Share/Save/Bookmark
زنان و مسأله اشتغال
فصلنامه پاسخ شماره اول بهار 95 > نویسنده : گفتگو با حجت الاسلام و المسلیمن دکتر مسعود آذربایجانی کد: 373

○ در اسلام و سنت ديني به كار و تلاش دنيايي انسان مؤمن توجه شده است؛ ديدگاه اسلام نسبت به كار و تلاش دنيايي چيست؟ آيا اين نگاه با انديشه مدرن و غربي انطباق يا سازگاري دارد؟
در رابطه با آنچه که اشاره کردید، شواهد مختلفي، هم در آيات و روايات و هم در سيرة عملي معصومينD مي‏بينيم، حكايت از اين دارد كه نگاه به كار، تلاش و اشتغال در مجموع نگاه مثبتي است. يعني اصل اولي بر اين است و به جدّ اين را تاكيد مي‏كنند. آياتي مثل «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ» (بقره، 286)، يا «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (بقره، 228)، يا چيزهايي از اين قبيل، و عموماتي كه به كار و اشتغال دعوت مي‏كند و اينكه خداوند فرد بيكار را دوست ندارد -  كه معمولاً اعم از مرد و زن می‌باشد، يعني اختصاص به مردان ندارد بلکه زنان را هم شامل مي‏شود - مواردي هستند كه به صورت كلي مي‏توانيم نگاه مثبت و تاييد اسلام را نسبت به اصل اشتغال و اصل كار كردن و تلاش براي همين زندگي دنيايي به دست بياوريم.
البته استثناها و قیودهایی نیز وجود دارد؛ مثل اين‌كه كار نبايد در مشاغل حرام انجام بگيرد. مانند كاري كه منجر به تهيه شراب يا فروش شراب يا فروش سلاح به دشمنان، يا خريد و فروش چيزهايي كه خودش حرام است بشود؛ مانند: گوشت خوك و خون و چيزهايي از اين قبيل، این‌ها محدودیت‌هایي است، كه معمولاً در مكاسب محرمه از آن‌ها ياد شده است.
اگر اين مرزها را كنار بگذاريم، مي‏توانيم بگوييم به طور كلي نگاه اسلام مثبت است و اين نگاه هيچ تقيد و اختصاصي به مردها ندارد و براي زنان هم في‌نفسه وجود دارد. گاهي مواقع اصل کار و اشتغال برای مردان واجب مي‏شود و آن زمانی است که از باب  مقدمه واجب، مقدمه‏اي براي تهيه نفقه باشد. اما براي زنان في نفسه وجوبي ندارد؛ يعني به‌طور كلي مباح است، ولي گاهي از مواقع مستحب مي‏شود و آن زماني است‌كه از باب توسعه مالی در مشاغلي كه اشكالي ندارد، كمكي به خانواده‏اش باشد، اين‌ها استحباب دارد. در بعضي از مواقع ممكن است استفاده واجب هم بكنيم؛ موقعی كه همسرش از كار افتاده است و توان انجام کار را ندارد، در صورتی که براي ايشان امكان كار كردن وجود داشته باشد، اصل کار واجب می‌گردد، حتي موارد واجب را هم می‌توانيم بگوييم.
در بعضي مواقع چنين مرزهايي براي زنان وجود دارد غير از آن مرز عامي كه به وظيفه واجب آن‌ها لطمه‏اي مي‌زند، مثلا مسأله تمکین يا اينكه خروج زن از خانه با اذن شوهر ؛ اگر به اين موارد دخالتي بكند يا لطمه‏اي بزند، خب اينها مرزي است كه بر زن حرام مي‌شود، يا چنانچه مستلزم اختلاط زن و مرد باشد مرز حرام پيش مي‏آيد و ديگر براي آن‌ها جايز نيست.

