Share/Save/Bookmark
در آيه‏‌ى 5 سوره احزاب به احترام زنان پيامبرصلَّى الله عليه وآله وسلَّم تصريح شده است. با اين حال، چرا شيعه عايشه را نكوهش مى‏ كند؟
صباح شماره 1 > نویسنده : سيد سعيد حسينى کد: 345

به چند دليل مفهوم اين آيه شامل عايشه نمى‏گردد و اگر شامل او نيز باشد حضرت على‏عليه السَّلام آنرا درباره‏ى عايشه رعايت كرده است. اين دليل‏ها عبارت است از:
1 - اين‏كه در آيه از زنان پيامبر به عنوان مادران مؤمنان، آن هم مادر معنوى و روحانى نه جسمانى ياد شده است. تنها تأثير اين ارتباط و پيوند معنوى مسأله‏ى حفظ احترام و حرمت ازدواج با زنان پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله وسلَّم بود، چنان كه در آيات همين سوره (احزاب) حكم صريح تحريم ازدواج با آنان، پس از رحلت پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله آمده است. در غير اين صورت، از نظر مسأله‏ى ارث و ديگر محرّمات نسبى و سببى كم‏ترين اثرى ندارد؛ يعنى مسلمانان حق داشتند، با دختران پيامبر ازدواج كنند، در حالى‏كه هيچ‏كس با دختر مادر خود نمى‏تواند ازدواج كند. هم‏چنين نگاه كردن به همسران پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله براى هيچ كس جز محارم آنان مجاز نبود.
در حديثى آمده است كه زنى به عايشه گفت: اى مادر! عايشه پاسخ داد: من مادر تو نيستم، مادر مردان شما هستم. اشاره مى‏كنيم كه هدف از اين تعبير، حرمت ازدواج است و اين تنها در مورد مردان امت صادق است. با اين حال، همان گونه كه گفتيم جز مسأله‏ى ازدواج، موضوع احترام و بزرگداشت نيز مطرح است. از اين رو، زنان مسلمان نيز مى‏توانستند به عنوان احترام، همسران پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله را مادر خود خطاب كنند. به همين دليل، در عبارتى از «ام سلمه» (يكى ديگر از زنان پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله) مى‏خوانيم كه مى‏گويد:
انا ام الرجال منكم و النساء.
من مادر مردان و زنان شما هستم.(p (342) . التفسير المنير، وهبة الزّحيلى، ج 12، چاپ اول، بيروت، دارالفكر المعاصر، 1141 ق، ص 642. p)
2- همسران پيامبر حريم دارند، ولى اين حرمت داشتن آن‏ها مشروط است و شرط آن، عمل به قرآن است. قرآن خطاب به همسران پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله مى‏فرمايد:
وَ قَرْنَ فى بُيُوتِكُنَّ و لا تَبَرجَّن تبرُّجَ الجاهِلِيَّةِ الاُولى.(P (442) . احزاب، 33. P)
و در خانه‏هاى خود بمانيد و هم‏چون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد.
اشكال شيعيان، نقد قرآنى است كه چرا عايشه به قرآن عمل نكرد و با جنگ جمل برضد امام وقت قيام كرد؛ قيامى كه به خون‏ريزى فراوان انجاميد. به گفته‏ى برخى تاريخ‏نگاران، شمار كشتگان اين جنگ به 71 هزار نفر مى‏رسيد. به يقين، اين قيام و ماجرا به هيچ وجه قابل توجيه نيست. حتى مى‏دانيم كه خود عايشه پس از اين حادثه، اظهار پشيمانى كرد.(P (542) . تفسير نمونه، ج 71، ص 203. P).
