Share/Save/Bookmark
سؤال: ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت و ولايت ائمه اطهار(عليهم السلام) چه پيوندى وجود دارد؟
مجله صباح شماره 5-6 > نویسنده : سيدجواد حسينى کد: 21

جواب: در آغاز بايد گفت براى عبادت ها، سه گونه شرط داريم:
الف) شرايط وجوب عمل (مانند: عقل، اختيار، بلوغ، وقت و...).
ب- شرايط درستى عمل (براى نمونه، نسبت به نماز مانند: وضو، ستر عورت، رو به قبله بودن، درست خواندن نماز و...).
ج) شرايط پذيرش عمل (مانند: شرط اقتصادى، اخلاقى، سياسى، معرفتى و عبادى).
اينك به برخى شرايط پذيرش عمل اشاره مى شود:
1. مرد و زن ناشزه نباشند: كسى كه همسرش را آزار دهد نمازش پذيرفته نمى شود(لم يقبل الله صلاتها)و هم چنين اگر زن حق شوهر را ادا نكند.[1]
2. لقمه حرام نخورده باشد.[2]
3. شراب نخورده باشد.(مائده، 27).
4. پرهيزكار باشد.[3]
5. اخلاص داشته باشد.[4]
6. نگاه خشم آلود به پدر و مادر نداشته باشد.[5]
7. نمازش پذيرفته باشد تا ديگر اعمال پذيرفته شود: «ان قبلت قبل ما سواها».
8. برخوردارى از معرفت، محبت و ولايت ائمه و پيروى كردن از آن ها.[6]
كسى كه يك نماز و يك كار حسنه از او پذيرفته شود، عذاب نمى شود;[7] زيرا پذيرش عبادت، شرايط مشكلى دارد. بنابراين، ميان احكام و اخلاق و آن دو با باورها، رابطه متقابلى[8] وجود دارد; همان گونه كه نماز شرط پذيرش اعمال است، ولايت اهل بيت نيز شرط پذيرش اعمال به شمار مى رود. برخوردارى از ولايت ائمه نيز شرايطى دارد مانند پرهيزكارى[9] پس از اين مقدمه، نخستين پاسخ اين است كه چنين پرسشى درباره نماز، لقمه حرام و نظير آن نيز هم مطرح مى شود كه همه گروه هاى اسلامى بايد به آن پاسخ دهند و هرگونه پاسخ آنان درباره امامت و ولايت نيز جارى خواهد شد. پس چرا تنها نسبت به امام و ولايت حساسيت نشان داده مى شود؟ دومين پاسخ اين است كه روايات زيادى بر وجود چنين شرطى دلالت دارند كه اينك برگزيده آن ها را مطرح مى كنيم تا ارتباط روشن شود.
1. امام باقر(عليه السلام) فرمود:
كل من دان الله عزوجل بعبادة يجهد فيها نفسه و لاامام له من الله فسعيه غير مقبول.[10]
اگر كسى كه با عبادت به خداوند نزديك مى شود، به وجود امامى از سوى خدا باور نداشته باشد، عبادتش پذيرفته نخواهد شد، هرچند تلاش كرده باشد.
2. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
خداوند، عمل ابليس را به دليل سجده نكردن او بر آدم نپذيرفت. هم چنين اين امت عاصى پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) امامى را كه نصب كرده بود، ترك كرد. بدين دليل، عبادت آنان پذيرفته نمى شود و حسنه آنان بالا نمى رود.[11]
3. امام سجاد(عليه السلام) فرمود:
اگر كسى به اندازه عمر نوح، عبادت كند، سپس خدا را ديدار كند، بدون ولايت ما، از آن عبادت، سود نمى برد.[12]
4. امام باقر(عليه السلام) درباره اين كه چگونه خداوند در آيه «و انى لغفّار لمن تاب و آمن و عمل صالحاً ثم اهتدى» (طه، 82). شرط بهره بردن از توبه و ايمان و عمل صالح را هدايت قرار داده فرموده است:
به خدا سوگند! هر چند كسى تلاش كند، چيزى از او پذيرفته نمى شود، مگر اين كه به ولايت ما، هدايت شوند.[13]
استاد مطهرى درباره اين روايات چنين مى گويد:
آيات و رواياتى كه دلالت مى كند اعمال منكران نبوت يا امامت مقبول نيست، ناظر به آن است كه آن انكارها از روى عناد و لجاج و تعصب باشد، ولى انكارهايى كه صرفاً عدم اعتراف است و منشأ عدم اعتراف هم قصور است نه تقصير، مورد نظر آيات و روايات نيست. اين گونه منكران از نظر قرآن كريم، مستضعف[14] و مرجُون الامر (توبه، 106) به شمار مى روند.[15]
سومين پاسخ به ويژه نسبت به كسانى كه در ترك ولايت و امامت مقصرند، اين است كه همه مسلمانان قبول دارند كه يكى از اساسى ترين شرط پذيرفتن عمل، داشتن توحيد است. از روايات شيعه و سنى نيز استفاده مى شود توحيد شرايطى دارد كه يكى از آن شرايط، اقرار به امامت و ولايت است. اينك به نقل يك روايت از شيعه و يك روايت از اهل سنّت بسنده مى شود.
الف)روايت اماميه:
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
خداوند تضمين كرده است اگر مؤمن به ربوبيت الهى اقرار كند و در كنار آن، رسالت محمد) و امامت على و(ديگر امامان)را بپذيرد و واجبات را انجام دهد، او را در جوار خود(بهشت)جاى دهد.[16]
از اين روايت و 34 روايت ديگر كه در توحيد صدوق نقل شده است، سه شرط اساسى براى توحيد بر مى آيد:
1. اعتقاد و اقرار به رسالت محمد(صلى الله عليه وآله).
2. اعتقاد و اقرار به ولايت على و ائمه اطهار(عليهم السلام).
3. انجام واجبات و ترك محرمات.
اگر هر يك از اين شرط ها نباشد، توحيد نقض مى شود و عبادت فرد پذيرفته نمى شود. امام باقر(عليه السلام) فرمود:
ولايت ما، ولايت خداوند است كه همه پيامبران با آن ولايت، مبعوث شده اند.[17]
ب)روايت عامه:
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود:
پيش از دو هزار سال از خلقت آسمان بر در بهشت نوشته شده بود: خدا يكى است و محمد(صلى الله عليه وآله) رسول خدا است كه او را با على و نصرتش تأييد كرديم.[18]
پس معلوم مى شود ميان توحيد و رسالت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و امامت على(عليه السلام)، پيوند ويژه اى برقرار است.
پاسخ چهارم اين است كه هم چنان كه اعضاى انسان و هستى، با هم ارتباط دارند، و در جاى خود قرار گرفته اند، ميان اعمال و اخلاق و اعتقاد انسان چنين ارتباطى وجود دارد و هر كدام گوشه اى از چهره واقعى انسان را مى سازند. نسبت ولايت به چهره واقعى انسان مانند سر نسبت به بدن است. اگر سر نباشد، بدن نيست، پس اگر ولايت نباشد، عملى وجود نخواهد داشت; نه اين كه هست و قبول نمى شود.
به اين روايت ها توجه كنيد:
1. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود:
اجعلوا اهل بيتى فيكم مكان الرأس من الجسد و مكان العينين من الرأس فان الجسد لايهتدى الا بالرأس و الرأس لايهتدى الا بالعينين.[19]
اهل بيت من را نسبت به خودتان مانند بدانيد نسبت به جسد و چشم نسبت به سر. همانا بدن بدون سر و سر بدون چشم هدايت نمى شود(مردم نيز بدون ولايت هيچند).
