تعداد بازدیدها:1801
Share/Save/Bookmark
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
صباح 17-18 > نویسنده : رحمت الله ضيائى کد: 171

- عرفان در فرهنگ اسلامى به معناى شناختن[1] و در لغت نامه ها به معناى علم و دانش آمده است; لكن از جهت مفهوم، ميان علم و معرفت فرق است، از جمله اين كه معرفت، علم پس از جهل است و به همين جهت به خداوند، عالم مى گويند; نه عارف زيرا علم خداوند ازلى است و مسبوق به جهل نيست.[2]
در تعيين اصل و ريشه ى كلمه ى تصوف و اشتقاق آن نظرهاى مختلفى وجود دارد. مشهورترين و صحيح ترين نظر اين است كه كلمه ى صوفى از صوف مشتق شده است;[3]زيرا صوفيه پشمينه پوش بودند و به همين دليل به تدريج به نام صوفى معروف شدند.
اما درباره ى رابطه ى عرفان و تصوف دو ديدگاه وجود دارد:
1. برخى معتقدند تصوف از مصاديق و شعبه هاى عرفان و روش و طريقه اى است كه از سرچشمه ى عرفان فيض مى گيرد. بزرگان صوفيه، مقام عارف را بالاتر و عالى تر از مقام صوفى دانسته اند; چنانكه در كتاب اسرار التوحيد آمده است:
خواجه مظفر نوغانى به شيخ ابوسعيد گفت: صوفيت نگويم و درويشت هم نگويم، بلكه عارفت گويم به كمال، شيخ گفت: آن بود كه گويد.[4]
2. برخى نيز معتقدند:
فرق تصوف و عرفان فقط در اعتبار است; به اين معنا كه هرگاه با عنوان فرهنگى شان ياد شوند به عنوان عرفان و هرگاه به عنوان اجتماعى شان ياد شوند به عنوان متصوفه ياد مى شوند.[5]
به نظر مى رسد اين نظريه صحيح تر باشد; زيرا اين گروه در ابتداى پيدايش به تصوف معروف بود، سپس بعد از سال ها تطور و رشد، سرانجام به عرفان تغيير نمود.[6]
اما اين كه چرا بزرگان شيعه صوفى شمرده نمى شوند بدين دليل است كه پديده ى تصوف از اديان ديگر (مانند بودايى، مسيحيت و حكماى يونان، به خصوص افكار و انديشه هاى نوافلاطونيان) وارد جامعه ى اسلامى شده[7] و هيچ رابطه اى با دين مقدس اسلام ندارد. اولين كسى كه در اسلام خود را صوفى معرفى نمود، ابوهاشم كوفى بود كه ائمه(عليهم السلام) به شدت او را مردود دانسته اند. از امام صادق(عليه السلام) از حال ابوهاشم كوفى سؤال شد، امام فرمود:
ابوهاشم كوفى، جداً فاسد العقيده است. او همان كسى است كه از روى بدعت، مذهبى را اختراع كرد كه به آن تصوف گفته مى شود و آن را قرارگاه عقيده ى خبيث خويش ساخت.[8]
در روايت ديگرى آمده است:
مردى به امام صادق(عليه السلام) عرض كرد: در اين زمان قومى پيدا شده اند كه به آنها «صوفى» مى گويند. درباره ى آنها چه مى گوييد؟ امام فرمود: آنها (صوفى ها) دشمنان ما هستند، پس هر كس به آنان ميل كند از آنان است و با آنان محشور خواهد شد و به زودى كسانى پيدا مى شوند كه ضمن ادعاى محبت ما، به ايشان نيز تمايل نشان داده، خود را به ايشان تشبيه نموده، لقب آنان را برخود مى گذارند و گفتارشان را تأويل مى كنند. بدان كه هر كس به ايشان تمايل نشان دهد از ما نيست و ما از او بيزاريم، و هر كس آنان را رد كند مانند كسى است كه در حضور پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) با كفار جهاد كرده است.[9]
از اين روايت استفاده مى شود كه تا زمان امام صادق(عليه السلام) صوفى نبوده و از آن زمان به بعد پيدا شده است.
در روايتى ديگر از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است كه در جواب شخصى كه امام درباره ى صوفيه از ايشان سؤال كرد فرمود:
كسى قايل به تصوف نمى شود، مگر از روى خدعه و نيرنگ و جهالت و يا حماقت، و ليكن اگر كسى از روى تقيّه خود را صوفى بنامد تا از شرّ آنها در امان باشد، بر او گناهى نيست; به شرط اين كه بر چيزى از عقايد باطلشان قايل نگردد.[10]
اين روايت صراحت دارد كه هيچ كس حق ندارد خود را صوفى بنامد، مگر در حالت اضطرار و از باب تقيّه. گويا واژه ى «صوفى» از واژه هاى مذموم و ناپسند و بيانگر ضديّت و تعارض با اسلام ناب است و لذا به هيچ وجه مورد تأييد ائمه(عليهم السلام) قرار نگرفته است.
پيروان مكتب تشيع با تمسك به قرآن و اهل بيت(عليهم السلام) در احكام و عقايد، از بسيارى انحرافات كه دامن گير مذاهب و نحله هاى ديگر شده در امان مانده اند; از اين رو بزرگان شيعه در طول تاريخ نه تنها به اين اسم ناميده نشده و زير بار آن نرفته اند، بلكه با شدت و حدّت تمام در مقابل نفوذ و گسترش انديشه ى صوفيگرى در ميان جوامع اسلامى و به خصوص پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) ايستادگى نموده، با تأليف ده ها كتاب و رساله در نقد تصوف، به انحرافات و ضررهايى كه از ناحيه ى آنها متوجه جهان اسلام و مسلمين مى شود اشاره كرده اند; و اگر از برخى بزرگان شيعه با عنوان عارف ياد مى شود، قطعاً به معناى تأثيرپذيرى آنان از پندارهاى تصوف نيست; زيرا بين عرفان شيعى و پشمينه پوشان بى خرد و بى عار هيچ ارتباطى وجود ندارد.
عرفان شيعى ريشه در قرآن و كلام معصومين(عليهم السلام)دارد و از راه عمل به احكام و دستورهاى نورانى اسلام و پيروى از ائمه(عليهم السلام) به دست مى آيد و لذا نيازى به آداب و رسوم و اصطلاحات صوفيان، كه متأثر از اديان هندى، مسيحى و مانى است، ندارد.
بنابراين، تنها راه رسيدن به سعادت دنيوى و اخروى، عمل به قرآن و پيروى از خاندان وحى است و هر راهى غير از آن به ضلالت و انحراف منتهى مى شود; چنان كه خداى سبحان در قرآن كريم مى فرمايد:
(وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ);[11]
اين راه مستقيم است، از آن پيروى كنيد و از راه هاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد كه شما را از طريق حق دور مى سازد. اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى كند. شايد پرهيزكارى پيشه كنيد.


