تعداد بازدیدها:1599
Share/Save/Bookmark
دخالت هاى استعمارى انگليس در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى چگونه بوده است؟
صباح 19 > نویسنده : امير على حسنلو کد: 241
دخالت هاى اقتصادى و نظامى استعمارگران
آغاز روابط ايران با انگليس حدوداً به دوره ى تيموريان برمى گردد. در عهد صفويان نيز روابط تجارى برقرار بود و بازرگانان انگليسى در ايران حضور داشتند. انگليسى ها براى حفظ مستعمرات خود و وسعت قلمرو آن تحركات خود را در منطقه افزايش مى دادند; از اين رو پس از رقابت شديد آنها با فرانسه بر سر مسئله ى هندوستان و طرح هاى ناپلئون براى سهيم شدن در اين كشور از طريق همسايگان آن، از جمله ايران، دولت استعمارى انگليس را بر آن داشت كه در ايران نفوذ بيشترى داشته باشد و اين خود موجب ضعف حاكمان ايران و دخالت هاى استعمارى آنان شد.[1]
در دوره ى افشاريه نيز جنوب ايران مركز فعاليت تجارى آنها بود.[2] كريم خان زند براى رونق تجارت، آزادى تجارى بيشترى به انگليس داد; به طورى كه در بوشهر هيچ رقيبى نداشتند و مركز تجارى آنها به مركز سياسى تبديل شد تا شيخ نشين هاى خليج را نيز تحت نظر بگيرند.[3] اگرچه نتوانستند موافقت كريم خان زند را جهت تأسيس پايگاه در مناطق مركزى جلب كنند[4] ولى بعدها نفوذ آنان به مناطق ديگر نيز سرايت كرد.[5]
در دوره ى قاجار كه ايران از جانب روسيه مورد تهاجم واقع مى شد فرانسه از فرصت استفاده كرد تا ايران را در مقابل رقيب خود انگليس قرار دهد; لذا در عهدنامه ى فين كين اشتاين ايران در قبال فرانسه متعهد شد كه انگليسى ها را از اين كشور بيرون كند و به آنها اعلان جنگ بدهد;[6] اما انگليسى ها با تدابير دوستانه سعى در حفاظت مستعمره ى ارزشمند خود (هندوستان) نمودند و سر جان ملكم را به عنوان سفير به ايران اعزام كردند; (1215) او توانست امتيازات استعمارى زيادى براى دولت متبوع خود كسب كند.
با اين كه در سال 1221 روابط ايران با انگليس قطع شد ولى انگليسى ها پايگاه خود را در بصره و اطراف خليج فارس حفظ نمودند. فرانسويان هر چند رابطه ى گرمى با دولت داشتند ولى به علت عدم وفادارى در بين مردم منفور بودند، و اين براى انگليسى ها موقعيت مناسبى بود، تا در خليج فارس ايران را با قواى نظامى تهديد كنند. يكى از ترفندهاى هميشگى انگليسى ها براى گرفتن امتياز، جوسازى و ارعاب بود، لذا در اين موقعيت سر هارفورد جونز به ايران آمد و دولت ايران با توجه به بحران هاى موجود و تهديد روس ها، مجبور به قبول سفير انگليس و رد سفير فرانسه شد.[7]
آنها با انتقال برخى نيروهاى خود به جنوب ايران و نفوذ در خليج فارس و ايجاد رابطه با شيوخ محلى و امام مسقط، اهداف خود را دنبال مى كردند; چنان كه با اهداف سياسى براى مدت 2 سال فرمان حكومت بندر عباس و جزاير قشم و هرمز و نواحى شميل و ميناب و بندر خمير را از ناصر الدين شاه براى امام مسقط گرفتند (1272 ق) و پس از وفات امام مسقط فرزندش را تحريك نمودند تا اين جزاير را از حكومت ايران جداكند ولى موفق نشدند.
