تعداد بازدیدها:2654
Share/Save/Bookmark
معرفى كتاب روش شناسى تفسير قرآن
صباح شماره 1 > نویسنده : اسماعيل سلطانى کد: 349

روش شناسى تفسير قرآن؛ -نويسندگان: -على اكبر بابايى، غلام‏على عزيزى كيا و مجتبى روحانى راد، زير نظر: محمود رجبى، چاپ اول، قم، پژوهشكده‏ى حوزه و دانشگاه، تهران؛ سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه‏ها (سمت)، 9731، 024 ص، وزيرى.
قرآن، واپسين كتاب آسمانى و آخرين رهنمود خداوند سبحان براى رسيدن به رستگارى دنيوى و اخروى و تنها معجزه‏ى جاودانى در دست بشر است. دانشمندان در طول چهارده قرن درصدد كشف رمز و رازها و مطالب ژرف، هدايت‏گر و سازنده‏ى آن بوده‏اند كه متأسفانه به دليل روشن نبودن زاويه‏هاى روش شناسى در تفسير قرآن، بسيارى از اين تلاش‏ها به اختلاف در بيان مفاهيم آيات قرآن و مراد خداى سبحان انجاميده است. افزون بر اين، امروزه شمارى روشن فكر مآب، داعيه‏ى قرائت‏هاى گونه‏گون از دين را در سر مى‏پرورانند و آيات قرآن را به دلخواه تفسير مى‏كنند. هم‏چنين دانشجويان رشته‏ى «علوم قرآنى و حديث» در دوره‏ى كارشناسى ارشد و دكترا، متن درسى مدوّنى در زمينه‏ى «روش شناسى تفسير» ندارند. بنا براين، ثبت مبانى، قواعد، منابع تفسير، علوم مورد نياز مفسر و شرايط مفسر، همت بلند و تلاش گسترده‏اى مى‏طلبد تا با بررسى همه جانبه، «روش شناسى تفسير» از ابعاد گوناگون فراهم گردد.
خوشبختانه اين مهم، زير نظر استاد فرزانه حجت الاسلام والمسلمين آقاى محمود رجبى، جامه‏ى عمل پوشيده است. نگاهى به كتاب ياد شده، تلاش فراوان ايشان را در اين زمينه به روشنى نشان مى‏دهد.
ويژگى‏هاى كلى اين اثر را مى‏توان چنين برشمرد:
الف) كتاب از فصل بندى، دسته بندى و نظم منطقى و مناسب برخوردار است.
ب) بيشتر مطالب تازگى دارد و براى نخستين بار منتشر مى‏شود؛ يعنى خواننده اين مطالب را با اين كيفيت، در جايى ديگر نديده است.
ج) نويسندگان با پرهيز از كلى‏گويى، مطالب را با ادله‏ى متقن و مثال‏هاى گونه‏گون توضيح داده‏اند.
د) نويسندگان كوشيده‏اند بى‏واسطه‏ى سخنان ديگران، به منابع دست اول مراجعه كنند. در فهرست منابع، از 703 منبع نام برده شده است.
ه) مطالب و توضيح‏هاى سودمندى در پاورقى‏ها آمده است.
و) اين كتاب از نثرى روان و رسا، برخوردار است.
اين كتاب در 5 فصل نگارش يافته است. در فصل آغازين، مبانى تفسير زير عنوان «كليات» (صص 5 - 06) مورد بحث قرار گرفته است. اين فصل از اصول بنيادينى سخن مى‏گويد كه هر نوع موضع‏گيرى درباره‏ى آن‏ها، موجوديت تفسير يا قواعد روش تفسير را تحت تأثير قرار مى‏دهد.
يكى از بحث‏هاى كليات، بازشناسى تفسير از تأويل قرآن است؛ زيرا از دير باز، مفسران و كارشناسان علوم قرآنى در معناى اين دو واژه، اختلاف‏نظر دارند. نگارنده پس از بيان معناى لغوى تفسير و تأويل و نقد و بررسى بيش از 01 تعريف اصطلاحى تفسير از علماى فن (در متن و پاورقى)، تعريف خود را پيشنهاد مى‏دهد. وى مى‏نويسد:
تفسير عبارت است از بيان مفاد استعمالى آيات قرآن و آشكار نمودن مراد خداى متعال از آن، بر مبناى ادبيات عرب و اصول عقلايى محاوره. (ص32).
