تعداد بازدیدها:3052
Share/Save/Bookmark
سكولاريسم به چه معناست و با سكولاريزاسيون چه تفاوتى دارد؟
صباح 7-8 > نویسنده : سيد محمد على داعى نژاد کد: 198

سكولاريسم (secularism) كه از آن در فارسى به دنياپرستى، اعتقاد به اصالت امور دنيوى، غير دين گرايى، جدا شدن دين از دنيا، نادينى گرى،[1] مخالفت با شرعيات و مطالب دينى،[2] عرف گرايى[3] تقدس زدايى[4] و در عربى به علمانيّت (به كسر يا فتح عين بنابر اختلافى كه در ريشه ى آن است كه آيا از علم گرفته شده يا مشتق از عالم به فتح لام است) تعبير مى شود واژه اى انگليسى است كه از ريشه ى لاتين seculum به معناى اين جهان گرفته شده است.[5]
سكولاريسم كه يك ايدئولوژى است گاه با سكولاريزاسيون (Secularization) كه فرايندى اجتماعى است خلط مى شود.[6] هرچند سكولاريسم مى تواند در روند عرفى شدن يا سكولاريزاسيون تأثير بگذارد، ولى به هر حال، مفهومى غير از سكولاريزاسيون است.[7]
اينك به تبيين اين دو مفهوم مى پردازيم تا ويژگى ها و تفاوت هاى آنها روشن گردد.
سكولاريسم
سكولاريسم نوعى ايدئولوژى است كه ريشه در اخلاق طبيعى دارد و مبتنى بر وحى و امور مافوق طبيعى نيست. اين نظام فلسفى را به طور رسمى، اولين بار، جورج هـ. جى. هول يوك در حدود سال 1846 م. در انگلستان مطرح كرد.[8]
واژه ى سكولاريسم در كشورهايى با مذهب پروتستان مصطلح است، اما در كشورهايى با مذهب كاتوليك، از آن به واژه ى لائيسم (LAICISM) تعبير مى شود.[9] اين دو واژه كه اولى براى فرانسه زبان ها آشناست و دومى براى انگليسى زبان ها، با يكديگر تفاوت دارند. تفكر سكولار به دنيوى و ناسوتى ساختن دين نظر دارد و منطق لاييك به جداانگارى دين از سياست.[10]
مدافعان عرفى گرايى يا سكولاريسم، آگاهانه همه ى اشكال و صور اعتقاد به امور ماوراى طبيعى را رد مى كنند و اصول غيردينى و يا ضددينى را بنياد اخلاق شخصى و سازمان دهى اجتماع قرار مى دهند.[11]
اعتقاد سكولارها آن است كه براى تفسير جهان نبايد از زبان دينى استفاده كرد، بلكه تنها با زبان بشر مى توان جهان را كشف و تبيين نمود[12] و از نظر آنان، علم و دانش بشر راه گشاى جهان بهتر و زندگى نيكوتر است.[13]
البته سكولاريسم ايدئولوژى واحدى نيست، بلكه چنان كه برت. اف گفته است، همان گونه كه در جهان دين هاى مختلفى وجود دارد، انواع مختلف سكولاريسم نيز وجود دارد كه هر يك هنجارها، ارزش ها و ساختار فلسفى متفاوتى را ارائه مى دهند.[14] البته وجه مشترك انواع سكولاريسم، تقابل تمام آنها با دين است. براى سكولاريست ها جهانى كه در آن زندگى مى كنيم خود جايگاه نهايى ارجاع است; يعنى دنيا با استناد به خودش قابل فهم و كنترل است، حال آن كه براى اهل دين، زندگى در اين جهان قابل فهم و عقل ياب است، اما با استناد و ارجاع به حقيقتى متعالى سامان پذير است.
ايمان دينى بر اين باور است كه معنا و ارزش حقيقى زندگى، بلكه كل هستى را تنها با رجوع به حقيقتى مى توان دريافت كرد كه برتر از كل جهان است.
