تعداد بازدیدها:1431
Share/Save/Bookmark
مبانى و اركان سكولاريسم چيست و آيا اسلام با سكولاريسم سازگار است؟
صباح 7-8 > نویسنده : سيد محمد على داعى نژاد کد: 200

براى سكولاريسم مبانى متعددى بيان شده است كه براى اختصار به سه مورد از مهم ترين آنها (علم گرايى، عقل گرايى و انسان گرايى) اشاره و اجمالاً ديدگاه اسلام را در اين مورد بررسى مى كنيم.
الف) اصالت علم (علم گرايى)
علم گرايى و اصالت علم از جمله مبانى سكولاريسم است كه جانشين وحى و تعاليم الهى شده است. استانلى ل. جكى مى گويد:
بر وفق اصالت علم، گزاره ها فقط به ميزان ربطى كه با كميات يا امور واقع تجربى دارند از محتواى حقيقى و صدق برخورارند.[1]
هاميلتون مى گويد:
شكى نيست كه گسترش علم به تضعيف دين كمك كرده است. از زمانى كه علم حيثيت پيدا كرد و مبناى بسيارى از جنبه هاى زندگى بشر قرار گرفت، ديدگاه هاى مذهبى درباره ى جهان مورد ترديد واقع شدند.[2]
دان گيوپيت مى نويسد:
هرچه پيكر دانش و فنون علمى كنونى بشر تناورتر و نيرومندتر مى شود، علم بيش تر و بيش تر در بخش هاى مختلف حيات به جاى دين وظيفه ى توضيح رويدادها را بر عهده مى گيرد; حتى در رشته هايى چون: اقتصاد، علوم اجتماعى و روان شناسى كه موضع دقيق علمى آنها قطعى نيست، در عمل، شيوه ى تفكر دنيوى، سودگرا و ابزارى غلبه يافته است.[3]
وى در ادامه مى گويد:
همان طور كه گفته شد، دنياگرايى مدرن مشتمل است بر تسرى هرچه بيش تر خردورزى فنى به زواياى زندگى. در اين جهان بينى، علم جاى الهيات را گرفته و علاقه ى مردم از دين و اخلاق بريده شده و به اقتصاد و سياست گرويده است.[4]
يكى از روشن فكران ايرانى در اهميت نقش علم گرايى در سكولاريسم مى نويسد:
علمانيت به معناى علمى بودن يا علمى شدن را بايد دقيق ترين ترجمه ى سكولاريسم دانست.[5]
نقد و بررسى علم گرايى
1. ريشه ى علم گرايى در غرب، تعارض دستاوردهاى علمى با آموزه هاى نادرست مسيحيت درباره ى جهان بود،[6] نه مبانى محكم معرفت شناسانه; و شكى نيست كه رشد علم به تضعيف آن دينى مى انجامد كه داراى آموزه هاى نادرستى درباره ى جهان و انسان است; اما دينى مانند اسلام، كه مصون از تحريف و معارف ناصواب است، با پيشرفت علم نه تنها تضعيف نمى شود، بلكه هر روز حقانيت و ضرورت مراجعه و بهره گيرى از آن آشكارتر مى گردد.
2. علم گرايى، به معناى انحصار معرفت در تجربه، نظريه اى نادرست است و روشن ترين اشكال آن، غيرعلمى بودن همين قاعده و اصل است; زيرا هيچ گاه تجربه نمى تواند ضابطه اى كلى و قطعى ارائه دهد، و دليل ديگر بر بطلان اين نظريه، وجود آموزه هاى قطعى عقلى است كه نمايانگر توانايى هاى عقل آدمى در كشف واقعيت است; مانند اصل عليت.
3. علم گرايى به معناى بى نيازى جستن از وحى و تعاليم وحيانى، در شناخت نادرست آدمى ريشه دارد. تصور شده است كه آدمى مى تواند با تجربه و علم تمام مشكلات خود را حل و نيازهايش را برآورده سازد. در بطلان اين تصور كافى است به مبانى متافيزيكى كه علم بر آنها متكى است، مانند استحاله ى اجتماع نقيضين، و اصل عليت و نيز به اعترافات عاجزانه ى عالمان در عرصه هاى مختلف توجه شود.
