تعداد بازدیدها:1484
Share/Save/Bookmark
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
صباح 17-18 > نویسنده : مصطفى جعفرپيشه کد: 159

- يكى از دلايل متقن و قابل درك براى اقشار مختلف جامعه، دليلى است كه از دو مقدمه تشكيل شده است. مفاد اين دو مقدمه از امورى هستند كه همه ى انسان ها همواره با آنها سروكار داشته، طبق آن، روش زندگى خود را در تمامى ابعاد فردى و اجتماعى و در همه ى موضوعات و زمينه ها تنظيم مى نمايند.
مقدمه ى اول: رجوع به كارشناس امين
بر اساس يك درك مشترك عقلايى، كه تمامى خردمندان آن را سيره و روش زندگى خود قرار داده اند، انسان ها در بسيارى از كارهاى خود حتى گاه در كوچك ترين آنها، با فردى خبره، كاردان و مورد اعتماد و امين مشاوره مى كنند. جوامع، براى رسيدن به توسعه و تمدن به اين سيره ى عقلايى پاى بندند .
اين اصل عقلايى مورد توجه آموزه هاى دينى نيز قرار گرفته است، چنان كه قرآن كريم از قول حضرت يوسف(عليه السلام) مى فرمايد:
(قالَ اجْعَلْنِى عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ)[1] (يوسف) گفت: مرا سرپرست خزاين سرزمين (مصر) قرار ده كه نگه دارنده و آگاهم.
يوسف(عليه السلام) چون خود را داراى دو ويژگى تعهد و امانت دارى (حفيظ) و كاردانى و مهارت (عليم) در اين زمينه مى دانست، چنين پيش نهادى را به عزيز مصر داد.
مقدمه ى دوم: اصل تنزّل تدريجى
همه ى عقلا، بر اساس راه نمايى نيروى انديشه و خرد خويش، همواره در زندگى فردى و اجتماعى خود شيوه و روشى را برمى گزينند كه از آن مى توان با نام اصل «تنزّل تدريجى» ياد نمود.[2] بر اساس اين اصل، هرگاه شرايط به گونه اى تحميل شود كه آدمى را از دست يافتن به هدف نخست، مطلوب و ايده آل خود محروم سازد، چنانچه آن مطلوب از امور حياتى و ضرورى فرد يا جامعه باشد، به ناچار، اندكى در شرايط مطلوب و خواسته ى خويش تعديل نموده، به مطلوب درجه ى دو و سه و پايين تر مى انديشد; مثلا در زندگى فردى، بيمارى كه درمان خويش را موقوف بر مراجعه به پزشك متخصص ماهر و باتجربه مى بيند، اگر در شرايط يا محيطى قرار گيرد كه دست رسى به چنين پزشكى ممكن نباشد، هرگز دست روى دست نمى گذارد، بلكه به حكم عقل و فطرت و بر اساس سيره ى عقلا، تن به شرايط تحميلى داده، به پزشك عمومى و غيرمتخصص مراجعه مى كند; چرا كه حفظ حيات خويش را در درجه ى اول ضرورت مى شمرد.
انسان ها در تمام زمينه ها و حتى در امور اجتماعى نيز اين گونه اند و در صورت ضرورت، از شرايط درجه ى اول عدول مى كنند. وقتى يك مدير لايق و شايسته، ميان مطلوب واقعى و مطلوب در دست رس شكافى مشاهده نمود و رسيدن به ايده آل را ممكن ندانست، براى رسيدن به هدف، به راه هاى ديگر مى انديشد; آب دريا را اگر نتوان كشيد، هم به قدر تشنگى بايد چشيد.
اسلام نه تنها با اين سيره و روش عقلايى مخالفت ننموده و مردم را از پيروى آن نهى نكرده بلكه در بسيارى از مقررات دينى، از اين روش استفاده نموده است; مثلا در احكام نماز آمده است كه نمازگزار بايد نماز را به حالت ايستاده بخواند، اما اگر فردى توان ايستادن را ندارد، بايد نشسته و يا حتى خوابيده نماز بخواند، ولى تكليف از او برداشته نمى شود; و يا فردى كه در اثر جراحت و زخم، نمى تواند وضو بگيرد، وظيفه اش وضوى جبيره و يا تيمم است; هم چنين در احكام وقف نيز چنين آمده است: در صورتى كه عمل به وقف ممكن نباشد، بايستى موقوفه را در راهى كه به هدف واقف نزديك تر است مصرف نمايند; مثلا اگر منافع و درآمد باغى، وقف خريد شمع براى مسجد باشد، اما اكنون كه نياز به شمع منتفى شده، درآمد را بايد صرف روشنايى و هزينه ى برق مسجد كرد، تا حتى الامكان، هدف واقف تأمين شود.
در برخى روايات نيز به اين اصل عقلايى اشاره شده است; مثلا از حضرت امير(عليه السلام) نقل است كه فرمود:
الميسور لا يسقط بالمعسور;[3] سخت و مشكل موجب انصراف انسان از انجام كار ميسور و در حد توان، نمى شود.
ما لا يُدْرَك كلُّه لا يُتْرَك كلُّه;[4] مطلوب و هدفى كه به صورت كامل و صددرصد، دست يافتنى نيست، نبايد به طور كامل رها شود.
تبيين دليل
اكنون بايد ديد، با توجه به اين دو اصل عقلايى، در مسئله ى حكومت و نظام سياسى، كه از حياتى ترين امور اجتماعى اند، چه بايد كرد.