به طور كلى مى توان گفت اختلاف دين و سكولاريسم بر سر دو چيز است: ارزش هاى انسانى و ملاك مناسب عمل انسان. آيا تكيه گاه ارزش هاى انسانى در جهانى است كه در آن زندگى مى كنيم يا در چيزى وراى آن است.[15]
در جهان عرب نيز سكولاريسم با واژه ى علمانيت ترجمه و معرّفى شده است. اديب صعب در كاربرد سكولاريسم يا علمانيت مى گويد:
دو مفهوم براى علمانيت وجود دارد:
1. مفهومى كه كسانى مانند ماركس و فرويد و راسل ترسيم مى كنند. از نظر اينان، دين، وهمى و پرداخته ى ذهن بشر و براى او زيانبار است. اين مفهوم سكولاريسم را مى توان سكولاريسم الحادى ناميد كه به الغاى دين و انكار آن گرايش دارد.
2. مفهومى كه عده اى از متفكران نهضت روشنگرى ترسيم نموده اند كه به جدايى دين از دولت و عقلانى كردن نظم اجتماعى دعوت مى كند.[16]
تفكر و ايدئولوژى سكولار، مورد توجه پاره اى از روشن فكران ايرانى نيز قرار گرفته است و به تبيين آن پرداخته اند. برخى در تعريف آن گفته اند:
تفكر سكولار يعنى تبيين مستقل امور اخلاقى و طبيعى، بدون توسل به حضور خداوند.[17]
در عصر جديد، سكولاريسم به معناى كنار گذاشتن آگاهانه ى دين از صحنه ى معيشت و سياست معرفى شده است. حكومت سكولار حكومتى است كه با دين ضديت ندارد، اما دين را نه مبناى مشروعيت خود قرار مى دهد و نه مبناى عمل خود.
ـ سكولاريسم چيزى نيست جز علمى و عقلانى شدن تدبير اجتماع.[18]
ـ مى توانيم سكولاريسم را به اين معنا هم بگيريم كه ديگر در عرصه ى سياست هيچ ارزش و دستور سنجش ناپذيرى وجود ندارد; يعنى ادبى و مقامى و منصبى و قاعده اى نداريم كه فوق نظارت عامه باشد.[19]
ـ وقتى مى گوييم حكومت سكولار است به اين معناست كه نه مشروعيت خود را از دين كسب مى كند و نه احكام و قوانين عملى خود را.[20]
ـ علمانيت به معناى علمى بودن يا علمى شدن را بايد دقيق ترين ترجمه ى سكولاريسم دانست; البته ـ همان طورى كه قبلاً اشاره شد ـ در سكولاريسم لادينى يا بى اعتنايى به دين يا در ميان نياوردن دين هم نهفته است.
ـ سكولاريسم بر اين نكته تأكيد مىورزد كه هيچ كس در مقام سلطنت و حكومت، حق خدايى كردن ندارد; به تعبير ساده تر، سلطنت و رياست، مظهريت حق نيست.[21]
تعاريف مذكور نيز بر تقابل دين و سكولاريسم و جدايى دين از دنيا و خصوصاً سياست، تأكيد مىورزد و به علمى و عقلانى كردن تمام امور مربوط به دنيامعتقد است.
