تعداد بازدیدها:1454
Share/Save/Bookmark
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
صباح 17-18 > نویسنده : على مخدوم کد: 151

- مسئله ى جاودانگى عذاب برخى دوزخيان از ديرباز مورد مناقشه، جدال، شبهه و اشكال هاى فراوان قرار گرفته و انديشمندان رشته هاى مختلف (تفسير، كلام، حديث و فلسفه) در مذاهب اسلامى ديدگاه هاى متنوع و گاه متعارضى در اين باره ارائه داده اند.
برخى متكلمان برآن اند كه معناى خلود در آيات كريمه ى قرآن را به «مكث طويل» يا مدت طولانى - كه يكى از معانى خلود است - تأويل كنند; چرا كه برخى روايات بر خروج گروهى از دوزخ دلالت دارند; اما بسيارى از متكلمان و مفسران اين تأويل را صحيح ندانسته اند و معتقدند همان گونه كه واژه ى «ابداً» در آيات مربوط به پاداش بهشتيان[1]دلالت بر جاودانگى پاداش دارد نه طولانى مدت بودن آن، در مورد عذاب جهنميان[2] نيز به همين معناست.
با توصيف فوق و با توجه به اين كه به اقتضاى عدالت، كيفر بايد به اندازه ى جرم باشد، چنان كه خداوند خود مى فرمايد: (وَ جَزاءُ سَيِّئَة سَيِّئَةٌ مِثْلُها);[3] و «جزاى هر بدى، بدى اى همانند آن است» و (جَزاءً وِفاقاً);[4] «جزايى موافق (اعمال ايشان) است» و نه زيادتر از جرم، پس عذاب جاودان چه معنايى دارد؟
ابتدا حقيقت معصيت و عذاب و جهنم را بررسى مى كنيم و سپس درباره ى جاودانگى عذاب براى يك معصيت و مقايسه ى جزا و جرم به پاسخ اين پرسش مى پردازيم:
1. عقوبت گناه و معصيت در واقع امرى تكوينى است، نه قراردادى و حقيقتاً روح گنهكار با ارتكاب آن تيره مى شود و همان تيرگى و فساد روح است كه از آن به عذاب و دوزخ ياد مى شود. در متون دينى اسلام از اين امر به «تجسم اعمال» ياد مى شود كه دلايل عقلى و نقلى فراوان دارد.[5]
هر چند قرآن خود تعبير به جزا دارد، در موارد متعدد تصريح مى كند كه جزاى شما همان عمل شماست كه به خودتان بازمى گردد. قرآن كريم مى فرمايد:
(وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً);[6] عملكرد خود را در آن جا حاضر مى بينند.
آيت الله سبحانى در تفسير منشور جاويد مى گويد:
جزاى اعمال هر انسانى عين اعمال خودش خواهد بود و در اين جمله ذره اى مجازگويى نيست كه عين عمل انسان را به خود انسان بازگرداند. از اين مطلب در اصطلاح به تجسم اعمال تعبير مى شود.[7]
قرآن مجيد بر اساس يك اصل عقلانى مى فرمايد:
(كُلُّ نَفْس بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ);[8] هر جانى در گرو دست آورد خويش است.
مزرع سبز فلك ديدم و داس و مه نو
يادم از كشته ى خويش آمد و هنگام درو
اگر انسان خار بكارد در قيامت، از جانب خداوند، صورت خار درو مى كند و اگر نهال ميوه ى شيرين بكارد ميوه ى شيرين برداشت مى كند; يعنى انسان، مبدأ، علت قابلى و زمينه است، نه صرفاً علت فاعلى. آدمى به اندازه ى استعداد خويش از خداوند فيض مى گيرد. او در عقايد، اخلاق و اعمال خود علت قابلى و زمينه ساز و مستعد شناخته مى شود. اگر باطن عملى، مثل خوردن مال يتيم، آتش است، آنان كه مال يتيم مى خورند، در حقيقت آتش محسوس مى خورند و اگر باطن عقيده و اخلاقى آتش است، كسانى كه به آن عقايد و اوصاف پليد آلوده اند، گرفتار آتش روحى خواهند بود:[9]
(نارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ);[10] آتش برافروخته ى الهى است، آتشى كه از دل ها سر مى زند.
بنابراين، كيفر اخروى از جهات مختلف با مجازات هاى قراردادى تفاوت دارد. مقدار و كيفيت مجازات هاى قراردادى تابع وضع و قرارداد است و از همين روست كه گاه در نظام هاى حقوقى متفاوت، كيفرهاى متفاوتى براى جرم واحد در نظر گرفته مى شود. هم چنين هدف از مجازات هاى قراردادى، علاوه بر تسلّى خاطر كسانى كه مورد جنايت قرار گرفته اند (يا بستگان آنان)، برقرارى نظام اجتماعى و جلوگيرى از تكرار جرم است; اما مجازات اخروى امرى قراردادى نيست، بلكه نتيجه ى تكوينى و قهرى اعمالِ مجرمان در دنياست; همان گونه كه در دنيا آثار تكوينى و اجتناب ناپذير خوردن زهر، بيمارى و مرگ است و چنين نيست كه اگر كسى زهر بنوشد، در دادگاه، احضار و سپس به كيفر بيمارى يا مرگ محكوم گردد; بلكه همان خوردن زهر او را دچار بيمارى يا مرگ خواهد كرد.
برخى از آيات كريمه ى قرآن گوياى ارتباط تكوينى محكم بين مجازات هاى اخروى و گناهان اند و اين كه اساساً عذاب دوزخ چيزى جز تجسم گناهان و اعمال زشت مجرمان نيست.