ماكس شلر با اشاره به پيدايش علوم مختلف مى گويد:
علوم تخصصى كه پيوسته تعدادشان رو به افزايش است و با مسائل انسان سروكار دارند، بيش تر پنهان گرِ ذات انسان در پرده ى حجاب اند تا روشن گر آن.[7]
و اگر نتوان انسان را به درستى شناخت، چگونه مى توان براى او سعادت و خوش بختى مناسب تأمين كرد.
4. از ديدگاه اسلام علم گرايى به معنى فوق باطل است. انسان داراى منابع معرفتى مختلفى است كه حواسْ يكى از آنهاست و ساير منابع معرفتى انسان عبارت اند از: وحى، عقل و شهود. آياتى از قرآن به اين سه طريق معرفتى اشاره كرده اند.
ب) عقل گرايى
يكى ديگر از مبانى سكولاريسم، عقل گرايى و مبنا قرار دادن عقل براى رفع نيازهاى انسان است.
ايان باربور مى گويد:
متفكران عصر روشن گرى از توانايى عقل نه فقط در حوزه ى علم و دين، بلكه در همه ى شئون حيات انسانى مطمئن بودند. در كفايت عقل كوچك ترين شك و شبهه اى نبود و به وحى يا كتاب مقدس نقش تبعى داده شده بود.[8] در قرن هجدهم عقل به تدريج جانشين ضروريات و اصول عقايد مسيحيت مى شد.[9] دئيست ها نمونه هايى از بيدادگرى و بى اخلاقى را از روايات و حكايات كتاب مقدس بيرون كشيدند و اشخاصى مانند تامس پين با اين كار خشنودى خود را از پيروزى عقل بر خرافات اظهار داشتند.[10] بدين ترتيب انسان مدرن با اظهار بى نيازى از تعاليم دينى براى اداره ى زندگى خود به كفايت عقل فتوا داد.
بررسى و نقد مبناى دوم
1. اشكال اول اين مبنا همان مشكل علم گرايى است; يعنى خودبسندگى خرد آدمى; به عبارت ديگر، پيروزى عقل بر برخى تعاليم مسيحيت و توان خرد در عقلانى كردن جهان و برخى دستاوردهاى آن، اين توهم را پرورش داد كه آدمى مى تواند به تنهايى جهان خود را بسازد و مشكلات او ريشه در تعاليم دينى دارد. حال آن كه بحران هاى اخلاقى، سياسى و اقتصادى غرب و شكست هاى انسان در دست يابى به حقيقت در عرصه هاى مختلف، و سرانجام، گسترش شكاكيت، انسان غربى را تا بحران هويت پيش برد و او را به كلى از ساختن جهانى انسانى نااميد ساخت و اين همه ناشى از افراط در عقلورزى و ناديده انگاشتن محدوديت ها و موانع عقلانى آدمى هم چون: خطاها، هوا و هوس ها و... است.
2. آدمى افزون بر اين كه در شناخت حقايق اين جهان محدوديت دارد، از شناخت تمامى حقايق غيبى و ارتباط دنيا و آخرت نيز ناتوان است; براى نمونه، تشخيص اين كه چه شيوه اى از زيستن، هم سعادت دنيوى و هم رستگارى اخروى و كمال آدمى را در پى دارد، در توان آدمى نيست; و تنها خداوند كه خالق اين جهان و عالم به غيب و شهود است مى تواند چنين صراطى را نشان دهد و در حقيقت، ضرورت بعثت انبيا ريشه در همين مسئله دارد.
3. ضعف ديگر عقل آدمى، تشخيص مصاديق است; يعنى عقل، كه قوه اى كلى نگر است، توان تشخيص مسائل جزئى را ندارد و البته كسانى كه مرادشان از عقلانيت، عقلانيت ابزارى و محاسبه گر و جزئى نگر است ممكن است چنين اشكالى را برنتابند، ليكن بر اساس آن ديدگاه، دچار چالشى ديگرند و آن ناتوانى از تشخيص مصالح كلى و مقاصد و اهداف خلقت و اصول كلى زندگى است; زيرا اين ها امورى است كه عقل كلى نگر مى تواند به كاوش در آن عرصه ها بپردازد، نه عقل رياضى و جزئى نگر.
4. از ديدگاه اسلام، عقل گرايى نگاهى افراطى به عقل و محروم ماندن از ساير منابع معرفتى است; از اين رو اشكال چهارم بر علم گرايى، بر آموزه ى عقل گرايى نيز وارد است.
