تعداد بازدیدها:1493
Share/Save/Bookmark
تحدى يعنى چه؟ آيا تحدى قبل از قرآن در ميان عرب معمول بوده است؟
صباح 7-8 > نویسنده : سيد محمد حسين ميرى کد: 204

قبل از هر چيز لازم است به اين مسئله پرداخته شود كه يكى از راه هاى شناخت صحت ادعاى هر فرد، دلايلى است كه بر صحت مدعاى خود اقامه مى كند. هر چه ادعا مهم تر باشد دلايل بايد از استحكام بيش ترى برخوردار باشند. پيامبران در طول تاريخ براى اثبات ادعاى نبوت دلايلى آورده اند كه در لسان قرآن «آيه»[1] يا «بيّنه»[2] ناميده مى شوند كه بعداً مسلمانان آن ها را «معجره» ناميدند و مخالفانِ خود را به مبارزه و همانندآورى فراخوانده اند.
انتخاب نوع معجره بستگى به شرايط زمانى و مكانى هر پيامبر دارد. امام رضا(عليه السلام) در تحليل تفاوت معجزات پيامبران مى فرمايد:
هنگامى كه خداوند موسى را مبعوث كرد سحر و ساحرى بر اهل آن عصر غلبه داشت; لذا خداوند چيزى از سوى خود براى آن ها فرستاد كه در قدرت آن ها نبود و سحرشان را باطل كرد و حجت را تمام نمود و عيسى(عليه السلام) را هنگامى مبعوث كرد كه بيمارى هاى صعب العلاج آشكار شده بود و مردم نيازمند به طبيبانى بودند. خداوند از سوى خود چيزى فرستاد كه نزد آن ها نبود; مردگان را براى آن ها زنده مى كرد و كور مادرزاد و بيماران مبتلا به بيمارى هاى علاج ناپذير را به فرمان خدا بهبودى مى بخشيد و حجت را به وسيله ى آن بر مردم تمام مى كرد. خداوند محمد(صلى الله عليه وآله)را در وقتى مبعوث ساخت كه خطبه ها و سخنان دلنشين و فصيح و بليغ بر آن عصر غالب بود; خداوند از سوى خود مواعظ و حكمت هايى در اوج فصاحت و بلاغت فرستاد كه سخنان آنان را باطل كرد و حجت را بر آنان تمام نمود.[3]
قبل از ورود به بحث لازم است در ابتدا واژه ى «تحدّى» در لغت و اصطلاح بررسى شود.
تحدّى در لغت و اصطلاح
تحدى در لغت به معناى مبارزه طلبى و همانندآورى است[4] و در اصطلاح به اين معنا آمده است كه، كسى ديگران را براى عمل يا گفتار يا نوشتار خود به مبارزه و همانندآورى دعوت كند. يكى از اركان معجزه ى قرآن تحدّى است; يعنى مدعى نبوت بايد ديگران را به مقابله و مبارزه دعوت كند. تحدّى مشتمل بر قياس و برهان است; بدين گونه كه:
لوكان هذا الكتاب من عند غير الله لامكن الاتيان بمثله، لكن التالى باطل فالمقدم مثله; اگر اين كتاب، كلام الله نباشد، پس كلام بشرى است و اگر بشرى باشد پس شما هم كه بشر هستيد بايد بتوانيد مثل آن را بياوريد، اگر شما توانستيد مثل آن را بياوريد بشرى بودنش اثبات مى شود و اگر نتوانستيد، معلوم مى شود كه بشرى نيست و اعجازى است كه اثبات كننده ى ادعاى نبوت و رسالتِ آورنده ى آن خواهد بود.[5]
وجود انگيزه در همانندآورى قرآن
مخالفان قرآن بيش ترين انگيزه را براى همانندآورى قرآن داشتند. آنان اهل فصاحت و بلاغت، متعصب نسبت به آداب و رسوم خويش، به ويژه فرهنگ بت پرستى، و قومى لجوج و سرسخت و متكبر بودند. قرآن آداب و رسوم آنان را نادرست[6] و بت پرستى را امرى خرافى مى داند;[7] و فخر فروشى آنان را نكوهش مى كند.[8] در عين حال، آيات تحدّى، آنان را به همانندآورى قرآن ترغيب و تشويق مى كرد و پذيرش و عدم پذيرش قرآن را با سعادت و شقاوت جاودانه پيوند مى داد.[9] تشويق به كمك گرفتن از كليه ى نيروهايى كه مى توانند در آوردن همانند قرآن نقشى ايفا كنند،[10] دروغ گو پنداشتن در صورت ناتوانى[11] و ده ها انگيزه ى ديگر.[12]
ناتوانى مخالفان در همانندآورى قرآن
