Share/Save/Bookmark
مراتب فقهى مخاطبان سينما
صباح شمارگان 2-3 > نویسنده : على اكبر مؤمنى کد: 338

انتخاب، ش 797، محمد داغستانى
اين نوشته، به روابط زن و مرد در فيلم هاى سينمايى و تئاتر و بيان راه كارهاى فقه در كمك به «باورپذيرى مخاطبان سينما» مى پردازد. نويسنده در آغاز به نقل و تأييد برخى توجيه هاى نامتعارف درباره ى آيات مربوط به حجاب و واژه هاى كليدى آن مى پردازد. سپس، حرمت برخى محرّمات قطعى را كه در فيلم ها رخ مى دهد، با استناد به قاعده ى «ضرورت» براى كارشناسان و با قاعده ى «نفى سبيل» براى همه ى تماشاگران، استثنا مى كند. نويسنده، توليد فيلم هاى
جذاب داخلى را با نشان دادن آزادانه تر روابط زن و مرد بر اساس فيلم نامه، براى مقاومت در برابر ولايت فرهنگى كفّار، ضرورى مى شمارد و با تطبيق قاعده ى نفى سبيل بر آن، مجاز اعلام مى كند.
سؤال: درنگى در برداشت هاى فقهى
پيش از ورود به بحث، بايد گفت: اگر استنباط احكام از منابع دينى، ضابطه مند نباشد، به پيدايش مذاهب گوناگون، قرائت هاى ناهمگون، پلوراليسم و... خواهد انجاميد. بنابراين، براى پيش گيرى از آشفتگى در فهم دين، افزون بر خبره بودن در علوم مربوط به دين، برداشت احكام بايد با احتياط لازم صورت گيرد. در قسمتى از نوشته ى ياد شده چنين آمده است:
... ولا يبدين زينتهنّ الا ما ظهر منها.[1]
زينت را كه در زير دامن نهان مى شود، آشكار نسازند، جز آن كه در حال راه رفتن و خم و راست شدن به خودى خود، ظاهر شود.
زينتى كه در زير دامن يا اِزار[2] خانم ها نهان مى شود و امكان آشكار شدن آن وجود دارد، ساق پاهاست كه عنوان عورت ندارد تا كشف آن حرام باشد، ولى چون زينت خانم ها به شمار مى رود، بايد در برابر بيگانه پوشيده بماند. از اين رو، اگر در حال راه رفتن و خم و راست شدن، بخشى از ساق پا عريان شود، اشكالى نخواهد داشت.
سؤال: نكته ها
1. آن گونه كه بيشتر مفسّران گفته اند، مراد از زينت در اين آيه ى شريفه، مواضع زينت است. علامه طباطبايى(رحمهم الله)مى فرمايد:
ابداء به معناى آشكار نمودن است و مقصود از زينتهنّ (در آيه ى لايبدين زينتهن...) مواضع زينت است; زيرا آشكار نمودن خود زينت به تنهايى مثل دست بند و النگو حرام نيست. پس منظور از نمايان ساختن زينت، ظاهر كردن مواضع و جايگاه زينت است.[3]
2. در توضيح «الا ما ظهر منها»، مكشوف شدن بخشى از ساق پا هنگام راه رفتن، بى اشكال بيان شده است. در صورتى كه بنابر آن چه گفتيم، روشن مى شود كه ساق پا از مواضع زينت است نه خود زينت. پس اين بخش از آيه، زينت هاى آشكار مانند دست بند، انگشتر و النگو را استثنا كرده است نه ساق پا را. شاهد بر اين مطلب، روايتى است كه در آن، ابوبصير درباره ى تفسير «الا ما ظهر منها» مى پرسد و امام(عليه السلام)پاسخ مى دهد كه: عبارت است از انگشتر و دست بند.[4]
3. ساق پاى زن به عنوان زينت، معرفى و گفته شده است: «ساق پاها... عنوان عورت ندارد تا كشف آن حرام باشد.» حال آن كه در روايات متعددى تصريح شده است كه «تمام بدن زن، عورت است».[5]
در بخش ديگرى از مقاله آمده است:
با پوشيدن خمار و شنل كه تا روى دامن بيايد، طبيعى است كه دست ها تا نيمه ى ساعد از زير آن خارج خواهد ماند و فقط قسمت بالاى ساعد كه گوشتين است مانند ساق پا، مستور مى شود.... باز براساس استثنايى كه دارد اگر در حال حركت دادن، دست ها قدرى بالا برود و تا نيمه ى ساعد عريان شود، اشكالى نخواهد داشت.