○ يكي از مباحثي كه مطرح است تفاوت‌هاي نگاه اسلام و غرب در مسأله اشتغال است. آيا هيچ وجه مشتركي ميان ديدگاه غربي به اشتغال (به‌ویژه اشتغال بانوان) و دیدگاه اسلام وجود دارد؟ تفاوت‏هاي بنيادين نگاه اسلام و غرب نسبت به اين مسأله چيست؟
اسلام و غرب هر دو به فعاليت‏هاي اقتصادي، كار و توسعه نگاه مثبتي دارند و از اين جهت اين را يك امر بسيار لازم و يك بخش مهمی از جامعه مي‏دانند. يعني نهاد اقتصاد يك نهاد بسيار مهمي است، تاثير و تاثر بسيار زيادي در زندگي افراد در نهاد خانواده، در نهاد سياست، حتي در نهاد آموزش و پرورش دارد و اقتصاد هر چه پيشرفته‏تر، غني‏تر و رشد يافته‏تر باشد از اين جهت مي‏تواند مهم‌تر باشد. مضاميني كه در اسلام داريم مثل «کادَ الفَقْرُ اَنْ يَکُونَ کُفْرا» (فقر اگر از يك در بيايد ايمان از در ديگر مي‏رود)، اين نگاه را تاييد مي‏كند. ولي بايد تفكيك قائل بشويم. در مسيحيت كاتوليك چنین نگاهی وجود ندارد و يك نوع رهبانيت و دوري از كارهاي دنيوي را بيشتر تاييد مي‏كند. بخصوص براي كشيشان و راهبه‏ها كه به عنوان يك وظيفه واجب، بايد از چنین کارهایی پرهيز داشته باشند.
در پروتستان اين نگاه مقداري تعديل شده است. به همين دليل جامعه‌شناس معروف آمريكايي ماكس وبر، كتابي دارد به نام اخلاق پروتستان و سرمايه داري كه مي‌گويد در پروتستان به كار و اشتغال و اقتصاد نگاه مثبتي وجود دارد وگرنه در شاخه كاتوليك اين نگاه مثبت نيست. پس ما مي‏توانيم بگوييم با نگاه غرب و بخصوص پروتستان‌ها در اين مسأله مشترك هستيم. اما يك تفاوت بارزي در جهت‌گيري وجود دارد. امروزه بخصوص در ليبراليسم و سرمايه‏داري خيلي اين نگاه برجسته است كه خود كار، اقتصاد، موضوعيت دارد و برایشان هدف است. ولي در ديدگاه اسلام «الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ» است. اين آموزه مهمي است. توسعه دنيا براي اين است كه انسان بتواند به ديگران كمك كند، بتواند سرمايه‏هاي خودش را براي آخرت و عمل صالح، فراوان‏تر و فربه‏تر كند و زمينه‏هاي پرورش معنوي، توسعه علمي و عبادت را فراهم كند، يعني خود اقتصاد در نگاه اسلام موضوعيت ندارد بلكه مقدمه‏اي براي اهداف معنوي و عالي‏تر است.

