوناگونى به خود بگيرد، مفسر بايد معانى واژه‏ها را در زمان نزول و در قبايل گوناگون از منابع معتبر به دست آورد. در اين قاعده، به بحث زبان قرآن، و واژه‏هاى دخيل، نقش آن‏ها در تفسير و تحول نظريه‏ها و فهم مفردات قرآن، پرداخته شده است. هم‏چنين توهم تأثيرنظريه‏ها در تحول معانى واژه‏ها، مورد نقد و بررسى قرار گرفته و گفته شده است كه هر چند ممكن است واژه‏ها در طول زمان، معانى تازه‏اى پيدا كنند، ولى پديد آمدن معانى جديد، كليّت ندارد. افزون بر آن، پيدايش معانى جديد را نبايد به معناى تحول معانى واژه‏ها دانست، بلكه معانى جديد، مفهوم‏هاى ديگرى در كنار معانى همه فهم بوده و اين معانى همه فهم در طول زمان، ثابت است.
در قاعده‏ى سوم به بررسى «تأييد شناخت قواعد ادبيات عرب اعم از صرف، نحو، معانى و بيان» (ص501) پرداخته و راه دست‏يابى به فصيح ترين ساختارهاى هم‏آهنگ با قواعد مورد اتفاق صاحب نظران اين علوم، معرفى شده است.
در قاعده‏ى چهارم به نام «در نظر گرفتن قراين» (ص901)، به تفصيل به بررسى قراين كلام مى‏پردازد. در نظر گرفتن قراين كلام براى فهم مقصود گوينده، روش عقلايى و پذيرفته شده درهمه‏ى فرهنگ‏ها است. مقصود از قراين، امورى است كه به گونه‏اى با كلام، ارتباط لفظى يا معنوى داشته و در فهم مفاد كلام و درك مراد گوينده، مؤثر باشد. قراين به دو دسته‏ى «پيوسته به كلام» و «گسسته از كلام» تقسيم مى‏شود. «قراين پيوسته»، خود به قراين لفظى و غير لفظى تقسيم مى‏شود. «سياق» در واقع، تنها قرينه‏ى لفظى پيوسته به كلام خداست. «سياق»، نوعى ويژگى براى واژگان يا عبارت‏ها يا يك سخن است كه به دليل همراه بودن آن‏ها با كلمه‏ها و جمله‏هاى ديگر به وجود مى‏آيد. «سياق» گونه‏هايى دارد كه عبارتند از: سياق كلمه‏ها، سياق جمله‏ها، سياق آيه‏ها و سياق سوره‏ها. مفسران بر اين باورند كه سوره‏ها برخلاف ترتيب نزول، گردآورى شده است، از اين رو به عنوان قرينه نمى‏پذيرند.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
بالندگى انديشه و تناسب پيشرفت‏ه‌اى معرفتى با نيازهاى فكرى زمان به ويژه در عرصه‏‌هاى دينى از نشانه‏‌ها و شاخص‏ه‌اى مهم حيات اجتماعى و دينى جامعه و انديشمندان دينى است. انديشمندان و فقيهان مسلمان به ويژه دانش پژوهان حوزه‏‌هاى علميه پيوسته در راستاى پاسخ‏گويى به چنين نيازهايى از هيچ كوششى فروگذار نكرده‏اند كه برگه‏‌هاى زرين زندگى اين بزرگان و عملكرد حوزه‏‌هاى علميه در تاريخ بهترين گواه بر اين گونه تلاش‏‌ها است. نمونه‏‌ى برجسته‏‌ى چنين كوشش‏‌هايى انقلاب اسلامى ايران است. در فضاى ظلمانى جهان معاصر و در حالى كه هيچ اميدى به تحقق حكومتى اسلامى حتى از سوى دوستداران حكومت دينى نبود، با رهبرى حضرت امام خمينى رضوان اللَّه عليه، پشتيبانى انديشمندان مسلمان و روشن‏گرى‏‌هاى مردمى حوزه‏‌هاى علميه، انقلاب اسلامى به ثمر رسيد. اتحاد امام و امت اسلامى چنان جلوه‏اى زيبا از همبستگى و وحدت در عرصه‏‌ى جهانى ترسيم كرده كه هنوز خاطره‏ى دل‏پذير آن در ذهن حق‏جويان جهان