با توجه به آنچه بيان شد، رابطه ى كيفر اخروى با اعمال انسان، همانند رابطه ى مجازات هاى قراردادى با جرايم اجتماعى نيست تا از عدم تناسب و سنگينى غيرعادلانه ى آن سخن به ميان آيد، بلكه صورت حقيقى گناهان است كه در روز قيامت، آشكار مى گردد و چهره مى نماياند و همان گونه كه عمل كوتاه مدتى، مانند خوردن سمّ، عواقب بسيار سنگين و جبران ناپذير و درازمدت يا حتى ابدى (مثل از دست دادن حيات براى هميشه) دارد، بعضى از گناهان نيز چنين تأثيرى در روح و جان و حيات جاودانه ى آدمى خواهند داشت.[11]
2. لازم است بررسى شود كه وعده ى عذاب جاودانه به چه گناهانى داده شده است. قرآن كريم مكرّر از عذاب جاودان ياد و گروه هايى را به خلود در عذاب تهديد كرده است; از جمله: كافران[12]، مشركان[13]، منافقان[14]، مرتدان[15]، تكذيب كنندگان آيات الهى[16]، دشمنان خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله)[17]، نافرمانان دستور خدا و رسول(صلى الله عليه وآله)[18]، ستمگران[19]، قاتل مؤمن[20] و ... .
اما با توجه به اين كه يكى از معانى خلود، مكث طولانى است، گناهان عملى - كه غير از گناه اعتقادى هستند - سبب خلود نمى شوند و تنها موردى كه تقريباً مورد اتفاق اكثر مفسران و متكلمان اسلامى است كه در جهنم جاودان خواهد بود، كافر است كه شامل كافر، مشرك، منافق و مرتد مى شود.
مرحوم حكيم خواجه ى طوسى در مورد خلود كفار و نجات گناهكاران ديگر مى گويد:
تنها كافر در عذاب دوزخ جاودانه خواهد بود و ساير گناهكارانى كه گناهان بزرگ انجام داده اند، به خاطر ايمان و عدم كفر به خدا بالاخره از دوزخ رهايى مى يابند.[21]
مرحوم علامه حلى(قدس سرهم) در كشف المراد در ذيل بيان خواجه ى طوسى(قدس سرهم) كه عذاب كافر را جاودانه دانسته است، مى گويد:
مسلمانان اجماع كرده اند - و همه بر اين رأى هستند - كه عذاب كافر ابدى و لاينقطع خواهد بود.[22]
در واقع كسى كه با آگاهى از حقيقت، كفر بورزد و خود را به عمد از مسير هدايت و كمال انسانى دور كند و به دست خويش تمام راه هاى نجات و سعادت را بر روى خود ببندد، تا ابد خود را دچار عذاب سخت كرده است. انسان كافرى كه على رغم دريافت آذرخش هاى روشنى بخش و سعادت آفرين، خود را از نور ايمان دور داشته و در نتيجه، گوهر و سرمايه ى وجودى اش را ضايع و بلكه نابود كرده است، عذاب دايمى كه دقيقاً همان اعمال، اخلاق و عقايد اوست، در قيامت از جانب خداوند متعال برايش تبلور مى يابد; به عبارتى، كافر خود ديگر از سنخ آتش شده و تغييرناپذير است.[23]
اگر كسى تمام سرمايه هاى خدادادى، از قبيل عمر، استعداد و تذكرهاى مستقيم و غيرمستقيم الهى را از دست داده باشد و در زير باران رحمت الهى در طول زندگى اش حتى قطره اى از حقيقت را از خود دريغ داشته و هيچ روزنه ى اميدى را بازنگذاشته باشد، در قيامت، آن زهر هولناك را به صورت عذابى سخت و دايمى مجسم خواهد يافت. ارائه ى اندوخته هاى شخص به خودش، عين عدالت است و قيامت روز دريافت اندوخته هاى خود ماست و هر چه هست اعمال و رفتار و عقايد و اخلاقيات ماست كه به ما بازمى گردد، الّا ما رحم ربّى.
بنابراين; اولا گناه امرى تكوينى و عذاب، نتيجه ى قهرى همان عمل است، نه ما به ازاى جداگانه تا سخن از عادلانه يا ناعادلانه بودن آن شود; «هر كسى آن دِرَود عاقبت كار كه كشت».
ثانياً عذاب جاودانه فقط به عده ى معينى اختصاص دارد كه آن عده هم كسانى هستند كه تمام سرمايه هاى روحى و انسانى خود را به باد داده و اصلا به نوعى انسانيت خويش را براى هميشه واگذاشته اند و در نتيجه، براى هميشه دچار عذاب و به عبارت ديگر، دچار نتيجه و درد آن خواهند بود.
با هر دو دليل فوق روشن مى شود كه عامل جاودانگى عذاب فقط گناهكار است نه خداوند، تا سؤال شود چرا خداوند عذابى متناسب به آنها نمى دهد. عذاب هم مانند معلولات ديگر عالم، تابع علت خويش است و علت آن (عذاب) فقط اعمال مجرمانه ى بشر است.
در پايان دو نكته را يادآور مى شويم:
الف) با توجه به آنچه بيان شد در زندگى دنيا در معرض آسيب، و آفت هولناك كفر و انكار حقايق هستيم، پس همواره بايد بكوشيم با تذكّر و تضرّع به درگاه الهى ايمان دينى خويش را اعتلا بخشيم.
ب) هيچگاه تصور نكنيم كه تحمل عذاب غير دايمى ساده است. در عالمى كه مدت آن با اين عالم قابل مقايسه نيست (گفته اند هر روز از آن بيش از 50 هزار سال دنياست) آيا تحمل عذاب هاى سخت و طاقت فرسا را مى توان ساده انگاشت و جرأت به معصيت و سوزاندن خويش كرد... .
پس گناه هر چند كوچك را بايد جدّى گرفت و از آثار و عواقب سوء آن هراسناك بود.