ثعلبى از عايشه چنين نقل مى‏كند: «هنگامى كه از او درباره‏ى جنگ جمل و دخالت او در آن جنگ ويران‏گر پرسيدند، (با اندوه) گفت: اين يك تقدير الهى بود! و هنگامى كه درباره‏ى على‏عليه السَّلام از او پرسيدند، چنين گفت: آيا از من درباره‏ى كسى مى‏پرسى كه محبوب‏ترين مردم نزد پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله بود و از كسى مى‏پرسى كه همسر محبوب‏ترين مردم نزد رسول خدا بود. من با چشم خود، على و فاطمه و حسن و حسين را ديدم كه پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله آن‏ها را در زير لباسى جمع كرده بود و فرمود: خداوندا! اين‏ها خاندان من هستند و حاميان من. رجس را از آن‏ها دور كن و از آلودگى‏ها پاك‏شان فرما. من عرض كردم: اى رسول خداصلَّى الل.ه عليه وآله! آيا من هم از آن‏ها هستم؟ فرمود: دور باش تو بر خير و نيكى هستى (امّا جزو اين جمع نيستى).(P (642) . همان، ص 992. P)
عيب‏جويى عايشه از خديجه - بزرگ‏ترين، فداكارترين و با فضيلت‏ترين زنان اسلام - در تاريخ اسلام مشهور است. اين سخن به قدرى بر پيامبرصلَّى الل.ه عليه وآله ناگوار آمد كه از شدت غضب مو بر تنش راست شد و فرمود: «به خدا سوگند! هرگز همسرى بهتر از او نداشتم. او زمانى ايمان آورد كه مردم كافر بودند و زمانى اموالش را در اختيار من گذاشت كه همه‏ى مردم از من جدا شده بودند».(p (742) . همان، ص 303. p)
3 - اين‏كه حضرت على‏عليه السَّلام پس از جنگ جمل به عبدالرحمن بن ابى‏بكر مأموريت داد كه خواهرش، عايشه را با همراهى سى تن از زنان شريف قبيله‏ى «عبد قيس» و «همدان» به مدينه برسانند. اين كار براى نگه داشتن حريم عايشه بود.(P (842) . نقش عايشه در تاريخ اسلام، سيد مرتضى عسكرى، تهران، مجمع علمى اسلامى، 8631، چ 4، ج 2، ص032. P) در كلام اميرالمؤمنين على‏عليه السَّلام چنين آمده است:
عقده‏هاى درونى كه عايشه نسبت به من داشت، او را به جوشش درآورد. آزارى به من رسانيد كه درباره‏ى كسى چنين آزارى را روا نداشت، ولى با اين حال، من او را همانند گذشته مورد احترام و نيكويى‏هاى خود قرار دادم و كردار نيك و بد او را به خدا وامى‏گذارم. خداست كه هر كسى را بخواهد در مقابل جرم و گناهش مجازات مى‏كند يا او را مورد عفو قرار مى‏دهد.(P (942) . نقش عايشه در تاريخ اسلام، صص 312 - 022. P)
برخى مى‏گويند اختلاف معاويه با حضرت على‏عليه السَّلام تنها به دليل قتل عثمان بود؛ زيرا معاويه مى‏خواست قاتلان وى مجازات گردند. در حقيقت، به جز همين مورد، هيچ گونه اختلافى بين آن دو وجود نداشت. آيا چنين گفته‏اى درست است؟
سيدسعيد حسينى
هنگامى كه حضرت على‏عليه السَّلام، زمام دولت اسلامى را به عهده گرفت، دو جبهه‏ى گسترده از قريش بر ضد وى سازمان‏دهى شد. گروه نخست، ناكثين بودند و گروه دوم، قاسطين بودند كه فرماندهى آن را معاوية بن ابى سفيان بر عهده داشت. ابوسفيان از رهبران مشركان مكه بود كه سركردگى قريش را در بسيارى از جنگ‏هاى آنان با رسول اكرم‏صلَّى الل.ه عليه وآله، در دست داشت. معاويه و پدرش از سرسخت‏ترين دشمنان اسلام و رسول خداصلَّى الل.ه عليه وآله بودند و همواره مى‏كوشيدند بر سر راه گسترش اسلام مانع بيافرينند. آنان به مسلمانان به ويژه رسول خداصلَّى الل.ه عليه وآله آسيب‏هاى فراوانى رساندند.(p (052) . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، بيروت، دارالاحياء الكتب العربية، 5831 ق، ج 2، ص 633. p) مادر معاويه هند بود كه در مكه به زناپيشگى و بى‏عفتى متهم بود و معاويه را به جز ابوسفيان به چهار پدر ديگر نسبت داده‏اند.
