Share/Save/Bookmark
سؤال: چه انحراف هايى در دين مسيحيت به وجود آمده است؟
مجله صباح شماره 11-12 > نویسنده : رسول رضوى کد: 71

جواب: از ديدگاه اسلام، خداوند پيامبرانى را فرستاده است تا انسان ها را به سوى سعادت و نيك فرجامى رهنمون شده و آنها را به راه راست هدايت كنند. حضرت عيسى(عليه السلام) نيز پيامبرى بود كه همانند پيامبران پيش از خود مبعوث شده بود تا با تبليغ پيام خدا، حجت الهى را به انجام رساند; از اين رو در قرآن كريم در توصيف حضرت عيسى(عليه السلام) و نقش وى در ابلاغ دين، مى خوانيم:
و به دنبال آنها (پيامبران پيشين) عيسى بن مريم را فرستاديم در حالى كه كتاب تورات را كه پيش از او فرستاده شده بود، تصديق داشت و انجيل را به او داديم كه در آن هدايت و نور بود...[1].
و حضرت عيسى(عليه السلام) نيز جز رسالت الهى ادعايى نداشت و در معرفى خود مى فرمود:
من بنده ى خدايم. او به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است.[2]
حضرت عيسى(عليه السلام) در آغاز بعثت خود يارانى را برگزيد تا به نشر دين الهى كمك كنند و به آنان فرمود:
چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند؟ حواريون گفتند: ما ياوران خداييم...[3].
طبق نقل انجيل متى، تعداد اين شاگردان دوازده نفر بود[4] و «عيسى ايشان را به مأموريت فرستاد و چنين گفت: نزد غيريهوديان و سامريان نرويد، بلكه فقط نزد قوم اسرائيل كه گوسفندان گم شده ى خدا هستند برويد و به ايشان خبر دهيد كه خداوند ملكوت خود را برقرار مى سازد[5]».
در پى فرمان مذكور، حواريون با استعانت از خداوند نشر آموزه هاى عيسى(عليه السلام)را آغاز و آن حضرت را در تبليغ دين يارى كردند و بعد از عروج وى نيز از مأموريتشان سر باز نزدند و در اورشليم و شهرهاى اطراف به دعوت مردم به دين مسيح ادامه دادند و اولين كليساى مسيحى، يعنى «كليساى رسولان» را بر اساس آموخته هاى خود از حضرت عيسى(عليه السلام)، بنيان نهادند.[6]
در آن زمان كه شاگردان حضرت عيسى(عليه السلام) سرگرم سروسامان دادن به امور تازه مسيحيان بودند، شخصى به نام «شاؤول» كه نام يونانى «پولس» داشت، سرگرم اذيت و آزار مسيحيان بود و تعقيب و شكنجه ى آنان را جزو وظايف دينى و اعتقادى خود مى شمرد; ولى ناگاه، با اين ادعا كه مكاشفه اى برايش رخ داده است، به مسيحيت گرويد و تبليغ اين دين را سرلوحه ى كار خود قرار داد[7] و، بدين ترتيب، بزرگ ترين تحول را در تاريخ مسيحيت به وجود آورد و آن را به دو برهه ى مسيحيت قديم و مسيحيت جديد تقسيم كرد. اين تحول به قدرى مهم و سرنوشت ساز بود كه برخى از دانشمندان مسيحى، پولس را دومين مؤسس مسيحيت لقب دانسته اند.[8]
موفقيت پولس در تأسيس مسيحيت جديد زمانى كامل شد كه وى، برخلاف ادعاى انجيل متى كه مى گويد حضرت عيسى فقط براى هدايت يهوديان آمده بود،[9] به ميان اقوام غير يهود رفت و آنان را به دين مسيحيت دعوت كرد و ادعا نمود كه «خداوند به من فرمود: من تو را تعيين كردم تا براى اقوام غيريهود، نور باشى و ايشان را از چهار گوشه ى دنيا به سوى من راهنمايى كنى.»[10] و براى اين كه به تعداد هواداران خود بيفزايد، به نسخ و تحريف آموزه هاى حضرت عيسى(عليه السلام)پرداخت كه در ذيل به چند نمونه از اين تحريف ها اشاره مى شود:
1. انحراف از توحيد
