Share/Save/Bookmark
سؤال: عوامل گرايش ايرانيان به تشيع چيست؟
مجله صباح شماره 5-6 > نویسنده : مسلم محمدى کد: 23

جواب: عوامل پيدايش و گسترش مكتب تشيّع در ايران بسيار است كه هر كدام بايد در جاى خود بررسى شود. در پاسخ به اين پرسش، به سه عامل مردمى اشاره مى شود كه در گسترش فرهنگ تشيع نقش بسزايى داشته اند:[1]
1. موالى (ايرانيان مهاجر);
2. هجرت علويان و سادات به ايران;
3. حضور امام رضا(عليه السلام) در خراسان.
موالى چه كسانى هستند و چه نقشى داشتند؟
موالى آن دسته از ايرانيانى بودند كه به قبايل عرب پيوستند و با آنان پيمان اتحاد بستند; از جمله حدود چهار هزار نفر از ايرانيان بودند كه در جنگ قادسيه به آنان سپاه شاهنشاه مى گفتند و در زمان يزدگرد سوم به فرماندهى شخصى به نام رستم به جنگ مسلمانان آمدند و سرانجام به سپاهيان عرب پيوستند. آنان براى پيوستن به سپاه عرب، شرط كردند كه پس از جنگ بدر هر كجا خواستند ساكن شوند و با هر قبيله اى كه خواستند، ازدواج كنند و سهمى نيز از غنايم جنگى داشته باشند. اعراب نيز موافقت كردند و گروهى از آنان را به شام و گروهى ديگر را به بصره فرستادند.[2]
در مجموع، آنان خواستار برابرى و مساوات ميان خود و اعراب بودند و اميد داشتند در لواى دين اسلام، طعم عدالت حقيقى را بچشند. هر چند بسيارى از آنان، تحقير و ناملايمات فراوانى را متحمل شدند، ولى اسلام را پذيرفتند و به افتخار مسلمانى دست يافتند.
چرا موالى به مكتب تشيّع روى آوردند؟
بر خلاف پيمانى كه ميان موالى و سپاه عرب بسته شده بود، اعراب ميان خود و آنان، تبعيض روا مى داشتند كه همين مسأله، آنان را از خلفاى بنى اميه روى گردان كرد.
برخى رفتارهاى تبعيض آميز اعراب بدين قرار بود:
1. موالى در عراق شهروند درجه دوّم بودند.
2. كارهاى پر مشقت مانند: چرخاندن امور بازار، راه سازى و اصلاح درختان به آنان واگذار شد.
3. از زمان خليفه دوّم مرسوم بود كه عجم ها را به «مدينة الرسول» راه نمى دادند. موالى را نيز به مدينه راه نمى دادند.
4. عرب ها از موالى زن مى گرفتند، ولى به آنان زن نمى دادند.
5. اسلام موالى را اسلام حقيقى نمى دانستند و از اسلام عرب ها پايين تر مى شمردند. به همين دليل، موالى حق نداشتند امام جماعت باشند يا در صف اوّل نماز بايستند.[3]
6. كار تا جايى پيش رفت كه حتى در نكوهش زبان فارسى، به نقل از ابوهريره از پيامبر(صلى الله عليه وآله)به اين مضمون حديث جعل كردند: «مبغوض ترين زبان نزد خدا زبان فارسى است».[4] موالى نسبت به اسلام و پيامبر(صلى الله عليه وآله)خوش بين بودند، ولى از رفتار و برخورد خلفا و حاكمانى كه خود را جانشينان پيامبر مى دانستند، بسيار متنفر بودند. از آن طرف، حضرت على(عليه السلام) در زمان خانه نشينى، به خلفا نصيحت مى كرد كه با موالى به عدالت رفتار كنند. خود نيز در زمان حكومت دارى، با موالى با محبت رفتار مى كرد. براى نمونه، اموال بيت المال را به نسبت مساوى ميان آنان و اعراب تقسيم مى كرد و مى فرمود: «حضرت آدم نه غلامى به دنيا آورد و نه كنيزى; بندگان خدا آزادند. اگر مالى نزد من باشد، در تقسيم آن ميان سياه و سفيد فرق نخواهم گذاشت». حتى در بسيارى اوقات، سهم خود را از بيت المال براى آزادى اسيران ايرانى مصرف مى كرد.[5]
