تعداد بازدیدها:1540
Share/Save/Bookmark
رهيافتي به منظومه فکري رهبر معظم انقلاب (مدظلّه العالي) در حوزه‌ی پاسخ­گويي به سؤالات و شبهات
پاسخ 3 > نویسنده : مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قـــم کد: 367

اساسی‌ترین اقدامات شبهه­‌زدایی و پاسخ­گویی(3)

مخاطب­‌شناسی

1. رده‌­بندي مخاطبين و اولويت‏‌دهي به آنان

... البته بازکردن اين گِره در ذهن بعضي، دشوارتر و در ذهن بعضي، آسان­تر است؛ سطوح سواد و هوشمندي و معرفت افراد، متفاوت است. در گذشته، اين همه شبهه­ نبود و اين قدر شبهه­‌ها سيل­وار، وارد جوامع انساني مـسلـمين نمي­‌شد؛ عرضه­‌ی شبهه، غالبا کمتر از علاجِ آن بود؛ همان‌­­موقع هم، علماي بزرگ، اين وظيفه را بـه عـهـده­‌ی خـودشـان مـي­‌دانستند.[1]

گاهي شناخت گروه صنفي و سِني مخاطب، به شما کمک مي‌کند.[2]

آمارگيري از مخاطبين هم نكته‎ي مهمي است؛ اينکه چقدر از شما سؤال مي­‌شود و چقدر براي دريافت پاسخ مراجعه مي‏‌کنند، کميت‌ش مهم است.

بعد بايستي نظرخواهي کنيد و ببينيد که سؤال‎كنندگان از چه قشرهايي هستند؛ جوانند، دانشجو هستند، دخترند، پسرند، نوجوانند، باسوادند، بي‌سوادند، تحصيلات عاليه دارند -ممکن است دکتر يا آدم تحصيل کرده است که سؤالي دارد- از کدام قسمت‌هاي کشور هستند. اين‌ها همه‌اش معنا دارد. اول کميت‌ها معلوم شود. معناي کميت زياد اين است که مركز شما مورد توجه واقع شده است.

بعد اقشار و نمونه‌هاي گروهي مشخص شوند تا شما بدانيد با کي طرف هستيد و مخاطبتان را بشناسيد. توجه به اين دو نکته، طبعاً باعث مي‌شود که شما جواب را طبق درک مخاطب بدهيد. سوم اين­که اين بررسي را استمرار دهيد، تا ببينيد که عدد بي‎سوادها زيادتر شده يا باسوادها؛ در بين سؤال‏ کننده­‌ها عدد دخترها بيشتر شده يا پسرها؛ عدد مردم بوشهر مثلاً بيشتر شده يا مردم مشهد. همه­‌ی اين‌ها يک انگشت اشاره است به يک سمت و يک جهتي.

يک جمعي هم بايد داشته باشيد که بنشينند با اين دستاوردها، به تناسب سؤال‌هايي که مي‌شود، جهت‌ها را ـ مثل سکان کشتي ـ عوض کنند؛ اين کار خيلي لازم است.[3]

1ـ1. روشنفکران، اهل انديشه و دانشجويان

... حاجت سوم به فعاليت­هاى حوزه‌ى علميه، نياز روشن­فكران و جوانان است. اين­ها قشرى هستند كه در مقابل شبهات قرار مى‌گيرند. در همه­‌جا اولين مخاطب شبهه‌ها، روشن­فكران و اهل فكر و انديشه‌اند كه غالباً در ميان جوانان و صاحبان فكر و انديشه و تحصيل­ كرده‌ها هستند. بسيارى از مردم شبهه به سراغ­شان نمى‌آيد. آن­ها به شبهه كارى ندارند. ايمانى دارند و بر طبق ايمان­شان زندگى خوبى را پيش مى‌برند. كسانى كه اهل مطالعه‌اند، با دنيا مواجه مى‌شوند و درباره‌ى اصل دين و اسلام و معارف آن و نيز اصول و فروع و تاريخ دين حرف مى‌زنند و مرتباً شبهه القا مى‌كنند.[4]

