تعداد بازدیدها:2890
Share/Save/Bookmark
فرقه ى نعمت اللهيه گناباديه چگونه به وجود آمده است و عقايد آن چيست؟
صباح 19 > نویسنده : مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم کد: 235

نعمت الله فرزند عبدالله، از اهالى سوريه، به سال 731 هـ ق به دنيا آمد. وى حدود هفت سال در مكه شاگرد شيخ عبدالله يافعى از صوفيان بزرگ اهل سنت بود و مقام و خرقه ى خلافت را نيز از وى دريافت كرد.[1]
شاه نعمت الله ولى كه براساس برخى از باورها، خود را داراى مقام ولايت مى دانست،[2]بعد از مسافرت هاى متعدد، در نهايت خانقاه خود را در ماهان كرمان بنا نهاد، اما بعد از مرگ وى، اوضاع و احوال ايران سبب شد تا اقطاب سلسله ى نعمت اللهيه به هندوستان بروند; تا اين كه در اوايل دوره ى قاجار، شاه على رضا دكنى قطب سلسله ى نعمت اللهيه تصميم گرفت اين سلسله را در ايران احيا كند; از اين رو دو تن از مشايخ مأذون خود را براى احياى سلسله به ايران فرستاد[3] و بدين ترتيب سلسله ى نعمت اللهيه در ايران حيات مجدد يافت.
اين سلسله هم چون ديگر سلسله هاى تصوّف دچار انشعابات گوناگون شد. اين انشعابات يا به خاطر اختلاف در عقيده و تعاليم طريقتى بود و يا به خاطر قدرت طلبى و رياست خواهى برخى مشايخ و اقطاب. سلسله هاى كوثريه، شمسيه، انجمن اخوت (صفى عليشاهيه)، مونس عليشاهيه (ذوالرياستين يا نوربخشيه) و بالاخره گناباديه، انشعابات سلسله ى نعمت اللهيه هستند.[4] سلسله ى گناباديه در نتيجه ى نزاع بر سر جانشينى رحمت عليشاه (متوفى 1278 هـ، ق) ميان پيروان او به وجود آمد، به گونه اى كه بعد از مرگ رحمت عليشاه سه نفر مدعى جانشينى او شدند:
1. حاج ميرزا حسن صفى، ملقّب به صفى عليشاه (متوفى 1316 هـ، ق)، بنيان گذار سلسله ى صفى عليشاهيه;
2. حاج محمد حسن مجتهد، ملقّب به منوّرعليشاه، بنيان گذار سلسله ى نوربخشيه;
3. حاج محمد كاظم تنباكوفروش اصفهانى، ملقب به سعادت عليشاه، بنيان گذار سلسله ى گناباديه.[5]
سلسله ى گناباديه نام هاى ديگرى نيز دارد; چون: نعمت اللهيه، طاووسيه، سلطان عليشاهيه،[6] رضويه، معروفيه،[7] و مهدويه.
سلسله ى گناباديه از زمان تأسيس تاكنون هفت قطب داشته است:
1. حاج محمد كاظم اصفهانى (سعادت عليشاه);
2. حاج ملا سلطان محمد (سلطان عليشاه);
3. حاج ملا على (نور عليشاه);
4. حاج شيخ محمد حسن (صالح عليشاه);
5. حاج سلطان حسين تابنده (رضا عليشاه);
6. على تابنده (محبوب عليشاه);
7. نور على تابنده (مجذوب عليشاه).[8]
اعتقادات
سلسله ى گناباديه علاوه بر اعتقادات عمومىِ سلسله هاى نعمت اللهيه داراى اعتقاداتى اختصاصى نيز هست كه در ذيل به آنها اشاره مى كنيم.
الف) اعتقادات عمومى
1. اعتقاد به جدايى طريقت و شريعت:[9] يعنى اعتقاد به اين كه راه رسيدن به خداوند و مقامات بالاى عرفانى، غير از آن راهى است كه شريعت اسلام آورده است.