ديدن آن همه ستم و بى عدالتى از بنى اميه و ديدن اين همه لطف و عدالت از على(عليه السلام) بغض اموى و حبّ علوى را در دل موالمى پديد آورد. اين كار، پيدايش تشيّع سياسى بود.[6] شيعه گرى موالى به اين معنا بود كه آنان، على را از ديگر خلفا بالاتر و برتر و تنها ادا كننده حقوق خود مى دانستند. البته شيعه بودن آنان از نظر اعتقادى در سطح قابل توجهى مطرح نبود. به گفته شهيد مطهرى، مردم ايران كه مردمى باهوش بودند و سابقه فرهنگ و تمدن نيز داشتند، روح و معناى اسلام را در خاندان رسالت يافتند; چون آن بزرگواران، خواسته ايرانيان عدل و مساوات را برقرار و روح شيرين عدالت جويى ايرانيان را سيراب مى كردند.[7] اين تشيّع سياسى با توجه به ارتباط هميشگى ديگر امامان(عليهم السلام) با ايرانيان مهاجر و ادامه يافتن رفتارهاى تبعيض آميز خلفاى بنى اميّه با آنان، نهايتاً زمينه ساز پيدايش تشيّع اعتقادى گرديد. در اين مورد، سياست امام سجاد(عليه السلام)قابل توجه است. ايشان با گريه هاى مداوم بر امام حسين(عليه السلام)، احساسات حسينى و ضد اموى را به آنان منتقل مى كرد. در نتيجه، موالى به تشيّع گرايش قلبى پيدا كردند و اين احساس را به ديگر سرزمين ها از جمله ايران انتقال دادند.[8] هجرت علويان و سادات بيشتر به خاطر امنيت موجود در ايران و علاقه مردم نسبت به خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) و فشارهاى حاكمان عباسى و اموى شام و عراق صورت مى گرفت.
اين مهاجرت ها[9] بيشتر از قرن دوّم به بعد و پس از آن آغاز شد كه يحيى بن زيد بن على(عليه السلام) به گرگان ايران آمد. يكى از اهداف سادات هاشمى در مهاجرت به سوى ايران، جذب نيرو براى قيام بود. آنان در اين كار موفق بودند، به گونه اى كه ياران يحيى بن زيد رو به فزونى نهاد و هارون مجبور شد 50 هزار نفر را براى دستگيرى او اعزام كند.[10]
ماجراى يحيى بن زيد و ورود امام رضا(عليه السلام) به خراسان، حركت گروهى سادات و شيعيان را به ايران در پى داشت. علويان از موقعيت به وجود آمده براى امام رضا(عليه السلام) در حكومت مأمون استفاده كردند و به صورت گروهى راهى ايران شدند. آنان به شوق ديدار با امام رضا(عليه السلام) از مدينه به سوى مرو مى رفتند كه در ميانه راه شمار زيادى از علاقه مندان امام رضا(عليه السلام) نيز به آنان مى پيوستند. شمار اين گروه وقتى به دروازه شيراز نزديك مى شد، به چند هزار نفر مى رسيد.
مأمون كه از فروپاشى حكومتش مى ترسيد، به حاكم فارس دستور داد از ورود آنان جلوگيرى كند. رهبرى كاروان با احمد بن موسى(عليه السلام) (شاهچراغ)و محمد بن موسى(عليه السلام) بود. آنان پس از درگيرى با لشكر فارس، به ياران خود دستور دادند لباس مبدل بپوشند و در اطراف پراكنده شوند تا از گزند حكومت مأمون در امان باشند. به همين دليل گفته مى شود بيشتر امام زادگانى كه در شهرهاى گوناگون ايران مدفون شده اند، جزء همان قافله هستند.[11] مردم ايران چون به سادات و آل رسول عشق مى ورزيدند، به اين گروه پناه دادند و آنان را يارى كردند. حضور آنان در ميان عاشقان اهل بيت پيامبر(پيروان شيعه سياسى) به گسترش تشيع اعتقادى انجاميد.
در اين ميان، حضور على بن محمدباقر(عليه السلام)[12] را نبايد ناديده گرفت كه پس از ورود امام رضا(عليه السلام)به ايران، براى ارشاد مردم به منطقه فين كاشان آمده بود. همين مسأله دليل آن است كه در آن زمان، مردم اين منطقه هوادار خاندان رسالت بوده اند. در تواريخ آمده است كه 6 هزار نفر از مردم كاشان و حومه به استقبال اين امام زاده بزرگوار رفتند. هم چنين با استقرار ايشان در آن جا، مردم قم و كاشان و روستاهاى اطراف در نماز جمعه ايشان شركت مى كردند. اين موقعيّت ممتاز على بن محمد سبب شد حكومت وقت، دستور قتل ايشان را صادر كند.[13] امروزه شيعيان، مراسم قالى شويان را در جمعه دوّم مهر ماه هر سال، به ياد ايام شهادت آن بزرگوار برگزار مى كنند.