آن‏گاه با بر شمردن موارد كاربرد تفسير و تأويل در قرآن، به فرق ميان تفسير و تأويل قرآن مى‏پردازد. سپس مى‏كوشد محدوده‏ى تفسير قرآن را از تأويل آن جدا كند. در پايان، نتيجه مى‏گيرد كه تأويل، گونه‏اى از معانى آيات است كه جز خداى متعال و راسخان در علم (پيامبر اكرم صلَّى الل.ه عليه وآله وسلَّم)، كسى آن را نمى‏داند و فهم آن بر پايه‏ى ادبيات عرب ممكن نيست. در مقابل، تفسير قرآن بر مبناى ادبيات عرب و اصول محاوره براى همگان امكان‏پذير است.
در همين فصل، زير عنوان «نيازمندى به تفسير»، به بررسى مراتب معارف قرآن از نظر ظهور و خفا مى‏پردازد. يك مرتبه از آن را بى‏نياز از تفسير و مرتبه‏ى ديگر آن رإ؛ممئ ظظ ويژه‏ى راسخان در علم و مرتبه‏ى سوم آن را كه بخش مهمى از معارف را در بر مى‏گيرد نيازمند تفسير مى‏داند. سپس دليل نيازمندى به تفسير را با بيانى رسا، متقن و مستدل و آوردن مثال‏هايى گويا، به پايان مى‏برد.
يكى ديگر از بحث‏هاى اين فصل، «امكان و جواز تفسير» است. يعنى آيا غير معصومين مى‏توانند به فهم و تفسير قرآن دست يابند؟ در پى اين بحث، با نقل و نقد دلايل امكان نداشتن تفسير براى غير معصومين، امكان فهم و تفسير قرآن براى غير معصومين را اثبات مى‏كند. سپس به بررسى اين مسأله مى‏پردازد كه آيا تفسير قرآن براى غير معصومين از نظر شرعى جايز است يا خير؟ آن‏گاه با نقد و بررسى روايات تفسير به رأى، به اين نتيجه مى‏رسد كه تفسير قرآن براى غير معصومين از نظر شرع جايز است.
هم‏چنين در پايان فصل، با توضيحى گذرا درباره‏ى اصول تفسير، آن را زير بناى تفسير درست آيات قرآن مى‏داند. از اين رو، اصول تفسير را در 5 امر خلاصه مى‏كند كه عبارتند از:
1 قواعد كلى تفسير؛
2 منابع تفسير؛
3 علوم مورد نياز مفسر؛
4 شرايط مفسر؛
5 شيوه و مراحل تفسير.
دومين فصل اين اثر كه تقريباً نيمى از كتاب (صص16 - 062) را فرا گرفته است، به معرفى قواعد تفسير مى‏پردازد و مهم‏ترين بخش از اصول تفسير است. نگارنده در آغاز اين فصل، به اجمال درباره‏ى ضرورت بررسى قواعد تفسير، بحث مى‏كند و با اشاره به شيوه‏هاى تفسير روايى، ادبى، قرآن به قرآن، عرفانى، كلامى و علمى، يادآور مى‏شود كه به كارگيرى شيوه‏هاى گوناگون، سبب اختلاف‏هاى بسيارى در بيان مفاهيم آيات قرآن و مراد خداى سبحان گرديده است. اين خطا و اشتباه‏هاى برخى مفسران در تفسير قرآن بدان دليل است كه مفسر براى فهم مراد خداى متعال، به قواعد متقن بر مبناى بديهيات عقلى و قطعيات و مسلمات شرعى و ارتكازات عقلايى نياز دارد. تنها در اين صورت است كه مى‏تواند شيوه‏ى تفسير خود را بر آن استوار سازد تا هم شيوه‏ى تفسيرى‏اش، بى‏پايه نباشد و هم در موارد اختلاف، انتخاب او بى‏ملاك نباشد.
قاعده‏ى نخست در «نظر گرفتن قرائت صحيح» (ص46) است. حروف و هيأت كلمه‏ها و جايگاه آن‏ها در جمله، در فهم معانى آن‏ها نقش اساسى دارد. بنابراين، نخستين گام مفسر براى فهم آيات قرآن، بررسى در زمينه‏ى قرائت صحيح آيات است. بدين ترتيب، مى‏تواند قرائت مورد اتفاق را از قرائت‏هاى مورد اختلاف بازشناسد و بر اساس ضابطه‏ى ياد شده به تفسير آيات بپردازد. نگارنده در همين فصل به توهم تواتر قرائات پاسخ داده است و مى‏نويسد:
حداكثر آن چه مى‏توان در اين خصوص ادعا كرد، تواتر آن قرائت‏ها از قُراء ياد شده است.... ولى نسبت به طبقه‏ى خود قاريان و زمان قبل از آنان تا زمان صحابه و عصر رسول خداصلَّى الل.ه عليه وآله هيچ نقل متواترى وجود ندارد و آن چه هست، اخبار آحادى است كه صحت هيچ يك از آن‏ها مورد اتفاق نيست و حتى اتصال سند برخى از آن‏ها مورد ترديد است» (ص96).
