Share/Save/Bookmark
سؤال: روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفوى چگونه بود؟
مجله صباح شماره 5-6 > نویسنده : سيدمحمدصادق ابطحى کد: 24

جواب: همه مى دانيم كه تكامل معنوى و اجتماعى كشور ايران با مفاهيم سياسى و اجتماعى مذهب، پيوند ناگسستنى دارد. بنابراين، پژوهنده حيات معنوى ايران بايد با ژرف بينى در پى يافتن علل و ريشه هاى آن برآيد; زيرا تحولات تاريخى دين و مذهب، به ويژه شعبه مهم آن يعنى تشيّع، تاريخ سياسى اين سرزمين را شكل مى دهد. تشيع در دوران استقرار عباسيان و نفوذ ايرانيان در حكومت هاى وقت(دوره استعجام)[1] و به دلايل خاص سياسى در ايران گسترش يافت و تقسيم بندى آن به شعبه هاى گوناگون نيز دلايل تاريخى ويژه اى دارد.[2]
مخالفت ايرانيان با دستگاه هاى دولتى از ميانه قرن سوم هجرى آغاز شد كه به ويژه در قالب نهضت هاى شيعى مذهب صورت مى گرفت. از ميان گروه هاى مخالف، كيسانيه، زيديه، غلات، اسماعيليه و قرامطه را مى توان نام برد كه گاه توانستند سلسله هايى را تشكيل دهند و مدتى بر ايران حكومت كنند. در همين ايام، انديشمندان شيعه مذهب ايرانى مانند ابن بابويه(وفات 381 هـ . ق)، شيخ مفيد(وفات 413 هـ . ق)، شيخ طوسى (وفات 460 هـ . ق) و شيخ طبرسى (وفات 584 هـ . ق) به ترويج تشيع پرداختند.[3]
خاندان آل بويه كه نواحى بزرگى از غرب ايران تا بغداد را تسخير كردند و خلفاى عباسى را از قدرت سياسى محروم ساختند، از مروّجان اوليه تشيع در ايران بودند. در دوره غزنويان كه حكام آن مذهب اهل سنت داشتند، شيعيان به طور كلى تحت تعقيب بودند، هرچند آرامگاه هاى مقدس شيعيان گاه مورد توجه قرار مى گرفت.[4]
در عصر سلجوقى، شيعيان بسيار مورد اذيت و آزار قرار گرفتند. بنابراين، به ناچار مخفى مى شدند و تقيّه مى كردند. يكى از دلايل قيام حسن صباح در زمان حكومت سلاجقه نيز همين افزايش آزار و اذيت حكومت بود. واكنش حكام سلجوقى سبب شد گسترش تشيع و تحولات تاريخى آن از شكوفايى باز ماند.
در دوره خاقان مغول، تشيع و تسنّن در ايران سرنوشتى مشابه داشتند; چون دين مغولان «شمنى» بود; يعنى در كنار خداى بزرگ، خدايان ديگرى را مى پرستيدند. از اين رو، با مسلمانان (از هر مذهبى) به سختى مخالفت مى كردند.