ج) اومانيسم
جوهره و روح اومانيسم كه عنصر مشترك نحله هاى مختلف اومانيستى را تشكيل مى دهد، محور و معيار قرار گرفتن انسان براى همه چيز است.[11]
دان گيوپيت مى نويسد:
مفاهيم و حقايق و ارزش ها همه ساخته ى انسان است و اين آموزه را «انسان گرايى يا انسان مدارى» مى نامند.[12]
رنه گنون نيز در اين باره مى گويد:
اومانيسم نخستين صورت امرى بود كه به شكل نفى روح دينى در عصر جديد درآمده بود و چون مى خواستند همه چيز را به ميزان بشرى محدود سازند، كه خود غايت و نهايت خود قلمداد شده بود، سرانجام مرحله به مرحله به پست ترين درجات وجودى بشر سقوط كرد.[13]
براساس آموزه ى اومانيسم، انسان بايد در ساختن دنيا و زندگى خود به خويشتن متكى باشد، نه اين كه از اصول مذهبى و تعاليم دينى مدد بجويد; بدين ترتيب، دين از عرصه ى حيات آدمى، يا حداقل حيات دنيايى انسان كنار مى رود و جدايى دين از دنيا، يا دين از سياست صورت مى گيرد.
بررسى و نقد اومانيسم
1. اومانيسم گرايشى افراطى در تعيين منزلت انسان است. اين گرايش در برابر آموزه هاى مسيحيت در باب انسان قرار دارد; آموزه هايى مانند اعتقاد به آلوده بودن هر انسانى به گناه اوليه. بى شك جايگاه انسان در اسلام كه خليفه ى الهى و حامل اسماى خداوند و امانت خدا و تولديافته بر فطرت توحيدى معرفى شده است، مى تواند تعديلى مناسب براى گرايش افراطى اومانيسم درباره ى انسان باشد.
2. خودبسندگى و انسان را معيار همه چيز قرار دادن، مايه ى محروميت انسان از معارف الهى و موجب برداشتى غيرواقعى از توانايى هاى انسان و ناديده گرفتن محدوديت هاى آدمى مى گردد; بدين ترتيب، اين نگرش نه تنها به رشد انسان كمك نكرده، بلكه ـ چنان كه از رنه گنون نقل كرديم ـ موجب سقوط انسان از جايگاه اصلى اش شده است.
3. از ديدگاه اسلام ريشه ى انسان گرايى و خودبسندگى و روگردانى از خدا در نشناختن خود است و از اين روى در متون دينى گفته شده است: كسى كه خودش را بشناسد خدا را خواهد شناخت. درك صحيح از خود و توانايى ها و نيازهاى آدمى مى تواند نياز انسان را به خدا عيان سازد و خلاف اومانيسم، انسان را به اين نتيجه برساند كه محور حركت آدمى بايد خدا باشد، نه انسان; و آدمى با رفتن به سوى خدا و فانى شدن در او و متصف شدن به كمالات الهى و خداگونه بودن، به انسانيت مى رسد و كمال نهايى را به دست مى آورد.
اين ها پاره اى از مهم ترين اركان و مبانى فرهنگ غرب و تكيه گاه نظريه ى سكولاريسم است و چنان كه ملاحظه گرديد، همه ى آنها در تعاليم تحريف شده ى مسيحيت و افراط گرايى اصلاح طلبان رنسانس ريشه دارد و همگى فاقد جنبه ى برهانى و استدلالى است و اسلام با هيچ يك از اين مبانى سازگارى ندارد.


[1]. فرهنگ و دين، ص 228.
[2]. هميلتون، جامعه شناسى، ص 303.
[3]. دان گيوپيت، درياى ايمان، ترجمه ى حسن كامشاد، (چ 1، 1376)، ص 17.
[4]. همان، ص 44.
[5]. كيان، ش 26، ص 6.
[6]. ايان باربور، علم و دين، ص 43.
[7]. كاسيرر، رساله اى در باب انسان، ترجمه ى بزرگ نادرزاده، ص 46 ـ 47.
[8]. ايان باربور، همان، ص 76.
[9]. همان، ص 49.
[10]. همان، ص 77.
[11]. آندره، لالاند، فرهنگ علمى و انتقادى فلسفه، ذيل واژه ى HUMANISM، به نقل از محمود رجبى، انسان شناسى، (مؤسسه ى امام خمينى، چ 1، 1379)، ص 38.