كتب تاريخى و علوم قرآنى، افراد متعددى را ذكر مى كنند كه در صدد همانندآورى قرآن برآمدند، ولى خود با بررسى قرآن به عجز خويش پى بردند و يا به آوردن چيزى شبيه قرآن دست يازيدند; اما با نمونه هايى كه ارائه دادند موجبات رسوايى خويش را فراهم آورده، ناتوانى بشر از همانندآورى را اثبات كردند. اين همانندخواهى و مبارزه جويى يك دعوت جهانى و تاريخى است. اكنون نيز اين دعوت فراروى همه ى جهانيان است و مى توانند به جاى گزينش هر جنگ نظامى و اقتصادى و... به دعوت قرآن پاسخ دهند.[13]
سابقه ى تحدّى در ميان عرب قبل از قرآن
در عصر نزول قرآن كريم بلاغت به اوج خود رسيده بود; لذا شعرا در بازار «عكاظ» به شعرخوانى مى پرداختند و شعرهاى برتر را با عنوان «معلقات سبع» با آب طلا نوشته، بر ديوار كعبه آويزان مى كردند. يكى از انديشمندان در اين زمينه مى گويد:
عرب عادت داشت كه در مقام مسابقه در قصايد و سخنرانى هاى خويش ديگران را به تحدّى فراخواند. قرآن نيز از همين روش آنان را تحدّى كرد كه مانند قرآن يا لااقل قسمتى از قرآن بياورند، پس خبر داد كه نخواهند توانست چنين كارى را انجام دهند.[14]
نمونه اى از اين تفاخر و تحدّى در شعر «تميم بن مُقبل» از شعراى پيشين عرب اين گونه جلوه مى كند:
اذا مِتُّ عَنْ ذكرِ الْقَوافى فَلَنْ تَرى *** لها قائلاً بَعْدى اَطبّ و اَشْعَرا
اگر از گفتن اشعار لب فروبندم، پس از من ديگر كسى را نخواهى يافت كه بهتر و پاكيزه تر از من شعر بگويد و در شاعرى از من استادتر باشد.[15]
وليد بن مغيره فخر مخزومى، گل سرسبد بوستان عرب (ريحانة العرب)، با تمام كينورزى و دشمنى با پيامبر(صلى الله عليه وآله) و پيام وحى، ناگزير اعتراف كرد كه اين سخن بالاتر از افق كلام انسان است. او درباره ى كلام خدا كه از زبان پيامبر(صلى الله عليه وآله) بيان مى شد چنين مى گويد:
گفتار او شيرينى خاصى دارد و زيبايى و طراوت فوق العاده اى; شاخه هايش پرميوه و ريشه هايش پرمايه، و سخنى است كه از هر سخن ديگر بالاتر مى رود و هيچ سخنى بر آن برترى نمى يابد.[16]
علامه صدر بلاغى در مقدمه ى تفسير آلاء الرحمن همين بُعد از اعجاز را كه اعجاز بيانى است، براى اعراب زمان پيامبر از ديگر ابعاد اعجاز قرآن روشن تر مى داند.[17]
سيد قطب در اين زمينه مى گويد:
تلاش اصلى من در مكتب قرآن همين است كه جنبه ى هنرى و ويژگى هاى ادبى قرآن جلوه گر شود و انديشه ها زيبايى نهفته ى آن را دريابند. به نظر من در آغاز نيز اعراب از همين طريق در حوزه ى جاذبه و شكوه هنر قرآن قرار گرفتند و همين بيان زيبا بود كه تا عمق احساس آن ها نفوذ كرد و نفوسشان را برانگيخت.[18]
در نتيجه، دعوت قرآن به همانندآورى يك دعوت جهانى است و با آن كه اعراب در بعد فصاحت و بلاغت يكه تاز ميدان بودند و قبل از نزول قرآن، در اشعار و خطب همديگر را به تحدى فرا مى خواندند، توان هماوردى با قرآن را نداشتند و تاكنون نيز هيچ كس توان مقابله با قرآن را نداشته و نخواهد داشت.


[1]. مؤمنون: 50; اسراء: 101.
[2]. انعام: 157.
[3]. عيون اخبار الرضا، به نقل از: ناصر مكارم شيرازى، پيام قرآن، (چ 2، بهار 74)، ج 8، ص 115 ـ 116.
[4]. على اكبر دهخدا، لغت نامه، (تهران: انتشارات دانشگاه تهران، بهار 73)، ج 4، ص 5660.
[5]. عبدالله جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن كريم، (قم: انتشارات اسراء، چ 1، 1378)، ج 1، ص 138.
[6]. ص: 2; مريم: 97.
[7]. نجم: 23.
[8]. حج: 9.
[9]. بقره: 24.
[10]. اسراء: 88; هود: 13; يونس: 39.
[11]. بقره: 25.
[12]. ر. ك: محمد تقى مصباح يزدى، قرآن شناسى، (قم: انتشارات مؤسسه ى آموزشى و پرورشى امام خمينى(ره)، چ 1، بهار 1376)، ج 1.