هنگامى كه در سال هشتم هجرت، مكه به دست رسول خداصلَّى الل.ه عليه وآله و سپاهيان اسلام گشوده شد، ابوسفيان و معاويه نيز هم‏چون ديگر مشركان به ظاهر اسلام آوردند. در دوران خلافت خليفه‏ى اول، كشورگشايى‏هاى مسلمانان در منطقه‏ى شام آغاز گرديد. ابوبكر، يزيد بن ابوسفيان را به فرماندهى نيروهاى مسلمان در اين كارزار برگزيد. آن گاه برادرش، معاويه را نيز به شام فرستاد تا به او بپيوندد.(P (152) . الكامل فى التاريخ، على بن محمد، ابن اثير، بيروت، دار صادر و دار بيروت، 5831 ق، ج 1، ص 604. P) هنگامى كه دمشق در دوره‏ى عمر به دست نيروهاى اسلام افتاد، يزيد بن ابى‏سفيان به جاى ابوعبيده نشست.(P (252) . الكامل فى التاريخ، على بن محمد، ابن اثير، بيروت، دار صادر و دار بيروت، 5831 ق، ج 1، ص 934. P) چون يزيد در سال 81 هجرى هلاك شد، عمر، معاويه را بر دمشق و خراج آن گمارد.(P (352) . همان، ص 065. P) معاويه پيش از آن، نماينده‏ى خليفه در اردن بود.(P (452) . همان، ص 525. P) معاويه در ميان كارگزاران خليفه‏ى دوم، نماينده‏ى تام الاختيارى بود كه خليفه نظارت چندانى بر وى نداشت. او سال‏ها بر شام، فرمان راند بى آن كه خليفه به اموال وى، رسيدگى كند يا او را عزل سازد. با آغاز خلافت عثمان، حضور بنى اميه در پست‏هاى كليدى سرزمين‏هاى اسلامى گسترش يافت. مروان بن حكم به عنوان مشاور مالى عثمان، راه را براى گسترش نفوذ بنى اميه مى‏گشود. بدين ترتيب، زمينه براى پيشرفت معاويه فراهم شد و وى به فرمان‏روايى مطلق منطقه‏ى شام رسيد. او در تمام مدت خلافت عثمان بر اين مسند باقى ماند.(P (552) . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 1، ص 833. P)
معاويه در ماجراى قتل عثمان، مرموزانه دخالت داشت. وى به گونه‏اى موضع گرفت كه بتواند در هر شرايطى - چه در صورت زنده ماندن يا كشته شدن عثمان - بيشترين بهره را ببرد. او به‏درخواست‏هاى پى‏درپى عثمان مبنى بر فرستادن نيرو به مركز خلافت براى حفظ جان خليفه، توجه نكرد.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
بالندگى انديشه و تناسب پيشرفت‏ه‌اى معرفتى با نيازهاى فكرى زمان به ويژه در عرصه‏‌هاى دينى از نشانه‏‌ها و شاخص‏ه‌اى مهم حيات اجتماعى و دينى جامعه و انديشمندان دينى است. انديشمندان و فقيهان مسلمان به ويژه دانش پژوهان حوزه‏‌هاى علميه پيوسته در راستاى پاسخ‏گويى به چنين نيازهايى از هيچ كوششى فروگذار نكرده‏اند كه برگه‏‌هاى زرين زندگى اين بزرگان و عملكرد حوزه‏‌هاى علميه در تاريخ بهترين گواه بر اين گونه تلاش‏‌ها است. نمونه‏‌ى برجسته‏‌ى چنين كوشش‏‌هايى انقلاب اسلامى ايران است. در فضاى ظلمانى جهان معاصر و در حالى كه هيچ اميدى به تحقق حكومتى اسلامى حتى از سوى دوستداران حكومت دينى نبود، با رهبرى حضرت امام خمينى رضوان اللَّه عليه، پشتيبانى انديشمندان مسلمان و روشن‏گرى‏‌هاى مردمى حوزه‏‌هاى علميه، انقلاب اسلامى به ثمر رسيد. اتحاد امام و امت اسلامى چنان جلوه‏اى زيبا از همبستگى و وحدت در عرصه‏‌ى جهانى ترسيم كرده كه هنوز خاطره‏ى