تعداد بازدیدها:1070
Share/Save/Bookmark
جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها چگونه است، مفهوم اين نظريه چيست و آيا دليلى بر آن وجود دارد؟
صباح 7-8 > نویسنده : محمد رضا باقرزاده کد: 217

نظريه ى نصب بر اين مطلب دلالت دارد كه در زمان غيبت حضرت ولى عصر (عج)، فقيهان داراى شرايط از طرف خداوند متعال به رهبرى منصوب شده اند و در مقابل اين نظريه، نظريه ى انتخاب است; بدين معنا كه خداوند انتخاب حاكم اسلامى را در عصر غيبت، ضمن بيان خصوصيات و شرايط آنها، به مردم واگذار كرده است و مشروعيت حكومت زمانى محقق مى شود كه اين انتخاب تحقق يابد.
طبق نظريه ى انتصاب، فقيه جامع الشرايط، ولايت و مشروعيت خود را با نصب از سوى شارع اخذ مى كند. اكثر فقيهان اين نظريّه را پذيرفته اند.
شيخ مفيد (م. 413 ق) در اشاره به نصب الهى فقيهان فرموده است:
اميران و حاكمان منصوب از ناحيه ى آنان (ائمه) هستند. امامان معصوم(عليهم السلام)اظهارنظر در اين امور را، در صورت امكان، به فقهاى شيعه ى خود تفويض نموده اند و هر يك از آنان كه قدرت داشته باشند بايد آن را اقامه نمايند.[1]
ايشان هم چنين مى فرمايد:
اقامه ى حدود، منصب قضاوت و اقامه ى نماز عيد به فقيهان واگذار شده است و افراد جاهل به احكام حق ولايت ندارند.[2]
ابن ادريس حلّى (م. 598 ق) پس از آن كه شرايطى را چون علم به احكام، عقل و رأى، بصيرت، بردبارى، ورع، زهد و تقوا و قدرت براى تصدى ولايت ذكر مى كند، معتقد است كه چنين شخصى از سوى امام زمان به ولايت منصوب شده است;[3] و علامه حلّى (726 ـ 648) مى فرمايد:
الفقيه المأمون منصوب من قبل الامام[4]; فقيه عادل از طرف امام نصب شده است.
هم چنين مى فرمايد:
انهم قد نصبوا نائباً على وجه العموم;[5] ائمه نائب عام نصب كرده اند.
محقق كركى (م. 940 ق) نيز مى فرمايد:
فقهاى شيعه اتفاق نظر دارند كه فقيه عادلِ امامىِ جامع الشرايطِ فتوا، كه از او به مجتهد در احكام شرعى تعبير مى شود، از طرف ائمه ى هدى(عليهم السلام) در همه ى امورى كه نيابت در آن دخالت دارد، نايب است.[6]
علامه ملاّ احمد نراقى (م. 1245 ق) كه ولايت انتصابى عامه و مطلقه ى فقيه را از مسلمات فقه شيعه ذكر كرده است، با اشاره به تعابيرى چون «ورثة الانبياء»، «امناء الرسل»، «خلفاء الرسول»، «حصن الاسلام» و... كه در روايات در وصف فقها ذكر شده است، دلالت اين عبارات بر تفويض تمامى اختيارات ائمه بر فقها را چنان روشن مى داند كه براى هيچ كس شك و ترديدى را روا نمى داند.[7] شيخ مرتضى انصارى (1281 ـ 1214 ق) با استناد به روايت مقبوله ى عمر ابن حنظلة و توقيع شريف و تعليلى كه در آنها آمده كه «فَأنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ»، مى فرمايد:
پيروى از تمامى احكام و الزامات راويان حديث (فقها) واجب است.[8]
طبعاًبا اين بيان الزام آورى احكام فقيهان منوط به انتخاب نيست.