2. ادعاى الوهيت و ربوبيت: آنها (اقطاب) مدعى اند كه افعالشان افعال خدا و احوالشان صفات خداوند است; نيز مدعى اند كه برتر و بيرون از حدود و قوانين هستند و قانون هر چه باشد بر آنها حكم فرما نيست.[10]
3. ادعاى رسالت: آنها خود را مأذونين در طريقت مى دانند، بدين معنا كه اجازه دارند طريقت و راه رسيدن به مقامات عرفانى را به كسانى كه ظرفيت آن را دارند تعليم دهند و نيز مدعى اند كه دارنده ى چنين اجازه و مقامى حتماً داراى مقام دعوة النبوة (ولايت نبوى) نيز هست.[11]
4. يكسان دانستن همه ى اديان (اعم از الهى و غيرالهى).[12]
5. نفى انتظار فرج: آنها مى گويند هر كس مرشد را بشناسد، حاجت به انتظار ظهور امام زمان(عج) ندارد.[13]
6. نفى مذهب: آنان مى گويند صوفى موحد است و موحد غيرمحدود است و مذهب در حد و محدود است و صوفى رو به بى حدى است; پس در مذهب نيست.[14]
7. اسقاط تكليف: سلسله هاى نعمت اللهيه مدعى است كه تنها راه رسيدن به يقين و حقيقت، طريقت (روش صوفيانه) است و كسى كه به چنين مقامى برسد (به مقام يقين) ديگر تكليفى ندارد.[15]
اما در مكتب اهل بيت(عليهم السلام) راه رسيدن به يقين چنين معرفى شده است:
اسلام همان تسليم در برابر حق است و تسليم همان يقين، و يقين همان تصديق، و تصديق همان اقرار، و اقرار همان انجام وظايف است و انجام وظايف همان عقل.[16]
پس، در مدرسه ى اهل بيت(عليهم السلام) تنها راه رسيدن به يقين همان عمل به احكام شريعت اسلام است.
ب) اعتقادات اختصاصى
1. ادعاى اولوالامرى: آنها خود را واجب الاطاعه مى دانند.[17]
2. ادعاى جانشينى امام زمان (نيابت خاصه): آنها مدعى اند كه از سابقين اجازه ى كتبى در مورد جانشينى امام زمان(عج) دارند[18] و نيز مدعى اند كه از طرف امام زمان(عج) مأمورند از مردم براى آن حضرت بيعت بگيرند;[19] حال آن كه طبق روايات متواتر، جانشينان حضرت ولى عصر(عج) چهار نفر و معروف به نواب اربعه بودند و آنها از كسى براى امام بيعت نمى گرفتند، بلكه واسطه ى بين امام و مردم بودند.
3. لزوم در نظر داشتن صورت مرشد در حال ذكر.[20]
4. ترك خمس و تقليل خمس و زكات به يك دهم (عشريه).[21]
5. اعتقاد به جدايى دين از سياست.[22]
6. رها كردن شارب و مخالفت با سيره ى عملى ائمه ى اطهار(عليهم السلام).[23]
بيعت نزد گناباديه
حسين تابنده بيعت را اولين مرحله ى ورود در طريق كمال برمى شمرد.[24] آنها بيعت را به دو دسته تقسيم مى كنند:
الف) بيعت ولايت يا بيعت ولويه;
ب) بيعت نبوت يا بيعت نبويه.[25]
سلطان عليشاه در اين خصوص مى گويد:
دعوت (بيعت) از زمان حضرت آدم(عليه السلام) دو حيثيت داشته است: حيثيت انذار كه ترساندن از لذات دنيوى است و حيثيت بشارت كه ترغيب كردن به لذت هاى معنوى است.[26]
در ادامه نيز مى گويد:
مقصود از دعوت نبوت آماده كردن و مهيا ساختن خلق براى قبول دعوت ولايت است. دعوت ولايت مقصود بالذات است و دعوت نبوت مقصود بالتبع است.[27]
اما حق چيست؟
براى يافتن حق بايد به مدرسه ى اهل بيت(عليهم السلام)كه نبىّ مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله)در حديث ثقلين آنها را بال دوم دين معرفى كرده است، مراجعه نمود. طبق آموزه هاى اسلام، اولا، بيعت كردن فقط با خداوند متعال و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و جانشينان او بر روى زمين، يعنى ائمه ى اطهار(عليهم السلام) جايز است و آنها براى بيعت گرفتن از مردم كسى را تعيين نكرده اند; ثانياً، بين شريعت اسلام و طريقت (سير و سلوك معنوى) فرقى نيست و هر كس بخواهد به مقامات عالى و قرب الى الله برسد، بايد شريعت اسلام را مو به مو مراعات كند، نه بيشتر و نه كمتر.


[1]. ر. ك: حميد فرزام، تحقيق در احوال و نقد آثار و افكار شاه نعمت الله ولى (تهران: سروش، چ اول، 1374)، ص 17.
[2]. ر. ك: ديوان شاه نعمت الله ولى، به اهتمام محمود علمى، (تهران: 1328)، ص 549.
[3]. دانشنامه ى جهان اسلام، زير نظر حداد عادل (تهران: بنياد دايرة المعارف اسلامى، 1382 ش)، ج 7، ص 392، ذيل كلمه ى تصوّف.