دل‏پذير آن در ذهن حق‏جويان جهان پابرجا است. بر شمردن گام‏‌هايى كه انديشمندان اسلام و حوزه‏‌هاى علميه در تحقق اسلام ناب و برپايى جامعه‏‌ى اسلامى برداشته‏‌اند، در اين گفتار كوتاه، امكان‏پذير نيست. در اين ميان، براى نمونه به فلسفه‏‌ى پيدايش «مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه‏‌ى علميه» بسنده مى‏‌شود. با پيروزى انقلاب اسلامى، مردم مسلمان با دين بيشتر آشنا گشتند و در روشن‏گرى‏‌هاى روحانيت، جوياى آگاهى‏‌هاى دينى جديدترى شدند. همچنين با روى كارآمدن حاكميّت دينى، مردم با جنبه‏‌هاى اجتماعى اسلام روبه‏‌رو گرديدند. از اين رو، علاقه‏‌مندى آنان براى آشنايى با ديگر جنبه‏‌هاى فراموش شده‏‌ى اسلام افزايش يافت. در اين ميان، حق ستيزان و كسانى كه نمى‏‌توانند نور خدا را در جامعه و جهان تحمل كنند، در فعاليتى سازمان يافته و گسترده، به مبارزه با انقلاب اسلامى و در صورت وجود بسترهاى مناسب، به اسلام‏زدايى پرداختند. آنان در اين راستا از هيچ كارى كوتاهى نكردند. اقدام نظامى مانند: حمله‏‌ى عراق به ايران و تهاجم فرهنگى مانند: ترويج فرهنگ برهنگى و بى‏‌بندو بارى و تهاجم فكرى مانند: گسترش دادن آموزه‏‌هاى تكثرگرايى، تساهل منشى و انسان محورى، نمونه‏‌هايى از اين حركت سازمان يافته است. تأثيرپذيرى پاره‏اى از روشن‏فكران و عناد ورزى و فرصت‏ طلبى برخى عوامل داخلى نيز بر گستره و شتاب تهاجم دشمن به انقلاب اسلامى و مكتب اسلام افزوده است. بدين ترتيب، فضايى شبهه‏‌ آلود و گمراه كننده پديد آمده است، به گونه‏‌اى كه امت اسلامى به ويژه جوانان با وجود علاقه‏‌مندى ذاتى آنان به معارف دينى، گرفتار پرسش‏ها و شبهه‏‌هايى شده‏‌اند كه هر روز بر گستره و ژرفاى آن‏ها افزوده مى‏‌شود. چنين عواملى سبب گرديد حوزه‏‌ى علميه در فعاليتى برنامه‏‌ريزى شده و روزآمد به راه‏‌اندازى مركزى به نام «مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه‏‌ى علميه» بپردازد. هدف اين مركز گسترش فرهنگ اسلامى و پاسخ‏گويى به شبهه‏‌ها و پرسش‏هاى دينى قشرهاى گوناگون جامعه (نوجوانان، جوانان، دانشجويان، استادان دانشگاه‏ها، طلاب و فضلا و...) است. اين مركز براى دست‏يابى به اين هدف مقدس و ضرورى، فعاليت‏هاى چندى را آغاز كرده كه راه‏‌اندازى مجله «صباح» از جمله‏‌ى اين فعاليت‏هاست. «صباح» با همكارى و همراهى «مركز پژوهش‏هاى صدا و سيما» به عرصه‏‌ى انديشه و فرهنگ دينى گام نهاده، و در حقيقت، پاسخ‏گوى شبهه‏‌ها و پرسش‏هاى مطرح در جامعه است كه با بيانى روشن، علمى، به روز و فشرده به همراه استدلال‏هاى مورد نياز به پيش‏گاه علاقه‏‌مندان عرضه مى‏‌شود. اميد آن‏كه پيشنهادها، انتقادها و همراهى مخاطبان حقيقت‏جو و دلسوز به شكوفايى و رشد روزافزون «صباح» بي‌انجامد.
 
امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :

«فاقَةُ الكَريمِ أحسَنُ مِن غَناءِ اللَّئيمِ؛»

«تنگدستىِ انسان بزرگوار نيكوتر از توانگرىِ فرد خسيس و فرومايه.»

غرر الحكم، ۶۵۸۶

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185