آن‏گاه با بررسى حجيت قرائت‏هاى هفت‏گانه و معيارهاى شناخت قرائت صحيح از ناصحيح، بحث را به پايان مى‏برد.
دومين قاعده، «توجه به مفاهيم كلمات در زمان نزول» (ص18) است. مفسر بايد با آگاهى از مفاهيم مفردات قرآن كريم و توجه دقيق به ويژگى‏هاى آن‏ها، به تفسير آيات بپردازد و به معانى ارتكازى، بسنده نكند. چون واژه‏ها در طول زمان ممكن است معانى گوناگونى به خود بگيرد، مفسر بايد معانى واژه‏ها را در زمان نزول و در قبايل گوناگون از منابع معتبر به دست آورد. در اين قاعده، به بحث زبان قرآن، و واژه‏هاى دخيل، نقش آن‏ها در تفسير و تحول نظريه‏ها و فهم مفردات قرآن، پرداخته شده است. هم‏چنين توهم تأثيرنظريه‏ها در تحول معانى واژه‏ها، مورد نقد و بررسى قرار گرفته و گفته شده است كه هر چند ممكن است واژه‏ها در طول زمان، معانى تازه‏اى پيدا كنند، ولى پديد آمدن معانى جديد، كليّت ندارد. افزون بر آن، پيدايش معانى جديد را نبايد به معناى تحول معانى واژه‏ها دانست، بلكه معانى جديد، مفهوم‏هاى ديگرى در كنار معانى همه فهم بوده و اين معانى همه فهم در طول زمان، ثابت است.
در قاعده‏ى سوم به بررسى «تأييد شناخت قواعد ادبيات عرب اعم از صرف، نحو، معانى و بيان» (ص501) پرداخته و راه دست‏يابى به فصيح ترين ساختارهاى هم‏آهنگ با قواعد مورد اتفاق صاحب نظران اين علوم، معرفى شده است.
در قاعده‏ى چهارم به نام «در نظر گرفتن قراين» (ص901)، به تفصيل به بررسى قراين كلام مى‏پردازد. در نظر گرفتن قراين كلام براى فهم مقصود گوينده، روش عقلايى و پذيرفته شده درهمه‏ى فرهنگ‏ها است. مقصود از قراين، امورى است كه به گونه‏اى با كلام، ارتباط لفظى يا معنوى داشته و در فهم مفاد كلام و درك مراد گوينده، مؤثر باشد. قراين به دو دسته‏ى «پيوسته به كلام» و «گسسته از كلام» تقسيم مى‏شود. «قراين پيوسته»، خود به قراين لفظى و غير لفظى تقسيم مى‏شود. «سياق» در واقع، تنها قرينه‏ى لفظى پيوسته به كلام خداست. «سياق»، نوعى ويژگى براى واژگان يا عبارت‏ها يا يك سخن است كه به دليل همراه بودن آن‏ها با كلمه‏ها و جمله‏هاى ديگر به وجود مى‏آيد. «سياق» گونه‏هايى دارد كه عبارتند از: سياق كلمه‏ها، سياق جمله‏ها، سياق آيه‏ها و سياق سوره‏ها. مفسران بر اين باورند كه سوره‏ها برخلاف ترتيب نزول، گردآورى شده است، از اين رو به عنوان قرينه نمى‏پذيرند.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
بالندگى انديشه و تناسب پيشرفت‏ه‌اى معرفتى با نيازهاى فكرى زمان به ويژه در عرصه‏‌هاى دينى از نشانه‏‌ها و شاخص‏ه‌اى مهم حيات اجتماعى و دينى جامعه و انديشمندان دينى است. انديشمندان و فقيهان مسلمان به ويژه دانش پژوهان حوزه‏‌هاى علميه پيوسته در راستاى پاسخ‏گويى به چنين نيازهايى از هيچ كوششى فروگذار نكرده‏اند كه برگه‏‌هاى زرين زندگى اين بزرگان و عملكرد حوزه‏‌هاى علميه در تاريخ بهترين گواه بر اين گونه تلاش‏‌ها است. نمونه‏‌ى برجسته‏‌ى چنين كوشش‏‌هايى انقلاب اسلامى ايران است. در فضاى ظلمانى جهان معاصر و در حالى كه هيچ اميدى به تحقق حكومتى اسلامى حتى از سوى دوستداران حكومت دينى نبود، با رهبرى حضرت امام خمينى رضوان اللَّه عليه، پشتيبانى انديشمندان مسلمان و روشن‏گرى‏‌هاى مردمى حوزه‏‌هاى علميه، انقلاب اسلامى به ثمر رسيد. اتحاد امام