○ چه شاخصه‏هايي براي اشتغال سالم و مطلوب براي زنان از منظر سنت ديني و نبوي وجود دارد؟ و آيا اين شاخصه‏ها، قابليت اجرايي شدن را در جامعه كنوني ما دارد؟
اولين شاخص از نظر اسلام اين است كه طبق عمومات، اين مشاغل از ممنوعات نباشد. يعني مشاغلي كه موضوعش امور حرام يا ممنوع است. مثل مشاغل مربوط به شرابخواري، گوشت خوك و چيزهایي از این قبیل كه در مكاسب محرمه آمده است. پس مشاغل حرام به طور كلي، اولين شاخصه‌ای است كه ورود در آن، نه تنها براي زنان، بلکه براي مردان هم جايز نيست. بنابراین براي زنان هم يك قيد مي‏شود.
دومين شاخصه بخصوص براي زنان، مواردي است كه مستلزم اختلاط زن و مرد است. اختلاط زن و مرد را هم فقها تعريف كرده‌اند به گونه‌اي كه وقتي كه در حدّ «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (نساء،19) باشد اشكالي ندارد؛ حال چنانچه زنان در يك اتاق هستند يا در يك فاصله زيادي با مردان هستند و برخوردي با هم ندارند؛ [اختلاط هم نیست] اما اگر مستلزم اين باشد كه ارتباط نزديكي با هم داشته باشند به گونه‌ای که با هم معاشرت نزديك كنند این، سببِ بهم ریختنِ مرزهاي مَحرم و نامحرم می‌شود. اين قيد دوم است؛ يعني مشاغلي كه لازمه‌اش اختلاط زن و مرد است که در این صورت هم براي زنان جايز نيست.
قید سوم آن است که حقوق نادیده گرفته شود؛ به ویژه در بحث تمکین مصداق دارد یعنی مشاغلي که با آن تعارض کند. مواردی هم وجود دارد که الزامي نيست ولي در حدي كه حقوق مرد را رعايت كند باید دیده شود. مثل وظايف متعارف خانه‏داري و مانند آن. یا به عنوان نمونه مشاغلی باشد که مستلزم ضايع شدن حق تمكين است مثل بعضي از كارهايي كه در شيفت شبانه انجام می‌گیرد. البته گاهي شرايط اضطرار است مثلاً در جایی باشد که پزشک مرد وجود ندارد و منحصر در زنان شده است به ناچار در این موارد هم براي حفظ جان ديگران بايد اين كار را با هماهنگی همسرش به عهده بگیرد؛ اما اگر در اين حد نيست، شيفت‏هاي شبانه براي زنان مي‏تواند درست نباشد يا مواردي كه مستلزم از بين بردن حق مرد در اين موارد است. اين يك قيد است. اين‌ها قيدهايي است كه الزامي است.
يك سري قيودي هم به نظرم ترجيحي است چون زن به صورت طبيعي بيشترين ارتباط را با فرزندان در دوران بارداری، شيردادن، حتي حضانت دارد، پس بيشترين ارتباطات تربيتي را مادر در اوايل زندگي با فرزندان دارد. به نظر مي‏رسد با توجه به اين‌كه «قَضايا قِياساتُها مَعَها»، مي‏توانيم استنتاج كنيم كه اگر شغل زن باعث شود كه به اين موارد لطمه بخورد چه در تغذيه كودك و مراقبت از كودك در سال‌هاي اوليه، چه در تربيت كودك، (تربيت‏هاي ديني، اخلاقي و اجتماعي او)، مي‌توانيم بگوييم اشتغال زنان مشكل دارد به دلیل این‌که زن هشت ساعت شاغل است.
نكته پنجمي كه مي‏خواهم روی آن تاكيد كنم اين است كه با توجه به سيره‏اي كه هم از حضرت رسولJ داريم كه «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل» و هم در آن تقسيم وظايفي كه خود حضرت رسولJ، میان اميرالمؤمنينA و حضرت زهراB انجام دادند و فرمودند كارهاي بيرون از خانه متعلق به مرد باشد و داخل خانه متعلق به زن؛ به نظر ما اولويت براي اين مسأله جدی است، چرا که زن‏ها مادامي كه كارهاي داخل خانه را به يك حد مناسبي نرساندند، پرداختن‎ به كارهاي بيرون از خانه مرجوح است، يعني رجحاني ندارد. يكي از دلايل مهم اختلافات زناشويي همين بحث‏هاي اشتغال زنان مي‏تواند باشد. به همين جهت خود من جمع بندي‏ام در الگوي زنان اين است كه بيشتر بايد به سمت اشتغال نيمه‌وقت برویم. با توجه به اولويتي كه براي كار در خانه و خانواده، و تربيت كودكان و همسرداري و اين‌گونه موارد وجود دارد، اشتغال تمام‌وقت برای زنان، علي الاصول و عقلا با این وصف تعارض و منافات دارد و براي خود زنان هم مناسب نيست يعني فرسودگي و افسردگی زود‌هنگام برايشان مي‏آورد. شاید بتوانیم بگوئیم چون لطمه جدي براي زنان دارد از باب قاعده لاضرر، در مواردي كه براي آن‌ها ضرورت ندارد و خيلي مهم نيست و در طول زمان ضررهاي مُعْتدٌبه به دنبال دارد، بنابراين  اشتغال تمام وقت خيلي وجهي ندارد، بلكه اگر هم اشتغال مي‌خواهند داشته باشند بايد به سمت الگوهاي پاره‌وقت و نيمه‌وقت بروند.

