تعداد بازدیدها:1297
Share/Save/Bookmark
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
صباح 17-18 > نویسنده : مهدى زيركى کد: 161

- محمد بن محمد بن حسن، مكنّى به ابوجعفر، مشهور به خواجه نصيرالدين از اعاظم رجال قرن هفتم هجرى، به سال 597 هـ ق در طوس ديده به جهان گشود.[1] ابتدا در خدمت پدر و سپس در نظاميه ى نيشابور به تحصيل علوم نقلى و عقلى از محضر بزرگانى چون فريدالدين داماد نيشابورى و قطب الدين مصرى پرداخت و رياضى را نزد كمال الدين بن يونس موصلى فراگرفت.[2]
در زمان حمله ى مغولان به خراسان، او به قلعه ى قهستان نزد ناصرالدين، حكمران اسماعيلى آن جا رفت و مدتى در عزّ و احترام در آن ديار بود;[3] اما چون خبردار شد كه ابن علقمى شيعى به وزارت خليفه ى عباسى دست يافته است، به اميد اين كه به بغداد رود و در سايه ى او بتواند در ترويج تشيع بكوشد، نامه اى در مدح خليفه نوشت و بدو فرستاد; اما راز اين مكاتبه فاش شد و حاكم قهستان او را به صورت زندانى روانه ى قلعه ى الموت نمود.[4]خواجه تا سال 654 كه هلاكو قلاع اسماعيلى را فتح كرد در آن جا بود تا اين كه با فتح اين قلعه، هلاكو، كه از شهرت علمى خواجه بى خبر نبود، او را نزد خود نگه داشت و اكرامش نمود. خواجه بعد از مرگ هولاكو، در دربار اباقاخان هم چنان حضور داشت تا اين كه به سال 672هـ. ق پس از سال ها فعاليت علمى، ديده از جهان فروبست و در مشهد كاظمين(عليهما السلام)مدفون گرديد.[5] خواجه نصير در عظمت علمى چنان بود كه ملقب به استاد البشر و عقل حادى عشر گرديد;[6] چنان كه حاج شيخ عباس قمى در معرفى او مى گويد:
سلطان العلماء والمحققين، افضل الحكماء والمتكلمين، ممدوح اكابر الآفاق و مجمع مكارم الاخلاق الذى لا يحتاج الى التعريف لغاية شهرته.[7]
به هر حال، خواجه در طول زندگى خود و با استفاده از موقعيتى كه در دربار مغول به دست آورده بود، موفق شد خدماتى گسترده را به جهان اسلام عرضه بدارد كه در اين مقال به آنها اشاره مى گردد:
1. نجات جان بسيارى از علما از كشتار وسيع مغول: آورده اند كه عطا ملك جوينى، دانشمند و مورخ شهير، مورد غضب هلاكو قرار گرفت. عطا ملك كه از شمشير هلاكو جان سالم به در نمى بُرد، از خواجه استمداد نمود تا او را شفاعت نمايد; و با درخواست خواجه هلاكو از جان او گذشت.[8] هم چنين در فتح بغداد، ابن ابى الحديد شارح نهج البلاغه و برادرش الموفق، اسير سپاه مغول گرديدند، او از خواجه خواست تا آزادى اش را از بند اسارت مغولان فراهم آورد كه چنين هم شد.[9]
2. حفظ مشاهد مشرفه و شهرهاى شيعه، به خصوص نجف اشرف از دستبرد مغولان.[10]
3. جذب علما و به كارگيرى آنها در فعاليت هاى علمى و اداره ى كشور: در زمان حملات مغولان، مردم و علما به مناطق دوردست فرار كرده بودند. به درخواست خواجه، هلاكو افرادى، از جمله فخرالدين مراغى را فرستاد تا در همه جا علما را جستوجو و به بازگشت دعوتشان كنند.[11] در اين قضيه، ابن ميثم بحرانى به بغداد بازگشت، بهاء الدين اربلى مؤلف كشف الغمه در امور ديوانى بغداد به كار دعوت شد، عماد الدين طبرى مؤلف كامل بهايى به اصفهان آمد، و هلاكو مقام نقابت را به سيد بن طاوس سپرد.
اين مسئله زمانى اهميت و حساسيت خود را نشان مى دهد كه بدانيم دوقوزخاتون، زن هلاكو، كه مسيحى بود، در دربار خود تعداد زيادى از مشاوران و نديمان مسيحى را جمع كرده و در پيشبرد كار نصارى و ساخت كليسا تلاش فراوان مى كرد. گفته شده كه زمانى چنان كارشان بالا گرفت كه مسيحيان مواجب مى گرفتند و در ماه رمضان شراب مى نوشيدند و بر روى مسلمانان مى پاشيدند.[12]
4. طرح مبانى اعتقادى، فلسفى تشيع: خواجه نصير با تحرير كتاب ارزشمند خود، تجريد الاعتقاد، نخستين كس از ميان دوازده اماميان است كه با ادله ى عقلى و كلامى به اثبات مبانى اعتقادات شيعه پرداخت.[13] كتاب الفصول وى، به گفته ى خوانسارى، بهترين كتابى است كه در علم كلام نوشته شده كه در آن با متقن ترين براهين و بهترين نظم به اثبات اصول خمسه پرداخته شده است.[14]
گفتنى است خواجه در كنار رصدخانه ى عظيم خود ساختمانى را براى تدريس فلسفه و نيز مدرسه اى براى فقه و مدرسه اى براى علم حديث ايجاد كرد و براى طلاب آنها مستمرى تعيين نمود.[15]
