Share/Save/Bookmark
فلسفه‌ي امامت و شأن امام
صباح پیش شماره 1 > نویسنده : اكبراسد عليزاده ، علي تقوي و حسين صادقي کد: 357

امامت به چه معناست؟
كلمه ي امام به معناي پيشوا و رهبر است. اعم از اين كه اين پيشوايي به سوي سعادت و كمال و يا در جهت انحطاط و سقوط باشد; پيشوا يعني كسي كه پيش رو است و عده اي تابع و پيرو او هستند; اعم از آن كه عادل و درست كار باشد و يا باطل و گم راه كننده;[1] در قرآن كريم واژه ي امام در هر دو معنا به كار رفته است:
(وَجَعَلْناهُمْ أَئِـمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا)[2]; ما آن ها را پيشوايان هادي به امر خودمان قرار داديم.
و در جاي ديگر مي فرمايد: (أَئِمَّـةً يَدْعُونَ إِلي النّارِ)[3]; پيشواياني كه مردم را به سوي آتش مي خوانند.
معناي اصطلاحي امام
آن چه در بحث امامت مورد نظر شيعه است، امام به معناي خليفه و جانشين رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ است كه با او در تمام وظايف و مسئوليت هاي الهي غير از تلقّي و دريافت وحي، مشترك است.
امامت در اصطلاح شيعه، عبارت از يك منصب عام الهي و خدادادي است.[4] امام رضا ـ عليه السلام ـ در تعريف امام مي فرمايد: امامت زمام دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزّت مؤمنان است. امامت اساس اسلام بارور و شاخه ي بلند آن است. امام، حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام مي شمرد و آن را تحقق مي بخشد; حدود الهي را به پا مي دارد و از دين خدا دفاع مي كند و به سوي راه پروردگارش به وسيله ي دانش و اندرز نيكو و دليل رسا و محكم دعوت مي كند. امام امين خداوند در ميان مردم، حجت حق بر خلق، خليفه ي الهي در جامعه، رهبر و ره نماي خلق به سوي حق و نگهبان حريم حقوق الهي است.[5]
اكبراسد عليزاده
* بين امامت و نبوت چه تفاوتي وجود دارد؟ آيا امامت بالاتر از نبوت است؟
نبوت و امامت دو منصب الهي اند كه از جانب خداوند به افراد برگزيده و شايسته اعطا مي شود تا واسطه ي فيض الهي به سوي مردم و هدايت آنان به كمال و سعادت باشند و نبي و امام به واسطه ي اين دو منصب الهي، داراي وظايف خاص و مقام و منزلت ويژه اي مي شوند.
تعريف نبوت و امامت
نبوت منصبي است از جانب خداوند كه پيام و دستوراتي را به وسيله ي وحي، از ناحيه ي خداوند دريافت كرده، آن را ابلاغ مي كند[6]; اما امامت، رياست و زعامت عمومي بر مردم در امور دين و دنياست.[7]
تفاوت نبوت و امامت
چنان چه از تعريف اين دو روشن شد، نبوت مقام دريافت وحي از جانب خداوند است كه اگر با مقام رسالت هم راه شود، وظيفه ي ابلاغ و نشر احكام الهي به عامه ي مردم، به آن افزوده مي شود; ولي امامت مرحله ي اجراي عملي احكام شرع در جامعه است; يعني امام با بهره گرفتن از رياست عمومي بر مردم از طرف خداوند موظف به تشكيل جامعه ي اسلامي و پياده نمودن احكام شريعت است; به عبارت ديگر، امام علاوه بر ارايه ي طريق به مردم، موظف به رساندن آن ها به مطلوب هم هست.[8]
تفاوت ديگر در نوع ارتباط با خداوند است. در حديثي از امام باقر ـ عليه السلام ـ آمده: «نبي كسي است كه ملك را در خواب مي بيند و در بيداري صداي او را مي شنود، ولي خود او را نمي بيند; امّا امام صداي ملك را مي شنود ولي در خواب و بيداري او را نمي بيند».[9]