پس از معاهده ى پاريس، نفوذ انگليسى ها در ايران بيش تر شد به طورى كه آنها توانستند فروش دخانيات را به خود اختصاص دهند كه با هشيارى علماى شيعه و فتواى تاريخى ميرزاى شيرازى(رحمه الله)با آن مقابله شد.[8]
آنها همواره سعى در تجزيه ى ايران داشتند، چنان كه در جنوب با حمايت از شيوخ منطقه و در كرمان و نواحى سيستان و بلوچستان با حمايت آقاخان كرمانى رهبر فرقه ى اسماعيليه، قصد جداسازى اين مناطق را از خاك كشور داشتند.[9]
قواى انگليسى به بهانه ى سركوب طوايف سيخ ساكن كنار رود سند، در بلوچستان حضور يافته، از رؤساى قبايل استقلال طلب و غافل بلوچ بر ضد دولت حمايت مى كردند و مرزهاى جنوب شرقى را ناامن مى نمودند. سرانجام در سال 1260 / 1863 م به بهانه ى تأسيس تلگراف در جنوب ايران براى مرزهاى ايران و افعانستان سرحدى طبق ميل خود مشخص كردند و قسمتى از خاك ايران را در مشرق از كشور جدا كردند.[10]
انگليسى ها از علاقه ى ناصر الدين شاه به تجديد فراش و سفر به فرنگ نهايت سود را براى گسترش آمال استعمارى خود بردند و توانستند امتيازات زيادى در جهت غارت ذخاير و منابع ملى و فرهنگى ايران كسب كنند; مثل تأسيس بانك شاهنشاهى، تأسيس تلگراف، تأسيس خط آهن، استخراج معادن و فلزات و سنگ هاى گران قيمت و آثار باستانى، كشتى رانى در كارون و استخراج انواع فرآورده هاى دريايى كه با سرمايه ى ملى ايران اجرا مى شد و سود آن عايد شركت هاى هند و اروپا (انگليس) مى گرديد.
پس از شانزده سال منازعه، مدت قرارداد فوق 60 ساله شد كه طبق آن، معادن نفت و ديگر فلزات در تمام نقاط ايران به انگليسى ها واگذار مى شد. بر اساس اين قرار داد، به بهانه ى كشف نفت حفارى در مناطق مختلف ايران آغاز شد و سرانجام چاه هاى نفت در مناطق جنوب كشف و توسط شركت انگليسى استخراج مى شد و مبالغ كمى از درآمد آن بين قبايل منطقه تقسيم و بقيه به جيب شركت هاى وابسته به دولت انگليس مى رفت. آنها با نفوذ تجارى در بين قبايل منطقه ى جنوب، قصد تجزيه و جدا كردن اين منطقه ى حاصل خيز و سرشار از نفت را داشتند و در اين راه جنگ هاى زيادى در اين مناطق به راه انداختند و جنايات بى شمارى را مرتكب شدند كه از جمله ى آنها جنگ محمّره و تصرف خوزستان و بوشهر و خارك بود.[11] آنها با غارت ذخاير و منابع كشور و استثمار صنعتگران و تحصيل كردگان ايرانى و مديريت بر آنان صنعت خودشان را به ايرانيان نماياندند و اين باعث شد كه ايران سال ها بتواند به استقلال عملى دست يابد. استبداد حاكم بر ايران نيز در فراهم شدن چنين زمينه اى نقش اساسى داشت; بدين ترتيب كه كليد اقتصاد ايران به دست آنها افتاد، به تدريج افسار سياست نيز به آنها واگذار شد، و در اندك زمانى يكّه تاز ايران شدند و استقلال سياسى، اقتصادى و نظامى كشور را در دست گرفتند و رسماً ايران را به همسايه ى مستعمره (هندوستان) ملحق كردند و نقشه ى جغرافيايى و استراتژيكى ايران را به سود خود تغيير دادند و براى جدا كردن افغانستان از ايران، جزيره ى خارك و بندر بوشهر و خوزستان را به تصرف خود درآوردند و سرانجام طى تحميل معاهده ى پاريس (1273 / 1857 م) و به موجب بند پنجم و ششم و هفتم آن، دولت ايران متعهد شد تمام خاك افغانستان را تخليه و از هر گونه ادعا نسبت به آن پرهيز كند. جدايى افغانستان در دوره ى صدارت ميرزاآقا نورى كه كاملاً به انگليسى ها وابسته بود واقع شد. پس از اين، در سراسر خليج فارس و درياى عمان نفوذ دريايى برقرار گرديد و تنها راه بازرگانى ايران از طريق درياى آزاد به دست انگليس افتاد.[12]
دخالت هاى سياسى فرهنگى
1. حمايت از ترويج و قدرت گرفتن فرقه ى اسماعيليه و آقاخان كرمانى.[13]
2. دامن زدن به شورش هاى محلى در گرگان، اصفهان و كاشان براى دست برداشتن محمد شاه از هرات.[14]
3. دخالت در شورش هاى شرق خراسان كه توسط طوايف قادريه (نقشبنديه) واقع شد.[15]4. حمايت از تشكيل فرقه ى گمراه بابيت در جنوب ايران، توسط سيد على محمد باب.