سكولاريزاسيون
سكولاريزاسيون فرايندى است كه به عرفى شدن و عقلانى شدن نهادهاى دينى و انفكاك دين از دنيا و به حاشيه راندن دين از عرصه ى اجتماع اشاره دارد.[22]
واژه ى عرفى شدن (SECULARIZATION) در زبان هاى اروپايى در معاهده ى صلح وستفاليا در 1648 به كار برده شد. در اين معاهده از واژه ى عرفى شدن براى توصيف انتقال سرزمين هايى كه قبلا تحت كنترل كليسا بودند استفاده شد. اين سرزمين ها به مراجع سياسى غير روحانى انتقال مى يافتند. پيش از اين معاهده، از واژه ى SECULARIS استفاده مى شد و اهل كليسا از تمايز ميان امور دينى و عرفى براى طرح ادعاى برتر بودن امور مقدس بهره مى گرفتند.[23]
جامعه شناسان از اين واژه براى دلالت بر فرايندهاى گوناگون خارج شدن كنترل فضا، زمان، تسهيلات و منابع از دست مراجع دينى و جاى گزينى اهداف و مقاصد جهانى و روش هاى تجربى به جاى الگوهاى آيينى و نمادين كنش كه متوجه به غايات ماوراى طبيعى و ديگر جهانى بودند بهره مى بردند. اين تعبير بعداً براى دلالت بر الگوى توسعه ى اجتماعى كه جامعه شناسان اوليه، مانند اگوست كنت (1857ـ1798)، آن را پيش از رواج تعبير عرفى شدن، در كاربرد جامعه شناختى مطرح كرده بودند تخصيص يافت.
در اين فرايند، نهادهاى گوناگون اجتماعى كم كم از يكديگر تمايز يافته، از چارچوب هاى دينى و سلطه ى دين رها شدند. پيش از اين تحول، كنش اجتماعى در حوزه ى گسترده اى از فعاليت ها و سازمان هاى اجتماعى، براساس ادراكات ماوراى طبيعى تنظيم مى شد.[24]
اكثر متفكران غربى، سكولاريزاسيون را به بى اهميت شدن آموزه هاى اجتماعى دين و كنار نهادن ساختارهاى دينى معنا كرده اند.
آلن بيرو مى گويد:
وقتى گفته مى شود فرهنگ و انديشه و آداب و رسوم جهانى غيردينى مى شوند، منظور آن است كه پيوندهايشان را با ارزش هاى دينى و مبانى الهى قطع مى كنند.[25]
از نظر ويلسون، دنياگرايى فراگردى است كه طى آن، نهادها، كنش ها و آگاهى مذهبى اهميت اجتماعى شان را از دست مى دهند. از دست رفتن اهميت اجتماعى مى تواند حتى زمينه ى حذف اعتقادات خصوصى باشد.[26]
بدين ترتيب، نفوذ دين در جامعه و در تفكر فردى رفته رفته كم مى شود تا آن كه سرانجام، مقدس از بين مى رود و نامقدس يكسره جاى آن را مى گيرد، كه مصداق آشكارش را در قرن نوزدهم مى توان ديد.[27]
بنابراين، عرفى شدن يك مفهوم غربى است كه اصولا فرايندى را توصيف مى كند كه در جامعه ى غربى و عمدتاً در طى اين قرن رخ داده است.[28]
سكولاريزاسيون به معناى فرايندى است كه امحاى هر نوع معناى دينى را در زندگى تجويز مى كند و سرانجام به فردگرايى محض و بى خدايى (الحاد) مى انجامد.[29]
با توجه به آنچه گذشت، بايد گفت واژه ى سكولاريزاسيون دو معنا دارد:
1. سكولاريزاسيون به منزله ى يك واقعيت تاريخى، يعنى سلب مالكيت از كليسا.