برتري امامت بر نبوت
بنا بر آن چه از آيات و روايات استفاده مي شود، مقام امامت برتر و بالاتر از مقام نبوت است. پاره اي از دلايل آن عبارت اند از:
1. در آيه اي كه در شأن حضرت ابراهيم نازل شده آمده: (وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهِـيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَأَتَـمَّـهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِـي);[10] به خاطر بياوريد هنگامي را كه خداوند ابراهيم را با وسايل گوناگوني آزمود و او به خوبي از عهده‌ي آن ها بر آمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم.
روشن است كه اين مقام در اواخر عمر حضرت ابراهيم به او داده شده است; يعني زماني كه آن حضرت داراي مقام نبوت و رسالت بود. حال اگر مقام امامت برتر از نبوت نباشد، مزيّت و برتري براي او نبود و اين وعده ي الهي چيزي بر مقام او نمي افزود.
دليل اين كه مقام امامت در اواخر عمر آن حضرت و بعد از مقام نبوت و رسالت به او داده شد، يكي اين است كه آن حضرت در ادامه از خداوند مي خواهد كه از دودمانش نيز اماماني قرار دهد. و روشن است كه آن حضرت در اواخر عمر و پس از يأس و نااميدي از صاحب فرزند شدن، چنين درخواستي از خداوند نمود. دليل ديگر اين كه در آيه آمده: ابراهيم با كلماتي آزمايش شد و يكي از آزمايشات، ذبح اسماعيل بوده. اين اقدام براي ذبح اسماعيل، مسلماً همان امتحان آشكار است و ثابت شده كه حضرت اسماعيل در اواخر عمر حضرت ابراهيم به دنيا آمده است.
2. از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمودند: «خداوند ابراهيم را بنده ي خاص خود قرار داد پيش از آن كه پيامبرش كند و او را به عنوان نبي انتخاب كرد پيش از آن كه او را رسول خود قرار دهد و او را رسول قرار داد، پيش از آن كه خليل خود قرار دهد و او را خليل خود قرار داد، پيش از آن كه امام قرار دهد. هنگامي كه همه ي اين مقامات در او جمع شد، به او فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم»[11]. بنا بر اين، آخرين سير تكاملي آن حضرت، امامت بوده كه خداوند بعد از نبوت به آن حضرت اعطا فرمود.
3. پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ به فاطمه ـ عليها السلام ـ فرمود: «اما ترضي ان الله عزوجل اطلع الي اهل الارض فاختار رجلين احد هما ابوك و الاخر بعلك»[12]; آيا راضي نمي شوي كه خداوند در ميان اهل زمين دو نفر را انتخاب كرد و برگزيد; يكي پدرت و ديگري همسرت علي؟! پر واضح است كه حضرت علي ـ عليه السلام ـ نبي نبوده و با اين حال بر تمام پيامبران برتري داده شده است.
علي تقوي و حسين صادقي
* اگر واقعاً امامت از اصول دين است و بدون آن، دين كامل نمي شود، چرا اين مسئله به شكلي كه شيعه مي گويد، به صراحت در قرآن نيامده است؟