5. تشكيل مجموعه هاى سرّى نظير آدميت و فراماسون، براى جذب نخبگان و بد نام كردن آنها در بين مردم و اجراى اهداف خويش توسط آنها و تأثير و نفوذ غير مستقيم در امور سياسى، اقتصادى و فرهنگى كشور.[16]
6. سعى در به انحراف كشاندن انقلاب مشروطه ى ايران، نفوذ در بين نمايندگان مجلس مشروطه[17] و سركوب مبارزان و محافظان مشروطه.
7. تقسيم ايران به سه منطقه و تصرف قسمت وسيعى از خاك ايران طى قرار داد 1905 و 1915.[18]
8. تحميل قرارداد ننگين 1919 كه بر اساس آن ايران رسماً مستعمره ى انگليس معرفى شد.[19] مفاد بندهاى اين قرارداد كه به امضاى وثوق الدوله و هيئت انگليسى رسيد تماميت ارضى و استقلال سياسى و اقتصادى و نظامى ايران را به كلى از بين مى بُرد.[20] در آمد نفت جنوب، گمركات و مديريت اجرايى تمام امور كشورى و لشكرى و تعيين فرماندهان نظامى و ساير مسئولين به دست انگليسى ها افتاد و مجلس مشروطه كاملاً به حاشيه رانده شد; بدين ترتيب انقلابى كه صدها نفر از مردم و دانشمندان در راه پيروزى آن به شهادت رسيدند با دسيسه ى استعمارگران انگليسى كاملاً منحرف و باطل شد.[21]
9. پس از قرار داد 1919 دخالت هاى استعمارى انگليسى در امور ايران افزايش يافت. آنها به راحتى توانستند علاوه بر پشت سر گذاشتن مجلس و مجلسيان مشروطه، از طريق نمايندگان حامى و دست نشانده ى خود حكومت ايران را به راحتى تغيير دهند و دست نشانده ى رسمى خود (پهلوى) را به حكومت برسانند[22] و سال ها ايران را از پيشرفت و ترقى باز دارند.
10. با به قدرت رسيدن رضا خان مير پنج، كه بى ترديد عامل انگليس بود،[23] سركوب قيام ها و نهضت هاى مردمى ايران آغاز شد و شعاير مذهبى مورد هجوم قرار گرفت و علماى وارسته اى چون مدرس، كاشانى و... منزوى شدند يا به شهادت رسيدند. محمد رضا پهلوى كه پس از شهريور 1320 با حمايت انگليس جاى پدرش را گرفت، هم چنان تازيانه هاى خشم استعمار گران براى نابودى هويت دينى را بر سر ملت ايران كوبيد و در اين راه از هيچ ظلمى كوتاهى نكرد. در طول اين دوران كابينه ها توسط وابستگان انگليس تشكيل مى شد; اما مردم و جوانان غيور ايران با رهبرى روحانيت آگاه و اساتيد متعهد حوزه و دانشگاه دست از مبارزه نكشيدند و تمام اين قضايا را معلول دخالت استعمارگران انگليس مى دانستند، كه با تحميل قرار دادهاى ننگين ديگر مثل «گلشائيان» و تحريك شاه به تغيير قانون اساسى مشروطه و دخالت در انتخابات مجلس و حمايت از طرف داران و وابستگان خود[24] و سركوب مبارزان بزرگى چون كاشانى و نواب صفوى و... مقاصد خود را دنبال مى كردند. پس از پيروزى نهضت مردمى در ملى شدن صنعت نفت، روابط ايران و انگليس در تاريخ سوم مهر ماه 1331 قطع شد و در شانزدهم آذر ماه 1332 پس از روى كار آمدن دولت زاهدى مجدداً رابطه برقرار شد كه با مقاومت آيت الله كاشانى مواجه گرديد.[25] وى آن روز را عزاى ملى اعلام كرد و سه تن از دانشجوايان در اين راه شهيد شدند;[26]، بدين ترتيب جرقه هاى انقلاب با مبارزات خستگى ناپذير مرحوم كاشانى عليه استعمارگران، به خصوص انگليس، از سر گرفته شد و دولت استعمارگر فعاليت هاى فرهنگى و اقتصادى خود را با رقابت آمريكا شدت بخشيد.[27]
[1]. سر پرسى سايكس، تاريخ ايران، ترجمه ى محمد تقى گيلانى، (تهران: دنياى كتاب، چ پنجم، 1370)، ج 2، ص 404 ـ 6-4.