صاحب جواهر (م. 1266 ق)، پس از آن كه همانند وجوب يارى رساندن به امام معصوم، بر مردم واجب مى داند فقهاى عادل و عارف به احكام شرعى را در اعمال ولايت يارى كنند، اين قول را به مشهور فقها نسبت داده، بلكه اشعار مى دارد كه مخالفى را در اين زمينه نيافته است و در ادامه مى فرمايد:
ظاهر، اراده ى نصب عام در همه ى امور به همان نحوى است كه براى امام وجود دارد و مقتضاى قول امام(عليه السلام) «فَأنّى جَعَلْتُهُ حاكِماً» همين است، يعنى وليّ متصرف در قضا و غير آن، از ولايات و نظاير آن; بلكه مقتضاى قول صاحب الزمان ـ روحى له الفداء ـ : «و اما الحوادث الواقعه... فانهم حجتى عليكم و انا حجة الله» همين مى باشد.[9]
آيت الله بروجردى (1380 ـ 1291 ق) نيز نصب فقيه را قطعى دانسته، مقبوله ى عمر بن حنظله را جزء شواهد و مؤيدات آن مى داند.[10]
به گونه اى كه حتى صاحب كتاب دراسات فى ولايت الفقيه كه بيش ترين سهم را در تبيين مبانى نظريه ى انتخاب دارد، در مورد نظريّه ى انتصاب مى نويسد:
آنچه از ظاهر كلمات فقهاى شيعه (اصحاب) و اساتيد به دست مى آيد اين است كه فقيهان در عصر غيبت منصوب به نصب عام[11] مى باشند; بنابراين آنان از طرف امامان معصوم: ولايت بالفعل دارند.[12]
با توجّه به آنچه از كلمات بزرگان و اساطين فقه شيعه نقل شده است، معلوم نيست چطور برخى نصب فقيهان از سوى خداوند و يا ائمه را خلاف مبانى تشيع شمرده اند.[13]
نكته ى ديگر در خصوص ولايت انتصابى فقيهان، مفهوم انتصاب عام فقيهان است. در چنين انتصابى، «انتصاب الهى» نه به نصب يك فرد واحد است و نه به نصب مجموع من حيث المجموع، بلكه به نصب جميع است; به اين صورت كه همه ى فقهاى جامع الشرايط منصوب به ولايت اند; لذا عهده دارى اين منصب بر آن ها واجب است، لكن به نحو وجوب كفايى. هرگاه يكى از آنان به اين امر مبادرت ورزيد، تكليف از ديگران ساقط است; نظير ولايت پدر و جد بر اموال ولد صغير كه اقدام يكى موجب سقوط فعل ديگرى است، و يا نظير ولايت در قضاوت، در صورت تعدد مجتهدان در يك شهر، همه ى آنان بنابر نصب امام واجد سمت قضا هستند، ولى اگر ارباب رجوع به يكى از آنان مراجعه نمايند، تكليف از ديگران ساقط مى شود.[14] چنين نصبى هم معقول است و هم مستفاد از ادله ى شرعى; چنان كه عبارات روايات هم چون: «فليرضوا به حكماً فانى قد جعلته عليكم حاكماً»[15]، «قد جعل قاضياً»[16]، «فانهم حجتى عليكم»[17] و «ان العلماء ورثة الانبياء;»[18] (فقيهان و عالمان دينى وارثان پيامبران هستند، با توجه به اين كه وراثت تابع قراردادهاى اجتماعى نيست). و «العلماء حكّام على الناس»[19] (علما حكم رانان مردم هستند) و «مجارى الامور و الاحكام على ايدى العلماء بالله»[20] (جريان امور و اجراى احكام بر دستان عالمان دينى قرار دارد و اراده ى شرعى به اين امر تعلق گرفته است) و نظاير اين ها بر نصب فقيهان دلالت مى كند. مطابق اين روايات، فقيه از سوى امام معصوم به سمت ولايت در شئون مختلف آن نصب شده است و رأى مردم دخالتى در نصب به اين مقام ندارد. در توضيح، به بيان مشروح تر اين روايات مى پردازيم:
امام صادق(عليه السلام) در روايتى كه از ايشان سؤال شده بود كه اگر دو نفر نزاعى داشتند چه كنند؟ پس از آن كه آنان را از رجوع به طاغوت و حاكمان غيرشرعى نهى كردند، فرمودند:
ينظران الى من كان منكم ممن قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكَماً فانى قد جعلته عليكم حاكماً فاذا حكم بحكمنا فلم يقبله منه فانما استخفّ بحكم الله...[21]; آن دو بايد به شخصى از ميان شما كه حديث ما را روايت مى كند و صاحب نظر در حلال و حرام و احكام الهى است رجوع كنند; چه اين كه من چنين شخصى را بر شما حاكم قرار داده ام. اگر او طبق حكم خدا حكم كند و يكى از آنها از او نپذيرد حكم خدا را سبك شمرده است... .