2. سكولاريزاسيون به منزله ى يك نظر جامعه شناسانه، يعنى فرايند تقدس زدايى و عرفى شدن مظاهر اجتماعى و تفكيك نهادهاى دينى و غيردينى از يكديگر.[30]
عده اى از متفكران غربى، مانند دوركيم، عرفى شدن و دنياگرايى جامعه ى غربى را انكار كرده و چنين سخنى را ناشى از يكسان انگارى دين با صورت هاى سنتى دانسته اند و سستى گرفتن صورت هاى سنتى دين در جامعه ى كنونى غرب را منشأ چنين انديشه اى معرفى كرده اند.[31] هميلتون مى گويد:
بيش تر جر و بحث ها درباره ى مسئله ى دنياگرايى كه آيا جامعه ى نوين، دنياگرا شده يا خير، از اين واقعيت سرچشمه مى گيرد كه اين نظريه پردازان، برداشت هاى متفاوتى از دين دارند.[32]
برايان ويلسون نيز مى گويد:
تعريف سكولاريزاسيون كاملا به تعريف دين وابسته است و فى المثل اگر دين در چارچوب تعابير كاركردى تعبير شود و دين مجموعه اى از باورها، ايده ها و فعاليت هايى دانسته شود كه كاركردهاى اجتماعى دارد، بر اين اساس دشوار است كه از سكولاريزاسيون و عرفى شدن جامعه ى دينى سخن گفت.


[1]. مارى بريجانيان، فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعى، ويراسته ى بهاءالدين خرمشاهى.
[2]. فرهنگ حييم، ج 2، ص 904.
[3]. برايان ويلسون، دين اينجا و آنجا، مقاله ى عرفى شدن، ترجمه ى مجيد محمدى، (نشر قطره، چ 1، 1377)، ص 21.
[4]. همان، ص 23.
[5]. شمس الدين فرهيخته، فرهنگ فرهيخته، (زرين، چ 1، 1377)، ص 489.
[6]. آلن بيرو، فرهنگ علوم اجتماعى، ترجمه ى باقر ساروخانى، (انتشارات كيهان، چ 3، 1375)، ج 2، ص 334.
[7]. برايان ويلسون، همان، ص 21.
[8]. Ency Clopedia Americanaواژه ى سكولاريسم.
[9]. ژان پل ويلم، جامعه شناسى اديان.
[10]. همان.
[11]. برايان آر. ويلسون، همان.
[12]. برت، اف، نامه ى فرهنگ، ش 22، ص 52.
[13]. همان، ص 53.
[14]. همان، ص 50.
[15]. همان.
[16]. اديب صعب، الدين و المجتمع روية مستقبله، ص 106; و برايان ويلسون، همان، ص 21.
[17]. كيان، ش 26، ص 6.
[18]. همان.
[19]. همان، ص 7.
[20]. همان، ص 6.
[21]. همان، ص 10.
[22]. برايان ويلسون، همان، ص 19.
[23]. همان.
[24]. همان، ص 20.
[25]. آلن بيرو، فرهنگ علوم اجتماعى، ص 334.
[26]. ملكلم هميلتون، جامعه شناسى دين، ترجمه ى محسن ثلاثى، (مؤسسه ى انتشاراتى تبيان، چ 1، 1377)، ص 293.
[27]. دان كيوپيت، درياى ايمان، ترجمه ى حسين كامشاد، (طرح، چ 1، 1376)، ص 37.
[28]. برايان ويلسون، همان، ص 36.
[29]. آلن بيرو، همان، ص 334.
[30]. برايان ويلسون، همان، ص 21.
[31]. ملكلم هميلتون، همان، ص 287.