2. امام صادق(عليه السلام) فرمود:
اسلام عريان است. لباسش، حيا; زينتش، وقار; مروتش، كردار صالح و ستونش، ورع است. هر چيزى، اساس و پايه اى دارد كه اساس اسلام، محبت(و ولايت)ما اهل بيت است.[20]
3. امام باقر(عليه السلام) فرموده است:
بناى اسلام بر پنج چيز استوار است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت[21] و به هيچ چيز مانند ولايت اين قدر سفارش نشده[22] است.


[1]. وسائل الشيعة، محمد بن حسين حر عاملى، احياء التراث العربى، 1391، چ 4، ج 14، ص 116.
[2]. سفينة البحار، ج 1.
[3]. وسائل الشيعة، ج 1، ص 34.
[4]. اصول كافى، يعقوب كلينى، ج 2، ص 349.
[5]. الحكم الزاهرة، على رضا صابرى، ج 1، ص 138، روايت 7011.
[6]. وسائل الشيعة، ج 1، ص 90.
[7]. الحكم الزاهرة، ج 2، ص 212، «من قبل الله عنه صلاة واحدة لم يعذبه و من قبل الله له حسنةً لم يعذبه».
[8]. از آيه «اليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه»(فاطر، 10) مى توان اين ارتباط متقابل را استفاده كرد. اين آيه دوگونه تفسير شده است: يكى اين كه، كردار شايسته، سخن پاك و اعتقاد پاك را بالا مى برد. ديگر اين كه، سخن پاك و اعتقاد پاك، كردار شايسته را بالا مى برد و ملكوتى مى سازد. مانعى ندارد كه هر دو مقصود باشد; زيرا مفهوم هر دو تفسير اين است كه اعتقاد و ايمان در پذيرش عمل و بالا رفتن عمل به سوى بالا تأثير دارد و عمل در سيراب شدن ايمان و بالا رفتن درجه ايمان. عدل الهى، مرتضى مطهرى، ص 332.
[9]. اصول كافي، ج 2، ص 60، ما تنال ولايتنا الا بالعمل و الورع.
[10]. وسائل الشيعه، باب 29 از ابواب مقدمه عبادات، ص 90، روايت 1.
[11]. در ادامه روايت آمده است: «اعمال آنان پذيرفته نمي شود، مگر آن كه به دستور خدا عمل كنند و ولايت امامي را كه دستور داده است، بپذيرند».
[12]. وسائل الشيعة، ص 93، روايت 12 و 14.
[13]. وسائل الشيعة، ج 1، ص 96، روايت 19.
[14]. اشاره به آيه 96 و 98 سوره نساء.
[15]. عدل الهي، مرتضي مطهري، ص 38.
[16]. توحيد صدوق، شيخ صدوق، مؤسسة النشر الاسلامي، جامعه مدرسين قم، ص 19، روايت 4.
[17]. الحكم الزاهرة، ج 1، ص 65، روايت 302.
[18]. كنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، علي متقي، مؤسسة الرسالة، 1405، چ 5، ج 11، ص 624، روايت هاي 33043 - 33041.
[19]. الحكم الزاهرة،، ج 2، صص 70 ـ 71، روايت 2516.
[20]. بحارالانوار، ج 1، ص 373، روايت 2232.
[21]. همان، ج 1، ص 373، روايت 2232.