○ ‌وقتي ما به جوامع غربي و نظام حقوقي موجود در اين كشورها می‌نگریم بحث تساوي زن و مرد، گرايش‏هاي فمينيستي يا بحث استفاده ابزاري از زن و جاذبه‏هاي جنسي را می‌توانیم به عنوان خاستگاه‏هاي اشتغال زنان شناسايي کنیم. به نظر شما امروزه اشتغال زنان ـ به صورت خاص در كشور ما و به صورت عام در كشورهاي اسلامي ـ از چه خاستگاه‌هايي برخوردار است؟
در موضوع اشتغال زنان در ایران، گروهي گرايش‏هاي فمينيستي دارند؛ يا متاثر از الگوهاي غربي هستند و بحث‏هاي تساوي زنان و مردان را مطرح مي‏كنند و اين را براي خودشان يك مزيّت مي‏دانند. يك بخش مي‏تواند اين باشد. ولي به نظرم بخش عمده‏اش از روي ناآگاهي است، بخصوص دختران جوان يا زناني كه جوان‌ترند و اين بحث را دنبال مي‏كنند لزوما متاثر از گرايش‏هاي فمينيستي نيستند، بلكه بحث كار را يكي از مظاهر تمدن امروزي و شخصيت و منزلت اجتماعي زن مي‏دانند كه تا حدي‏ هم درست است؛ ما در روايات اين مضمون را داريم كه به طور كلي كار موجب عزت و شخصیت انسان مي‌شود؛ زن وقتي احساس كند يك منبع اقتصادي مستقلي دارد، همين منشاء عزت و جايگاه اجتماعي او است و اين مي‌تواند تا حدي درست باشد.
اما به نظر من دميدن در بوق اشتغال تمام‌وقت براي زنان از ‌ناآگاهي سرچشمه مي‌گيرد يعني واقعا به تبعات و لوازم آن توجه كافي ندارند. مسئولیت دوگانه برای زنان استرس‌زاست و چون اکثر زنان ما وظایف خانه‌داری برایشان مهم است بنابراین استرس و احساس مسئوليت هم در خانه و هم در محیط كار وجود دارد این همان دو تا هندوانه بلند كردن است كه گاهي مواقع به آنان لطمه می‌زند.

○ بر پايه برخي از پژوهش‏هاي جامعه‌شناختي و روان‌شناختي؛ آثار مثبتي براي اشتغال زنان به ويژه زنان مجرد، مانند: اعتماد به نفس، استقلال مالي، ارتقاي سطح تعاملات و مشاركت‏هاي اجتماعي و سياسي‏ عنوان شده است. آیا می‌توان گفت این موارد مطلقا نسبت به جایگاه زنان آسيب‌زا نبوده و زمينه‌ساز پيامدهاي منفي در سطح خرد و كلان براي اشتغال زنان نیست؟
پيامدهاي مثبتي كه گفتيد في‌الجمله مورد قبول است و مطالعات ميداني و تجربي هم تا حدي اين‌ها را تاييد مي‌كند. به اين‌ها مي‌شود مواردي را اضافه كرد؛ مثلاً فرصت همسريابي يكي از اين‌هاست. يا برخي گفته‌اند زنان چون رشد اجتماعي‏ و روابط اجتماعي‏شان بيشتر است در تربيت فرزند هم بهتر مي‏توانند عمل كنند و روابط بهتري را ايجاد بكنند. ولي به نظرم اين موارد را بايد اولاً در كنار پيامدهاي منفي‏اش بگذاريم؛ ثانیاً با زنان خانه‌دار هم‌رتبه خودشان مقایسه کنیم؛ يك وقت سخن ما دربارة زن خانه‌دارِ بي‌سواد است، ممکن است اين موارد را بگوييم، اما زنان خانه‌دارِ زيادي داريم كه تحصیل‌كرده هستند، در این صورت باید یک زنِ خانه‌دارِ تحصیل‌کرده را با زنِ شاغلِ تحصیل‌کرده مقایسه کنیم؛ اگر گروه نمونه، مشابه باشد بايد ببينيم آيا باز هم اعتماد به نفس زنان شاغل ليسانس نسبت به زنان خانه‌دار ليسانس بيشتر است؟ اين محل ترديد است. بخصوص اين‌كه ما تبعات منفي‏اش را بايد در نظر بگيريم. از جمله سوء استفاده‌هايي است كه از زنان مي‌شود بخصوص سوء استفاده‌هاي جنسي، و لو در حد مكالمه، اين نگاه‌هاي جنسي كه وجود دارد معمولا زنان از اين مسأله رنج مي‏برند.