در روايت ديگرى معروف به «مشهوره ى ابى خديجه» امام صادق(عليه السلام) در پيامى به شيعيان ضمن نهى از مرافعه نزد حاكمان فاسق فرمود:
اجعلوا بينكم رجلاً ممن عرف حلالنا و حرامنا فانى قد جعلته قاضياً...[22]; مردى را از ميان خود كه حلال و حرام ما را بشناسد بين خود حكم قرار دهيد; چرا كه من او را قاضى قرار داده ام.
اين تعبير حاكى از اين است كه جعل ولايت براى فقيهان به نصب الهى است. مطابق اين روايت مرجع صالح براى حكومت نيز به طريق اولى چنين شخصى است; زيرا قضاوت از شئون حكومت است و اگر قضاوت كه با قضاياى جزئى ترى مرتبط است، نيازمند چنين شخصى است، حكومت و ولايت سياسى قطعاً بايد از تصدى چنين شخصى برخوردار باشد و به عبارتى، به طريق اولويت قطعيه كشف مى شود كه اراده ى شارع به ولايت سياسى فقيهان واجدالشرايط تعلق گرفته است. گذشته از آن كه امام در اين روايات به حكام جور و سلاطين نيز نظر داشته و مردم را از مراجعه به آنان و قضاتشان منع فرموده است و در واقع منع از مراجعه به قضات آنها به دليل عدم مشروعيت حاكمان جورى بوده كه آن قضات را نصب كرده اند.
در توقيع شريفى كه از محضر مبارك حضرت حجت (عج) رسيده آمده است:
و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة الله عليهم[23]; در رخدادها و وقايع به راويان حديث ما مراجعه كنيد; چرا كه آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.
اين تعبير حاكى از نيابت فقيهان در همه ى مواردى است كه امام در آنها حجت مردم است;[24] و امام در اين روايت، فقيهان را حجت بين خود و مردم قرار داده و نصب فرموده است.
بنابراين، بايد پذيرفت كه امر ولايت سياسى و زعامت جامعه ى اسلامى از سوى فقيهان، مطلبى است كه مستقيماً از ناحيه ى امامان معصوم(عليهم السلام) جعل شده است و انتخاب و گزينش مردمى در ايجاد و اثبات آن دخل و نقشى ندارد، جز آن كه اجراى اين ولايت منوط به پذيرش عمومى مردم است، همان گونه كه ولايت امير مؤمنان على(عليه السلام) نيز تا زمانى كه مردم از آن استقبال نكردند و آمادگى خود را براى پذيرش حكومت اعلام ننمودند قابليت تحقق و اجرا نيافت.


[1]. محمد بن محمد بن نعمان (شيخ مفيد)، المقنعة، (قم: مؤسسة النشر الاسلامى، چ 2، 1310 ق)، ص 810.
[2]. همان، ص 675 ـ 676.
[3]. ر. ك: محمد بن ادريس حلى، السرائر، ج3، (قم: موسسة النشر الاسلامى، چ 4، 1417 ق.)، ص 537 ـ 539.
