تعداد بازدیدها:1511
Share/Save/Bookmark
حقيقت اعجاز چيست؟
صباح 7-8 > نویسنده : غلام حسين رجبى کد: 202

«اعجاز» مشتق از ريشه ثلاثى مجرد «عجز» است و در لغت به معناى: درماندگى، ناتوانى و نيز انتهاى همه چيز آمده است،[1] و در مقابل قدرت قرار مى گيرد. در قرآن نيز به معناى لغوى به كار رفته است: (وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ)[2];بدانيد كه شما بر خداوند دست نخواهيد يافت. در اصطلاح نيز عبارت است از: كار شگفت و امر خارق العاده و معارض ناپذير، كه پيامبران الهى به منظور اثبات ادعاى رسالت خويش انجام مى دهند و انسان ها از انجام دادن آن ناتوان و عاجزند.[3]
با اين وجود، عنصر تشكيل دهنده ى مبادى اعجاز، جوهر نفسانى انسان با توان فوق العاده اش و جهان غيب و ملكوت است.
ويژگى هاى اعجاز
اعجاز داراى ويژگى هايى است از جمله:
1. اعجاز فعل عادى نيست، بلكه امرى برخلاف جريان طبيعى عام و خارق العادت و خارج از توان متعارف بشر است.
2. قابل تعليم و تعلم نيست و مغلوب عوامل ديگر نمى شود.
3. اعجاز نبوى هميشه توام با دعوت نبوت و به منظور اثبات نبوت و همراه با تحدى صورت مى گيرد.[4]
امتيازهاى اعجاز
حقيقت اعجاز داراى امتيازهايى است كه آن را از قدرت هاى ديگر مانند، سحر،[5]كهانت[6] و... متمايز نموده است:
1. هدف ها: از جمله فصول امتيازبخش اعجاز انبيا، جهت گيرى ها و اهداف آنهاست كه به منظور هدايت مردم به سوى خدا و بر اساس هدف خيرخواهانه و دعوت به سعادت و اعمال صالح صورت مى گيرد; در حالى كه اهداف ساحران و ديگران، شخصى و كسب درآمد مادى است.
2. قلمروها: برخلاف سحر ساحران كه محدود بوده و بر اساس تمرين و رياضت صورت مى پذيرد، معجزه هاى انبيا، داراى قلمرويى محدود و مشخص، و نيازمند ابزار ويژه و تمرين و رياضت و بر محور موضوعات خاص نمى باشد.
3. استناد به فراطبيعت: معجزات پيامبر با استناد به فراطبيعت، عالم غيب و قدرت بيكران الهى ظهور مى يابد; اما آثار ساحران و... با تلاش علمى يا تمرين دشوار به دست مى آيد.
4. سيره و رفتار مجريان: از ديگر تفاوت هايى كه ميان معجزات الهى و ديگر پديد آورندگان آثار خارق العاده وجود دارد; ويژگى هاى شخصى مجريان دو گروه است. انبياى الهى كه مجريان معجزات الهى اند افرادى پاك سرشت، داراى سابقه ى روشن و برجستگى هاى اخلاقى و روحى اند، در صورتى كه چنين خصوصيتى در زندگى ساحران و... يافت نمى شود.
5. ابزار و وسايل: انبيا، براى ترويج پيام الهى و نشان دادن معجزات الهى از ابزار باطل (خدعه و نيرنگ، اغواگرى و تحريك نيروى خيال آدميان) استفاده نمى كردند، ولى ساحران و... از چنين ابزارهايى بهره مى بردند.[7]
سؤالى كه در اين جا مطرح است اين كه، آيا اعجاز از طريق قانون عليّت و قوانين طبيعى به وجود مى آيد، يا بدون علت تحقق مى يابد؟
در پاسخ بايد گفت: معجزات و خوارق العادات بر اساس قوانين طبيعى به وجود نمى آيند، بلكه نوعى استثنا در قوانين طبيعى تلقى مى شود; مانند: سرد شدن آتش بر حضرت ابراهيم(عليه السلام)،[8] تولد حضرت عيسى(عليه السلام)بدون وجود پدر،[9] سخن گفتن حضرت عيسى در گهواره[10] و...