○ در سطح كلان چه پيامدهايي ممكن است داشته باشد؟
ما با برنامه‏‌ريزي‏هاي اجتماعي كه داريم الگوي نامناسبي را ترويج مي‏كنيم و به پیامدهای آن توجه نداريم. من به بعضي از تبعات منفي آن اشاره مي‏كنم. از نگاه كلان اولین پیامد عمده‏اش گرفتن فرصت‏هاي شغلي مردها است. يعني يكي از بهانه‏هايي كه پسرانِ جوان در مورد ازدواج دارند و وقتي از آنان سوال مي‌شود كه چرا ازدواج نمی‌کنید؟ مي‏گويند كار نداريم. حالا كار چطور شده؟ يك بخشي از اين كارها را وقتي زنان در ادارات و در مراكز مختلف اشکال می‌کنند، اين باعث مي‏شود كه فرصت شغلي براي مردان كاهش یابد. مورد دوم که من روي اين تاكيد دارم پایین‌آوردن نرخ کار است و دلیل آن هم این است که زنان چون مسئوليت نفقه و هزينه خانواده را ندارند به درآمد كمتر راضي مي‏شوند. از طرفی زنان برخوردشان هم بهتر است، معمولا زودتر هم راضي مي‌شوند، توقعاتشان هم خيلي بالا نيست، اين است كه بسياري از كارفرماها، بيشتر ترجيح مي‏دهند كه كارمند زن استخدام کنند تا کارمند مرد. خود اين سبب مي‏شود كه فرصت‏هاي شغلي به نفع زنان و به ضرر مردان مصادره شود و فرصت‌هاي شغلي مردان كاهش پيدا كند.
وقتي مردان احساس كنند فرصت اشتغال برایشان فراهم نیست طبعاً نتیجة این مسأله، تأخیر در ازدواج است و به سمت ازدواج هم نمي‌روند و نرخ ازدواج بالا مي‏رود. چنانكه الان مي‏بينيم نرخ ازدواج نزدیک به 27 سال شده است و اين لطمه‏هاي بسيار زيادي براي فرهنگ ما دارد. بسياري از مفاسدي كه در فاصله بلوغ تا ازدواج اتفاق مي‏افتد، ريشه در این‌گونه مسائل دارد و در حقيقت این زن‌ها هستند که ضرر می‌کنند. بنابراین وقتی که توازن اشتغال بين مردان و زنان بهم بخورد، مردان به سمت خواستگاري از زنان نمي‏روند. همين چيزي مي‏شود كه متاسفانه شاهد آن هستم؛ زن‏ها به گونه‏هاي مختلفي از مردان خواستگاري مي‏كنند و اين اعتبار و شأن آنان را در جامعه تقليل مي‏دهد و اين خيلي بد است، در نتيجه مرد هم به اندك بهانه‏اي مي‏تواند زن خودش را كنار بگذارد و (زن) آن جايگاه اجتماعي‏اش را از دست مي‏دهد.
اين‌كه زن بايد منشاء ‌و مظهر ناز باشد نه نياز، و مرد به سمت او برود، به تدریج از بین می‌رود و مسائلي مانند روابط نامشروع و مانند آن كه البته تعدادش كمتر است ولي همين مقدار هم زياد است چیزهایی است که مي‏تواند جزء‌ تبعات اين مسأله باشد.