[22]. بحارالانوار،ج 27، ص 91.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
سؤال: ريشه هاى دين گريزى در نظام اجتماعى غرب و عصر نوگرايى كدامند؟
سؤال: معناى آيه شريفه «ما انسان را بر بسيارى از موجودات برترى داديم» (اسراء، 70). چيست؟
سؤال: از ديدگاه قرآن، چرا خداوند، انسان ها را آزمايش مى كند؟
سؤال: پيشرفت علمى و صنعتى غربيان با دين گريزى آنان چه رابطه اى دارد؟
سؤال: مدرنيسم چه ويژگى هايى دارد؟
سؤال: پى آمدهاى منفى مدرنيسم چيست؟
سؤال: بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟
سؤال: غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟
سؤال: راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟
سؤال: چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟
سؤال: هر گاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، بايد چه كنيم؟
سؤال: آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟
سؤال: شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟
سؤال: ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت و ولايت ائمه اطهار(عليهم السلام) چه پيوندى وجود دارد؟
سؤال: روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفوى چگونه بود؟
سؤال: آيا مدگرايى، پيشرفت و پويايى و بهره مندى از تمدن جديد نيست؟ گرايش به اين پديده چه اشكالى دارد؟
سؤال: آيا طلاق به طور كلى به دست مردان سپرده شده است؟ چرا؟
سؤال: چرا به دست گرفتن برخى پست هاى اجتماعى براى زنان ممنوع است؟
سؤال: روحانيت در گسترش شيعه در عصر صفويّه، چه نقشى داشته است؟
سؤال: مدگرايى بيشتر در چه بسترهايى رشد ميكند؟
سؤال: آيا از ديدگاه معارف و اخلاق اسلامى، تربيت دينى تنها بر پايه ترس بنا شده است؟
پى آمدهاى منفى مدرنيسم چيست؟
سؤال: مذهب شيعه در چه عصرى پديد آمده است؟
سؤال: عوامل گرايش ايرانيان به تشيع چيست؟
سؤال: با توجه به اشتغال اقتصادى زنان، آيه «الرجال قوامون على النساء» چگونه توجيه پذير است؟
سؤال: سخنان حضرت على(عليه السلام) درباره زنان مانند «المرئه شرّ كلّها» چه معنايى دارد؟
مدرنيسم چه ويژگى هايى دارد؟
معناى آيه شريفه «ما انسان را بر بسيارى از موجودات برترى داديم» (اسراء، 70). چيست؟
از ديدگاه قرآن، چرا خداوند، انسان ها را آزمايش مى كند؟
بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟
غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟
راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟
چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟
هر گاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، بايد چه كنيم؟
آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟
شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟
ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت و ولايت ائمه اطهار(عليهم السلام) چه پيوندى وجود دارد؟
پيشرفت علمى و صنعتى غربيان با دين گريزى آنان چه رابطه اى دارد؟
اينترنت (معرفى پايگاههاى اسلامى)
ريشه هاى دين گريزى در نظام اجتماعى غرب و عصر نوگرايى كدامند؟
پيدايش تمدن و پيشرفت هر جامعه در گرو گسترش فرهنگ آن است. انقلاب اسلامى ايران نيز كه در بهمن ماه 1357 به پيروزى رسيد، گامى براى تحول فرهنگى در ايران بود. انقلاب اسلامى كه در هاله اى از ناباورى بسيارى از كشورهاى جهان رخ داد، سبب شد نظام اجتماعى ايران به طور كامل دگرگون گردد و نظامى نوين با اهداف، ارزش ها و ساختارى كاملاً متفاوت جاى گزين آن شود . هدف اصلى و اصل نظام نوين، احياى اسلام و ارزش هاى دينى در جامعه اى بود كه ساليان درازى زير سلطه و اقتدار صاحبان زر و زور قرار داشت. هرچند در كنار آرمان بزرگ اسلام خواهى، مسايلى مانند: عدالت