همان گونه كه بيان شد، مقصود از استثناى آيه ى «الا ما ظهر منها»، زينت هاى آشكار است نه بخشى از ساق و ساعد تا گفته شود اگر آشكار شود، مانعى ندارد. از گفته هاى اهل لغت و مفسّران چنين برمى آيد كه «خمار»، پارچه اى است كه سر و سينه و گردن را مى پوشاند و به آن «مقنعه» هم مى گويند.[6] )بنابراين، بخش هاى ديگر بدن مانند دست ها را با آن نمى توان پوشاند و بايد با لباس ديگرى پوشانده شود. پس نمى توان گفت اگر بخشى از دست ها تا نيمه ى ساعد هم بيرون ماند، مانعى ندارد.
در جاى ديگرى از مقاله با استناد به آيه ى 6 و 59 سوره ى احزاب، حكم حجاب درباره ى سه گروه از زنان (همسران و دختران پيامبر(صلى الله عليه وآله) و بانوان شوهردار) تشريفاتى معرفى شده است:
لفظ آيه ى كريمه صراحت دارد كه اين لباس جنبه ى تشريفاتى دارد، نه حجاب شرعى. پس مانعى نخواهد داشت كه در تابستان از تور نازك يا حرير و ابريشم انتخاب شود و روى شانه ها قرار گيرد تا ايجاد گرما نكند ... .
اين مطلب به ظاهر از جمله ى «ذلك ادنى ان يعرفن فلا يؤذين» در آيه ى 59 سوره ى احزاب برداشت شده است. اگر اين آيه در تشريفاتى بودن حكم حجاب، صراحت داشته باشد، بايد به قدرى روشن و شفاف بيان شده باشد كه ديگران نيز چنين برداشت كنند. اين در حالى است كه با پژوهش در تفسيرهاى معتبر درمى يابيم هيچ يك از مفسّران، اين مطلب را از آيه برداشت نكرده اند. آن چه بيشتر مورد توجّه بوده، اين است كه اين بخش از آيه درصدد بيان فلسفه ى حجاب است نه تشريفاتى بودن آن.
استاد شهيد مطهرى در اين زمينه مى نويسد:
استفاده از روپوش هاى بزرگ كه بر سر مى افكنده اند، دو جور بوده است; يك نوع صرفاً جنبه ى تشريفاتى و اسمى داشته است، هم چنان كه در عصر حاضر بعضى از بانوانِ چادرى را مى بينيم كه چادر داشتن آن ها صرفاً جنبه ى تشريفاتى دارد. با چادر هيچ جاى بدن خود را نمى پوشانند و آن را رها مى كنند. چگونگى استفاده ى آن ها از چادر نشان مى دهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند و از اين كه مورد بهره بردارى چشم ها قرار گيرند، اِبا و امتناعى ندارند. نوع ديگر برعكس بوده و هست; زن چنان با مراقبت، جامه هاى خود را به خود مى گيرد كه نشان مى دهد اهل عفاف و حفاظ است. خود به خود دورباشى ايجاد مى كند و ناپاكدلان را مأيوس مى سازد و تعليلى كه در ذيل جمله ى «در آيه» آمده است، مؤيد همين معنى است.[7]
استاد شهيد در جاى ديگر از بحث مى گويد:
مطلبى كه از آيه استفاده مى شود و يك حقيقت جاودانى است، اين است كه زن مسلمان بايد آن چنان در ميان مردم رفت و آمد كند كه علايم عفاف و وقار و سنگينى و پاكى از آن هويدا باشد و با اين صفت شناخته شود و در اين وقت است كه بيماردلانى كه دنبال شكار مى گردند، از آن ها مأيوس مى گردند.[8]
نويسنده با دست يازيدن به قاعده ى «ضرورت»، روابط زن و مرد و بازنگرى در اين روابط را براى شناخت جامعه، از حفظ جان يك انسان مهم تر مى داند. وى بر اين باور است همان گونه كه «اكل ميته» در حالت اضطرار، جايز، بلكه واجب خواهد بود، روابط زن و مرد و بازنگرى در اين روابط نيز با مصلحتى اهم، همان حكم را خواهد داشت. ناگفته پيدا است كه منظور از روابط، روابط خارج از محدوده ى شرع است و گرنه در روابط مطابق با احكام شرع، بحثى وجود ندارد.