در ابتدا بايد مقصود از سؤال روشن شود. اگر مراد اين است كه چون مسئله ي امامت از اصول دين است، بايد به صورت مفصّل و كامل در قرآن بيان مي شد، پاسخ اين است كه شيوه ي قرآن به اين صورت است كه مطالب و مسائل رابه صورت كلّي بيان مي كند و جزئيات آن را قرآن ناطق، يعني پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ تبيين مي كند. در حديثي از ابي بصير آمده است: از امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد قول خداوند (أَطِـيعُوا اللّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ)[13] سؤال كردم، ايشان فرمودند: در شأن علي، حسن و... ـ عليهم السلام ـ نازل شده است. به ايشان عرض كردم: مردم مي گويند به چه علت نام علي و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در قرآن نيامده است. فرمودند: نماز هم بر پيامبر ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ نازل شده، ولي در قرآن از ركعات آن حرفي به ميان نيامده است... و هم چنين اين آيه هم بر پيامبر ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ نازل شده كه آن را در مورد علي و ديگر اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تفسير نموده است».[14] از اين روي با مراجعه به كلمات پيامبر ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ در مورد اهل بيت ـ عليهم السلام ـ سفارشات فراواني را مشاهده مي كنيم كه به وضوح بر امامت و ولايت آن ها دلالت دارند; هم چون حديث اثنا عشر،[15] حديث ثقلين،[16] حديث سفينه[17] و حديث غدير.[18] و اگر مقصود از سؤال اين است كه مسئله ي امامت به كلّي در قرآن بيان نشده، پاسخ اين است كه با مراجعه ي به قرآن كريم مشاهده مي كنيم كه اين موضوع با صراحت بيان شده است; به عنوان نمونه به آيه اي كه شأن نزول آن مورد قبول شيعه و اهل سنت است، اشاره مي شود:
آيه ي ولايت
(إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِـيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ)[19]. علاوه بر مفسرين شيعه، مفسرين بزرگ اهل سنت هم چون قرطبي،[20] ابن كثير،[21] و طبرسي[22] گفته اند مراد از (الَّذِينَ آمَنُوا) در اين آيه، علي ـ عليه السلام ـ است.
2. آيه ي تبليغ
(يا أَيُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ )[23]. در منابع فريقين وارد شده كه اين آيه در شأن حضرت علي ـ عليه السلام ـ نازل شده است.[24] هم چنين از ذيل آيه فهميده مي شود كه مسئله ي بسيار مهمي مطرح بوده است; چرا كه خداوند مي فرمايد: اگر اين پيام را به مردم ابلاغ نكني، رسالت و پيام خدا را نرسانده اي و اگر امامت فرعي از فروع دين بود، از چنين جايگاه و اهميتي برخوردار نبود كه بدون تبليغ آن، رسالت پيامبر ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ ناقص بماند.
3. آيه‌ي اكمال
(اليَوْمَ يَـئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ... اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِـيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً)[25]. اين آيه بعد از انتصاب علي ـ عليه السلام ـ به امامت توسط پيامبر اكرم ـ عليه السلام ـ در روز غدير خم نازل شده است[26] و دلالت صريح بر مسئله ي امامت دارد. مخصوصا ذيل آيه كه از يأس و نااميدي كفار سخن به ميان آمده و هيچ مسئله ي فرعي نمي تواند چنين موجب يأس و نااميدي كفار از دين اسلام شود.