[32]. همان، ص 289.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
ارزش چيست و آيا ارزش دينى چيزى خارج از معناى مطلق ارزش است؟
چگونه مى توانيم از عناصر رسانه‌اىنظير:كتب،مجلّات،مجموعه‌ى مطبوعات،صداوسيما، ويدئووماهواره‌ واينترنت،خوب استفاده كنيم واگرخطرسازندچه‌طورجوانان وفرزندانمان راازخطرآن‌ها نجات دهيم؟
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر (صحبت كردن، دوستى هاى خيابانى، رابطه ى تلفنى) چيست؟
براي متعادل نمودن روابط دوستانه‌ي افراطي بين جوانان(همجنسان) چه بايد كرد؟
براى جلوگيرى از روابط نامشروع چه راه حلّى پيشنهاد مى شود؟
سابقه ى تاريخى و عوامل پيدايش سكولاريسم چيست؟
مبانى و اركان سكولاريسم چيست و آيا اسلام با سكولاريسم سازگار است؟
عناصر ارزش هاى دينى كدام اند، چگونه مى توان به آن شناخت پيدا كرد و چه امورى اين ارزش ها را درديد ما تبديل به ضد ارزش مى كند و يا به عكس، و در اين زمينه چه خطراتى ما را تهديد مى كند؟
وظيفه ى مسئولان در قبال ارزش هاى جامعه ى اسلامى چيست؟
روابط نامشروع چه تأثيرى در روحيه و ايمان و اعتقادات جوانان دارد؟
سكولاريسم به چه معناست و با سكولاريزاسيون چه تفاوتى دارد؟
چرا حقوق سكولار پذيرفتنى نيست؟
حقيقت اعجاز چيست؟
قرآن داراى چه اعجازى است كه دشمنان سعى در مشابه سازى آن دارند؟
تحدى يعنى چه؟ آيا تحدى قبل از قرآن در ميان عرب معمول بوده است؟
مراحل و اقسام تحدى را در قرآن بررسى نماييد.
علل غيبت امام زمان(عج)چيست؟
انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى چه نقشى دارد؟
اين كه مى گويند « دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) زمان تكامل جامعه ى بشرى است» يعنى چه؟
آيا آيين زرتشت جزو اديان الهى است؟
اصول اعتقادى و عملى زرتشت چيست؟
چه انحرافاتى در آيين زرتشت پديد آمده است؟
چرا ائمه ى ديگر همانند امام على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)با حكام زمان خويش برخورد نظامى نكردند؟
علت صلح و سازش امام حسن(عليه السلام) با معاويه چه بود؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه، با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟
آيا امام سجاد(عليه السلام) در قيام هاى زمان خود شركت داشته است؟ اگر جواب منفى است چرا؟
چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟
آيا بين مشروعيت سياسى و مشروعيت فقهى تمايز وجود دارد؟ و به تعبيرى آيا فقه مى تواند متكفل بيان مشروعيت سياسى باشد؟
جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها چگونه است، مفهوم اين نظريه چيست و آيا دليلى بر آن وجود دارد؟
آيا مسئله ى بيعت با امامان(عليهم السلام) مخالف نظريه ى الهى بودن مشروعيت نيست؟
مبانى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلام و غير اسلامى چيست؟
مراد از نظارت استصوابى چيست و چرا نظارت شوراى نگهبان استصوابى است؟
آيا نظارت استصوابى در كشورهاى ديگر مشابه دارد؟
نظريه ى ماركس درباره ى انتظار بشر از دين چيست و چه اشكالاتى بر آن وارد است؟
آيا نظارت استصوابى با اصل حاكميت مردم منافات ندارد؟
مجله ى صباح با دربرگيرى محورهاى تازه اى، گام ديگرى را در راستاى پاسخ به پرسش هاى دينى برمى دارد و اميد دارد با توجه و استقبال خوانندگان عزيز، روز به روز بر غناى خويش بيفزايد. در اين شماره، موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته كه به شرح ذيل است: 1. نقد انديشه: در اين قسمت ديدگاه ماركس در باب انتظارات بشر از دين مورد بررسى و ارزيابى قرار گرفته و كاستى هاى آن آشكار شده است. 2. مشاوره و تربيت: در اين قسمت در زمينه ى ارزش هاى دينى و جوانان و اهميت ارزش هاى دينى و لزوم توجه والدين و مسؤولان به چگونگى استفاده از ابزارهاى اطلاع رسانى تأكيد مى