[1]. سوره ى نساء، آيه ى 57 و 122; سوره ى توبه، آيه ى 22 و 100، سوره ى تغابن، آيه ى 9; سوره ى طلاق، آيه ى 11; سوره ى بينه، آيه ى 8.
[2]. عبدالله جوادى آملى، معاد در قرآن، (تفسير موضوعى، ج 5) (قم: نشر اسراء،) ص 136.
[3]. سوره ى شورى، آيه ى 40.
[4]. سوره ى نباء، آيه ى 26.
[5]. مرتضى مطهرى، معاد، (قم: انتشارات صدرا، چ دهم، شهريور 1381ش)، ص 210 - 211.
[6]. سوره ى كهف، آيه ى 49.
[7]. جعفر سبحانى، منشور جاويد، (قم: انتشارات توحيد، چ اول، پاييز 1369ش) ج 9، ص 407.
[8]. سوره ى مدثر، آيه ى 38.
[9]. جوادى آملى، همان، ص 47 - 50.
[10]. سوره ى همزه، آيه ى 6 - 7.
[11]. محمد سعيدى مهر، آموزش كلام اسلامى، (قم: انتشارات كتاب طه، چ دوم، بهار 1381ش)، ج 1، ص 322 - 323.
[12]. سوره ى آل عمران، آيه ى 116; سوره ى بينه، آيه ى 6; سوره ى احزاب، آيه ى 64 - 65.
[13]. سوره ى بينه، آيه ى 4; سوره ى فرقان، آيه ى 68 - 69.
[14]. سوره ى توبه، آيه ى 68; سوره ى مجادله، آيه ى 17.
[15]. سوره ى آل عمران، آيات 86 - 88.
[16]. سوره ى اعراف، آيه ى 36; سوره ى تغابن، آيه ى 10; سوره ى مؤمن، آيه ى 70 - 76.
[17]. سوره ى توبه، آيه ى 63.
[18]. سوره ى جن، آيه ى 23.
[19]. سوره ى يونس، آيه ى 52.
[20]. سوره ى نساء، آيه ى 93.
[21]. علامه حلى، كشف المراد فى شرح تجديد الاعتقاد، تصحيح و تعليقه علامه حسن زاده آملى، (قم: انتشارات اسلامى، چ نهم)، ص 561.
[22]. همان.
[23]. حسن زاده آملى، تعليقه بر كشف المراد، (قم: انتشارات اسلامى، چ دهم)، ص 560 ـ 561.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :

«فاقَةُ الكَريمِ أحسَنُ مِن غَناءِ اللَّئيمِ؛»

«تنگدستىِ انسان بزرگوار نيكوتر از توانگرىِ فرد خسيس و فرومايه.»

غرر الحكم، ۶۵۸۶

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185