تعداد بازدیدها:1493
Share/Save/Bookmark
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
صباح 17-18 > نویسنده : مركز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات کد: 155

- جامعيت دين خاتم را از دو راه مى توان اثبات كرد:
الف) دليل عقلى;[1] كه آن را با بيان چند مقدمه توضيح مى دهيم:
1. خداوند حكيم، آدمى را براى رسيدن به كمال نهايى و سعادت جاودانه آفريده است.
2. زندگى دنيا مقدمه ى زندگى آخرت، و سعادت و شقاوت ابدى در گرو چگونه زيستن در اين جهان است; يعنى اعمال و رفتار ما در رسيدن به سعادت يا محروم شدن از آن دخيل و مؤثّرند.
3. سعادتمندى در جهان آخرت، منوط به شناخت چگونگى رابطه ى اعمال با نتايج اخروى آن است; زيرا تا رابطه ى اعمال با نتايج اخروى آن ها و سعادت و شقاوت آدمى روشن نباشد، چگونه مى توان برنامه ى صحيح و همه جانبه اى براى زندگى اين جهان پى ريزى كرد؟
4. ابزار عمومى شناخت (حس و عقل)، از درك چگونگى روابط اعمال و رفتار دنيوى با نتايج اخروى ناتوان است.
بُرد و قلمرو ادراك حسى، كه از راه حواس ظاهرى و در اثر ارتباط با جهان مادى حاصل مى شود، بسيار محدود است و تنها چيزهايى كه با ما ارتباط پيدا مى كنند ـ آن هم در زمانى كه اين ارتباط برقرار است ـ مورد ادراك حسى واقع مى شوند; پس شناخت مسير صحيح زندگى در تمام ابعادش، و جنبه ى ارزشى اعمال و رفتارمان، به ويژه رابطه ى انسان با نتايج اخروى آن، از حيطه ى ادراك حسى خارج است.
امّا ادراكات عقلى، يعنى آن چه عقل به تنهايى و صرف نظر از تجربه ى خارجى درك مى كند يك سلسله مفاهيم كلى خاصى است كه اصطلاحاً به آنها بديهيات اوليه گفته مى شود; مانند محال بودن اجتماع نقيضين. اين گونه مفاهيم نيز براى بازشناسى روابط پيش گفته كارايى ندارد; زيرا بديهيات اوليه ى عقل بسيار محدود است و هرگز نمى تواند حكم روابط ما با خدا، با ديگران و محيط زندگى را تعيين و جنبه ى ارزشى آنها را بيان نمايد.
ادراكات تجربى نيز كه از همكارى حس وعقل حاصل مى شود، در حدى است كه در دايره ى تجربه ى انسان قرار مى گيرد، ولى آن چه جنبه ى ماوراى مادى دارد در دام تجربه و آزمايش نمى افتد تا بتوانيم رابطه ى ماده و غيرماده را هم از راه تجربه اثبات كنيم;[2] بنابراين، شناخت پديده هاى اخروى و كشف و درك رابطه ى اعمال و رفتار آدمى با نتايج اخروى آن و آگاهى از تأثير اعمال آدمى در نيك بختى يا تيره روزى، نه توسط حس و نه عقل و نه حتى از همكارى آن دو حاصل نمى شود.
از سوى ديگر توانايى طراحى برنامه اى صحيح و جامع براى زندگى، منوط به آگاهى و شناخت اين تأثير و تأثّرهاست. حال، با توجه به نارسا و ناكافى بودن شناخت هاى عمومى و همگانى براى رسيدن به هدف و غايت خلقت، و بنابر مقتضاى حكمت، خداوند با ارسال رسل و انزال كتب، برنامه اى جامع و كامل فراروى انسان قرار داده تا آدمى بر اساس آن، راه صحيح زندگى و برنامه ى سعادت خود را بشناسد.
ب) دليل نقلى; آيات متعددى بر جاودانگى و جهانى بودن قرآن دلالت دارند كه با كمك آنها مى توان جامعيت دين اسلام را ثابت كرد:
1. جهانى بودن دين خاتم و جامعيت آن
برخى آيات قرآن، اسلام را دين جهانى، و هديه اى از جانب خداوند براى تمام بشر ـ نه يك گروه و منطقه ى خاص ـ معرفى كرده است; مانند:
(قُلْ يا أَيُّهَا النّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً);[3] بگو اى مردم، من پيامبر خدا به سوى همه ى شما هستم.
(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ);[4] و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاده ايم.
لازمه ى جهانى بودن دين خاتم آن است كه توانايى هدايت و راهنمايى تمام جوامع بشرى، حتى جوامع مترقى را كه معارف در سطح بالاترى را مى طلبند، نيز داشته باشد. دين اسلام اين گونه است.
2. جاودانگى دين خاتم و جامعيت آن
از ديگر ويژگى ها و امتيازات دين اسلام «جاودانگى» آن است كه ظهورش توأم با پايان يافتن و خاتمه يافتن نبوت بوده است و احكام و تعاليم آن برنامه ى حيات بخش را براى تمام انسان ها در همه ى زمان ها ارائه مى دهد.
(ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَد مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ);[5] محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولى فرستاده ى خدا و خاتم پيامبران است.
(تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً);[6] بزرگ و خجسته است كسى كه بر بنده ى خود فرقان (كتاب جداسازنده ى حق از باطل) را نازل فرموده، تا براى جهانيان هشدار دهنده باشد.
حال با توجه به اين كه قرآن آخرين دين الهى و آورنده ى آن خاتم پيامبران و تعاليم و احكام آن سند هدايت براى كل آدمى است، انتظار مى رود كه اسلام براى تمام انسان ها در اعصار مختلف سخن داشته باشد و زمينه ى هدايت و سعادت دنيوى و اخروى همه ى جوامع، حتى پيچيده ترين آنها را فراهم نمايد.
البته آيات ديگرى نيز براى جامعيت دين خاتم مورد استناد قرار گرفته اند; مانند آياتى كه قرآن را تبيان هر چيزى مى داند:
(وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْء وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ);[7] و اين كتاب را كه روشنگر هر چيز و رهنمود و رحمت و بشارتگر مسلمانان است، بر تو نازل كرديم.
يكى از صفات عمومى قرآن (تِبْياناً لِكُلِّ شَيْء) است و از آن جا كه قرآن، كتاب تربيت و انسان سازى است، و براى تكامل فرد و جامعه، در همه ى ابعاد معنوى و مادى نازل گشته است، منظور از «كلّ شىء» در اين آيه، امورى است كه براى پيمودن اين راه هدايت لازم است.[8] به بيان ديگر، آنچه در سعادت و هدايت انسان مؤثر است ـ اعم از مسائل ارزشى و اخلاقى، معارف حقيقى مربوط به جهان بينى، حقوقى، اقتصادى، سياسى و مسائل مربوط به جهان هستى ـ در آن بيان شده است.[9]
روايات فراوانى نيز از معصومين(عليهم السلام) درباره ى جامعيت دين خاتم نقل شده كه به ذكر برخى از آنها اكتفا مى كنيم:
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)در سفر حجة الوداع فرمود:
اى مردم، هيچ چيزى نيست كه شما را به بهشت نزديك و از آتش جهنم دور كند، مگر آن كه شما را به آن امر نموده ام، و هيچ چيزى نيست كه شما را به آتش جهنم نزديك و از بهشت دور كند، مگر آن كه شما را از آن نهى كرده ام.[10]
از امام صادق(عليه السلام) نيز نقل شده كه فرمود:
همانا خداوند تبارك وتعالى قرآن را بيانگر هر چيزى قرار داده است، حتى به خدا سوگند كه چيزى را كه بندگان خدا به آن احتياج دارند رها نكرده، تا آن جا كه كسى نمى تواند بگويد: اى كاش خداوند آن را در قرآن بيان مى كرد، ولى نكرده است.[11]