شود; هم چنين پرسش و پاسخ هايى در زمينه ى ديدگاه اسلام درباره ى روابط دختر و پسر، چگونگى متعادل نمودن روابط جوانان، تأثير روابط نامشروع در روحيه و ايمان جوانان و راه حل جلوگيرى از روابط نامشروع ارائه شده است. 3. دين پژوهى: در اين قسمت به نقد و بررسى سكولاريسم ـ به معناى كنار گذاشتن دين از حوزه ى عمومى و زندگى اجتماعى ـ و نيز ديدگاه اسلام درباره ى سكولاريسم، معناى سكولاريسم و تفاوت آن با سكولاريزاسيون، تاريخچه و عوامل پيدايش آن، مبانى و اركان سكولاريسم و دليل مردود شمردن حقوق سكولار پرداخته مى شود. 4. قرآن و تفسير: در اين قسمت به پرسش هايى در زمينه ى چيستى اعجاز، ابعاد اعجاز قرآن، چيستى تحدى و تاريخچه ى آن و مراحل و اقسام تحدّى قرآن و نيز بر بى همتايى و موفقيت قرآن در تحدّى اشاره شده است. 5. كلام: در قسمت كلام نيز موضوع مهدويت با ارائه ى پرسش هايى در زمينه ى علل غيبت امام زمان(عج)، نقش انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى و ابعاد تكاملى جامعه ى بشرى در دوران حاكميت امام زمان(عج) مورد بررسى قرار گرفته و بر نقش سازنده ى مهدويت در جامعه تأكيد گرديده است. 6. اديان: با توجه به ضرورت آشنايى با اديان ـ خصوصاً در جهانى كه به واسطه ى گسترش ارتباطات، انسان ها را به يكديگر نزديك تر مى كند ـ در اين بخش به معرفى دين زرتشت پرداخته شده و به پرسش هايى هم چون الهى بودن زرتشت، اصول اعتقادى و عملى آن و انحرافات پديد آمده در زرتشت پاسخ داده شده است. 7. تاريخ: با توجه به اسوه بودن معصومين: براى مسلمانان، ضرورت ترسيم سيره ى آنها در زندگى اجتماعى، خصوصاً در جهان معاصر موجب گرديد تا در اين قسمت به پاسخ پرسش هايى در اين باره پرداخته شود. پرسش هايى مانند: چرا ائمه ى ديگر مانند على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)قاطع برخورد نكردند؟ چرا امام حسن(عليه السلام) صلح كرد؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟ آيا امام سجاد در قيام هاى زمان خود شركت داشته اند؟ چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟ 8. سياست: در اين بخش مسأله ى مهمّ مشروعيت در قالب پرسش و پاسخ هايى هم چون: تفاوت مشروعيت فلسفى با مشروعيت جامعه شناختى، تفاوت مشروعيت سياسى با مشروعيت فقهى، جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها، سازگارى مسأله ى بيعت با امامان، نظريه ى الهى بودن مشروعيت و بررسى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلامى و غير اسلامى، مورد بررسى و تبيين قرار گرفته است. 9. حقوق: در اين قسمت، مسأله ى نظارت استصوابى (تاريخچه ى آن در دين، وجود آن در كشورهاى ديگر و سازگارى آن با اصل حاكميت مردم) مورد بررسى قرار گرفته است. 10. اينترنت: در اين قسمت پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى گرديده است. مطالب و مقالات مجله كه در فرايند خود مورد ارزيابى كارشناسان، اعضاء هيات تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسؤول قرار مى گيرد در اين شماره از نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت نيز (در بخش هاى قرآن و تفسير، دين پژوهى، اديان و مذاهب و مشاوره و تربيت) و حضرت آيت الله مؤمن (در بخش هاى كلام و سياست) و حضرت حجت الاسلام والمسلمين يوسفى غروى (در بخش تاريخ) بهره مند گرديده است.      
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«إنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ مِنَ الجَهلِ، ومَصابيحُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلَمِ؛»

«همانا دانش، زندگى بخش دل‌هاى مُرده از نادانى و چراغ و روشنى بخش چشم‌ها در تاريكى‌هاست.»

جامع بيان العلم وفضله: ج ۱ ص ۵۵

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185