پابرجا است. بر شمردن گام‏‌هايى كه انديشمندان اسلام و حوزه‏‌هاى علميه در تحقق اسلام ناب و برپايى جامعه‏‌ى اسلامى برداشته‏‌اند، در اين گفتار كوتاه، امكان‏پذير نيست. در اين ميان، براى نمونه به فلسفه‏‌ى پيدايش «مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه‏‌ى علميه» بسنده مى‏‌شود. با پيروزى انقلاب اسلامى، مردم مسلمان با دين بيشتر آشنا گشتند و در روشن‏گرى‏‌هاى روحانيت، جوياى آگاهى‏‌هاى دينى جديدترى شدند. همچنين با روى كارآمدن حاكميّت دينى، مردم با جنبه‏‌هاى اجتماعى اسلام روبه‏‌رو گرديدند. از اين رو، علاقه‏‌مندى آنان براى آشنايى با ديگر جنبه‏‌هاى فراموش شده‏‌ى اسلام افزايش يافت. در اين ميان، حق ستيزان و كسانى كه نمى‏‌توانند نور خدا را در جامعه و جهان تحمل كنند، در فعاليتى سازمان يافته و گسترده، به مبارزه با انقلاب اسلامى و در صورت وجود بسترهاى مناسب، به اسلام‏زدايى پرداختند. آنان در اين راستا از هيچ كارى كوتاهى نكردند. اقدام نظامى مانند: حمله‏‌ى عراق به ايران و تهاجم فرهنگى مانند: ترويج فرهنگ برهنگى و بى‏‌بندو بارى و تهاجم فكرى مانند: گسترش دادن آموزه‏‌هاى تكثرگرايى، تساهل منشى و انسان محورى، نمونه‏‌هايى از اين حركت سازمان يافته است. تأثيرپذيرى پاره‏اى از روشن‏فكران و عناد ورزى و فرصت‏ طلبى برخى عوامل داخلى نيز بر گستره و شتاب تهاجم دشمن به انقلاب اسلامى و مكتب اسلام افزوده است. بدين ترتيب، فضايى شبهه‏‌ آلود و گمراه كننده پديد آمده است، به گونه‏‌اى كه امت اسلامى به ويژه جوانان با وجود علاقه‏‌مندى ذاتى آنان به معارف دينى، گرفتار پرسش‏ها و شبهه‏‌هايى شده‏‌اند كه هر روز بر گستره و ژرفاى آن‏ها افزوده مى‏‌شود. چنين عواملى سبب گرديد حوزه‏‌ى علميه در فعاليتى برنامه‏‌ريزى شده و روزآمد به راه‏‌اندازى مركزى به نام «مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه‏‌ى علميه» بپردازد. هدف اين مركز گسترش فرهنگ اسلامى و پاسخ‏گويى به شبهه‏‌ها و پرسش‏هاى دينى قشرهاى گوناگون جامعه (نوجوانان، جوانان، دانشجويان، استادان دانشگاه‏ها، طلاب و فضلا و...) است. اين مركز براى دست‏يابى به اين هدف مقدس و ضرورى، فعاليت‏هاى چندى را آغاز كرده كه راه‏‌اندازى مجله «صباح» از جمله‏‌ى اين فعاليت‏هاست. «صباح» با همكارى و همراهى «مركز پژوهش‏هاى صدا و سيما» به عرصه‏‌ى انديشه و فرهنگ دينى گام نهاده، و در حقيقت، پاسخ‏گوى شبهه‏‌ها و پرسش‏هاى مطرح در جامعه است كه با بيانى روشن، علمى، به روز و فشرده به همراه استدلال‏هاى مورد نياز به پيش‏گاه علاقه‏‌مندان عرضه مى‏‌شود. اميد آن‏كه پيشنهادها، انتقادها و همراهى مخاطبان حقيقت‏جو و دلسوز به شكوفايى و رشد روزافزون «صباح» بي‌انجامد.
 
امام صادق سلام الله عليه :

«غِنىً يَحجُزُكَ عَنِ الظُّلمِ خَيرٌ مِن فَقرٍ يَحمِلُكَ عَلَى الإِثمِ؛»

«توانگرى اى كه از ظلم بازت دارد، بهتر از فقرى است كه به گناهكارى وادارت کند.»

كافي: ج ۵ ص ۷۲؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185