[2]. غلامرضا ورهام، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران در عصر زنديه، (تهران: انتشارات معين، 1366)، ص 204 و رضا شعبانى، تاريخ اجتماعى ايران در عصر افشاريه و زنديه، (تهران: سمت، چ اول، 1377)، ص 186 ـ 189.
[3]. احمد فرامرزى، كريم خان زند و خليج فارس، (تهران: چ اول، 1346)، ص 7.
[4]. محمد هاشم آصف، رستم التواريخ، به كوشش محمد مشيرى، (تهران: سپهر، چ دوم، 1352)، ص 282 ـ 386.
[5]. محمود محمود، تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن 19، (چاپ، پنجم، تهران: اقبال، 1333ـ 1336)، ج 1، ص 5 ـ 10 و رضا شعبانى، همان، ص 190.
[6].. على اصغر شميم، ايران در دوره ى سلطنت قاجار، (مدبر، چ دوم، 1375)، ص 63.
[7]. همان، ص 238.
[8]. محمد رضا زنجانى، تحريم تنباكو، (تهران: فراهانى، بى تا)، ص 113.
[9]. على اصغر شميم، همان، ص 242.
[10]. همان، ص 250 ـ 260.
[11]. همان، ص 227 ـ 234.
[12]. همان، ص 234.
[13]. همان، ص 150.
[14]. همان، ص 147.
[15]. همان، ص 151.
[16]. در اين باره ر.ك: حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، (تهران: مؤسسه ى مطالعات و پژوهشهاى سياسى، چ سوم، 1370)، ج 2، ص 138 ـ 187.
[17]. سيد جلال الدين مدنى، تاريخ سياسى معاصر، (قم: جامعه مدرسين، چ سوم، بى تا)، ج 1، ص 138.
[18]. همان.
[19]. همان، ص 146.
[20]. على اصغر شميم، همان، ص 585.
[21]. همان، ص 589.
[22]. همان، ص 607 و 635 و ملك الشعراى بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران، (تهران: امير كبير، چ چهارم، 1380)، ج 3، ص 317.
[23]. حسين فردوست، همان، ج 1، ص 82 و 293.
[24]. همان، ج 2، ص 231، و ج 1، ص 284 ـ 288.
[25]. سيد جلال الدين مدنى، همان، ص 532 ـ 533.
[26]. همان، ص 535.
[27]. همان، ج 2، ص 236.
 
Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
آيا نظارت خبرگان بر رهبرى يك نظارت واقعى است يا صورى و تشريفاتى؟
چه نهادى بر مجلس خبرگان نظارت مى كند كه به وظايف خود عمل نمايد و دچار انحراف نشود؟
چه عواملى بر ميزان مشاركت سياسى و اجتماعى مردم مؤثر است؟
آيا الزامات فقهى نسبت به مشاركت سياسى مردم با حق رأى شهروندان سازگار است؟
نسبت دين و دنيا از ديدگاه اسلام چيست؟ آيا هر يك از دين يا دنيا مى توانند مستقل از ديگرى به هدفشان برسند؟
چگونه دين كه امرى ثابت است، مى تواند پاسخگوى نيازمندى ها و واقعيت هاى متغيّر اجتماعى باشد؟
شئون و وظايف پيامبر و امام معصوم و موارد تمايز اين وظايف چيست؟
آيا نبوغ عقلانى بشر مى تواند او را از هدايت وحيانى بى نياز كند؟
شاه نعمت الله ولى، رئيس و مؤسس فرقه ى نعمت اللهيه، چه مذهبى داشت؟
فرقه ى نعمت اللهيه گناباديه چگونه به وجود آمده است و عقايد آن چيست؟
عوامل و موانع نشاط در خانواده از ديدگاه تربيت اسلامى چيست؟
آيا انتساب مسجد مقدس جمكران به امام زمان(عج) از مبانى تاريخى متقنى برخوردار است؟
آيا مسجد مقدس جمكران آثار و بركاتى در طول تاريخ داشته كه نشانه ى توجه حضرت امام عصر(عج) به آن باشد؟
دخالت هاى استعمارى انگليس در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى چگونه بوده است؟
آيا دخالت هاى انگليس در ايران پس از پيروزى انقلاب اسلامى استعمارى بوده است؟
مهم ترين وظيفه ى جوانان و نوجوانان در عصر حاضر از ديدگاه قرآن و روايات چيست؟