[4]. علامه حلّى، مختلف الشيعة، ج 2، ص 250.
[5]. علامه حلّى، جامع المقاصد فى شرح القواعد، ج 2، ص 374; على بن حسين محقق كركى، رسائل، تحقيق محمد حسون، (قم: مكتبة آيت الله العظمى مرعشى، 1409 ق.)، ج 1، ص 142.
[6]. محقق كركى، همان، ج 1، ص 142.
[7]. ر. ك: ملّا احمد بن محمد مهدى نراقى، عوائد الايام، (مركز النشر التابع مكتب الاعلام الاسلامى، 1275 ش، 1417 ق.)، ص 536 ـ 537.
[8]. شيخ مرتضى انصارى (شيخ اعظم)، كتاب القضاء والشهادات، مجموعه تراث، ج 22، ص 48.
[9]. محمد حسن نجفى، جواهرالكلام، (تهران: دارالكتب الاسلاميه، چ 3، 1362)، ج 2، ص 394، و نيز ج 40، ص 18.
[10]. ر. ك: دراسات فى ولايت الفقيه، ج 1، ص 456 ـ 460.
[11]. نصب عام در مقابل نصب خاص است; يعنى نصب هر يك از فقها كه شرايط را داشته باشد، بدون تصريح به شخص خاصى از ميان آنها; در حالى كه در نصب ائمه به ولايت، هر يك از آنها به طور شخصى منصوب شده اند.
[12]. حسينعلى منتظرى، دراسات فى ولايت الفقيه، (قم: المركز العالمى للدراسات الاسلاميه، 1408 ق)، ج 1، ص 425.
[13]. آقاى جعفر محقق داماد در نامه اى به آيت الله مشكينى، رئيس محترم مجلس خبرگان رهبرى بيان ايشان در مورد نظريه ى نصب را بدعتى در دين دانسته و اساساً نصب را غير معقول دانسته است.
[14]. عبدالله جوادى آملى، ولايت فقيه و رهبرى در اسلام، (قم: مركز نشر فرهنگى رجاء، چ 3)، ص 187.
[15]. محمد بن يعقوب كلينى، الاصول من الكافى، كتاب فضل العلم، باب اختلاف الحديث، حديث 10.
[16]. شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج 6، باب من الزيارات فى القضاء والاحكام، حديث 53.
[17]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، باب 45،حديث 4.
[18]. الاصول من الكافى، ج 1، كتاب فضل العلم، باب ثواب العالم و المتعلم، حديث 1.
[19]. آمدى، غرر و درر، ج 1، حديث 559.
[20]. حسن بن على حرانى، تحف العقول، ص 242.
[21]. الاصول من الكافى، كتاب فضل العلم، باب اختلاف الحديث، حديث 10 (مقبوله ى عمر بن حنظله).
[22]. شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج 6، باب من الزيادات فى القضايا والاحكام، ص 330، حديث 53.
[23]. شيخ صدوق، همان، باب 45، حديث 4.