[1]. البته متكلمين از اين دليل براى اثبات ضرورت نبوت و نيازمندى به وحى نيز استفاده مى كنند.
[2]. ر. ك: محمد تقى مصباح يزدى، معارف قرآن، (قم: موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله)، 1376ش)، ج 4، ص 9 30، و آموزش عقايد، (تهران: شركت چاپ و نشر بين الملل، 1380ش)، ص 212 ـ 218.
[3]. سوره ى اعراف، آيه ى 158.
[4]. سوره ى انبيا، آيه ى 107.
[5]. سوره ى احزاب، آيه ى 40.
[6]. سوره ى فرقان، آيه ى 1 و سوره ى يوسف، آيه ى 104.
[7]. سوره ى نحل، آيه ى 89.
[8]. ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، (تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1362ش)، ج 11، ص 36.
[9]. محمد تقى مصباح يزدى، قرآن شناسى، (انتشارات مدرسه معصوميه، بى جا، بى تا)، ج 2، ص 163 ـ 172.
[10]. كلينى، اصول كافى، ج 1، كتاب فضل العلم، باب 18، حديث 5.
[11]. حويزى، نور الثقلين، ج 3، (قم: مطبعة الحكمة)، ص 74، حديث 174.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
امام حسن عسکری سلام الله عليه :

«ما أقبَحَ بِالمُؤمِنِ أن تَكونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛»

«چه زشت است براى مؤمن، به چيزى دل بندد كه خوارش سازد.»

بحارالانوار: ج 78 ص 374؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185