[4]. داود الهامى، فرقه ى نعمت اللهى و گنابادى، (مؤسسه ى دفاع از حريم اسلام، 1380 ش)، ص 61.
[5]. عبدالله مبلغى آبادانى، تاريخ صوفى و صوفيگرى، (صدر، ط اول، 1376 ش)، ج 2، ص 513.
[6]. نورالدين مدرسى چهاردهى، سلسله هاى صوفيه ى ايران، (تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، 1382 ش)، ص 264.
[7]. سيد هبة الله جزبى اصفهانى، رساله ى باب ولايت، (ط اول، حيدرى، 1351 ش)، ص 91.
[8]. داوود الهامى، همان، ص 62 ـ 73.
[9]. جمعى از نويسندگان، يادنامه صالح، (تهران: انتشارات حقيقت، چ دوم، 1380 ش)، ص 510.
[10]. عباس كيوان قزوينى، كتاب استوار، (تهران: سپهر)، ص 102.
[11]. سلطان عليشاه، سعادت نامه، (دانشگاه تهران، چ دوم، 1347 ش)، ص 124.
[12]. محمد طاهر قمى و داود الهامى، تحفة الاخيار، (قم: هدف چ اول، 1369 ش)، ص 59.
[13]. داوود الهامى همان، ص 82.
[14]. محمد حسن بيچاره، صالحيه، (دانشگاه تهران، چ دوم، 1387 ش)، حقيقت 306، ص 233.
[15]. همان، حقيقت 398، ص 263.
[16]. تفسير نمونه، (تهران: دارالكتب الاسلاميه، چ سوم، 1377 ش)، ج 2، ص 471.
[17]. سيد ابوالفضل علامه برقعى، التفتيش، (چاپخانه ى دانش)، ص 179.
[18]. يادنامه ى صالح، ص 510.
[19]. همان.
[20]. محمد حسن بيچاره، نامه ى صالح، (تابان، 1346 ش)، ص 46.
[21]. حسين تابنده، نابغه ى علم و عرفان، (تابان، چ دوم، 1350 ش)، ص 204، ذيل نامه ى 19.
[22]. محمد مدنى، در خانقاه بيدخت چه مى گذرد (دفتر تبليغات اسلامى، چ دوم 1381 ش)، ص 41.
[23]. همان.
[24]. حسين تابنده، رساله ى رفع شبهات، (تهران: انتشارات حقيقت، چ پنجم 1377 ش)، ص 21.
[25]. سلطان عليشاه، سعادت نامه، (تهران: انتشارات حقيقت، چ اول، 1379 ش)، ص 124.
[26]. همان.
[27]. همان، ص 126.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
آيا نظارت خبرگان بر رهبرى يك نظارت واقعى است يا صورى و تشريفاتى؟
چه نهادى بر مجلس خبرگان نظارت مى كند كه به وظايف خود عمل نمايد و دچار انحراف نشود؟
چه عواملى بر ميزان مشاركت سياسى و اجتماعى مردم مؤثر است؟
آيا الزامات فقهى نسبت به مشاركت سياسى مردم با حق رأى شهروندان سازگار است؟
نسبت دين و دنيا از ديدگاه اسلام چيست؟ آيا هر يك از دين يا دنيا مى توانند مستقل از ديگرى به هدفشان برسند؟
چگونه دين كه امرى ثابت است، مى تواند پاسخگوى نيازمندى ها و واقعيت هاى متغيّر اجتماعى باشد؟
شئون و وظايف پيامبر و امام معصوم و موارد تمايز اين وظايف چيست؟
آيا نبوغ عقلانى بشر مى تواند او را از هدايت وحيانى بى نياز كند؟
شاه نعمت الله ولى، رئيس و مؤسس فرقه ى نعمت اللهيه، چه مذهبى داشت؟
فرقه ى نعمت اللهيه گناباديه چگونه به وجود آمده است و عقايد آن چيست؟
عوامل و موانع نشاط در خانواده از ديدگاه تربيت اسلامى چيست؟
آيا انتساب مسجد مقدس جمكران به امام زمان(عج) از مبانى تاريخى متقنى برخوردار است؟
آيا مسجد مقدس جمكران آثار و بركاتى در طول تاريخ داشته كه نشانه ى توجه حضرت امام عصر(عج) به آن باشد؟
دخالت هاى استعمارى انگليس در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى چگونه بوده است؟
آيا دخالت هاى انگليس در ايران پس از پيروزى انقلاب اسلامى استعمارى بوده است؟
مهم ترين وظيفه ى جوانان و نوجوانان در عصر حاضر از ديدگاه قرآن و روايات چيست؟