شيعه در آغاز دوره ايلخانى، ضعيف بود، ولى كم كم و به آرامى رو به گسترش نهاد كه در اين ميان، علما نقش مهمى را بر عهده داشتند. از جمله علمايى كه براى ترويج مذهب تشيع به ايران آمدند و مورد استقبال ايلخانان مغول قرار گرفتند، علامه جمال الدين حسن بن مطهر حلى (726 ـ 648) و پسرش بودند. علامه حلى كه از مشهورترين دانشمندان شيعهى دوازده امامى و از شاگردان خواجه نصيرالدين طوسى بود، دو كتاب را در اصول عقايد شيعه به نامهاى «نهج الحق و كشف الصدق» و «منهاج الكرامة فى معرفة الامة» به نگارش درآورد و به سلطان هديه كرد. در حقيقت، تجديد بناى شيعه و تأييد اصول احكام آن پيش از حكومت صفوى، تا اندازه زيادى مرهون كوشش هاى علامه و شاگردان اوست.[5]
نخستين پادشاه مغول، كه پس از مسيحيت و بوداييسم، اسلام را پذيرفت، سلطان محمد خدابنده بود . پس از او نيز الجايتو ابتدا مذهب حنفى، سپس شافعى و در نهايت، مذهب اثنى عشرى را برگزيد و دستور داد به نام دوازده امام سكه ضرب كنند. پس از آن، دوباره تشيع در ايران رو به ضعف نهاد تا اين كه در عصر صفوى، مذهب رسمى دولت ايران شد.[6]
در پايان حكومت ايلخانان مغول كه طوغاى تيمورخان (حكومت 754 ـ 737) در گرگان حكومت مى كرد، نهضتى شيعى در خراسان رخ داد كه به تشكيل سلسله سربداران (حكومت 783 ـ 737) انجاميد. اين سلسله پيش از صفويه اعتبارى ويژه داشت و مخالفت آنان با سنّيان به عنوان دفاع از مذهب شيعه و تلاش در انتشار اين آيين با عنوان مريد و مرادى و دعوت فرقه اى تلقى مى شد. از اين نظر، آنان پيشگامان حركت فرزندان شيخ صفى الدين اردبيلى بودند و براساس دو جريان فكرى تشيع و تصوف، نهضتى را تشكيل دادند كه پيشگام دولت صفوى گرديد.[7]
نهضت هاى مذهبى و سياسى عصر صفوى
در آغاز قرن دهم هجرى (907 هـ . ق / 1501 ميلادى) و هنگام روى كار آمدن دولت صفوى، ايران واحد سياسى يك پارچه نبود و از ايالت ها و بخش هاى مستقل تشكيل مى شد كه هر كدام اميرى جداگانه داشت.
با قوت گرفتن دولت صفوى، بسيارى از دولت هاى محلى از قدرت افتادند و تنها حكومت هايى مى توانستند با تأييد شاهان صفوى به موجوديت خود ادامه دهند كه رنگ مذهبى داشتند و حكام آن در شمار سادات بودند. اين حكومت ها چندان دير نپاييدند، ولى هسته اصلى برخى نهضت هاى مذهبى مخالف با حكومت صفوى را تشكيل دادند.[8]
در برابر اقدام دولت صفوى در رسمى كردن مذهب تشيع در ايران، اعتراضهاى مذهبى گوناگونى رخ داد كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:
1 اعتراض كردهاى يزيدى مذهب در بين النهرين و نواحى غرب ايران.[9]
2 نهضت مشعشعان[10] كه صوفى مسلك و على اللهى بودند.
3 جنبش تبريز.[11]
4 جنبش گيلان.[12]
5- نهضت نقطويان.[13]
نهضت نقطويان، مهم ترين نهضت مذهبى سياسى عهد صفوى به شمار مى رفت. مؤسس آن، محمود پسيخانى، اهل رشت بود كه ادعاى مهدويت كرد و دوره جديدى به نام -دوره استعجام- را در اسلام معرفى كرد. اين نهضت به سرعت در ايران، هندوستان و آسياى صغير گسترش پيدا كرد.[14]
گستردگى فعاليت اين نهضت و پيروان آن چنان بود كه در سفر شاه عباس به مشهد براى زيارت امام رضا(عليه السلام)، دو تن از رهبران نقطويه به نام هاى درويش تراب و درويش كمال اقليدى و شمارى ديگر از پيروان اين طريقت همراه وى بودند شاه كه مى دانست آنان مخالف تشيع اند، همگى را در كارونسرايى در راه خراسان به قتل رسانيد. شاه عباس اول تلاش بسيارى به خرج داد تا اين نهضت را از بين برد.[15]
گفتنى است با وجود گستردگى نهضت هاى مخالف تشيع، مذهب شيعه در عهد صفوى روز به روز در ايران گسترش يافت.


[1]. براى آگاهى از نقش ايرانيان در دربار خلفا. نك: خاندان نوبختى، عباس اقبال آشتيانى، تهران، 1357.