بين پذيرفتن اصل عليت و پذيرفتن علت هاى خاص فرق است. در عالم هستى موجوداتى هستند نيازمند به موجود ديگر كه بدون تحقق آن، به وجود نمى آيند; اين قاعده بديهى و قابل تشكيك نيست; اما معلول هاى خاصى وجود دارند كه نياز به علت هاى خاص دارند. قانون فلسفى مى گويد: معلول علت مى خواهد، و براى آن اوصاف كلى بيان مى كند نه يك علت خاص براى معلول خاص. اين وظيفه ى علم است كه با تجربه ى دقيق، علت ها را بشناسد. عدم دسترسى ما به علت ها، دليل بر نبود علت نيست، بلكه به خاطر تجربه ى ناقص ماست.
پذيرفتن اعجاز به هيچ وجه به معناى انكار اصل عليت يا پذيرفتن استثنا در اصل عليّت نيست; چون اوّلاً اعجاز از آن جهت كه مستند به خداست يك علت مفيضه ى هستى بخش را در خود دارد، يعنى فرض پذيرفتن اعجاز، فرض پذيرفتن عليت خداست.
در مواردى اعجاز مى تواند علل ديگرى، غير از اسباب طبيعى، داشته باشد كه آن علت بر ما پوشيده باشد; ثانياً عليت امور غير طبيعى براى امور طبيعى با قانون عليت انكار نمى شود (تأثير يك امر غيرطبيعى در پيدايش امر طبيعى); مثلاً نفس يااراده ى پيامبر يا ولىّ ديگر در پيدايش يك پديده مؤثر باشد كه هيچ قانون علمى آن را نفى نمى كند.[11]
قرآن كريم معجزه ى الهى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)است و در قرآن علاوه بر تحدى (مبارزه طلبى) به مجموعه ى قرآن،[12] به ده سوره[13] و به يك سوره از قرآن[14] نيز تحدى شده است. اين نشان دهنده ى آن است كه قرآن علاوه بر محتوا، مضمون، فصاحت و بلاغت، در نظم و نثر سوره ها نيز اعجاز دارد كه انسان ها از همانندآورى آن عاجز و ناتوان اند.
به عبارت ديگر، اعجاز قرآن ذاتى است نه الفاظ ظاهرى; زيرا اگر قرآن صرف الفاظ بود، اعراب نيز با استفاده از محاورات و گفت وگوى عرفى خود، مى توانستند سوره هايى مانند آن بياورند; در حالى كه كسى كه قدرت بر ماده دارد، لزوماً قدرت بر تركيب را هم ندارد.[15] مثل اين كه شخصى بگويد: چرا فلانى كه شمشيرى را ساخته، نمى تواند در جنگ پيروز شود; در حالى كه براى پيروزى بر دشمن، علاوه بر ابزار (شمشير)، شجاعت، دلاورى، اراده، قدرت و... نيز[16] لازم است.
برخى از معجزه هاى پيامبران، حسى و مختص به يك زمان و براى افراد خاصى بوده است; مانند زنده كردن مردگان، عصاى موسى و...; و برخى نيز مانند قرآن، دايمى و هميشگى و جهانى است.[17]
در اين جا لازم است به ويژگى ديگرى از اعجاز پرداخته شود كه عبارت است از تناسب در اعجاز.
از ويژگى هاى معجزه آن است كه با صنعت و فن رايج زمان خويش سنخيت و مشابهت داشته باشد و از نظر بقا و موقعيت تابع اديان باشد; يعنى اگر دينى موقت و مخصوص به زمانى بوده، معجزه هم موقت و مخصوص همان باشد و اگر ابدى و هميشگى بود، طبعاً معجزه هم بايد ابدى باشد.