[24]. ر. ك: سيد كاظم حسينى حائرى، ولاية الامر فى عصر الغيبة، (قم: مجمع الفكر الاسلامى)، ص 126.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
ارزش چيست و آيا ارزش دينى چيزى خارج از معناى مطلق ارزش است؟
چگونه مى توانيم از عناصر رسانه‌اىنظير:كتب،مجلّات،مجموعه‌ى مطبوعات،صداوسيما، ويدئووماهواره‌ واينترنت،خوب استفاده كنيم واگرخطرسازندچه‌طورجوانان وفرزندانمان راازخطرآن‌ها نجات دهيم؟
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر (صحبت كردن، دوستى هاى خيابانى، رابطه ى تلفنى) چيست؟
براي متعادل نمودن روابط دوستانه‌ي افراطي بين جوانان(همجنسان) چه بايد كرد؟
براى جلوگيرى از روابط نامشروع چه راه حلّى پيشنهاد مى شود؟
سابقه ى تاريخى و عوامل پيدايش سكولاريسم چيست؟
مبانى و اركان سكولاريسم چيست و آيا اسلام با سكولاريسم سازگار است؟
عناصر ارزش هاى دينى كدام اند، چگونه مى توان به آن شناخت پيدا كرد و چه امورى اين ارزش ها را درديد ما تبديل به ضد ارزش مى كند و يا به عكس، و در اين زمينه چه خطراتى ما را تهديد مى كند؟
وظيفه ى مسئولان در قبال ارزش هاى جامعه ى اسلامى چيست؟
روابط نامشروع چه تأثيرى در روحيه و ايمان و اعتقادات جوانان دارد؟
سكولاريسم به چه معناست و با سكولاريزاسيون چه تفاوتى دارد؟
چرا حقوق سكولار پذيرفتنى نيست؟
حقيقت اعجاز چيست؟
قرآن داراى چه اعجازى است كه دشمنان سعى در مشابه سازى آن دارند؟
تحدى يعنى چه؟ آيا تحدى قبل از قرآن در ميان عرب معمول بوده است؟
مراحل و اقسام تحدى را در قرآن بررسى نماييد.
علل غيبت امام زمان(عج)چيست؟
انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى چه نقشى دارد؟
اين كه مى گويند « دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) زمان تكامل جامعه ى بشرى است» يعنى چه؟
آيا آيين زرتشت جزو اديان الهى است؟
اصول اعتقادى و عملى زرتشت چيست؟
چه انحرافاتى در آيين زرتشت پديد آمده است؟
چرا ائمه ى ديگر همانند امام على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)با حكام زمان خويش برخورد نظامى نكردند؟
علت صلح و سازش امام حسن(عليه السلام) با معاويه چه بود؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه، با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟
آيا امام سجاد(عليه السلام) در قيام هاى زمان خود شركت داشته است؟ اگر جواب منفى است چرا؟
چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟
آيا بين مشروعيت سياسى و مشروعيت فقهى تمايز وجود دارد؟ و به تعبيرى آيا فقه مى تواند متكفل بيان مشروعيت سياسى باشد؟
جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها چگونه است، مفهوم اين نظريه چيست و آيا دليلى بر آن وجود دارد؟
آيا مسئله ى بيعت با امامان(عليهم السلام) مخالف نظريه ى الهى بودن مشروعيت نيست؟
مبانى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلام و غير اسلامى چيست؟
مراد از نظارت استصوابى چيست و چرا نظارت شوراى نگهبان استصوابى است؟
آيا نظارت استصوابى در كشورهاى ديگر مشابه دارد؟
نظريه ى ماركس درباره ى انتظار بشر از دين چيست و چه اشكالاتى بر آن وارد است؟
آيا نظارت استصوابى با اصل حاكميت مردم منافات ندارد؟
مجله ى صباح با دربرگيرى محورهاى تازه اى، گام ديگرى را در راستاى پاسخ به پرسش هاى دينى برمى دارد و اميد دارد با توجه و استقبال خوانندگان عزيز، روز به روز بر غناى خويش بيفزايد. در اين شماره، موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته كه به شرح ذيل است: 1. نقد انديشه: در اين قسمت ديدگاه ماركس در باب انتظارات بشر از دين مورد بررسى و ارزيابى قرار گرفته و كاستى هاى آن آشكار شده است. 2. مشاوره و تربيت: در اين قسمت در زمينه ى ارزش هاى دينى و جوانان و اهميت ارزش هاى دينى و لزوم توجه والدين و مسؤولان به چگونگى