كتاب شرح اشارات خواجه نيز از آن جهت قابل توصيف است كه در آن وارد مباحثه اى شديد با فخر رازى مى شود و او را كه به بهانه ى شرح اشارات، كتابى در ردّ حكمت شيعى نگاشته بود، به طور منطقى خرد مى كند.
5. حفظ اوقاف: خواجه تلاش كرد تا منافع مسلمانان خصوصاً شيعيان و سادات را حفظ نمايد و اوقاف را از دست اندازى امراى مغول نگاه دارد تا وجوه آن در محل هاى مقرر مصرف گردد. او از هلاكو خواست تا اداره ى اوقاف را بدو بسپارد; هولاكو رياست اوقاف سراسر كشور را به او تفويض كرد; پس خواجه درآمدهاى آن را ضبط و ثبت مى كرد و در احداث و اداره ى مدارس و ايجاد لجنه هاى علمى و نيز اداره ى رصدخانه ى مراغه به مصرف مى رسانيد.[16]
6. مكتب اخلاقى خواجه: آموزش اخلاقى خواجه (بر اساس بررسى كتاب اخلاق ناصرى) از نظرگاه دانش اجتماعى امروز مجموعه اى است مختلط از نظريات مربوط به جامعه شناسى، روان شناسى و متااتيك، كه از نظريه ى عمومى احكام و ارزش هاى اخلاقى بحث مى كند، كه سرانجام منجر به تنظيم مقرراتى اخلاقى براى تعيين موازين حسن رفتار يا سوء رفتار مى شود. همه ى مفاهيم او داراى تعاريف جامع و مانع دقيقى است. او در مباحث خود سنت محكمى دارد و بحث ها كاملا پخته و سايه روشن ها از هم تميز داده شده اند، به حدى كه گاه مايه ى اعجاب است.[17]
او علاوه بر نظريات خويش در باب علم زيباشناسى، عقايد خود را درباره ى آموزش و پرورش جوانان و شيوه ى تدريس و تعليم نيز شرح داده است.[18]
7. آرام كردن ويرانگرى هاى قوم متجاوز: هلاكو چنان تحت تأثير دانش و منطق قاطع خواجه و مجذوب او بود كه حتى از اطاعت فرمان خان مغول، منگوقاآن، مبنى بر اعزام خواجه به مغولستان، شانه خالى كرد. خواجه به او تفهيم كرد كه يك فاتح نبايد فقط به دنبال تخريب و غارت باشد، بلكه اصلاحات هم لازم است[19] و از آن جا بود كه هلاكو امر به ايجاد رصدخانه كرد و دستور داد هر چه خواجه طلب كند براى او فراهم آورند و به مرور زمان ديديم كه مغولان به اسلام روى آوردند و به اصلاحات اجتماعى و مدنى و هنرى دست زدند.[20]
8. حفظ آثار و كتب: خواجه از همان ابتدا كه در قضيه ى فتح قلاع اسماعيلى نزد هلاكو رسيد، از او خواست كه كتب بسيارى كه در قلعه ى الموت بود محفوظ نگه داشته شود.[21]بعدها هم مأمورانى را به اطراف مى فرستاد تا كتب علمى را در هر كجا كه يافتند خريدارى كنند و براى او بفرستند. بدين سان، خواجه توانست مقدار معتنابهى از كتب نفيس عهد خود را كه در معرض تلف بود فراهم آورد; چنان كه مورخين مى گويند، در كتابخانه ى مراغه چهارصدهزار جلد كتاب موجود بوده است.[22]
9. رصدخانه ى مراغه: عظيم ترين كار خواجه، تأسيس رصدخانه ى مراغه بود كه در آن جا لجنه اى قوى از علما و مهندسين را از نقاط مختلفى چون دمشق و موصل و قزوين و تفليس[23] و حتى از دانشمندان چينى گردهم آورد[24] و كتاب خانه اى عظيم احداث نمود و ابزار و آلات نجومى آن مركز علمى بهترين و مجهزترين آلات آن زمان بود. خواجه سرانجام زيجى را استخراج و تأليف نمود كه قرن هاست با اهميت ويژه اش توجه محافل علمى جهان را به خود معطوف داشته است چنانكه شروح متعددى بر آن نگاشته شد.[25]
متأسفانه بعد از خواجه، آن مركز عظيم به مرور به دست فراموشى سپرده شد.
10. تأليفات و آثار علمى: تأليفات خواجه بسيار بيش از آن است كه بتوان آنها را در اين مقال كوتاه آورد. او توانست 42 اثر در علم رياضى، از جمله تحرير اقليدس و تحرير مجسطى; 4 تأليف در علم اخلاق، چون اخلاق ناصرى و اوصاف الاشراف; 4 كتاب در منطق، مثل اساس الاقتباس و تجريد المنطق; 9 اثر در علم فلسفه از جمله شرح اشارات، و نيز 17 تأليف در علم كلام، چون تجريد الاعتقاد و قواعد العقائد و نيز آثارى در تاريخ، طب، فقه، جغرافيا، تفسير و تعليم و تربيت به عالم اسلام ارائه دهد[26] كه تعداد زيادى از آنها به زبان هاى مختلف جهان نيز ترجمه شده است. از جمله امتيازات آثار خواجه نگاشته شدن بسيارى از آنها به زبان فارسى است.
11. تربيت شاگردانى زبده براى نسل هاى بعد: افراد زيادى از اطراف بلاد اسلامى حول خواجه گرد مى آمدند و از خرمن بى پايان دانش او بهره مى بردند كه هر يك خود استادى بزرگ شدند كه از آن جمله مى توان به علامه حلى، قطب الدين شيرازى ـ كه در اسلام آوردن احمد تكودار نقش داشت و خبر آن را به بلاد منتشر نمود ـ عميد الدين منجم بغدادى، ركن الدين استرآبادى و...[27] اشاره نمود.