اناجيل هم نوا (متّى، مرقس، لوقا) سعى در بيان سيره و موعظه هاى حضرت عيسى(عليه السلام)داشته، تأكيدى بر الوهيت آن حضرت ندارند; به عنوان مثال، انجيل متى عيسى(عليه السلام) را موساى جديد معرفى مى كند كه شريعت تازه اى آورده است;[11] و اگر از او تعبير به پسر خدا مى كنند به دليل سنتى است كه از يهوديت به ارث برده اند. از ديدگاه اناجيل هم نوا، لقب پسرخدا، به عيسى(عليه السلام)اختصاص ندارد و تمام مؤمنان، فرزندان خداوند هستند; چنان كه در انجيل متى به نقل از عيسى (عليه السلام) مى گويد:
خوشا به حال آنان كه براى برقرارى صلح در ميان مردم مى كوشند; زيرا ايشان فرزندان خدا ناميده خواهند شد.[12]
و هم چنين نقل مى كند كه آن حضرت به شاگردان خود تعليم داد تا در دعاهاى خويش خدا را پدر آسمانى بخوانند.
لكن پولس از اين امر سوء استفاده كرده، براى عيسى(عليه السلام) مقام الوهيت قائل شد و آن حضرت را هم ذات خداوند شمرد. وى در نامه اى به مسيحيان روم مى نويسد:
-عيسى- با زنده شدنش پس از مرگ، ثابت كرد كه فرزند نيرومند خدا و داراى ذات مقدس الهى است.[13]
و در جاى ديگر اعلام كرد كه مسيح چهره ى ديدنىِ خداى ناديدنى است. او فرزند خداست وبر تمام موجودات برترى دارد و در واقع تمام هستى به وسيله ى عيسى مسيح به وجود آمد...[14].
بنابراين، وى نه تنها توحيد ذاتى بلكه توحيد در خالقيت و توحيد در ربوبيت را انكار كرد و تثليثى را پايه گذارى كرد كه در اوايل قرن چهارم در شوراى نيقيه به عنوان اعتقاد مسيحيان تصويب شد و اعلام كردند كه:
مسيح، پسر خدا، مولود از پدر، يگانه مولود كه از ذات پدر است، خدا از خدا، نور از نور، خداى حقيقى از خداى حقيقى، كه مولود است نه مخلوق از يك ذات يا پدر.... لعنت باد بر كسانى كه مى گويند: زمانى بود كه او وجود نداشت و يا اين كه پيش از آن كه وجود يابد، نبود، يا آن كه از نيستى به وجود آمد، و بر كسانى كه اقرار مى كنند وى از ذات يا جنس ديگرى است، يا آن كه پسر خدا خلق شده يا قابل تغيير و تبديل است.[15]
2. تحريف مفهوم نبوت
تلقى تمام اديان از مسأله ى «نبوت» اين است كه خداوند انسان هاى برگزيده اى را براى هدايت مردم مى فرستد و توسط آنان وحى را بر مردمان ابلاغ مى كند و حضرت عيسى نيز يكى از همين پيامبران الهى بود كه براى هدايت مردم و ابلاغ وحى الهى آمده بود; لكن پولس با طرح نظريه ى «گناه جبلى» ادعا نمود كه حضرت عيسى، برخلاف ساير پيامبران، موجودى قديم، ازلى و داراى ذات الهى است كه، اين بار، خود براى هدايت انسان ها آمده و با «فداء» شدن عهد جديدى را آغاز نموده است. در نامه اى به عبرانيان مى خوانيم:
در زمان هاى گذشته، خدا به وسيله ى پيامبران، اراده و مشيت خود را به تدريج بر اجداد ما آشكار مى فرمود. او از راه هاى گوناگون، گاه در خواب و رؤيا، گاه حتى روبه رو با پيامبران سخن مى گفت; اما در اين ايام آخر او توسط فرزندش با ما سخن گفت... فرزند خدا، منعكس كننده ى جلال خدا و مظهر دقيق وجود اوست; او با كلام نيرومند خود تمام عالم هستى را اداره مى كند; او به اين جهان آمد تا جانش را فدا كند و ما را پاك ساخته، گذشته ى گناه آلود ما را محو نمايد... .[16]
بنابراين، مى توان نتيجه گرفت كه پولس علاوه بر توحيد كه از اركان دعوت حضرت عيسى(عليه السلام) بود، نبوت و مفهوم آن را نيز تحريف نمود و هدف از نبوت و تبليغ دين را واژگونه نشان داد.