استفاده از ابزارهاى اطلاع رسانى تأكيد مى شود; هم چنين پرسش و پاسخ هايى در زمينه ى ديدگاه اسلام درباره ى روابط دختر و پسر، چگونگى متعادل نمودن روابط جوانان، تأثير روابط نامشروع در روحيه و ايمان جوانان و راه حل جلوگيرى از روابط نامشروع ارائه شده است. 3. دين پژوهى: در اين قسمت به نقد و بررسى سكولاريسم ـ به معناى كنار گذاشتن دين از حوزه ى عمومى و زندگى اجتماعى ـ و نيز ديدگاه اسلام درباره ى سكولاريسم، معناى سكولاريسم و تفاوت آن با سكولاريزاسيون، تاريخچه و عوامل پيدايش آن، مبانى و اركان سكولاريسم و دليل مردود شمردن حقوق سكولار پرداخته مى شود. 4. قرآن و تفسير: در اين قسمت به پرسش هايى در زمينه ى چيستى اعجاز، ابعاد اعجاز قرآن، چيستى تحدى و تاريخچه ى آن و مراحل و اقسام تحدّى قرآن و نيز بر بى همتايى و موفقيت قرآن در تحدّى اشاره شده است. 5. كلام: در قسمت كلام نيز موضوع مهدويت با ارائه ى پرسش هايى در زمينه ى علل غيبت امام زمان(عج)، نقش انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى و ابعاد تكاملى جامعه ى بشرى در دوران حاكميت امام زمان(عج) مورد بررسى قرار گرفته و بر نقش سازنده ى مهدويت در جامعه تأكيد گرديده است. 6. اديان: با توجه به ضرورت آشنايى با اديان ـ خصوصاً در جهانى كه به واسطه ى گسترش ارتباطات، انسان ها را به يكديگر نزديك تر مى كند ـ در اين بخش به معرفى دين زرتشت پرداخته شده و به پرسش هايى هم چون الهى بودن زرتشت، اصول اعتقادى و عملى آن و انحرافات پديد آمده در زرتشت پاسخ داده شده است. 7. تاريخ: با توجه به اسوه بودن معصومين: براى مسلمانان، ضرورت ترسيم سيره ى آنها در زندگى اجتماعى، خصوصاً در جهان معاصر موجب گرديد تا در اين قسمت به پاسخ پرسش هايى در اين باره پرداخته شود. پرسش هايى مانند: چرا ائمه ى ديگر مانند على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)قاطع برخورد نكردند؟ چرا امام حسن(عليه السلام) صلح كرد؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟ آيا امام سجاد در قيام هاى زمان خود شركت داشته اند؟ چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟ 8. سياست: در اين بخش مسأله ى مهمّ مشروعيت در قالب پرسش و پاسخ هايى هم چون: تفاوت مشروعيت فلسفى با مشروعيت جامعه شناختى، تفاوت مشروعيت سياسى با مشروعيت فقهى، جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها، سازگارى مسأله ى بيعت با امامان، نظريه ى الهى بودن مشروعيت و بررسى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلامى و غير اسلامى، مورد بررسى و تبيين قرار گرفته است. 9. حقوق: در اين قسمت، مسأله ى نظارت استصوابى (تاريخچه ى آن در دين، وجود آن در كشورهاى ديگر و سازگارى آن با اصل حاكميت مردم) مورد بررسى قرار گرفته است. 10. اينترنت: در اين قسمت پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى گرديده است. مطالب و مقالات مجله كه در فرايند خود مورد ارزيابى كارشناسان، اعضاء هيات تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسؤول قرار مى گيرد در اين شماره از نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت نيز (در بخش هاى قرآن و تفسير، دين پژوهى، اديان و مذاهب و مشاوره و تربيت) و حضرت آيت الله مؤمن (در بخش هاى كلام و سياست) و حضرت حجت الاسلام والمسلمين يوسفى غروى (در بخش تاريخ) بهره مند گرديده است.      
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«إنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ مِنَ الجَهلِ، ومَصابيحُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلَمِ؛»

«همانا دانش، زندگى بخش دل‌هاى مُرده از نادانى و چراغ و روشنى بخش چشم‌ها در تاريكى‌هاست.»

جامع بيان العلم وفضله: ج ۱ ص ۵۵

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185