سخن سردبير حكومت در اسلام جايگاه ارزشمند و والايى دارد و بى ترديد تأثير بسزايى بر جامعه و افراد آن خواهد داشت. ساختار و اهداف حكومت ها با فرهنگ جوامع متناسب است; بنابراين ساختار و اهداف حكومت اسلامى متناسب با تعاليم اسلام است. پس از انقلاب و تشكيل حكومت اسلامى در ايران، نهادهايى هماهنگ با آن شكل گرفت. يكى از اين نهادها مجلس خبرگان رهبرى است. اهميت فوق العاده ى اين مجلس در اين است كه مطابق قانون اساسى وظيفه ى تعيين و عزل رهبرى و نظارت بر عملكرد او را بر عهده دارد. همواره بحث هاى متفاوتى درباره ى اين نهاد مطرح است. از جمله اين كه آيا نظارت خبرگان در حقيقت نظارتى صورى و استطلاعى است يا نظارتى واقعى و استصوابى; و چه مكانيزمى براى تضمين عملكرد درست خبرگان در نظر گرفته شده است؟ در بخش حقوق به اين پرسش ها پاسخ داده مى شود. در بخش سياست به عناصر مؤثر بر مشاركت سياسى مردم از جمله، فرهنگ هويت و آداب ورسوم و نيز سازگارى الزامات فقهى مربوط به مشاركت سياسى با حق رأى شهروندان پرداخته و ثابت شده است كه الزامات فقهى، چه بر اساس رويكرد حق رأى و چه بر اساس نظريه ى كاركردى رأى، تعارضى با حق رأى شهروندان ندارد. مسئله ى توجه دين به امور دنيوى و چگونگى پاسخ گويى آموزه هاى دينى به نيازهاى متغير، در بخش دين پژوهى مطرح گرديده و گفته شده است كه اسلام به دليل اشتمال بر يك سلسله مكانيزم هاى خاص، هم چون احكام ثانويه و اجتهاد، توان پاسخ گويى به نيازهاى متغير انسان را دارد. در بخش كلام به وظايف مشترك و متمايز پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام) اشاره شده و هم چنين ثابت شده است كه عقل به جهات مختلفى (مانند: گرفتارى اش به هوا و هوس و ناتوانى اش در تشخيص جزئيات و محدوديت هايش از جهت درك امور غيبى، مانند تأثير اعمال در آخرت)، مستقلا توانايى تشخيص راه سعادت را ندارد. عقايد شاه نعمت الله ولى و چگونگى پيدايش فرقه ى نعمت اللهيه ى گناباديه و عقايد آنها در بخش اديان و مذاهب بررسى شده است. در بخش امامت و مهدويت، سازگارى مهدويت با برخى معانى دموكراسى تبيين گرديده است. در بخش قرآن و تفسير از منظر آموزه هاى دينى به ويژگى هاى جوان (مانند: پرهيزگارى، ايمان، عدالت طلبى، تلاشگرى، شجاعت، عفت و پاكدامنى) و نيز وظايف جوانان در عصر حاضر (مانند: تحصيل علم و دانش، كار و كوشش، اهتمام به ازدواج و دورى از هواى نفس و شهوت) اشاره شده است. در قسمت مشاوره و تربيت به عوامل نشاط در خانواده از ديدگاه اسلام (مانند كار، تفريح، احترام، تبادل عاطفى و آراستگى) و موانع آن پرداخته شده است. تاريخچه ى بناى مسجد مقدس جمكران و آثار و بركات آن در طول تاريخ در بخش تاريخ اسلام ذكر شده است. و بخش تاريخ معاصر به دخالت هاى استعمارگرانه ى انگليس در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى و پس از آن پرداخته است; از جمله در انحصار گرفتن معادن نفت ايران قبل از انقلاب و حمايت نظامى از صدام در جنگ عليه ايران بعد از انقلاب است. شايان ذكر است كه برخى از مطالب اين شماره توسط حضرت آيت الله معرفت ـ حفظه الله ـ نظارت و ارزيابى شده است و از راهنمايى هاى ايشان بهره مند گشته ايم.
 
پیامبر خدا صلى الله عليه و آله:

مَن أكَلَ مِن كَدِّ يَدِهِ حَلالاً، فُتِحَ لَهُ أبوابُ الجَنَّةِ يَدخُلُ مِن أيِّها شاءَ

هر كس به حلال، از دسترنج خود بخورد، دروازه‌های بهشت به رويش گشوده گردند و او از هريك كه خواهد وارد شود.
بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۰ / ۴۱

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185