3. نسخ شريعت
انجيل متى نقل مى كند كه عيسى(عليه السلام) مى گفت:
گمان مبريد كه آمده ام تا تورات موسى و نوشته هاى ساير انبيا را منسوخ كنم، من آمده ام تا آنها را تكميل نمايم و به انجام رسانم... پس اگر كسى از كوچك ترين حكم آن سرپيچى كند و به ديگران نيز تعليم دهد كه چنين كنند، او در ملكوت آسمان از همه كوچك تر خواهد بود... .[17]
اما پولس كه براى مقابله با پيروان راستين حضرت عيسى(عليه السلام) به هواداران بيشترى نياز داشت، براى افزودن به تعداد آنها، ضمن دعوت غيريهوديان به آيين مسيحيت، آنان را از انجام تكاليف تورات معاف ساخته، ديگر مسيحيان را كه معتقد بودند «تمام غيريهوديانى كه مسيحى شده اند بايد ختنه شوند و تمام آداب و رسوم يهود را نگاه دارند.»،[18] وادار به قبول نسخ احكام تورات ساخت و، بدين ترتيب، «اباحى گرى» را جاى گزين دين حضرت عيسى نمود.
4. اطاعت از حاكمان ظالم
از گزارش هاى اناجيل مى توان نتيجه گرفت كه حضرت عيسى شخصيتى انقلابى و مبارز بود و براى اصلاح جامعه قيام كرده بود و به مردم مى گفت:
گمان مبريد كه آمده ام صلح و آرامش را در زمين برقرار سازم، من آمده ام تا شمشير را برافرازم.[19]
و هم چنين شاگردان خويش را به دفاع مسلحانه در مقابل ظالمان دعوت مى كرد و مى گفت:
كسى كه شمشير ندارد، جامه ى خود را بفروشد و آن را بخرد... .[20]
آن حضرت نه تنها از حاكمان و پادشاهان جور اطاعت و با آنان همراهى نمى كرد، بلكه در تحقير «هيروديس»، پادشاه منطقه ى جليل، وى را «روباه» مى ناميد;[21] اما پولس اطاعت از حاكمان جور را تبليغ مى كرد و اطاعت از آنان را اطاعت از خداوند مى ناميد; چنان كه در نامه اى به مسيحيان روم، كه حاكمانشان همگى بت پرست بودند و به آزار مسيحيان مى پرداختند و حتى پطرس، بزرگِ حواريون نيز به دست همين قيصرهاى بت پرست به قتل رسيد، مى نويسد:
مطيع دولت و قوانين آن باشيد; زيرا آن را خدا برقرار كرده است. در تمام نقاط جهان، همه ى دولت ها را خدا بر سر قدرت آورده است; پس هر كه از قوانين كشور سرپيچى كند، در واقع از فرمان خدا سرپيچى كرده است و البته مجازات خواهد شد.[22]
در نهايت، ذكر اين نكته لازم است كه تحريف ها و بدعت هاى پولس به موارد مذكور محدود نمى شود و بعد از وى نيز تربيت يافتگان مكتب وى، راه استاد را ادامه دادند و مسيحيت پولس ساخته را حاكم على الاطلاق كردند و تقريباً بيشتر آثار و علايم مسيحيتى را كه حواريان راستين حضرت عيسى(عليه السلام) تبليغ كرده بودند، از بين بردند.