[12]. دان گيوپيت، درياى ايمان، ص 29.
[13]. به نقل از: داورى، مجله ى حوزه و دانشگاه، ش 6، ص 75.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
ارزش چيست و آيا ارزش دينى چيزى خارج از معناى مطلق ارزش است؟
چگونه مى توانيم از عناصر رسانه‌اىنظير:كتب،مجلّات،مجموعه‌ى مطبوعات،صداوسيما، ويدئووماهواره‌ واينترنت،خوب استفاده كنيم واگرخطرسازندچه‌طورجوانان وفرزندانمان راازخطرآن‌ها نجات دهيم؟
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر (صحبت كردن، دوستى هاى خيابانى، رابطه ى تلفنى) چيست؟
براي متعادل نمودن روابط دوستانه‌ي افراطي بين جوانان(همجنسان) چه بايد كرد؟
براى جلوگيرى از روابط نامشروع چه راه حلّى پيشنهاد مى شود؟
سابقه ى تاريخى و عوامل پيدايش سكولاريسم چيست؟
مبانى و اركان سكولاريسم چيست و آيا اسلام با سكولاريسم سازگار است؟
عناصر ارزش هاى دينى كدام اند، چگونه مى توان به آن شناخت پيدا كرد و چه امورى اين ارزش ها را درديد ما تبديل به ضد ارزش مى كند و يا به عكس، و در اين زمينه چه خطراتى ما را تهديد مى كند؟
وظيفه ى مسئولان در قبال ارزش هاى جامعه ى اسلامى چيست؟
روابط نامشروع چه تأثيرى در روحيه و ايمان و اعتقادات جوانان دارد؟
سكولاريسم به چه معناست و با سكولاريزاسيون چه تفاوتى دارد؟
چرا حقوق سكولار پذيرفتنى نيست؟
حقيقت اعجاز چيست؟
قرآن داراى چه اعجازى است كه دشمنان سعى در مشابه سازى آن دارند؟
تحدى يعنى چه؟ آيا تحدى قبل از قرآن در ميان عرب معمول بوده است؟
مراحل و اقسام تحدى را در قرآن بررسى نماييد.
علل غيبت امام زمان(عج)چيست؟
انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى چه نقشى دارد؟
اين كه مى گويند « دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) زمان تكامل جامعه ى بشرى است» يعنى چه؟
آيا آيين زرتشت جزو اديان الهى است؟
اصول اعتقادى و عملى زرتشت چيست؟
چه انحرافاتى در آيين زرتشت پديد آمده است؟
چرا ائمه ى ديگر همانند امام على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)با حكام زمان خويش برخورد نظامى نكردند؟
علت صلح و سازش امام حسن(عليه السلام) با معاويه چه بود؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه، با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟
آيا امام سجاد(عليه السلام) در قيام هاى زمان خود شركت داشته است؟ اگر جواب منفى است چرا؟
چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟
آيا بين مشروعيت سياسى و مشروعيت فقهى تمايز وجود دارد؟ و به تعبيرى آيا فقه مى تواند متكفل بيان مشروعيت سياسى باشد؟
جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها چگونه است، مفهوم اين نظريه چيست و آيا دليلى بر آن وجود دارد؟
آيا مسئله ى بيعت با امامان(عليهم السلام) مخالف نظريه ى الهى بودن مشروعيت نيست؟
مبانى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلام و غير اسلامى چيست؟
مراد از نظارت استصوابى چيست و چرا نظارت شوراى نگهبان استصوابى است؟
آيا نظارت استصوابى در كشورهاى ديگر مشابه دارد؟
نظريه ى ماركس درباره ى انتظار بشر از دين چيست و چه اشكالاتى بر آن وارد است؟
آيا نظارت استصوابى با اصل حاكميت مردم منافات ندارد؟