اگر به زمان حضرت موسى(عليه السلام)نظر بيفكنيم خواهيم ديد كه در آن عصر، سحر شايع بود; بنابراين معجزه ى موسى(عليه السلام)مناسب با همين قسم بود; مانند عصايى كه حضرت آن را به قصد اعجازى افكند و تبديل به اژدهاو مار شد و تمامى ادوات ساحران را فرو برد. به همين خاطر، ساحران اولين گروهى بودند كه پس از ديدن معجزه ى موسى(عليه السلام)به او ايمان آوردند و گفتند: (آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ)[18]; زيرا علماى يك فن با اشراف و احاطه اى كه به رموز و جزئيات و اصول كار خويش دارند، بهتر از ديگران قادر به تشخيص و تصديق معجزات پيامبران اند و چون دين موسى(عليه السلام)موقت بود، معجزه ى آن هم موقت بود و همين طور است ديگر معجزات حضرت موسى(عليه السلام)و ساير انبيا(عليهم السلام) .
در عصر ظهور اسلام، آن گاه كه فنون ادب در ميان عرب به اوج خود مى رسد و خطيبان و اديبانى كه از فصاحت و بلاغت بيش ترى برخوردارند، به عنوان خداوندان سخن مورد تشويق قرار مى گيرند و بازارهايى معين براى عرضه ى اشعار نغز و زيباى آنان به وجود مى آيد، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) با سلاحى قدم در اين كارزار مى گذارد كه همه ى ارباب سخن را به حيرت وا مى دارد و از آن جا كه اسلام، دين باقى و هميشگى است، معجزه ى آن حضرت نيز جاودان و دايمى است.[19]
در اصول كافى روايتى از امام دهم(عليه السلام)نقل گرديده است كه حضرت در فلسفه ى اختلاف معجزات پيامبرانى چون موسى(عليه السلام)و عيسى و محمد(صلى الله عليه وآله)فرموده است:
... و حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) را در زمانى فرستاد كه خطبه خوانى و سخنورى زياد شده بود، سپس آن حضرت از طرف خدا، پندها و دستوراتى شيوا آورد كه گفتار آنها را باطل و حجت را برايشان تمام نمود.[20]
امتياز اعجاز قرآن:
قرآن كريم نسبت به معجزات پيامبران گذشته و حتى نسبت به ساير معجزات پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)از امتيازات خاصى برخوردار است.
1. قرآن معجزه گويا: قرآن كريم در عين حال كه معجزه است، كتاب تشريع نيز هست و تشريع و اعجاز مقرون به هم شده اند و وحدتى بين آن دو ايجاد شده است. ابن خلدون مى گويد:
غالب معجزات نبى اكرم(صلى الله عليه وآله)با وحى مغايرت داشته است و بايد براى صدق وحى، معجزه بياورد ولى قرآن همان وحى ادعا شده است و به عبارت ديگر، دليل و مدلول فيه در اين معجزه اتحاد دارند.[21]
قرآن يك معجزه ى گوياست. نيازى به معرفى ندارد، خودش به سوى خود دعوت مى كند، مخالفان را به مبارزه مى خواند و محكوم مى سازد، و از ميدان مبارزه پيروز بيرون مى آيد; لذا پس از گذشت قرن ها از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله)همانند زمان حياتِ او به دعوت خود ادامه دهد; هم دين است و هم معجزه، هم قانون است و هم سند قانون.[22]
2. جاوادنگى و جهانى بودن قرآن: از ديگر امتيازات اعجاز قرآن جاودانى و جهانى بودن آن است. قرآن مرز زمان و مكان را در هم شكسته و مافوق زمان و مكان قرار گرفته است و پس از گذشت 1400 سال، هم چنان با قيافه اى كه در محيط تاريك حجاز تجلى كرد، امروز بر ما تجلى مى كند، حتى گذشت زمان و پيشرفت دانش، امكان استفاده ى بيش ترى از آن را به ما داده است.[23] جاودانگى قرآن بدين معناست كه لازم نيست آورنده اش همراه آن باشد، بلكه در هر دوره و عصرى خودگوياى حقانيت خويش است.