○ آيا با توجه به شرايط فرهنگي، اقتصادي و سياسي كه در كشور ما وجود دارد، آیا از منظر راهبردي و آينده‌نگر، از اشتغال و سياست‏هاي موجود در اين زمينه دفاع مي‌كنيد؟
البته من اشراف كاملي به سياست‏هايي كه در زمينه اشتغال هست ندارم، ولي به نظرم، وضع موجود وضع مناسبي نيست. اولاً ما اگر مي‏خواهيم تحكيم خانواده را به عنوان يك سياست جدي كه در برنامه پنجم، در سياست‏هاي مجلس و سياست‏هاي راهبردي، همچنین در شوراي انقلاب است به صورت جدي به آن توجه بكنيم، بايد لوازمش را در نظر بگيريم. ملازمه با اين مساله، اين است كه از يك سياستي به نام اشتغالِ نيمه‌وقت زنان، بايد حمايت كنيم. البته زناني كه سرپرست خانواده هستند بايد اشتغال نيمه‌وقت داشته باشند؛ ولي به عنوان تمام‌وقت برايشان محسوب بشود، ولي براي زناني كه سرپرست خانواده نيستند،‌ هيچ لزومي ندارد و اصلا خود اين، باعث اشتغال‌زايي مي‏شود. يعني به جاي اينكه يك زن كار كند، دو زن كار مي‌كند. يعني ما كار تمام وقت يك زن را تقسيم كنيم بين دو زن، در مواردي كه هست مثلا، تا بتوانيم هم تعداد را زيادترش كنيم هم اين‌كه زنان حضور بيشتري در محيط خانواده داشته باشند.
دوم بحث‏هاي حمايت از زنانِ خانه‌دار است. در جامعه‌شناختي اقتصاد و اقتصاد خانواده، اساس بحث‏ها زنانِ خانه‌دار هستند. اگر زنانِ خانه‌دار واقعاً خانه‌دار باشند و بتوانند تمام‌وقت در خانه باشند يا حتي نيمه‌وقت در خانه باشند، مي‏توانند بخشي از سبد اقتصاد خانه را تامين كنند. همين پخت و پزي كه در خانه انجام مي‏شود، اگر بخواهد تبديل به خريد از بيرون و فست‌فودها بشود چقدر هزينه مضاعفي به خانه تحميل مي‌كند! خيلي از محصولاتي كه امروزه به صورت كنسرو از بيرون تهيه مي‏شود مانند رب و مربا و ترشی كه در قدیم در خانه تهيه مي‏شد اگر در خانواده تهيه شود، هم از جهت بهداشتي و كيفيت بالاتر است و هم اينكه 40 تا50 درصد مي‏تواند به اقتصاد خانواده كمك كند و تاثير مثبت زیادی داشته باشد. اين‌ها نكاتي است كه الان به آن توجه نداريم و به نظر بنده در سیاست کلان به اقتصاد كشور كمك مي‏كند.
مثلاً يك زن با حداقلي از درآمد، يا به عنوان منشي يا فروشنده، با مبلغ نازلي حداكثر 400-500 هزار تومان در ماه در جایی استخدام می‌شود؛ امّا به ازاي آن 400-500 هزار تومان در ماه یا بیشتر، به خانواده ضرر مي‏زند. افزون بر اين‌كه براي حضور در محل كارش لااقل 200-300 هزار تومان صرف كرايه و رفت و آمد و آرايش و خودآرايي و رسيدن به خود و عطر و مسائل ديگر هم مي‏شود كه اگر این‌ها را هم اضافه كنيم در حقيقت آن چيزي كه به دست مي‏آورد معادل همان مقدار یا بلكه بيشتر بايد هزينه كند.
به‌طور كلي، الگويي را كه به نظر، مطلوب است این است‌که اولاً ما نبايد زنان را از اشتغال منع كنيم و منع هم نمي‌كنيم. زناني كه تحصيل كرده هستند نباید فرصت اشتغال را از آن‌ها بگيريم. پس به طور كلي نگاه منع را قبول نداريم، كساني كه به طور كلي نفي و منع مي‏كنند، مورد نظر نيست. از طرف ديگر اشتغال تمام‌وقت به هيچ وجه براي تحكيم خانواده براي شادكامي و رضايت زناشويي و خانوادگي، براي تربيت فرزندان، براي اقتصاد كلان جامعه براي هيچ‌كدام مقرون به صرفه و خوب نيست. به همين جهت الگوي قابل توصيه‏، اشتغال نيمه‌وقت و پاره‌وقت براي زنان است و متناسب با آن بايد بياييم زنان خانه‌دار را هم حمايت كنيم و براي مسائلي مثل بيمه زنان خانواده، برنامه داشته باشیم. حتي به نظرم اگر دولت درآمدي براي زناني كه تمام‌وقت خانه‌دار هستند در نظر بگيرد با توجه به بخشي از هزينه‌هاي اقتصادي جامعه كه به دوش آن‌هاست جا دارد، چرا که در اقتصاد كشور سهيم هستند. به زنان سرپرست خانواده باید توجه ویژه بشود که کارشان نیمه‌وقت امّا درآمدشان تمام‌وقت شود، خود دولت بايد اين‌ها را تكفل بكند. اگر مي‌خواهيم به سمت بهبود جامعه برويم اين‌ها لوازمي است كه دور از دسترس نيست.
يك مقاله‏اي راجع به اشتغال زنان دارم كه در جلد ششم دانشنامه فاطمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه منتشر شده است. علاقه‌مندان مي‏توانند در آن‌جا بحث كامل را دنبال کنند. يك مقاله ديگر هم با عنوان اشتغال زنان و عدالت اجتماعي دارم كه در كتاب زنان منتشر شده است.

مطالب مرتبط
بررسي متدولوژي پاسخ گويي به سؤالات ديني كودك و نوجوان در گفتگويي با حجت الاسلام والمسلمین حيدري ابهري
گفتگو با حجت الاسلام دکتر رضایی مهر ریاست مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات
خانواده ديندار از منظر اسلام
Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«إنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ مِنَ الجَهلِ، ومَصابيحُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلَمِ؛»

«همانا دانش، زندگى بخش دل‌هاى مُرده از نادانى و چراغ و روشنى بخش چشم‌ها در تاريكى‌هاست.»

جامع بيان العلم وفضله: ج ۱ ص ۵۵

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185