حال بايد از نويسنده ى محترم پرسيد: آيا براى شناخت جامعه و باورپذيرى مخاطبان سينما، هيچ راهى جز روابط آزادانه ى زن و مرد وجود ندارد كه آن را از اهمّ ضرورت ها شمرده ايد؟ مرجع تشخيص اين ضرورت چه كسى است؟ آيا شارع بايد آن را تشخيص دهد و مصداق هاى آن را بيان كند يا بناى عقلا و عرف جامعه را مى پذيريد؟
در هر صورت، بسيار بعيد است كه به اين سادگى، دست اندركاران سينما را بتوان مضطرّ دانست و حكم حليّت روابط زن و مرد را صادر كرد. ديگر آن كه قاعده ى ضرورت كه از آيه ى 3 سوره ى مائده برداشت مى شود، شرايطى دارد و در هر كوى و برزن و به محض برخورد با هر مانعى، نمى توان حكم به اضطرار كرد و اين قاعده را جارى ساخت.
افزون بر آن، ايشان با استناد به قاعده ى «نفى سبيل» كه بر اساس آن، برترى، عزت و ولايت كافران بر مؤمنان نفى مى شود، چنين مى نويسد:
توليت فرهنگى كافر كه موجب خدشه در انديشه ى ملى و دينى مسلمانان مى شود، به طريق اولى حرمت بيشترى دارد و در حال حاضر كه كفّار از طريق رسانه هاى ارتباطى چون ماهواره به انتقال انديشه ها و فرآورده هاى خود مى پردازند، به هر ميزان بتوان با اين توليت فرهنگى مقابله كرد، واجب و ضرورى است.
سپس براى مبارزه با اين ولايت فرهنگى، دو راه كار پيشنهاد مى دهد:
1. با گزينش فيلم هاى سينماى انديشه بدون سانسور، مى توان به جريان آزاد و مستقل سينما پيوست و با اين ولايت فرهنگى مخالفت كرد.
2. با توليد فيلم هاى جذاب داخلى كه روابط زن و مرد را براساس فيلم نامه، آزادانه تر نشان دهد، مى توان هر چه بيشتر در برابر ولايت فرهنگى كفار مقاومت كرد.
هرچند نادرستى اين گفته ها آشكارتر از آن است كه به پاسخ، نيازى داشته باشد، ولى يادآورى چند نكته خالى از لطف نيست:
1. بر اساس نظر نويسنده ى محترم، براى اجراى حكم شرعى «نفى سبيل»، مى توان چند حكم شرعى ديگر را ناديده گرفت. حاصل سخن ايشان آن است كه بنا بر ضرورت، در روابط بازيگران زن و مرد در عرصه ى سينما، گونه اى آزادى بدهيم كه اين روابط به جاى آن كه با احكام اسلام و موازين شرع تطبيق شود، بر «اساس فيلم نامه» تنظيم شود. بدين ترتيب «مى توان هر چه بيشتر در برابر ولايت فرهنگى كفار مقاومت كرد»!
2. معناى حذف سانسور و ايجاد روابط آزادانه ميان زنان و مردان براى مقابله ى فرهنگى با دشمن، اين است كه براى تأثيرگذارى در مخاطب به جاى استفاده از فرهنگ غنى اسلام و ارزش هاى جاويدان آن، به ابزارهاى دشمن (روابط آزادانه درفيلم ها) روى آوريم. بدين ترتيب، احكام اسلام را از صحنه ى اجتماع، بيرون برانيم و آگاهانه يا ناآگاهانه به نام مبارزه با فرهنگ غرب، خود، گسترش دهنده ى فرهنگ آنان باشيم!
البتّه آن چه گفته شد، مورد نظر نويسنده ى محترم مقاله نيست، ولى با اندك دقّت بايد گفت بى شك، راه كارهاى ارايه شده از سوى ايشان، همين پى آمدها را در برخواهد داشت.


[1]. نور، 31.
[2]. شلوار.
[3]. الميزان، محمدحسين طباطبايى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1372، چ 5، ج 15، ص 121.