[1] . مرتضي مطهري، امامت و رهبري، ص 46.
[2] . انبياء / 73.
[3] . قصص / 41.
[4] . جعفر سبحاني، الالهيات، ج 2، ص 510.
[5] . اصول كافي، ج 1، ص 286.
[6] . تفتازاني، شرح المقاصد، ج 5، ص 5; تفسير نمونه، ج 1، ص 440.
[7] . جرجاني، شرح المواقف، ج 8، ص 345; خواجه نصيرالدين طوسي، قواعد العقايد، ص 120.
[8] . تفسير نمونه، همان.
[9] . اصول كافي، ج 1، ص 176.
[10] . بقره/ 124.
[11] . اصول كافي، ص 175.
[12] . حاكم نيشابوري، مستدرك، ج 3، ص 129; فاضل هندي، كنزالعمال، ج 13، ص 108.
[13] . نساء/59.
[14] . اصول كافي، ج 1، ص 286.
[15] . سيكون بعدي اثنا عشر اميراً...كلهم من قريش. صحيح بخاري، ج 9، ص 101; فاضل هندي، كنز العمال، ج 1، ص 380.
[16] . اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي. شيخ صدوق، أمالي، مجلس 64، ح 15، ص 338; صحيح مسلم، ج 4، ص 1873.
[17] . مثل اهل بيتي كمثل سفينه نوح...; بحارالانوار، ج 22، ص 408; حاكم نيشابوري، المستدرك، ج 3، ص 151.
[18] . من كنت مولاه فهذا علي مولاه; اصول كافي، ج 8، ص 27; سنن ترمذي، ج 5، ص 632.
[19] . مائده/ 55.
[20] . تفسير قرطبي، ج 6، ص 221.
[21] . تفسير ابن كثير، ج 2، ص 71.
[22] . تفسير طبرسي، ج 6، ص 186.
[23] . مائده / 67.
[24] . ابن ابي حاتم، تفسير القرآن العظيمه، ج 4، ص 172; سيوطي، درّ المنثور، ج 3، ص 117.
[25] . مائده / 3.
[26] . . خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج 8، ص 29; ابن عساكر، تاريخ مدينه ي دمشق، ج 2، ص 75.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
تقارن ميلاد امير مؤمنان و ايام مبعث رسول اكرم(ص) يادآور پيوند ناگسستني امامت با رسالت است. خرسنديم كه به عنوان خادمان حوزه‌ي علميه، طلوع صباح را در سال روز ولادت امير مؤمنان علي(ع) كه قله‌ي امامت، حامل قرآن، مدار حق و تجلي بخش شريعت نبوي و دين محمدي است شاهديم. به اين مناسبت اولين پيش شماره‌ي نشريه، به محوريت امامت شكل گرفت. در مكتب شيعه، امامت پديده و مفهومي است نظير نبوت؛ آن هم عالي‌ترين درجات آن[1]. امامت روح و مغز و جان تمام عقايد و اعمال انسان است؛ «من مات بغير امام مات ميتة جاهليه».[2] امامت نشانه‌ي توحيد است و از اين روست كه امام صادق(ع) فرمود: «امام نشانه‌اي است ميان خداوند عزوجل و مردم. كسي كه او را شناخت مؤمن، و كسي كه او را انكار كرد كافر است»[3]. امامت نظام امت و زمام دين است[4]. امامت كشتي نجات و قرين كتاب خداست. امامت وارث علم انبيا و حافظ دين خداست. مهر پاكان در ميان جان نشان دل مده الا به مهر پاكشان آري، صراط امامت كه ادامه‌ي صراط انبيا است، همان صراط مستقيمي است كه در غيبت امام در جلوه‌ي علما تداوم و تجلي مي‌يابد (ان العلماء ورئة الانبياء) و كسي كه بر راه واحد و مستقيم قرآن و عترت گام نهد، مي‌تواند آرزوي وصال حق و رستگاري دنيا و آخرت را داشته باشد؛ چرا كه اين راه، ميزان عدالت و نشانه‌ي طريق حقيقت است؛ «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني». صباح كه اميد تبيين چنين راهي را دارد، با تكيه بر لطف الهي، فعاليت خود را در زمينه‌هاي زير آغاز مي‌كند: گفت‌وگو با علما، پاسخ به پرسش‌ها و شبهات ديني، نقد كتاب، نقد مقالات مطبوعات، تعظيم و تبيين مناسبت‌ها، معرفي آثار ديني، معرفي و نقد پايگاه‌هاي اينترنت. سردبير [1] . مطهري، مرتضي، امامت و رهبري، ص 163. [2] . شرح ابن ابي‌الحديد، ج 13، ص 242. [3] . بحارالانوار، ج 23، ص 83. [4] ـ اصول كافي، ج 2، ص 30.
 
امام رضا سلام الله عليه :

«إنَّ الأَرضَ لا تَخلو مِن أن يَكونَ فيها إمامٌ مِنّا؛»

«زمين از اين كه امامى از ما داشته باشد، خالى نمى‌ماند.»

دانشنامه امام مهدی (عج): ج 1 ص 216

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185