مجله ى صباح با دربرگيرى محورهاى تازه اى، گام ديگرى را در راستاى پاسخ به پرسش هاى دينى برمى دارد و اميد دارد با توجه و استقبال خوانندگان عزيز، روز به روز بر غناى خويش بيفزايد. در اين شماره، موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته كه به شرح ذيل است: 1. نقد انديشه: در اين قسمت ديدگاه ماركس در باب انتظارات بشر از دين مورد بررسى و ارزيابى قرار گرفته و كاستى هاى آن آشكار شده است. 2. مشاوره و تربيت: در اين قسمت در زمينه ى ارزش هاى دينى و جوانان و اهميت ارزش هاى دينى و لزوم توجه والدين و مسؤولان به چگونگى استفاده از ابزارهاى اطلاع رسانى تأكيد مى شود; هم چنين پرسش و پاسخ هايى در زمينه ى ديدگاه اسلام درباره ى روابط دختر و پسر، چگونگى متعادل نمودن روابط جوانان، تأثير روابط نامشروع در روحيه و ايمان جوانان و راه حل جلوگيرى از روابط نامشروع ارائه شده است. 3. دين پژوهى: در اين قسمت به نقد و بررسى سكولاريسم ـ به معناى كنار گذاشتن دين از حوزه ى عمومى و زندگى اجتماعى ـ و نيز ديدگاه اسلام درباره ى سكولاريسم، معناى سكولاريسم و تفاوت آن با سكولاريزاسيون، تاريخچه و عوامل پيدايش آن، مبانى و اركان سكولاريسم و دليل مردود شمردن حقوق سكولار پرداخته مى شود. 4. قرآن و تفسير: در اين قسمت به پرسش هايى در زمينه ى چيستى اعجاز، ابعاد اعجاز قرآن، چيستى تحدى و تاريخچه ى آن و مراحل و اقسام تحدّى قرآن و نيز بر بى همتايى و موفقيت قرآن در تحدّى اشاره شده است. 5. كلام: در قسمت كلام نيز موضوع مهدويت با ارائه ى پرسش هايى در زمينه ى علل غيبت امام زمان(عج)، نقش انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى و ابعاد تكاملى جامعه ى بشرى در دوران حاكميت امام زمان(عج) مورد بررسى قرار گرفته و بر نقش سازنده ى مهدويت در جامعه تأكيد گرديده است. 6. اديان: با توجه به ضرورت آشنايى با اديان ـ خصوصاً در جهانى كه به واسطه ى گسترش ارتباطات، انسان ها را به يكديگر نزديك تر مى كند ـ در اين بخش به معرفى دين زرتشت پرداخته شده و به پرسش هايى هم چون الهى بودن زرتشت، اصول اعتقادى و عملى آن و انحرافات پديد آمده در زرتشت پاسخ داده شده است. 7. تاريخ: با توجه به اسوه بودن معصومين: براى مسلمانان، ضرورت ترسيم سيره ى آنها در زندگى اجتماعى، خصوصاً در جهان معاصر موجب گرديد تا در اين قسمت به پاسخ پرسش هايى در اين باره پرداخته شود. پرسش هايى مانند: چرا ائمه ى ديگر مانند على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)قاطع برخورد نكردند؟ چرا امام حسن(عليه السلام) صلح كرد؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟ آيا امام سجاد در قيام هاى زمان خود شركت داشته اند؟ چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟ 8. سياست: در اين بخش مسأله ى مهمّ مشروعيت در قالب پرسش و پاسخ هايى هم چون: تفاوت مشروعيت فلسفى با مشروعيت جامعه شناختى، تفاوت مشروعيت سياسى با مشروعيت فقهى، جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها، سازگارى مسأله ى بيعت با امامان، نظريه ى الهى بودن مشروعيت و بررسى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلامى و غير اسلامى، مورد بررسى و تبيين قرار گرفته است. 9. حقوق: در اين قسمت، مسأله ى نظارت استصوابى (تاريخچه ى آن در دين، وجود آن در كشورهاى ديگر و سازگارى آن با اصل حاكميت مردم) مورد بررسى قرار گرفته است. 10. اينترنت: در اين قسمت پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى گرديده است. مطالب و مقالات مجله كه در فرايند خود مورد ارزيابى كارشناسان، اعضاء هيات تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسؤول قرار مى گيرد در اين شماره از نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت نيز (در بخش هاى قرآن و تفسير، دين پژوهى، اديان و مذاهب و مشاوره و تربيت) و حضرت آيت الله مؤمن (در بخش هاى كلام و سياست) و حضرت حجت الاسلام والمسلمين يوسفى غروى (در بخش تاريخ) بهره مند گرديده است.      
 
امام صادق عليه السلام :

أروَحُ الرَّوْحِ اليَأسُ عنِ الناسِ

بالاترين آسايش، چشم اميد بركندن از مردم است.

مشكاة الأنوار: ۳۲۴ ۱۰۲۶

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185