دانشجو، غير از آن جوانِ در بازار است كه نه از مجله‌ى خارجى، نه از كتاب خارجى و نه از معارف بيرون اين مرز اصلاً مطلع نيست. دانشجو، قاعدتاً اطلاع پيدا مى‌كند و آگاه و هوشيار است و معارف دنيا برايش مطرح مى‌شود. پس اين فرد، در معرض نفوذ آسيب­‌هاى فرهنگى و بى‌مبالاتى در مقابل دين و بى‌تفاوتى در مقابل ارزش­‌هاى دينى و انقلابى است. اين، يكى از مشكلات محيط دانشجويى و دانشجوست. يكى از مشكلات ديگر -كه نزديك به مشكل قبلى است- آسيب‌پذيرى در مقابل لغزش­‌ها و انحرافات فكرى است.[5]

حضور در دانشگاه­‌ها، خيلي مهم است؛ چون... اصل قضيه، اين است که اين رسالت و اين پيامبري را -­در اين سطح نازلي که ما بر عهده داريم­- تحقق ببخشيم، به اين که به مخاطبين خودمان برسانيم؛ مخاطبين و شنوندگان پيام و رسالت پيغمبران مختلف­‌اند؛ بهترين­‌شان کساني هستند که جوان باشند؛... بالأخره، امر داير است بين اين­که به کسي ياد بدهيم که پنجاه سال مي­‌خواهد از آن استفاده کند، يا کسي که مدّت کوتاهي مي­‌خواهد استفاده کند.

... دوم، اين­که همين جوان­ بودن، امتياز است براي خوب­ فراگيري و شکل­ گيري ذهن به آن­چه ما به او مي­‌دهيم. فرق مي­‌کند که کسي، ذهنِ شکل­‌ گرفت‌ه­اي داشته باشد؛ يا اين­که ذهنِ آماده­‌ی شکل­‌گيري داشته باشد. جوان، اين امتياز دوم را هم دارد.

امتياز سوّم، اين است که جوان، حق­‌پذير است و آن­چه به او گفته بشود ـ­ در وهله­‌ی اوّل براي همه­‌ی جوان­‌ها، بايد اين­طور فرض کرد­ ـ گوش مي­‌کند براي يادگرفتن و عمل­کردن.

... مخاطب شما، غير از اين سه امتيازي که مربوط به جواني است، امتياز ديگري هم دارد، و آن، اين که باسواد و اهل معرفت است؛ او ترجيح دارد بر کسي که انسان براي فهماندن به او، مشکل دارد و مطلب را درست درک نمي­‌کند؛ جوان باسواد! اين هم، امتياز چهارم.

امتياز پنجم، اين است که آينده­‌ی کشور، در دست اوست؛ يعني شما چنان­چه بخواهيد مخاطبين را در کلّ کشور، مرتب به سبر و تقسيم، از هم جدا و افراز کنيد، شايد بشود گفت بهترين و اشرف مخاطبين، اين مخاطبيني هستند که شما با آنان در دانشگاه­‌ها مواجهيد؛ جوان، باسواد، اهل معرفت، آينده­‌ دار و مؤثر در آينده­‌ی کشور.[6]

1ـ2. جوانان

عزيزان! امروز، مخاطب شما، جوانان‌اند؛ روي آنها بايد کار کنيد: «عليکم بالأحداث»! نمي­‌گويم غير جوان­‌ها را رها کنيد؛ يا آنها به آموختن، احتياج ندارند؛ امّا مي­‌گويم شما، روي جوان­‌ها کار کنيد؛ سرريزش به غيرجوان ها هم مي­‌رسد و براي آنها... کافي است[7].