[2]. نك: الملل و النحل; عبدالكريم شهرستانى; فرق الشيعه، ابومحمد نوبختى; برگردان: محمد جواد مشكور.
[3]. علماى ديگرى نيز در پيشبرد شيعه نقش داشتند. نك: روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات، محمدباقر خوانسارى، قم، 1304; قصص العلماء، محمد تنكابنى، تهران، 1396 ق.
[4]. مرقد مطهر على بن موسى الرضا(عليه السلام) كه در سال 400 قمرى به دستور سبكتكين; بنيان گذار سلسله غزنويان خراب شده بود، به دستور محمود غزنوى دوباره ساخته شد. اين مرقد بار ديگر در قرن پنجم قمرى به دست تركان ويران شد و در اوايل قرن ششم دوباره احيا شد. در سال 617، بار ديگر به دست مغولان ويران شد و در عهد الجايتو، كه مذهب شيعه را پذيرفته بود، تجديد بنا شد. نك: دين و مذهب در عصر صفوى، مريم ميراحمدى، انتشارات اميركبير، تهران، 1363، ص 14.
[5]. مهاجرت علماى شيعه از جبل عامل به ايران در عصر صفوى، ص 31.
[6]. دين و مذهب در عصر صفوى، صص 17و18.
[7]. مهاجرت علماى شيعه از جبل عامل به ايران در عصر صفوى، ص 31.
[8]. نهضت هاى ديگرى نيز برضد شاهان صفوى رخ داده است كه يا جنبه مذهبى نداشتند يا بسيار ضعيف بودند. نك: تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سده هيجدهم، گرانتوسكى، برگردان: كريم كشاورز ص 282.
[9]. عالم آراى صفوى به كوشش يدالله شكرى، ص 126، تاريخ كامل ايران، عبدالله رازى، تهران 1347، ج4، ص413، درباره كردهاى يزيدى، نك: الملل و النحل، عبدالكريم شهرستانى، ص 6.
[10]. براى آگاهى از لغت مشعشع و معناى لغوى آن در اسلام نك: مشارق الانوار اليقين فى حقيقة اسرار اميرالمؤمنين عليه السّلام حافظ رجب البرسى، نسخه خطى كتابخانه ملى ملك، به شماره 2793، ذيل فصل الرابع عشر فى اسرار الامام المهدى، صص 101و189; درباره مشعشعيان نك: دين و مذهب در عصر صفوى، صص 88و89.
[11]. احسن التواريخ، حسن بيك روملو، به كوشش: عبدالحسين نوايى، تهران، 1357، ص587.
[12]. قيام غريب شاه گيلانى، محمود پاينده، تهران، 1357، ص30.
[13]. دين و مذهب در عصر صفوى، ص63.
[14]. نقطويان يا پسيخانيان، صادق كيا، تهران، 1320، صص 10،11و45.
[15]. دين و مذهب در عصر صفوى، ص98، زندگانى شاه عباس اول، نصراب فلسفى، ج3، ص51.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
سؤال: ريشه هاى دين گريزى در نظام اجتماعى غرب و عصر نوگرايى كدامند؟
سؤال: معناى آيه شريفه «ما انسان را بر بسيارى از موجودات برترى داديم» (اسراء، 70). چيست؟
سؤال: از ديدگاه قرآن، چرا خداوند، انسان ها را آزمايش مى كند؟
سؤال: پيشرفت علمى و صنعتى غربيان با دين گريزى آنان چه رابطه اى دارد؟
سؤال: مدرنيسم چه ويژگى هايى دارد؟
سؤال: پى آمدهاى منفى مدرنيسم چيست؟
سؤال: بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟
سؤال: غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟
سؤال: راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟
سؤال: چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟
سؤال: هر گاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، بايد چه كنيم؟
سؤال: آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟
سؤال: شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟
سؤال: ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت و ولايت ائمه اطهار(عليهم السلام) چه پيوندى وجود دارد؟