[4]. كافى، ج 5، ص 521; وسائل الشيعه، ج 3، ص 25.
[5]. بحارالانوار، ج 103، صص 250 و 252; كافى، ج 5، صص 511، 534 و 535; خلاف، شيخ طوسى، ج 1، ص 397.
[6]. التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوى، مؤسسه ى چاپ و نشر وزارت ارشاد، 1416 هـ . ق، چ 1، ج 3، ص 121.
[7]-
[8]. مجموعه ى آثار، مسأله ى حجاب، مرتضى مطهرى، صدرا، 1378، چ 1، ج 19، صص 503 و 504.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
قرائت هاي گوناگون از دين چيست؟
منظر آيات و روايات، بررسى و نقد كنيد؟
متون چيست؟
از بحث هاى گوناگون از دين،طرحى كامل ارايه كنيد؟
مثبت انگاری ؟؟؟؟؟
پى آمدهاى روحى و روانى لقمه ى حلال و حرام بر ايمان قلبى و نفاق قلبى چيست؟
با توجّه به زشتى گناه و اين كه فكر آن هم آزار دهنده است، چه چيز سبب تكرار گناه مى شود؟ آيا اسلام براى پيش گيرى از تكرار گناه، راه حلّى دارد؟
رابطه ى نامشروع در روحيه، ايمان و اعتقاد جوانان چه تأثيرى دارد؟
براى پيش گيرى از افزايش روابط نامشروع، چه راه حلّى پيشنهاد مى كنيد؟
ديدگاه اسلام درباره ى نظريه ى فرويد در زمينه ى آزادى جنسى و اين كه انسان نسبت به آن چه منع شود، حريص تر مى شود، چيست ؟
آيا فاصله گرفتن از معنويت را مى توان يكى از عوامل پيدايش بحران هاى اجتماعى در جامعه دانست؟
غيبت چند نوع است؟ آيا غيبتى داريم كه معصيت نباشد؟
چرا رهبرى در ايران مادام العمر است؟
آيا اعتقاد به ولايت فقيه واجب است؟ آيا در اين زمينه، آياتى در قرآن وجود دارد؟
دور در تعيين رهبر يا در ادامه ى حاكميت رهبر را چگونه حل مى كنيد؟ اگر دور باطل است، آيا در اين جا استثنا خورده است؟
با توجه به اين كه ولايت، همان قيموميّت است، چگونه آن را بر حاكميت سياسى فقيهان مى توان تطبيق كرد؟
آيا جامعه ى ولايى، انحصارگرا و مستبد است؟
آيا ولايت فقيه چيزى جز حكومت توتاليتر و ضد مردمى است؟
پيشينه ى نظريّه ى ولايت فقيه به چه زمانى بر مى گردد و جايگاه آن نزد فقيهان شيعه چگونه است؟
گفت و گو با آيت الله محمدهادى معرفت؛چرا صحابه كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را درك كرده بودند، در قرائت شان، اختلاف دارند؟ آنان با چه مجوّزى، معانى الفاظ قرآن را در صحيفه ى خود جایگزين كردند؟
اثرگذارى قرآن بر فرهنگ جاهلى
آيا متن قرآن، از نمادها سخن نگفته است؟
ارتباط خداوند با انسان از راه وحى، چند گونه است و ميان آن ها چه تفاوت هايى وجود دارد؟
معانى و الفاظ قرآن كريم از سوى خداوند است يا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)؟
حروف مقطعه ى قرآن كريم براى چه آمده و به چه معنايى است و دليل معنادار بودن آن ها چيست؟
رابطه ى ظاهر و باطن را در قرآن توضيح دهيد؟
اگر خداوند عادل است، پس چرا در آفرينش نظام هستى اين همه تبعيض وجود دارد؟ چرا يكى به صورت نور آفريده شده است و ديگرى ظلمت، يكى حلاوت است و ديگرى مرارت، يكى انسان است و ديگرى حيوانى پست و دون؟
ستم گران و گناه كارانى هستند كه به هيچ گونه گرفتارى دچار نشده اند. اين مسأله چگونه توجيه مى شود؟
خداوند آگاه است چه كسى، بهشتى يا دوزخى است و انسان ها در امتحان ها چه مى كنند. پس چرا انسان ها را آفريده است و امتحان مى كند؟
چه عاملى به تبعيد امام خمينى(رحمهم الله)انجاميد و چه پى آمدهايى به دنبال داشت؟