3. اعجاز روحانى: از ديگر ويژگى هاى قرآن، روحانى بودن آن است. معجزات انبياء(عليهم السلام)و ساير معجزات نبى اكرم(صلى الله عليه وآله)جنبه ى جسمانى داشت; شفاى بيماران غيرقابل علاج، زنده كردن مردگان، شق القمر، ناقه ى صالح و... همه جنبه ى جسمى دارند و چشم و گوش انسان را تسخير مى كنند، ولى الفاظ قرآن كه از همين حروف و كلمات معمولى تركيب يافته، در اعماق دل و جان انسان نفوذ مى كند، روح او را مملو از اعجاب و تحسين مى سازد، افكار و عقول را در برابر خود وادار به تعظيم مى نمايد و معجزه اى است كه تنها با مغزها و انديشه ها و ارواح انسان ها سروكار دارد. برترى چنين معجزه اى بر معجزات جسمانى احتياج به توضيح ندارد.[24]


[1]. ابن المنظور، لسان العرب، (بيروت، دارالمعارف) ج 4، ص 287; ابن فارس، مقاييس اللغه، (تهران: مكتب الاعلام الاسلامى، چ اول، 1404)، ج 4، ص 231
[2]. توبه: 2.
[3]. سعيدى روشن، معجزه شناسى، (قم: انديشه معاصر، چ 1، 1379)، ص 18.
[4]. ابوالقاسم خويى، البيان فى تفسير القرآن، (بيروت: دارالزهراء)، ص 33.
[5]. سحر، عمل خارق العاده اى است كه موجب آثارى در وجود افراد مى گردد و گاهى چشم بندى و شعبده را نيز مى گويند.
[6].مراد از كهانت، رابطه ى ارواح بشرى با ارواح مجرد، يعنى جن و شيطان است.
[7]. سعيدى روشن، معجزه شناسى، ص 20 ـ 25.
[8]. انبياء: 69.
[9]. مريم: 17.
[10]. مريم: 30.
[11]. ر. ك: محمدتقى مصباح يزدى، معارف قرآن، (قم: مؤسسه در راه حق، 1373)، ج 3 ، 1، ص 124 ـ 130.
[12]. اسراء: 88.
[13]. هود: 23.
[14]. بقره: 23.
[15]. ابوالقاسم خويى، همان، ص 83.
[16]. جوادى آملى، قرآن در قرآن، (قم: نشر اسراء، چ 1، 1378)، ج 1، ص 165.
[17]. ر.ك: حسن عرفان، اعجاز در قرآن، (تهران: دفتر مطالعات، چ 1، 1379); محمد حسين طباطبايى، اعجاز قرآن، (انتشارات رجاء، چ 1، 1362).
[18]. شعراء: 47.
[19]. برگرفته از: سيد ابوالفضل ميرمحمدى زرندى، تاريخ و علوم قرآن، (قم: جامعه ى مدرسين، چاپ سوم، 1373)، ص185.
[20]. شيخ كلينى، اصول كافى، ترجمه ى سيدجواد مصطفوى، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اهل بيت)، ج1، ص28،حديث 20،كتاب العقل و الجهل.
[21]. عبدالرحمن بن محمدبن خلدون، مقدمه ابن خلدون، (قاهره: دارنهضته) ج1، ص403; و نيز: محمد هادى معرفت، تلخيص التمهيد، (قم: انتشارات جامعه مدرسين، 1416 ق) ج2، ص15.
[22]. ناصر مكارم شيرازى و همكاران، تفسير نمونه، (تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1373) ج1، ص129 ـ 130.
[23]. همان.