اجتماعى، آزادى خواهى، استقلال سياسى، اقتصادى، فرهنگى و فكرى مطرح بود، اما همه اين ها در پرتو اسلام خواسته مى شد و روح اين نهضت و عامل اصلى و گرايش كلى آن را اسلام تشكيل مى داد. بدخواهان و مخالفان حركت مردمى كه از ابتدا با اين تحول اجتماعى رواج فرهنگ اسلامى مخالف بودند، تلاش كردند با استفاده از هر ابزارى، اسلام را مورد هجوم قرار دهند. آنان گاه با مانع تراشى بر سر راه موفقيت نظام اسلامى، زمانى با يورش نظامى به خاك جمهورى اسلامى ايران و گاهى با تبليغات گسترده سياسى و فرهنگى عليه نظام اسلامى و آموزه هاى اسلام مى خواستند به اين هدف دست يابند. با اين حال، مردم مسلمان ايران به ويژه فرهيختگان جامعه همواره كوشيده اند به تبليغات سياسى و فرهنگى مخالفان نظام اسلامى كه گاه در لباس نقد اسلام ظاهر مى شود، پاسخ دهند. در اين راستا از تلاش هاى پى گير قشر روحانيت مى توان نام برد كه «صباح» نمونه كوچكى از آن است. در اين شماره با موضوع هاى زير آشنا خواهيم شد. 1. در بخش دين پژوهى و مسايل جديد كلامى، به بررسى ويژگى هاى مدرنيسم، پى آمدهاى منفى آن، رابطه دين گريزى با پيشرفت علمى و صنعتى غرب و عوامل دين زدايى در دوره نوگرايى، خواهيم پرداخت. ويژگى هاى هستى شناختى مدرنيسم عبارتند از: ماوراءالطبيعه زدايى از جهان، انتقال خدا محورى به انسان محورى، و تعريف رستگارى به سعادت و لذت جويى دنيوى. پى آمدهاى منفى مدرنيسم نيز عبارتند از: تزلزل فكرى در عرصه انديشه، گسترش مصرف گرايى، سستى بنيان خانواده، شكاف طبقاتى در جامعه و كم رنگ شدن ارزش ها. برخلاف تصور برخى، ميان دين گريزى و پيشرفت علمى و صنعتى غرب هيچ گونه رابطه و تلازمى وجود ندارد و دين گريزى در نظام اجتماعى غرب به عوامل ديگرى هم چون عملكرد نادرست و ضعيف كليسا و تحريف ها و سستى آموزه هاى مسيحيت برمى گردد. 2. در قرآن شناسى با اين پرسش ها در زمينه آفرينش انسان آشنا خواهيد شد: هدف از آفرينش انسان چيست؟ چرا خدا، انسان ها را آزمايش مى كند؟ انسان بر موجودات ديگر چه برترى هايى دارد؟ آيا اسلام هويت انسان را فسادانگيز به شمار مى آورد؟ بى شك، آفرينش انسان نه براى سود بردن خداى بى نياز، بلكه براى به كمال رسيدن او است. آزمايش انسان نيز براى شكوفايى استعدادهاى نهفته در آدميان وجدا ساختن مؤمنان واقعى از مدعيان دروغين انجام مى شود. مهم ترين تفاوت انسان با ديگر موجودات را بايد در تفاوت بينش ها و گرايش هاى انسان دانست. گفتنى است قرآن، ماهيت انسان را فساد انگيز نمى داند، بلكه انسان را داراى همه كمالات به شكل بالقوه مى داند كه البته با اختيار خويش بايد به شكوفايى و فعليت آن ها اقدام كند. 3. بخش مشاوره و تربيت به فرهنگ و ارزش هاى دينى پرداخته و با بهره گيرى از آيات و روايات و پژوهش هاى علمى دانشمندان اسلامى به پرسش هاى زير پاسخ داده است: بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟ غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟ راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟ چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟ هرگاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، چه كنيم؟ 4. در بخش كلام، موضوع مهم امامت مطرح مى شود و به پرسش هاى زير پاسخ مى دهيم كه آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟ شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟ و ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت چه پيوندى وجود دارد؟ در بحث مشخص شده است امامت با خلافت، تفاوت هاى اساسى دارد كه مهم ترين آن ها، الهى بودن امامت است. امامت، مقامى دينى و معنوى و موهبتى الهى است كه به برخى انسان هاى خاص و كامل و معصوم و اعلم اختصاص دارد. هم چنين دلايلى مانند جدايى ناپذيرى مقام امامت از نبوت براى اثبات امامت، بيان و با تفكيك شرايط وجوب عمل از شرايط پذيرش عمل، گفته شده كه امامت از شرايط پذيرش عبادت است. 5. در بخش تاريخ به پيشينه مذهب تشيع پرداخته شده است و از پرسش هاى زير سخن به ميان مى آيد: مذهب شيعه در چه عصرى پديد آمده است؟ عوامل گرايش ايرانيان به تشيع چيست؟ روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفوى چگونه بود؟ روحانيت در گسترش شيعه در عصر صفويه چه نقشى داشته است؟ در پاسخ به اين پرسش ها آمده است كه معناى شيعه در احاديث پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آشكار و روشن است و شيعه از زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و با سخن ايشان آغاز گرديده است. درباره عوامل گرايش ايرانيان به تشيع نيز مى توان به حضور موالى (ايرانيان مهاجر) در ميان اعراب، هجرت علويان و سادات به ايران و حضور امام رضا(عليه السلام) در خراسان اشاره كرد. روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفويه به گونه اى بود كه تشيع در اين عصر به مذهب رسمى ايران تبديل گرديد. تاريخ نيز شاهد تلاش مثبت روحانيت براى گسترش روند تشيع در ايران است كه در اين دوره از فعاليت روحانيون و علماى بزرگى هم چون محقق ثانى، شهيد ثانى، شيخ بهايى، ميرداماد، فيض كاشانى، محمدتقى مجلسى و صدرالمتالهين شيرازى مى توان نام برد. 6. در بخش مطبوعات، مسأله مدگرايى از زاويه برخى نشريات مورد بررسى قرار گرفته است. 7. پرسش هاى مهمى درباره «زن» در بخش حقوق و سياست طرح شده است مانند اين كه: آيا طلاق به طور كلى به دست مردان سپرده شده است؟ با توجه به اشتغال اقتصادى زنان، قواميت مردان نسبت به زنان در آيه «الرجال قوامون على النساء» چه معنايى دارد؟ چرا به دست گرفتن برخى پست هاى اجتماعى براى زنان ممنوع است؟ سخنان حضرت على(عليه السلام) درباره زنان مانند: «المرئة شركلها» چه معنايى دارد؟ در پاسخ گفته شده است هرچند زن مى تواند در ضمن عقد وكالت، طلاق را براى خود شرط كند، ولى با توجه به ويژگى هاى زن و مرد كه در قرآن و پژوهش هاى روان شناسانه آمده، در شرايط عادى بهتر است طلاق به دست مرد باشد. براساس همين ويژگى ها است كه زن هر چند ثروت كافى داشته باشد، ولى ملزم نيست هزينه زندگى را تأمين كند و در برابر شوهر استقلال اقتصادى دارد. برخى ويژگى هاى روحى نيز به منع زنان از برخى پست هاى اجتماعى انجاميده است كه اين مسأله مايه فزونى ارزش مردان بر زنان نيست; زيرا زن و مرد در اسلام از تساوى ارزشى برخوردارند. چون مرد و زن در مكتب اسلام هر دو انسانند و از حقوق تساوى بهره مندند، تفاوت در برخى زمينه ها به دليل تفاوت در خلقت و طبيعت آن هاست، نه اختلاف در حقيقت و جوهره زن و مرد كه انسانيت باشد. به همين دليل در رسيدن به كمال، ميان زن و مرد تفاوتى وجود ندارد. برخى سخنان نقل شده از امام على(عليه السلام) نيز به زنانى خاص و در دوره اى خاص دلالت دارد نه همه زنان. از اين رو، حضرت على(عليه السلام) مردان را به مشورت با بعضى زنان در برخى موارد سفارش كرده اند. 8. در اينترنت نيز پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى شده است. در پايان صباح اميد دارد با طرح و پاسخ دادن به پرسش هاى مطرح در جامعه، گامى هرچند اندك در راه تداوم حركت انقلابى و اسلامى مردم ايران برداشته باشد.
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«إنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ مِنَ الجَهلِ، ومَصابيحُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلَمِ؛»

«همانا دانش، زندگى بخش دل‌هاى مُرده از نادانى و چراغ و روشنى بخش چشم‌ها در تاريكى‌هاست.»

جامع بيان العلم وفضله: ج ۱ ص ۵۵

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185