سخن سردبير حكومت در اسلام جايگاه ارزشمند و والايى دارد و بى ترديد تأثير بسزايى بر جامعه و افراد آن خواهد داشت. ساختار و اهداف حكومت ها با فرهنگ جوامع متناسب است; بنابراين ساختار و اهداف حكومت اسلامى متناسب با تعاليم اسلام است. پس از انقلاب و تشكيل حكومت اسلامى در ايران، نهادهايى هماهنگ با آن شكل گرفت. يكى از اين نهادها مجلس خبرگان رهبرى است. اهميت فوق العاده ى اين مجلس در اين است كه مطابق قانون اساسى وظيفه ى تعيين و عزل رهبرى و نظارت بر عملكرد او را بر عهده دارد. همواره بحث هاى متفاوتى درباره ى اين نهاد مطرح است. از جمله اين كه آيا نظارت خبرگان در حقيقت نظارتى صورى و استطلاعى است يا نظارتى واقعى و استصوابى; و چه مكانيزمى براى تضمين عملكرد درست خبرگان در نظر گرفته شده است؟ در بخش حقوق به اين پرسش ها پاسخ داده مى شود. در بخش سياست به عناصر مؤثر بر مشاركت سياسى مردم از جمله، فرهنگ هويت و آداب ورسوم و نيز سازگارى الزامات فقهى مربوط به مشاركت سياسى با حق رأى شهروندان پرداخته و ثابت شده است كه الزامات فقهى، چه بر اساس رويكرد حق رأى و چه بر اساس نظريه ى كاركردى رأى، تعارضى با حق رأى شهروندان ندارد. مسئله ى توجه دين به امور دنيوى و چگونگى پاسخ گويى آموزه هاى دينى به نيازهاى متغير، در بخش دين پژوهى مطرح گرديده و گفته شده است كه اسلام به دليل اشتمال بر يك سلسله مكانيزم هاى خاص، هم چون احكام ثانويه و اجتهاد، توان پاسخ گويى به نيازهاى متغير انسان را دارد. در بخش كلام به وظايف مشترك و متمايز پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام) اشاره شده و هم چنين ثابت شده است كه عقل به جهات مختلفى (مانند: گرفتارى اش به هوا و هوس و ناتوانى اش در تشخيص جزئيات و محدوديت هايش از جهت درك امور غيبى، مانند تأثير اعمال در آخرت)، مستقلا توانايى تشخيص راه سعادت را ندارد. عقايد شاه نعمت الله ولى و چگونگى پيدايش فرقه ى نعمت اللهيه ى گناباديه و عقايد آنها در بخش اديان و مذاهب بررسى شده است. در بخش امامت و مهدويت، سازگارى مهدويت با برخى معانى دموكراسى تبيين گرديده است. در بخش قرآن و تفسير از منظر آموزه هاى دينى به ويژگى هاى جوان (مانند: پرهيزگارى، ايمان، عدالت طلبى، تلاشگرى، شجاعت، عفت و پاكدامنى) و نيز وظايف جوانان در عصر حاضر (مانند: تحصيل علم و دانش، كار و كوشش، اهتمام به ازدواج و دورى از هواى نفس و شهوت) اشاره شده است. در قسمت مشاوره و تربيت به عوامل نشاط در خانواده از ديدگاه اسلام (مانند كار، تفريح، احترام، تبادل عاطفى و آراستگى) و موانع آن پرداخته شده است. تاريخچه ى بناى مسجد مقدس جمكران و آثار و بركات آن در طول تاريخ در بخش تاريخ اسلام ذكر شده است. و بخش تاريخ معاصر به دخالت هاى استعمارگرانه ى انگليس در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى و پس از آن پرداخته است; از جمله در انحصار گرفتن معادن نفت ايران قبل از انقلاب و حمايت نظامى از صدام در جنگ عليه ايران بعد از انقلاب است. شايان ذكر است كه برخى از مطالب اين شماره توسط حضرت آيت الله معرفت ـ حفظه الله ـ نظارت و ارزيابى شده است و از راهنمايى هاى ايشان بهره مند گشته ايم.
 
امام علي علیه السلام:

تَمامُ العِلمِ العَمَلُ بِمُوجَبِهِ

كمال علم، عمل كردن به مقتضاى آن است.

غرر الحكم: ح ۴۴۸۲

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185