[1]. شيخ عباس قمى، هدية الاحباب، (تهران: اميركبير، چ دوم، 1363ش)، ص 215.
[2]. خوانسارى، روضات الجنات، (قم: اسماعيليان، بى تا)، ج 6، ص 314.
[3]. همان.
[4]. خوانسارى، همان، ص 315.
[5]. على دوانى، مفاخر اسلام، (تهران: اميركبير، چ اول، 1364ش)، ج 4، ص 100.
[6]. مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، (تهران: مفيد، چ دوم، 1376ش)، ج 10، ص 148.
[7]. شيخ عباس قمى، همان.
[8]. ابن شاكر، فوات الوفيات، (بيروت: بى تا، بى جا)، ج 3، ص 247.
[9]. على دوانى، همان، ص 134، به نقل از تجارب السلف.
[10]. رشيد الدين فضل الله همدانى، جامع التواريخ، تصحيح محمد روشن و مصطفى موسوى، (تهران: البرز، چ اول، 1373ش)، ج 2، ص 1020.
[11]. محسن امين، اعيان الشيعه، (بيروت: دارالتعارف، بى تا)، ج 9، ص 417.
[12]. المقريزى، السلوك، تصحيح محمد مصطفى زيادة، (قاهره: بى جا، 1936 م)، ج 1، ص 245.
[13]. پناهى سمنانى، خواجه نصيرالدين طوسى، (تهران: چ اول، 1376ش)، ص221.
[14]. خوانسارى، همان، ص 313.
[15]. ابن كثير، البداية و النهاية، (بيروت: دارالمعرفه، چ چهارم، 1419ق)، ج 13، ص252.
[16]. محسن امين، همان، ص 417.
[17]. پناهى سمنانى، همان، ص 80.
[18]. على دوانى، همان، ص 121.
[19]. رشيد الدين فضل الله، همان، ص 1022.
[20]. محسن امين، همان، ص 417.
[21]. على اكبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، (دانشگاه تهران، 1373)، ج 13، 19931.
[22]. محسن امين، همان.
[23]. همان.
[24]. محمد على مدرس تبريزى، ريحانة الادب، (تهران: خيام، چ چهارم، 1374ش)، ج 2، ص 175.
[25]. على دوانى، همان، ص 109 ـ 127، شرح حال تمامى دانشمندان حاضر در رصدخانه ى مراغه را مى توان در كتاب الوافى بالوفيات و تلخيص معجم الالقاب يافت.
[26]. محسن امين، همان، ص 419.
[27]. خوانسارى، همان، 315.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
امام رضا سلام الله عليه :

«إنَّ الأَرضَ لا تَخلو مِن أن يَكونَ فيها إمامٌ مِنّا؛»

«زمين از اين كه امامى از ما داشته باشد، خالى نمى‌ماند.»

دانشنامه امام مهدی (عج): ج 1 ص 216

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185