ورود امام رضا(عليه السلام) به ايران
پس از آن كه مأمون بر برادرش امين پيروز شد، با توجه به علاقه مردم ايران به علويان، از موقعيت استفاده كرد و امام رضا(عليه السلام) را به ولى عهدى فرا خواند.
ابن خلدون مى گويد: «فراوانى جمعيت شيعه در ايران سبب چنين دعوتى از سوى مأمون شد، به گونه اى كه مأمون لقب الرضا بن آل محمد را به او داد و دستور داد سپاهيان جامه سياه بركنند و سبز بر تن كنند.»[14] خراسان يكى از نخستين مراكز تشيع در ايران بود. پس از استيلاى بنى عباس بر بنى اميه و تسلط آنان بر خراسان، مردم به بنى عباس گرايش يافتند. مردم مى پنداشتند ميان علوى و عباسى تفاوتى نيست; چون هر دو از بنى هاشم هستند. با اين حال، پس از ورود امام رضا(عليه السلام) به اين منطقه، تشيّع واقعى و اعتقادى، گسترش پيدا كرد.[15]
امام رضا(عليه السلام) از لحظه حركت از مدينه تا مرو هميشه از روش هاى گوناگون براى شناساندن شيعه بهره برد. رجابن ابى الضحاك كه مأمور آوردن امام به مرو بود، مى گويد: امام در هيچ شهرى از شهرها فرود نمى آمد، مگر اين كه مردم به سراغ او مى آمدند و مسايل دينى و اعتقادى خويش را از او مى پرسيدند.
امام در طول مسير، احاديث را از طريق پدارنش به حضرت على و پيامبر(رحمه الله)مى رساند كه اين بهترين روش براى معرفى مكتب تشيّع و خنثى كننده توطئه هايى بود كه شيعه را خارج از دين مى شمرد. نمونه برجسته آن، حديث سلسله الذهب بود. ايشان در جمع مردم نيشابور فرمود:
من از پدرانم شنيدم و آنان از پيامبر شنيدند و او از خداوند بارى تعالى شنيد كه فرمود: «لا اله الا الله قلعه محكم من است هر آن كس داخل آن شود از عذاب ايمن است».
سپس با كمى تأمل فرمود:
اين مطلب شروطى دارد كه يكى از شرايط آن، پذيرش ولايت من (اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله)) است.
ايشان با اين بيان، شيعه واقعى و اعتقادى را معرفى كرد و به محبت مردم به علويان جهت داد.[16]


[1]. عواملى همانند نقش حكومت هاى ايرانى طاهريان، صفاريان، صفويان و... در جاى خود قابل بررسى است.
[2]. فتوح البلدان(بخش ايران)، احمدبن يحيى بلاذرى، آذرتاش آذرنوش، سروش 1374، صص 41 - 40.
[3]. تاريخ تشيّع در ايران تا قرن هفتم، رسول جعفريان، سازمان تبليغات اسلامى، صص 54 - 49، برگرفته از: عقدالفريد، ابن عبد ربه، ج3، ص413.
[4]. المجروحين، محمدبن حيان، دارالوعى، 1402، ج1، ص29.
[5]. تاريخ تشيع در ايران، صص 57 - 55، برگرفته: از روضه كافى، ص 69، ح 26; تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 181.
[6]. تاريخ تشيع در ايران، ص 55.
[7]. خدمات متقابل اسلام و ايران، مرتضى مطهرى، دفتر انتشارات اسلامى، 1362، ص 113.
[8]. البته در ميان موالى، افرادى بودند كه سنى و حتى ناصبى شدند، ولى بيشتر آنان شيعه بودند.
[9]. تاريخ تشيّع در ايران، ص159.
[10]. همان، صص 161-160.
[11]. شب هاى پيشاور، سلطان الواعظين شيرازى، ج1، ص130.
[12]. مقاتل الطالبين، ابوفرج اصفهانى، ص 311.
[13]. شرح زندگانى و شهادت على بن باقر)، آيت الله مدنى كاشانى، نشر مرسل، 1378، ج6، صص 27، 30 و 35.