[1]. مائده: 46.
[2]. مريم: 30.
[3]. صف: 14.
[4]. انجيل متى، باب 10/1.
[5]. انجيل متى، باب 10/5 ـ 7.
[6]. عهد جديد، اعمال رسولان، باب 1 تا 8.
[7]. عهد جديد، اعمال رسولان، باب 22/3 ـ 17.
[8]. جان بى ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه على اصغر حكمت، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چاپ پنجم، 1370 ش)، ص 613; هم چنين ر.ك: توماس ميشل، كلام مسيحى، ترجمه حسين توفيقى، (مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چ دوم، 1381); ص 54، در برخى از احاديث، ائمه ى معصومين(عليهم السلام) نيز پولس را مسئول گمراهى مسيحيان برشمرده اند. علامه محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 8، ص 311.
[9]. انجيل متى، باب 10/15 و 15/24.
[10]. عهد جديد، اعمال رسولان، باب 13/47.
[11]. كلام مسيحى، ص 45.
[12]. انجيل متى، باب 5/10.
[13]. عهد جديد، روميان، باب 1/4.
[14]. عهد جديد، كولسيان، باب 1/15 و 16.
[15]. ميلر، و.م. تاريخ كليساى قديم در امپراطورى روم و ايران، ترجمه ى على نخستين، (انتشارات حيات ابدى)، ص 244.
[16]. عهد جديد، عبرانيان، باب 1/1 ـ 4.
[17]. انجيل متى، باب 5/17 و 19.
[18]. اعمال رسولان، باب 15/5.
[19]. انجيل متى، باب 11/34.
[20]. انجيل لوقا، باب 22/36.
[21]. همان/ 32.
[22]. روميان، باب 13/1 و 2.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
سؤال: چه انحراف هايى در دين مسيحيت به وجود آمده است؟
سؤال: عوامل عقب ماندگى جوامع اسلامى چيست؟
سؤال: آيا اعتقاد به آخرت، افعال اخلاقى را مصلحت انديشانه و سودجويانه نمى سازد و ارزش اخلاقى آن را از بين نمى برد؟
سؤال: در اسلام چه مكانيزم هايى براى كارآمدسازى نظام سياسى پيش بينى شده است؟
سؤال: هويت و بحران هويت دينى به چه معناست و نشانه ها و عوامل آن از نگاه دينى چيست؟
سؤال: تفاوت هاى موجود ميان ديدگاه اسلام و مسيحيت در مورد شخصيت حضرت عيسى(عليه السلام)چيست؟
سؤال: چه فرقى بين ختم رسالت و ختم نبوت وجود دارد؟ آيا مى توان گفت منظور از ختم نبوت در آيه ى خاتم النبيين (احزاب: 40) ختم باب رسالت است؟
سؤال: قوانين محدود چگونه مى توانند پاسخ گوى نيازهاى نامحدود باشند؟
سؤال: آيا تاريخ اسلام تاكنون جوامع پيشرفته داشته است؟
سؤال: مراد از قاعده ى لطف چيست و اين قاعده چه ارتباطى با مسئله ى امامت دارد؟
سؤال: قائده امكان اشرف چه ارتباطى با مسأله امامت دارد و چگونه ضرورت وجود امام بااين قاعده ثابت مى شود؟
سؤال: آيا اسلام فقر و دنياگريزى را ترويج مى كند؟
سؤال: مؤلفه ها و عناصر مورد توجه در بررسى كارآمدى يا ناكارآمدى نظام هاى سياسى چيست؟
سؤال: از ديدگاه اسلام اهل ذمّه يا اقليت هاى دينى در جامعه ى اسلامى از چه حقوقى برخوردارند؟
سؤال: ديدگاه قرآن، پيشوايان دينى و قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران در مورد نحوه ى رفتار با اقليت هاى غير مسلمان را بيان داريد.