سؤال: روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفوى چگونه بود؟
سؤال: آيا مدگرايى، پيشرفت و پويايى و بهره مندى از تمدن جديد نيست؟ گرايش به اين پديده چه اشكالى دارد؟
سؤال: آيا طلاق به طور كلى به دست مردان سپرده شده است؟ چرا؟
سؤال: چرا به دست گرفتن برخى پست هاى اجتماعى براى زنان ممنوع است؟
سؤال: روحانيت در گسترش شيعه در عصر صفويّه، چه نقشى داشته است؟
سؤال: مدگرايى بيشتر در چه بسترهايى رشد ميكند؟
سؤال: آيا از ديدگاه معارف و اخلاق اسلامى، تربيت دينى تنها بر پايه ترس بنا شده است؟
پى آمدهاى منفى مدرنيسم چيست؟
سؤال: مذهب شيعه در چه عصرى پديد آمده است؟
سؤال: عوامل گرايش ايرانيان به تشيع چيست؟
سؤال: با توجه به اشتغال اقتصادى زنان، آيه «الرجال قوامون على النساء» چگونه توجيه پذير است؟
سؤال: سخنان حضرت على(عليه السلام) درباره زنان مانند «المرئه شرّ كلّها» چه معنايى دارد؟
مدرنيسم چه ويژگى هايى دارد؟
معناى آيه شريفه «ما انسان را بر بسيارى از موجودات برترى داديم» (اسراء، 70). چيست؟
از ديدگاه قرآن، چرا خداوند، انسان ها را آزمايش مى كند؟
بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟
غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟
راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟
چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟
هر گاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، بايد چه كنيم؟
آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟
شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟
ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت و ولايت ائمه اطهار(عليهم السلام) چه پيوندى وجود دارد؟
پيشرفت علمى و صنعتى غربيان با دين گريزى آنان چه رابطه اى دارد؟
اينترنت (معرفى پايگاههاى اسلامى)
ريشه هاى دين گريزى در نظام اجتماعى غرب و عصر نوگرايى كدامند؟
پيدايش تمدن و پيشرفت هر جامعه در گرو گسترش فرهنگ آن است. انقلاب اسلامى ايران نيز كه در بهمن ماه 1357 به پيروزى رسيد، گامى براى تحول فرهنگى در ايران بود. انقلاب اسلامى كه در هاله اى از ناباورى بسيارى از كشورهاى جهان رخ داد، سبب شد نظام اجتماعى ايران به طور كامل دگرگون گردد و نظامى نوين با اهداف، ارزش ها و ساختارى كاملاً متفاوت جاى گزين آن شود . هدف اصلى و اصل نظام نوين، احياى اسلام و ارزش هاى دينى در جامعه اى بود كه ساليان درازى زير سلطه و اقتدار صاحبان زر و زور قرار داشت. هرچند در كنار آرمان بزرگ اسلام خواهى، مسايلى مانند: عدالت اجتماعى، آزادى خواهى، استقلال سياسى، اقتصادى، فرهنگى و فكرى مطرح بود، اما همه اين ها در پرتو اسلام خواسته مى شد و روح اين نهضت و عامل اصلى و گرايش كلى آن را اسلام تشكيل مى داد. بدخواهان و مخالفان حركت مردمى كه از ابتدا با اين تحول اجتماعى رواج فرهنگ اسلامى مخالف بودند، تلاش كردند با استفاده از هر ابزارى، اسلام را مورد هجوم قرار دهند. آنان گاه با مانع تراشى بر سر راه موفقيت نظام اسلامى، زمانى با يورش نظامى به خاك جمهورى اسلامى ايران و گاهى با تبليغات گسترده سياسى و فرهنگى عليه نظام اسلامى و آموزه هاى اسلام مى خواستند به اين هدف دست يابند. با اين حال، مردم مسلمان ايران