[1]. زين الدين كيائى نژاد، سير عرفان در اسلام، (تهران: اشراقى، چ اول، 1366ش)، ص 68.
[2]. عبدالرحيم بن عبدالكريم صفى پور، منتهى الادب، (كتابخانه ى سنائى، بى تا، بى جا)، ج 3، ص 821.
[3]. محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، (مشهد: آستان قدس رضوى، 1368ش)، ص 304.
[4]. محمد بن منصور بن ابى سعيد ميهنى، اسرار التوحيد فى مقامات شيخ ابوسعيد، (تهران: فردوسى، چ اول، 1378ش)، ص 343.
[5]. مرتضى مطهرى، آشنايى با علوم سياسى، (تهران: صدارا، چ بيست و دوم، 1378ش)، ج 2، ص 84.
[6]. كمال الدين كاشانى، مجموعه ى رسائل و مصنفات، (تهران: ميراث مكتوب، بى تا)، ص 43.
[7]. زين الدين كيائى نژاد، همان، ص 55.
[8]. شيخ حرّ عاملى، الاثنى عشريه، (قم: دارالكتب العلميه، بى تا)، ص 33.
[9]. همان.
[10]. همان.
[11]. سوره ى انعام، آيه ى 153.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :

«فاقَةُ الكَريمِ أحسَنُ مِن غَناءِ اللَّئيمِ؛»

«تنگدستىِ انسان بزرگوار نيكوتر از توانگرىِ فرد خسيس و فرومايه.»

غرر الحكم، ۶۵۸۶

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185