موضوع اصلى رفراندوم (انقلاب سفيد) چه بود و علماى اسلام در برابر آن چه واكنشى نشان دادند؟
پى آمدها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى چه بود؟
گفتگوبا حجت الاسلام والمسلمين محمدعلى معلّى
نقدى بر مقاله ى «عدالت خواهى و آزادى طلبى على عليه السّلام در انديشه سياسى»
نقد مقاله ى «واژه اى به نام موسيقى مبتذل نداريم»
مراتب فقهى مخاطبان سينما
انتظار بشر از دين در نگاه گاليله
سؤال:آيا مى توان پرسيدن و پاسخ خواستن را پديده اى نيكو و اميد بخش پنداشت؟ آرى، شكى نيست كه پرسش، انگيزه ى دانش جويى را شكوفا مى كند و مايه ى آگاهى و دانايى است. پرسش ها، نيازهاى معرفتى انسان را آشكار مى سازد و محور فعاليت هاى پژوهشى آدمى را شكل مى دهد. جوانه زدن پرسش در ذهن آدمى، نشانه اى از حيات علمى و روحيه ى حقيقت خواهى در پرسش گر است و زمينه هاى رشد و كمال معرفتى انسان را فراهم مى آورد. با اين حال، نبايد فراموش كرد كه تنها آن پرسش هايى ثمربخش خواهد بود كه به طور طبيعى مى رويد و در حد توانايى شخص، شكل مى گيرد و طراحى مى شود. در مقابل طرح شبهه و پرسش براى كسانى كه براى درك آن، آمادگى لازم را ندارند، نتيجه اى جز گمراهى و سرگردانى نخواهد داشت. اين كار نه تنها روحيه ى دانش جويى انسان را سيراب نمى سازد، بلكه با ايجاد ترديد و يأس علمى و سرگردانى معرفتى، اشتياق دانش اندوزى را در انسان مى ميراند. گفتنى است براى دست يابى به نتيجه اى درست از پرسش ها بايد به نكته هاى زير توجه كرد: 1ـ پرسش بايد با انگيزه ى حقيقت جويى باشد نه بر پايه ى خواسته هاى نفسانى و اهداف شيطانى مانند: رسوا ساختن ديگران و بى حرمتى به ايشان. 2ـ براى دريافت پاسخ، بايد به كسى مراجعه كرد كه آگاه بوده و در پاسخ دهى، امين باشد نه اين كه مايه ى گمراهى و اسارت آدمى گردد. 3ـ پرسش گاهى انسان را به زودى به نتيجه مى رساند و در فهم پاسخ يارى مى رساند. گاهى نيز آدمى براى فراهم نمودن شرايط مناسب براى رسيدن به پاسخ، بايد دشواريهايى را به جان بخرد، براى نمونه، پژوهش هايى را انجام دهد يا براى جستن پاسخ، بار سفر بربندد. 4ـ گزينش در پرسيدن، راه را براى پرسش هاى اساسى هموار مى سازد و از هدر رفتن فرصت هاى گران بهاى آدمى پيش گيرى مى كند. افزون بر آن، نظمى منطقى را براى انديشه ى آدمى به ارمغان مى آورد. با پايبندى به چنين نكته هايى است كه پرسيدن و پاسخ خواستن را مى توان پديده اى نيكو شمرد و بار نشستن آن را اميد داشت. صباح كه رسالت پاسخ گويى به پرسش هايى در زمينه ى انديشه دينى را بر عهده گرفته است، در اين شماره مى كوشد متناسب با نياز مخاطبان خود، در زمينه ى: قرائت هاى گوناگون از دين، عدل الهى، مهم ترين دغدغه هاى فكرى و دينى جوانان، مشروطه و انقلاب، ولايت فقيه و زبان قرآن، به مهم ترين پرسش ها، پاسخ دهد
 
امام صادق عليه السلام:

كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم، لِيَرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ والصَّلاةَ وَالخَيرَ؛ فَإِنَّ ذلِكَ داعِيَةٌ

مردم را با غير زبان‏هايتان دعوت كنيد. آنان بايد از شما پارسايى و تلاش و نماز و نيكى ببينند. اين، معناى دعوت حقيقى است.
الكافي: ج ۲ ص ۷۸ ح ۱۴

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185