به ويژه فرهيختگان جامعه همواره كوشيده اند به تبليغات سياسى و فرهنگى مخالفان نظام اسلامى كه گاه در لباس نقد اسلام ظاهر مى شود، پاسخ دهند. در اين راستا از تلاش هاى پى گير قشر روحانيت مى توان نام برد كه «صباح» نمونه كوچكى از آن است. در اين شماره با موضوع هاى زير آشنا خواهيم شد. 1. در بخش دين پژوهى و مسايل جديد كلامى، به بررسى ويژگى هاى مدرنيسم، پى آمدهاى منفى آن، رابطه دين گريزى با پيشرفت علمى و صنعتى غرب و عوامل دين زدايى در دوره نوگرايى، خواهيم پرداخت. ويژگى هاى هستى شناختى مدرنيسم عبارتند از: ماوراءالطبيعه زدايى از جهان، انتقال خدا محورى به انسان محورى، و تعريف رستگارى به سعادت و لذت جويى دنيوى. پى آمدهاى منفى مدرنيسم نيز عبارتند از: تزلزل فكرى در عرصه انديشه، گسترش مصرف گرايى، سستى بنيان خانواده، شكاف طبقاتى در جامعه و كم رنگ شدن ارزش ها. برخلاف تصور برخى، ميان دين گريزى و پيشرفت علمى و صنعتى غرب هيچ گونه رابطه و تلازمى وجود ندارد و دين گريزى در نظام اجتماعى غرب به عوامل ديگرى هم چون عملكرد نادرست و ضعيف كليسا و تحريف ها و سستى آموزه هاى مسيحيت برمى گردد. 2. در قرآن شناسى با اين پرسش ها در زمينه آفرينش انسان آشنا خواهيد شد: هدف از آفرينش انسان چيست؟ چرا خدا، انسان ها را آزمايش مى كند؟ انسان بر موجودات ديگر چه برترى هايى دارد؟ آيا اسلام هويت انسان را فسادانگيز به شمار مى آورد؟ بى شك، آفرينش انسان نه براى سود بردن خداى بى نياز، بلكه براى به كمال رسيدن او است. آزمايش انسان نيز براى شكوفايى استعدادهاى نهفته در آدميان وجدا ساختن مؤمنان واقعى از مدعيان دروغين انجام مى شود. مهم ترين تفاوت انسان با ديگر موجودات را بايد در تفاوت بينش ها و گرايش هاى انسان دانست. گفتنى است قرآن، ماهيت انسان را فساد انگيز نمى داند، بلكه انسان را داراى همه كمالات به شكل بالقوه مى داند كه البته با اختيار خويش بايد به شكوفايى و فعليت آن ها اقدام كند. 3. بخش مشاوره و تربيت به فرهنگ و ارزش هاى دينى پرداخته و با بهره گيرى از آيات و روايات و پژوهش هاى علمى دانشمندان اسلامى به پرسش هاى زير پاسخ داده است: بهترين راه كار فرهنگ سازى دينى در جامعه چيست؟ غيرت دينى با فرهنگ ايرانى چه رابطه اى دارد؟ راه هاى پيش گيرى از انحراف فكرى جوانان چيست؟ چگونه در پرتو يك زندگى معتدل مى توان به ايمان حقيقى دست يافت؟ هرگاه هنگام عمل به دستور الهى با ريشخند ديگران روبه رو شويم، چه كنيم؟ 4. در بخش كلام، موضوع مهم امامت مطرح مى شود و به پرسش هاى زير پاسخ مى دهيم كه آيا منصب خلافت با امامت يكى است؟ شيعيان بر اساس چه دلايلى، امامان خود را معصوم مى دانند؟ و ميان پذيرش عبادت با اعتقاد به امامت چه پيوندى وجود دارد؟ در بحث مشخص شده است امامت با خلافت، تفاوت هاى اساسى دارد كه مهم ترين آن ها، الهى بودن امامت است. امامت، مقامى دينى و معنوى و موهبتى الهى است كه به برخى انسان هاى خاص و كامل و معصوم و اعلم اختصاص دارد. هم چنين دلايلى مانند جدايى ناپذيرى مقام امامت از نبوت براى اثبات امامت، بيان و با تفكيك شرايط وجوب عمل از شرايط پذيرش عمل، گفته شده كه امامت از شرايط پذيرش عبادت است. 5. در بخش تاريخ به پيشينه مذهب تشيع پرداخته شده است و از پرسش هاى زير سخن به ميان مى آيد: مذهب شيعه در چه عصرى پديد آمده است؟ عوامل گرايش ايرانيان به تشيع چيست؟ روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفوى چگونه بود؟ روحانيت در گسترش شيعه در عصر صفويه چه نقشى داشته است؟ در پاسخ به اين پرسش ها آمده است كه معناى شيعه در احاديث پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آشكار و روشن است و شيعه از زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و با سخن ايشان آغاز گرديده است. درباره عوامل گرايش ايرانيان به تشيع نيز مى توان به حضور موالى (ايرانيان مهاجر) در ميان اعراب، هجرت علويان و سادات به ايران و حضور امام رضا(عليه السلام) در خراسان اشاره كرد. روند گسترش شيعه در ايران به ويژه در عصر صفويه به گونه اى بود كه تشيع در اين عصر به مذهب رسمى ايران تبديل گرديد. تاريخ نيز شاهد تلاش مثبت روحانيت براى گسترش روند تشيع در ايران است كه در اين دوره از فعاليت روحانيون و علماى بزرگى هم چون محقق ثانى، شهيد ثانى، شيخ بهايى، ميرداماد، فيض كاشانى، محمدتقى مجلسى و صدرالمتالهين شيرازى مى توان نام برد. 6. در بخش مطبوعات، مسأله مدگرايى از زاويه برخى نشريات مورد بررسى قرار گرفته است. 7. پرسش هاى مهمى درباره «زن» در بخش حقوق و سياست طرح شده است مانند اين كه: آيا طلاق به طور كلى به دست مردان سپرده شده است؟ با توجه به اشتغال اقتصادى زنان، قواميت مردان نسبت به زنان در آيه «الرجال قوامون على النساء» چه معنايى دارد؟ چرا به دست گرفتن برخى پست هاى اجتماعى براى زنان ممنوع است؟ سخنان حضرت على(عليه السلام) درباره زنان مانند: «المرئة شركلها» چه معنايى دارد؟ در پاسخ گفته شده است هرچند زن مى تواند در ضمن عقد وكالت، طلاق را براى خود شرط كند، ولى با توجه به ويژگى هاى زن و مرد كه در قرآن و پژوهش هاى روان شناسانه آمده، در شرايط عادى بهتر است طلاق به دست مرد باشد. براساس همين ويژگى ها است كه زن هر چند ثروت كافى داشته باشد، ولى ملزم نيست هزينه زندگى را تأمين كند و در برابر شوهر استقلال اقتصادى دارد. برخى ويژگى هاى روحى نيز به منع زنان از برخى پست هاى اجتماعى انجاميده است كه اين مسأله مايه فزونى ارزش مردان بر زنان نيست; زيرا زن و مرد در اسلام از تساوى ارزشى برخوردارند. چون مرد و زن در مكتب اسلام هر دو انسانند و از حقوق تساوى بهره مندند، تفاوت در برخى زمينه ها به دليل تفاوت در خلقت و طبيعت آن هاست، نه اختلاف در حقيقت و جوهره زن و مرد كه انسانيت باشد. به همين دليل در رسيدن به كمال، ميان زن و مرد تفاوتى وجود ندارد. برخى سخنان نقل شده از امام على(عليه السلام) نيز به زنانى خاص و در دوره اى خاص دلالت دارد نه همه زنان. از اين رو، حضرت على(عليه السلام) مردان را به مشورت با بعضى زنان در برخى موارد سفارش كرده اند. 8. در اينترنت نيز پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى شده است. در پايان صباح اميد دارد با طرح و پاسخ دادن به پرسش هاى مطرح در جامعه، گامى هرچند اندك در راه تداوم حركت انقلابى و اسلامى مردم ايران برداشته باشد.
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«مَن أحَبَّ الدُّنيا ذَهَبَ خَوفُ الآخِرَةِ مِن قَلبِهِ؛»

«كسى كه دنيا را دوست داشته باشد، ترس از آخرت از دلش برود.»

بحارالانوار: ج 78 ص 315 ؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185