يكى از شيرين‌ترين رخدادها براى انسان اين است كه جوانانى كه مظهر معرفت‌جويى و استفهام و طالب دانستن و آگاهى هستند، چيزى را بپرسند كه انسان مى‌تواند در محدوده‌ى اطلاعاتش به آن جواب دهد و درعين‌حال به همين اندازه مى‌تواند در رفع سؤال و ابهام در ذهن جوان -كه مظهر شادابى و نشاط و ميل به پيشرفت است- كمك كند؛ به­‌خصوص با توجه به اين‌كه ابهام‌آفرينى يكى از سياست­‌هاى اصلى كانون­‌هاى مبارزه با جمهورى اسلامى است. ابهام‌آفرينى و ايجاد نقطه‌ى كور براى ذهن­‌ها، خودش يك سياست است.[8]

جوان را بايد بشناسيد؛ فكر او را بايد بشناسيد؛ آن­چه را كه به او هجوم آورده، بايد بشناسيد. تا ميكروب و بيمارى را نشناسيد كه علاج نمى‌توان كرد. اين­ها همه ملايى مى‌خواهد. درس­خواندن، مطالعه­‌كردن و كاركردن، كه همه‌ى اين­ها زير عنوان مهارت­‌هاى دينى خلاصه مى‌شود.[9]

بيش از دو سوم مردم ما، جوانان­‌اند؛ خود شما هم جوانيد؛ اکثر [شما]، جزء همين نسل هستيد؛ پس بيش­تر از همه، آن­ها را بايد مخاطب قرار داد. دوّم، اين که دشمنان اين کشور، دشمنان اين انقلاب و دشمنان دين، با توجه به همين حقيقت، مدّت­هاست که براي مخاطبين جوان، برنامه­‌ريزي مي­‌کنند؛ ممکن است ما غفلت کرده باشيم؛ امّا دشمن ما، غفلت نکرده است!... اين هم، دليل ديگري است که بايد توجّه بيشتر شما، به جوانان باشد.

دليل سوم، اين است که جوان، آسان­‌پذير و زودپذير است؛ چون دل او، نوراني است؛ هنوز آلودگي در دل­هاي جوانان، به قدر افرادي از قبيل بنده که سني از آن­ها گذشته است، نيست و سخت­‌پذير نشده­‌اند! پس، از اوّل که شما به فکر تبليغ هستيد و مي­‌خواهيد مطالبي را براي بيان دين و اخلاق و هر آن­چه بايد گفته شود، انتخاب کنيد، هدف را مخاطبه با جوانان قرار دهيد.[10]

2. نيازشناسي مخاطبين

2ـ1. نیاز مخاطبین داخلي

آن كس كه فرضاً در دانشگاه­‌ها مشغول تبليغ و كار مخصوص روحانى است يا در ارتش و يا در سپاه مشغول تلاش روحانى است، بايد نياز فكرى آن مجموعه و مخاطبين خودش را هوشمندانه و زيركانه بشناسد. بايد ببيند مخاطب او چه عقده و ابهام و سؤالى در ذهن دارد؛ ولو به زبان نياورد. بايد عالمانه آن مشكل را حل كند. اگر مى‌تواند، خودش حل كند و اگر نمى‌تواند پيش عالم­‌تر از خودش برود و مشكل را حل كند. اين­گونه است كه سطح علم بالا مى‌رود.[11]

از اين بالاتر، نيازهاى جماعت مردم است. گاهى يك نياز تبليغى در جامعه وجود دارد، آحاد هم به آن توجّه ندارند؛ ولى شما مى‌دانيد كه اين نياز هست. مثلاً شما تبليغات دشمن را گوش كرديد، ديديد كه دشمن متمركز و متوجّه به چيست؛ مى‌فهميد كه بايد اين را مورد توجّه قرار دهيد و ازاله‌ى پليدى و دفن تبليغات كذب دشمن را بكنيد؛ در حالى كه ممكن است خود آن مخاطبان به آن توجّه نداشته باشند. اين مى‌شود رفع نياز. [12]

2ـ2. نیاز مخاطبین خارجي
2ـ2ـ1. مسلمانان خارج از کشور

فرض بفرماييد الان اگر شيعيان كشمير كه جزو مجموعه‌ى مسلمين كشميرند و يك اقليت هستند، از ما سؤال بكنند كه ما در فلان قضيه چه بايد بكنيم، اين مجمع جهانى بايد از موضع يك مطالعه و تدبر سنجيده، پاسخ آن­ها را حاضر داشته باشد و به آن­ها ارائه دهد. و همين‌طور شيعيان بقيه‌ى مناطق -در اروپا و جاهاى ديگر- كه غالباً در اقليت هستند، مسائلى براي­شان پيش مى‌آيد كه ما بايستى هميشه پاسخ سؤال­‌ها و مسائل آن­ها را حاضر داشته باشيم؛ چه سؤال­‌هاى سياسي­‌شان، چه سؤال­‌هاى فقهي­‌شان، و چه بقيه‌ى مسائلى كه براي­شان پيش مى‌آيد.[13]