با توجه به ضرورت وجود دولت و حاكميّت سياسى و اهميّت آن در تأمين معاش و معاد انسان، به حكم سيره ى عقلايى ـ كه در مقدمه ى نخست گذشت ـ بايد نظام سياسى و رهبرى جامعه، به كسى سپرده شود كه، داراى ويژگى هاى ذيل باشد:
1. از هر جهت دانا و توانا بوده، قانون و مقررات را بشناسد و داراى كفايت و لياقت لازم براى مديريت و امامت جامعه و اجراى قوانين باشد; چنان كه حضرت امير(عليه السلام) مى فرمايد:
ايّها الناس انّ احقّ الناس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم بأمر الله فيه;[5] اى مردم سزاوارترين فرد براى امامت و رهبرى جامعه، تواناترين و داناترين مردم به امر خداوند، در اين باره است.
امام صادق(عليه السلام) نيز، در روايتى، با وادار كردن مردم به تأمّل و انديشه، به خداوند سوگند ياد مى كند كه، هرگاه كسى گوسفندانى داشته و آنها را در اختيار چوپانى قرار داده و سپس چوپان آگاه ترى يافت آنها را به او مى سپرد.[6]
2. از امانت و تعهد كافى برخوردار باشد، يعنى نه تنها از قدرت سوء استفاده نمى كند و مرتكب تقصير و عصيان عمدى نمى شود، بلكه از خطا و اشتباه سهوى و ناخواسته نيز به دور خواهد بود. با كمال امانت، كشتى جامعه را در دست گرفته، آن را به سرمنزل نجات و فلاح رهنمون مى كند.
اكنون پرسش مهم و اساسى در تطبيق اين صفات بر افراد است. چه شخصى مى توان يافت كه هم قانون را بشناسد و در اجراى آن توانا و هم مورد وثوق و اطمينان كامل باشد؟
در پاسخ بايد گفت: در هر جامعه اى، بايد بر اساس باورها و اعتقادى كه در آن حاكم است اين افراد را شناسايى نمود; اما در جامعه ى اسلامى و طبق انديشه ى امامت در مكتب تشيع، كسى كه آگاه تر به احكام و آموزه هاى دينى و واقف تر به باطن علوم وحيانى و آموزه هاى قرآنى، باشد، جز پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)در درجه ى نخست، و امامان معصوم(عليهم السلام) در مرتبه ى بعدى نمى باشد.[7]
اين روش تنها در زمان حضور معصوم(عليه السلام) امكان پذير است; اما در شرايط كنونى كه عصر غيبت است و سپردن امر امامت و سياست به امام حاضر امكان ندارد چه بايد كرد؟
با توجه به اصل عقلايى «تنزل تدريجى» ـ كه در مقدمه ى دوم تبيين گرديد ـ و اين كه حيات جمعى بشر موقوف بر تشكيل حكومت است و جامعه نبايد بدون حاكميت سياسى به حال خود رها شود، در عصر غيبت نيز بايد جامعه به فردى سپرده شود كه حتى الامكان با شرايط امامت سياسى و پيشوايى ظاهرى معصوم(عليه السلام) با قطع نظر از ابعاد باطنى و ولايت تكوينى ايشان، كه از موضوع بحث خارج است ـ منطبق باشد و در بعد ظاهرى نيز بايد از نظر دانايى در دين و توانايى در مديريت و امانت و صداقت در سياست، در درجه ى دوم پس از معصوم(عليه السلام)قرار گيرد و تالى تلو او شمرده شود. چنين فردى در جامعه ى اسلامى، جز فقيه جامع الشرايط نخواهد بود كه در زمينه ى علم و دانش، فقاهت او جاى گزين مقام علم الهى معصوم(عليه السلام) به دين و در زمينه ى مديريت، كفايت و مديريت و مدبريت و قدرت اجتماعى او جاى گزين امامت معصوم(عليه السلام)و در زمينه ى امانت دارى و صداقت، عدالت او جاى گزين عصمت امام معصوم(عليه السلام) مى شود. پس ولايت فقيه، معنايى جز رجوع به اسلام شناسى مدير، مدبر و عادل كه از ديگران به امام معصوم(عليه السلام)نزديك تر است، ندارد.[8]


[1]. سوره ى يوسف، آيه ى 55.
[2]. محمد تقى مصباح يزدى، پرسش ها و پاسخ ها، (قم: مؤسسه ى آموزشى امام خمينى(رحمه الله))، ج 2، ص 9.
[3]. شيخ انصارى، مجموعه تراث الشيخ الاعظم، ج 25، فرائد الاصول، ص 390 به نقل از: عوالى اللئالى، ج 4، ص 48، حديث 205.
[4]. همان.
[5]. نهج البلاغه، خطبه ى 173.
[6]. وسايل الشيعه، ج 11، ص 35.
[7]. ر. ك: شيخ طوسى، تلخيص الشافى، ج 1، ص 180 و مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 4، ص 839.
[8]. محمد تقى مصباح يزدى، همان، ص 56.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
امام رضا سلام الله عليه :

«إنَّ الأَرضَ لا تَخلو مِن أن يَكونَ فيها إمامٌ مِنّا؛»

«زمين از اين كه امامى از ما داشته باشد، خالى نمى‌ماند.»

دانشنامه امام مهدی (عج): ج 1 ص 216

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185