و امت اسلامى چنان جلوه‏اى زيبا از همبستگى و وحدت در عرصه‏‌ى جهانى ترسيم كرده كه هنوز خاطره‏ى دل‏پذير آن در ذهن حق‏جويان جهان پابرجا است. بر شمردن گام‏‌هايى كه انديشمندان اسلام و حوزه‏‌هاى علميه در تحقق اسلام ناب و برپايى جامعه‏‌ى اسلامى برداشته‏‌اند، در اين گفتار كوتاه، امكان‏پذير نيست. در اين ميان، براى نمونه به فلسفه‏‌ى پيدايش «مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه‏‌ى علميه» بسنده مى‏‌شود. با پيروزى انقلاب اسلامى، مردم مسلمان با دين بيشتر آشنا گشتند و در روشن‏گرى‏‌هاى روحانيت، جوياى آگاهى‏‌هاى دينى جديدترى شدند. همچنين با روى كارآمدن حاكميّت دينى، مردم با جنبه‏‌هاى اجتماعى اسلام روبه‏‌رو گرديدند. از اين رو، علاقه‏‌مندى آنان براى آشنايى با ديگر جنبه‏‌هاى فراموش شده‏‌ى اسلام افزايش يافت. در اين ميان، حق ستيزان و كسانى كه نمى‏‌توانند نور خدا را در جامعه و جهان تحمل كنند، در فعاليتى سازمان يافته و گسترده، به مبارزه با انقلاب اسلامى و در صورت وجود بسترهاى مناسب، به اسلام‏زدايى پرداختند. آنان در اين راستا از هيچ كارى كوتاهى نكردند. اقدام نظامى مانند: حمله‏‌ى عراق به ايران و تهاجم فرهنگى مانند: ترويج فرهنگ برهنگى و بى‏‌بندو بارى و تهاجم فكرى مانند: گسترش دادن آموزه‏‌هاى تكثرگرايى، تساهل منشى و انسان محورى، نمونه‏‌هايى از اين حركت سازمان يافته است. تأثيرپذيرى پاره‏اى از روشن‏فكران و عناد ورزى و فرصت‏ طلبى برخى عوامل داخلى نيز بر گستره و شتاب تهاجم دشمن به انقلاب اسلامى و مكتب اسلام افزوده است. بدين ترتيب، فضايى شبهه‏‌ آلود و گمراه كننده پديد آمده است، به گونه‏‌اى كه امت اسلامى به ويژه جوانان با وجود علاقه‏‌مندى ذاتى آنان به معارف دينى، گرفتار پرسش‏ها و شبهه‏‌هايى شده‏‌اند كه هر روز بر گستره و ژرفاى آن‏ها افزوده مى‏‌شود. چنين عواملى سبب گرديد حوزه‏‌ى علميه در فعاليتى برنامه‏‌ريزى شده و روزآمد به راه‏‌اندازى مركزى به نام «مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه‏‌ى علميه» بپردازد. هدف اين مركز گسترش فرهنگ اسلامى و پاسخ‏گويى به شبهه‏‌ها و پرسش‏هاى دينى قشرهاى گوناگون جامعه (نوجوانان، جوانان، دانشجويان، استادان دانشگاه‏ها، طلاب و فضلا و...) است. اين مركز براى دست‏يابى به اين هدف مقدس و ضرورى، فعاليت‏هاى چندى را آغاز كرده كه راه‏‌اندازى مجله «صباح» از جمله‏‌ى اين فعاليت‏هاست. «صباح» با همكارى و همراهى «مركز پژوهش‏هاى صدا و سيما» به عرصه‏‌ى انديشه و فرهنگ دينى گام نهاده، و در حقيقت، پاسخ‏گوى شبهه‏‌ها و پرسش‏هاى مطرح در جامعه است كه با بيانى روشن، علمى، به روز و فشرده به همراه استدلال‏هاى مورد نياز به پيش‏گاه علاقه‏‌مندان عرضه مى‏‌شود. اميد آن‏كه پيشنهادها، انتقادها و همراهى مخاطبان حقيقت‏جو و دلسوز به شكوفايى و رشد روزافزون «صباح» بي‌انجامد.
 
امام حسن عليه السلام:

مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسنِ الاِختيارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَم يَتَمَنَّ أنَّهُ في غَيرِ الحالِ الَّتِي

هر كس به حُسن اختيار خدا براى او اعتماد كند، آرزو نمی‌کند كه در حالتى جز آنچه خدا برايش اختيار كرده است، باشد.

 

تحف العقول، ص ۱۶۹

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185