سؤال: ديدگاه قرآن درباره ى اخلاق بين الملل چيست؟
سؤال: اخلاق قرآن با اخلاق سكولار چه تفاوتى دارد؟
سؤال: هويت انسان ها ثابت است يا متغير؟ و اگر متغير است عوامل آن چيست؟
معرفى پايگاه هاى اسلامى
كى از علل تجديد نبوت ها، تحريف كتب آسمانى بوده است; اما قرآن به عنوان آخرين كتاب آسمانى، از اين عارضه مصون مانده است. در بخش اديان و مذاهب، برخى تحريف هاى مسيحيت، از جمله مقايسه ى ديدگاه اسلام و مسيحيت در مورد شخصيت حضرت عيسى(عليه السلام)، و در بخش كلام، موضوع خاتميت، تفاوت ختم رسالت و ختم نبوت و چگونگى پاسخ گويى نيازهاى نامحدود با قوانين محدود، مورد بررسى قرار گرفته است. همواره اين پرسش مطرح است كه اگر اسلام دين كامل و برتر است و انسان را به كمال و سعادت دنيوى و اخروى مى رساند، چرا جوامع اسلامى عقب مانده اند؟ آيا اسلام تاكنون جوامع پيشرفته داشته است؟ در بخش تاريخ اسلام به چنين پرسش هايى پاسخ گفته شده است. مساله ى امامت جزو ضروريات و از اصول اعتقادى تشيع است و لذا داراى اهميت ويژه اى است; در بخش امامت و مهدويت، دو دليل از ادله ى عقلى اثبات امامت، تبيين گرديده است. در باب اخلاق و دين پرسش هاى متعددى مطرح گرديده، از جمله اين كه: آيا طرح پاداش اخروى براى افعال اخلاقى، موجب از بين رفتن ارزش اخلاقى و بوجود آمدن اخلاق سودجويانه نمى شود، آيا اسلام، دنياگريزى و فقر را ترويج مى كند؟ اين سؤال ها در بخش دين پژوهى مورد تحليل و بررسى قرار گرفته است. با برقرارى نظام جمهورى اسلامى، بحث كارآمدى نظام اسلامى، از اهميت ويژه اى برخوردار شد. در بخش سياست، به مؤلفه ها و مكانيزم هاى مورد توجه در كارآمدى نظام سياسى اسلام اشاره شده است. در نظام هاى سياسى، حقوق شهروندان، جايگاه خاصى دارد; در بخش حقوق، مباحث حقوق شهروندى، حقوق اقليت هاى دينى در جامعه ى اسلامى و.... مورد توجه قرار گرفته است. در جامعه ى اسلامى، معارف قرآن بايد محور حيات مسلمانان قرار گيرد. در بخش قرآن، در مورد ديدگاه قرآن درباره ى اخلاق بين الملل و تفاوت اخلاق قرآنى با اخلاق سكولار، بحث شده است. يكى از مشكلات دنياى معاصر، بحران هويت است. در بخش تربيت، تعريف، نشانه ها و عوامل هويت و بحران دينى و نيز ثبات و تغيّر هويت انسان ها تبيين گرديده است. در بخش پايانى مجله، (اينترنت) پايگاه هاى اينترنتى رافد و حديث معرفى گرديده اند كه تقديم خوانندگان محترم مى شود. مطالب و مقالات اين شماره، علاوه بر فرايند ارزيابى و نظارت ـ ارزيابى كارشناسان، اعضاى هيأت تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسؤول ـ با نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
امام حسن عسکری سلام الله عليه :

«ما أقبَحَ بِالمُؤمِنِ أن تَكونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛»

«چه زشت است براى مؤمن، به چيزى دل بندد كه خوارش سازد.»

بحارالانوار: ج 78 ص 374؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185