[24].همان، ص130.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
ارزش چيست و آيا ارزش دينى چيزى خارج از معناى مطلق ارزش است؟
چگونه مى توانيم از عناصر رسانه‌اىنظير:كتب،مجلّات،مجموعه‌ى مطبوعات،صداوسيما، ويدئووماهواره‌ واينترنت،خوب استفاده كنيم واگرخطرسازندچه‌طورجوانان وفرزندانمان راازخطرآن‌ها نجات دهيم؟
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر (صحبت كردن، دوستى هاى خيابانى، رابطه ى تلفنى) چيست؟
براي متعادل نمودن روابط دوستانه‌ي افراطي بين جوانان(همجنسان) چه بايد كرد؟
براى جلوگيرى از روابط نامشروع چه راه حلّى پيشنهاد مى شود؟
سابقه ى تاريخى و عوامل پيدايش سكولاريسم چيست؟
مبانى و اركان سكولاريسم چيست و آيا اسلام با سكولاريسم سازگار است؟
عناصر ارزش هاى دينى كدام اند، چگونه مى توان به آن شناخت پيدا كرد و چه امورى اين ارزش ها را درديد ما تبديل به ضد ارزش مى كند و يا به عكس، و در اين زمينه چه خطراتى ما را تهديد مى كند؟
وظيفه ى مسئولان در قبال ارزش هاى جامعه ى اسلامى چيست؟
روابط نامشروع چه تأثيرى در روحيه و ايمان و اعتقادات جوانان دارد؟
سكولاريسم به چه معناست و با سكولاريزاسيون چه تفاوتى دارد؟
چرا حقوق سكولار پذيرفتنى نيست؟
حقيقت اعجاز چيست؟
قرآن داراى چه اعجازى است كه دشمنان سعى در مشابه سازى آن دارند؟
تحدى يعنى چه؟ آيا تحدى قبل از قرآن در ميان عرب معمول بوده است؟
مراحل و اقسام تحدى را در قرآن بررسى نماييد.
علل غيبت امام زمان(عج)چيست؟
انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى چه نقشى دارد؟
اين كه مى گويند « دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) زمان تكامل جامعه ى بشرى است» يعنى چه؟
آيا آيين زرتشت جزو اديان الهى است؟
اصول اعتقادى و عملى زرتشت چيست؟
چه انحرافاتى در آيين زرتشت پديد آمده است؟
چرا ائمه ى ديگر همانند امام على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)با حكام زمان خويش برخورد نظامى نكردند؟
علت صلح و سازش امام حسن(عليه السلام) با معاويه چه بود؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه، با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟
آيا امام سجاد(عليه السلام) در قيام هاى زمان خود شركت داشته است؟ اگر جواب منفى است چرا؟
چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟
آيا بين مشروعيت سياسى و مشروعيت فقهى تمايز وجود دارد؟ و به تعبيرى آيا فقه مى تواند متكفل بيان مشروعيت سياسى باشد؟
جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها چگونه است، مفهوم اين نظريه چيست و آيا دليلى بر آن وجود دارد؟
آيا مسئله ى بيعت با امامان(عليهم السلام) مخالف نظريه ى الهى بودن مشروعيت نيست؟
مبانى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلام و غير اسلامى چيست؟
مراد از نظارت استصوابى چيست و چرا نظارت شوراى نگهبان استصوابى است؟
آيا نظارت استصوابى در كشورهاى ديگر مشابه دارد؟
نظريه ى ماركس درباره ى انتظار بشر از دين چيست و چه اشكالاتى بر آن وارد است؟
آيا نظارت استصوابى با اصل حاكميت مردم منافات ندارد؟
مجله ى صباح با دربرگيرى محورهاى تازه اى، گام ديگرى را در راستاى پاسخ به پرسش هاى دينى برمى دارد و اميد دارد با توجه و استقبال خوانندگان عزيز، روز به روز بر غناى خويش بيفزايد. در اين شماره، موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته كه به شرح ذيل است: 1. نقد انديشه: در اين قسمت ديدگاه ماركس در باب انتظارات بشر از دين مورد بررسى و ارزيابى قرار گرفته و كاستى هاى آن آشكار شده است. 2. مشاوره و تربيت: در اين قسمت در زمينه ى ارزش هاى دينى و جوانان و اهميت ارزش هاى دينى و لزوم توجه والدين و مسؤولان به چگونگى استفاده از ابزارهاى اطلاع رسانى تأكيد مى شود; هم