[14]. تاريخ ابن خلدون، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، ج2، ص383; تاريخ طبرى، اساطير، ج13، ص565.
[15]. تاريخ تشيع، علامه محمد حسين مظفر، برگردان: سيد محمدباقر حجّتى، نشر فرهنگ اسلامى، 1368، ج1، ص؟.
[16]. تاريخ تشيع در ايران، رسول جعفريان، سازمان تبليغات اسلامى، ص54.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
سؤال: ريشه هاى دين گريزى در نظام اجتماعى غرب و عصر نوگرايى كدامند؟
سؤال: معناى آيه شريفه «ما انسان را بر بسيارى از موجودات برترى داديم» (اسراء، 70). چيست؟
سؤال: از ديدگاه قرآن، چرا خداوند، انسان ها را آزمايش مى كند؟
سؤال: پيشرفت علمى و صنعتى غربيان با دين گريزى آنان چه رابطه اى دارد؟
سؤال: مدرنيسم چه ويژگى هايى دارد؟
سؤال: پى آمدهاى منفى مدرنيسم چيست؟
سؤال: بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟
سؤال: غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟
سؤال: راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟
سؤال: چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟
سؤال: هر گاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، بايد چه كنيم؟
سؤال: آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟
سؤال: شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟
سؤال: ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت و ولايت ائمه اطهار(عليهم السلام) چه پيوندى وجود دارد؟
سؤال: روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفوى چگونه بود؟
سؤال: آيا مدگرايى، پيشرفت و پويايى و بهره مندى از تمدن جديد نيست؟ گرايش به اين پديده چه اشكالى دارد؟
سؤال: آيا طلاق به طور كلى به دست مردان سپرده شده است؟ چرا؟
سؤال: چرا به دست گرفتن برخى پست هاى اجتماعى براى زنان ممنوع است؟
سؤال: روحانيت در گسترش شيعه در عصر صفويّه، چه نقشى داشته است؟
سؤال: مدگرايى بيشتر در چه بسترهايى رشد ميكند؟
سؤال: آيا از ديدگاه معارف و اخلاق اسلامى، تربيت دينى تنها بر پايه ترس بنا شده است؟
پى آمدهاى منفى مدرنيسم چيست؟
سؤال: مذهب شيعه در چه عصرى پديد آمده است؟
سؤال: عوامل گرايش ايرانيان به تشيع چيست؟
سؤال: با توجه به اشتغال اقتصادى زنان، آيه «الرجال قوامون على النساء» چگونه توجيه پذير است؟
سؤال: سخنان حضرت على(عليه السلام) درباره زنان مانند «المرئه شرّ كلّها» چه معنايى دارد؟
مدرنيسم چه ويژگى هايى دارد؟
معناى آيه شريفه «ما انسان را بر بسيارى از موجودات برترى داديم» (اسراء، 70). چيست؟
از ديدگاه قرآن، چرا خداوند، انسان ها را آزمايش مى كند؟
بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟
غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟
راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟
چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟
هر گاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، بايد چه كنيم؟
آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟
شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟
ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت و ولايت ائمه اطهار(عليهم السلام) چه پيوندى وجود دارد؟
پيشرفت علمى و صنعتى غربيان با دين گريزى آنان چه رابطه اى دارد؟
اينترنت (معرفى پايگاههاى اسلامى)
ريشه هاى دين گريزى در نظام اجتماعى غرب و عصر نوگرايى كدامند؟