2ـ2ـ2. تازه مسلمانان خارجي

جوانان طيب و طاهر و تحصيل­‌ كرده و با استعداد و ممتازى از اروپا كه در دانشگاه­‌هاى خودشان مسلمان شده‌اند پيش ما مى‌آيند و درباره‌ى مسائل اسلامى راهنمايى مى‌خواهند. چه كسى بايد اين­ها را راهنمايى كند؟ چه كسى بايد به آن‌جا برود و در ميان آن­ها سكونت كند و تعليم دين و اخلاق بدهد؟ چه كسى بايد براى آن­ها كتاب بفرستد؟ چه كسى بايد براى آن­ها مسائل را تبيين كند؟ پاسخ همه‌ى اين پرسش‌ها به حوزه‌هاى علميه مرتبط است. [14]

2ـ2ـ3. علاقمندان به کسب آگاهي درباره­‌ی اسلام

بسيارى از جوامع غيرمسلمان به اسلام توجه پيدا كرده‌اند - ولو مسلمان نشده‌اند - ولى مى‌خواهند بدانند اسلام چيست كه اين دستگاه عظيم را به راه انداخته و حكومت تشكيل داده و با ابرقدرت­‌ها سينه به سينه شده است و از كسى هم نمى‌ترسد و دنيا را اداره مى‌كند؛ دينى كه وارد ميدان زندگى است و ضرورت­‌ها و فشارها و ترس­‌ها و لرزها و ضعف­‌هاى دولت­‌هاى ديگر به سراغش نمى‌آيد. چه كسى بايد اين دين را بيان كند؟ آيا بمانيم تا بي‌سوادها و يا كسانى كه از اسلام هيچ اطلاعى ندارند و آن را از روى دهان ديگران شناخته‌اند، به آن‌جا بروند؟![15]

 --------------------------------------

[1] . بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار علما و روحانيون استان زنجان، 1382/7/21، به نقل از کتاب حوزه و روحانيت در نگاه رهبري.

[2] . بيانات در جمع مسئولين و دست اندر کاران مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات- 1380

[3] . بيانات در جمع مسئولين و دست اندر کاران مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات- 1380

[4] . بيانات در آغاز درس خارج فقه 1374/06/14

[5] . بيانات در ديدار اعضاي شوراي مرکزي نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه­ها1369/08/7

[6] . بيانات رهبر معظّم انقلاب اسلامي در ديدار اعضاي انجمن اهل قلم 1381/11/07

[7] . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1379/7/15، به نقل از کتاب حوزه و روحانيت در نگاه رهبري.

[8] . بيانات در ديدار با دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى1382/02/22

[9] . ديدار با روحانيون1385/08/17

[10] . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1379/7/15، به نقل از کتاب حوزه و روحانيت در نگاه رهبري

[11] . بيانات در ديدار ائمه‌ى جماعات و روحانيون و مبلغين، در آستانه‌ى ماه مبارك رمضان 1371/11/25

[12] . بيانات در ديدار با علما و روحانيون در آستانه‌ى ماه مبارك رمضان1376/10/03

[13] . بيانات در ديدار با اعضاى شوراى عالى مجمع جهانى اهل‌بيت(ع)1307/07/04

[14] . بيانات در آغاز درس خارج فقه1374/06/04 

[15] . بيانات در آغاز درس خارج فقه 1374/06/14

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«إنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ مِنَ الجَهلِ، ومَصابيحُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلَمِ؛»

«همانا دانش، زندگى بخش دل‌هاى مُرده از نادانى و چراغ و روشنى بخش چشم‌ها در تاريكى‌هاست.»

جامع بيان العلم وفضله: ج ۱ ص ۵۵

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185