چنين پرسش و پاسخ هايى در زمينه ى ديدگاه اسلام درباره ى روابط دختر و پسر، چگونگى متعادل نمودن روابط جوانان، تأثير روابط نامشروع در روحيه و ايمان جوانان و راه حل جلوگيرى از روابط نامشروع ارائه شده است. 3. دين پژوهى: در اين قسمت به نقد و بررسى سكولاريسم ـ به معناى كنار گذاشتن دين از حوزه ى عمومى و زندگى اجتماعى ـ و نيز ديدگاه اسلام درباره ى سكولاريسم، معناى سكولاريسم و تفاوت آن با سكولاريزاسيون، تاريخچه و عوامل پيدايش آن، مبانى و اركان سكولاريسم و دليل مردود شمردن حقوق سكولار پرداخته مى شود. 4. قرآن و تفسير: در اين قسمت به پرسش هايى در زمينه ى چيستى اعجاز، ابعاد اعجاز قرآن، چيستى تحدى و تاريخچه ى آن و مراحل و اقسام تحدّى قرآن و نيز بر بى همتايى و موفقيت قرآن در تحدّى اشاره شده است. 5. كلام: در قسمت كلام نيز موضوع مهدويت با ارائه ى پرسش هايى در زمينه ى علل غيبت امام زمان(عج)، نقش انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى و ابعاد تكاملى جامعه ى بشرى در دوران حاكميت امام زمان(عج) مورد بررسى قرار گرفته و بر نقش سازنده ى مهدويت در جامعه تأكيد گرديده است. 6. اديان: با توجه به ضرورت آشنايى با اديان ـ خصوصاً در جهانى كه به واسطه ى گسترش ارتباطات، انسان ها را به يكديگر نزديك تر مى كند ـ در اين بخش به معرفى دين زرتشت پرداخته شده و به پرسش هايى هم چون الهى بودن زرتشت، اصول اعتقادى و عملى آن و انحرافات پديد آمده در زرتشت پاسخ داده شده است. 7. تاريخ: با توجه به اسوه بودن معصومين: براى مسلمانان، ضرورت ترسيم سيره ى آنها در زندگى اجتماعى، خصوصاً در جهان معاصر موجب گرديد تا در اين قسمت به پاسخ پرسش هايى در اين باره پرداخته شود. پرسش هايى مانند: چرا ائمه ى ديگر مانند على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)قاطع برخورد نكردند؟ چرا امام حسن(عليه السلام) صلح كرد؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟ آيا امام سجاد در قيام هاى زمان خود شركت داشته اند؟ چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟ 8. سياست: در اين بخش مسأله ى مهمّ مشروعيت در قالب پرسش و پاسخ هايى هم چون: تفاوت مشروعيت فلسفى با مشروعيت جامعه شناختى، تفاوت مشروعيت سياسى با مشروعيت فقهى، جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها، سازگارى مسأله ى بيعت با امامان، نظريه ى الهى بودن مشروعيت و بررسى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلامى و غير اسلامى، مورد بررسى و تبيين قرار گرفته است. 9. حقوق: در اين قسمت، مسأله ى نظارت استصوابى (تاريخچه ى آن در دين، وجود آن در كشورهاى ديگر و سازگارى آن با اصل حاكميت مردم) مورد بررسى قرار گرفته است. 10. اينترنت: در اين قسمت پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى گرديده است. مطالب و مقالات مجله كه در فرايند خود مورد ارزيابى كارشناسان، اعضاء هيات تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسؤول قرار مى گيرد در اين شماره از نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت نيز (در بخش هاى قرآن و تفسير، دين پژوهى، اديان و مذاهب و مشاوره و تربيت) و حضرت آيت الله مؤمن (در بخش هاى كلام و سياست) و حضرت حجت الاسلام والمسلمين يوسفى غروى (در بخش تاريخ) بهره مند گرديده است.      
 
امام حسن عليه السلام:

مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسنِ الاِختيارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَم يَتَمَنَّ أنَّهُ في غَيرِ الحالِ الَّتِي

هر كس به حُسن اختيار خدا براى او اعتماد كند، آرزو نمی‌کند كه در حالتى جز آنچه خدا برايش اختيار كرده است، باشد.

 

تحف العقول، ص ۱۶۹

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185