پيدايش تمدن و پيشرفت هر جامعه در گرو گسترش فرهنگ آن است. انقلاب اسلامى ايران نيز كه در بهمن ماه 1357 به پيروزى رسيد، گامى براى تحول فرهنگى در ايران بود. انقلاب اسلامى كه در هاله اى از ناباورى بسيارى از كشورهاى جهان رخ داد، سبب شد نظام اجتماعى ايران به طور كامل دگرگون گردد و نظامى نوين با اهداف، ارزش ها و ساختارى كاملاً متفاوت جاى گزين آن شود . هدف اصلى و اصل نظام نوين، احياى اسلام و ارزش هاى دينى در جامعه اى بود كه ساليان درازى زير سلطه و اقتدار صاحبان زر و زور قرار داشت. هرچند در كنار آرمان بزرگ اسلام خواهى، مسايلى مانند: عدالت اجتماعى، آزادى خواهى، استقلال سياسى، اقتصادى، فرهنگى و فكرى مطرح بود، اما همه اين ها در پرتو اسلام خواسته مى شد و روح اين نهضت و عامل اصلى و گرايش كلى آن را اسلام تشكيل مى داد. بدخواهان و مخالفان حركت مردمى كه از ابتدا با اين تحول اجتماعى رواج فرهنگ اسلامى مخالف بودند، تلاش كردند با استفاده از هر ابزارى، اسلام را مورد هجوم قرار دهند. آنان گاه با مانع تراشى بر سر راه موفقيت نظام اسلامى، زمانى با يورش نظامى به خاك جمهورى اسلامى ايران و گاهى با تبليغات گسترده سياسى و فرهنگى عليه نظام اسلامى و آموزه هاى اسلام مى خواستند به اين هدف دست يابند. با اين حال، مردم مسلمان ايران به ويژه فرهيختگان جامعه همواره كوشيده اند به تبليغات سياسى و فرهنگى مخالفان نظام اسلامى كه گاه در لباس نقد اسلام ظاهر مى شود، پاسخ دهند. در اين راستا از تلاش هاى پى گير قشر روحانيت مى توان نام برد كه «صباح» نمونه كوچكى از آن است. در اين شماره با موضوع هاى زير آشنا خواهيم شد. 1. در بخش دين پژوهى و مسايل جديد كلامى، به بررسى ويژگى هاى مدرنيسم، پى آمدهاى منفى آن، رابطه دين گريزى با پيشرفت علمى و صنعتى غرب و عوامل دين زدايى در دوره نوگرايى، خواهيم پرداخت. ويژگى هاى هستى شناختى مدرنيسم عبارتند از: ماوراءالطبيعه زدايى از جهان، انتقال خدا محورى به انسان محورى، و تعريف رستگارى به سعادت و لذت جويى دنيوى. پى آمدهاى منفى مدرنيسم نيز عبارتند از: تزلزل فكرى در عرصه انديشه، گسترش مصرف گرايى، سستى بنيان خانواده، شكاف طبقاتى در جامعه و كم رنگ شدن ارزش ها. برخلاف تصور برخى، ميان دين گريزى و پيشرفت علمى و صنعتى غرب هيچ گونه رابطه و تلازمى وجود ندارد و دين گريزى در نظام اجتماعى غرب به عوامل ديگرى هم چون عملكرد نادرست و ضعيف كليسا و تحريف ها و سستى آموزه هاى مسيحيت برمى گردد. 2. در قرآن شناسى با اين پرسش ها در زمينه آفرينش انسان آشنا خواهيد شد: هدف از آفرينش انسان چيست؟ چرا خدا، انسان ها را آزمايش مى كند؟ انسان بر موجودات ديگر چه برترى هايى دارد؟ آيا اسلام هويت انسان را فسادانگيز به شمار مى آورد؟ بى شك، آفرينش انسان نه براى سود بردن خداى بى نياز، بلكه براى به كمال رسيدن او است. آزمايش انسان نيز براى شكوفايى استعدادهاى نهفته در آدميان وجدا ساختن مؤمنان واقعى از مدعيان دروغين انجام مى شود. مهم ترين تفاوت انسان با ديگر موجودات را بايد در تفاوت بينش ها و گرايش هاى انسان دانست. گفتنى است قرآن، ماهيت انسان را فساد انگيز نمى داند، بلكه انسان را داراى همه كمالات به شكل بالقوه مى داند كه البته با اختيار خويش بايد به شكوفايى و فعليت آن ها اقدام كند. 3. بخش مشاوره و تربيت به فرهنگ و ارزش هاى دينى پرداخته و با بهره گيرى از آيات و روايات و پژوهش هاى علمى دانشمندان اسلامى به پرسش هاى زير پاسخ داده است: بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟ غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟ راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟ چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟ هرگاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، چه كنيم؟ 4. در بخش كلام، موضوع مهم امامت مطرح مى شود و به پرسش هاى زير پاسخ مى دهيم كه آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟ شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟ و ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت چه پيوندى وجود دارد؟ در بحث مشخص شده است امامت با خلافت، تفاوت هاى اساسى دارد كه مهم ترين آن ها، الهى بودن امامت است. امامت، مقامى دينى و معنوى و موهبتى الهى است كه به برخى انسان هاى خاص و كامل و معصوم و اعلم اختصاص دارد. هم چنين دلايلى مانند جدايى ناپذيرى مقام امامت از نبوت براى اثبات امامت، بيان و با تفكيك شرايط وجوب عمل از شرايط پذيرش عمل، گفته شده كه امامت از شرايط پذيرش عبادت است. 5. در بخش تاريخ به پيشينه مذهب تشيع پرداخته شده است و از پرسش هاى زير سخن به ميان مى آيد: مذهب شيعه در چه عصرى پديد آمده است؟ عوامل گرايش ايرانيان به تشيع چيست؟ روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفوى چگونه بود؟ روحانيت در گسترش شيعه در عصر صفويه چه نقشى داشته است؟ در پاسخ به اين پرسش ها آمده است كه معناى شيعه در احاديث پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آشكار و روشن است و شيعه از زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و با سخن ايشان آغاز گرديده است. درباره عوامل گرايش ايرانيان به تشيع نيز مى توان به حضور موالى (ايرانيان مهاجر) در ميان اعراب، هجرت علويان و سادات به ايران و حضور امام رضا(عليه السلام) در خراسان اشاره كرد. روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفويه به گونه اى بود كه تشيع در اين عصر به مذهب رسمى ايران تبديل گرديد. تاريخ نيز شاهد تلاش مثبت روحانيت براى گسترش روند تشيع در ايران است كه در اين دوره از فعاليت روحانيون و علماى بزرگى هم چون محقق ثانى، شهيد ثانى، شيخ بهايى، ميرداماد، فيض كاشانى، محمدتقى مجلسى و صدرالمتالهين شيرازى مى توان نام برد. 6. در بخش مطبوعات، مسأله مدگرايى از زاويه برخى نشريات مورد بررسى قرار گرفته است. 7. پرسش هاى مهمى درباره «زن» در بخش حقوق و سياست طرح شده است مانند اين كه: آيا طلاق به طور كلى به دست مردان سپرده شده است؟ با توجه به اشتغال اقتصادى زنان، قواميت مردان نسبت به زنان در آيه «الرجال قوامون على النساء» چه معنايى دارد؟ چرا به دست گرفتن برخى پست هاى اجتماعى براى زنان ممنوع است؟ سخنان حضرت على(عليه السلام) درباره زنان مانند: «المرئة شركلها» چه معنايى دارد؟ در پاسخ گفته شده است هرچند زن مى تواند در ضمن عقد وكالت، طلاق را براى خود شرط كند، ولى با توجه به ويژگى هاى زن و مرد كه در قرآن و پژوهش هاى روان شناسانه آمده، در شرايط عادى بهتر است طلاق به دست مرد باشد. براساس همين ويژگى ها است كه زن هر چند ثروت كافى داشته باشد، ولى ملزم نيست هزينه زندگى را تأمين كند و در برابر شوهر استقلال اقتصادى دارد. برخى ويژگى هاى روحى نيز به منع زنان از برخى پست هاى اجتماعى انجاميده است كه اين مسأله مايه فزونى ارزش مردان بر زنان نيست; زيرا زن و مرد در اسلام از تساوى ارزشى برخوردارند. چون مرد و زن در مكتب اسلام هر دو انسانند و از حقوق تساوى بهره مندند، تفاوت در برخى زمينه ها به دليل تفاوت در خلقت و طبيعت آن هاست، نه اختلاف در حقيقت و جوهره زن و مرد كه انسانيت باشد. به همين دليل در رسيدن به كمال، ميان زن و مرد تفاوتى وجود ندارد. برخى سخنان نقل شده از امام على(عليه السلام) نيز به زنانى خاص و در دوره اى خاص دلالت دارد نه همه زنان. از اين رو، حضرت على(عليه السلام) مردان را به مشورت با بعضى زنان در برخى موارد سفارش كرده اند. 8. در اينترنت نيز پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى شده است. در پايان صباح اميد دارد با طرح و پاسخ دادن به پرسش هاى مطرح در جامعه، گامى هرچند اندك در راه تداوم حركت انقلابى و اسلامى مردم ايران برداشته باشد.
 
امیر المومنین(علیه السلام)

أى بُنيَّ! . . . أمسِك عَن طَريقٍ إذا خِفتَ ضَلالَهُ ، فَإنَّ الكَفَّ عَن حِيرهِ الضَّلالَةِ خَيرٌ مِن رُكوبِ الأهوالِ

پسر عزيزم! ... در راهى كه از گمگشتگى در آن بيم دارى ، گام مزن ؛ زيرا خود را از سرگردانىِ گمراهى نگاه داشتن ، بهتر از برنشستن بر مَركب هراس هاست.
تحف العقول، ص 69

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185