[13]. محمد تقى، مصباح يزدى، همان، ص 140; مكارم شيرازى، همان، ص 140، به بعد; محمد هادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، (قم: مؤسسه النشر الاسلامى، چ 1، 1416)، ج 4، ص 261 ـ 227; حسن عرفان، اعجاز در قرآن كريم، (دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامى، چ 1، 1379).
[14]. مصطفى صادق الرافعى، اعجاز القرآن و البلاغة النبوية، (انتشارات دار الكتب العربى، 1393)، ص 169; محمد باقر سعيدى روشن، معجزه شناسى، (تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه ى اسلامى، چ 1، پاييز 1379)، ص 216 ـ 217.
[15]. ر. ك: شيخ عبدالقاهر جرجانى، دلائل الاعجاز فى القرآن، ترجمه و تحشيه ى سيد محمود رادمنش، (انتشارات آستان قدص رضوى، 1368)، ص 599 ـ 615.
[16]. ناصر مكارم شيرازى، همان، ص88; سعيدى روشن، همان، ص 128 ـ 170.
[17]. علامه صدر بلاغى، تفسير آلاءالرحمن، مقدمه، ص 4.
[18]. سيد قطب، مشاهد القيامة فى القرآن، (دار الشروق، 1415)، ص 9.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
ارزش چيست و آيا ارزش دينى چيزى خارج از معناى مطلق ارزش است؟
چگونه مى توانيم از عناصر رسانه‌اىنظير:كتب،مجلّات،مجموعه‌ى مطبوعات،صداوسيما، ويدئووماهواره‌ واينترنت،خوب استفاده كنيم واگرخطرسازندچه‌طورجوانان وفرزندانمان راازخطرآن‌ها نجات دهيم؟
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر (صحبت كردن، دوستى هاى خيابانى، رابطه ى تلفنى) چيست؟
براي متعادل نمودن روابط دوستانه‌ي افراطي بين جوانان(همجنسان) چه بايد كرد؟
براى جلوگيرى از روابط نامشروع چه راه حلّى پيشنهاد مى شود؟
سابقه ى تاريخى و عوامل پيدايش سكولاريسم چيست؟
مبانى و اركان سكولاريسم چيست و آيا اسلام با سكولاريسم سازگار است؟
عناصر ارزش هاى دينى كدام اند، چگونه مى توان به آن شناخت پيدا كرد و چه امورى اين ارزش ها را درديد ما تبديل به ضد ارزش مى كند و يا به عكس، و در اين زمينه چه خطراتى ما را تهديد مى كند؟
وظيفه ى مسئولان در قبال ارزش هاى جامعه ى اسلامى چيست؟
روابط نامشروع چه تأثيرى در روحيه و ايمان و اعتقادات جوانان دارد؟
سكولاريسم به چه معناست و با سكولاريزاسيون چه تفاوتى دارد؟
چرا حقوق سكولار پذيرفتنى نيست؟
حقيقت اعجاز چيست؟
قرآن داراى چه اعجازى است كه دشمنان سعى در مشابه سازى آن دارند؟
تحدى يعنى چه؟ آيا تحدى قبل از قرآن در ميان عرب معمول بوده است؟
مراحل و اقسام تحدى را در قرآن بررسى نماييد.
علل غيبت امام زمان(عج)چيست؟
انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى چه نقشى دارد؟
اين كه مى گويند « دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) زمان تكامل جامعه ى بشرى است» يعنى چه؟
آيا آيين زرتشت جزو اديان الهى است؟
اصول اعتقادى و عملى زرتشت چيست؟
چه انحرافاتى در آيين زرتشت پديد آمده است؟
چرا ائمه ى ديگر همانند امام على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)با حكام زمان خويش برخورد نظامى نكردند؟
علت صلح و سازش امام حسن(عليه السلام) با معاويه چه بود؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه، با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟
آيا امام سجاد(عليه السلام) در قيام هاى زمان خود شركت داشته است؟ اگر جواب منفى است چرا؟
چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟
آيا بين مشروعيت سياسى و مشروعيت فقهى تمايز وجود دارد؟ و به تعبيرى آيا فقه مى تواند متكفل بيان مشروعيت سياسى باشد؟
جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها چگونه است، مفهوم اين نظريه چيست و آيا دليلى بر آن وجود دارد؟
آيا مسئله ى بيعت با امامان(عليهم السلام) مخالف نظريه ى الهى بودن مشروعيت نيست؟
مبانى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلام و غير اسلامى چيست؟
مراد از نظارت استصوابى چيست و چرا نظارت شوراى نگهبان استصوابى است؟
آيا نظارت استصوابى در كشورهاى ديگر مشابه دارد؟
نظريه ى ماركس درباره ى انتظار بشر از دين چيست و چه اشكالاتى بر آن وارد است؟
آيا نظارت استصوابى با اصل حاكميت مردم منافات ندارد؟
مجله ى صباح با دربرگيرى محورهاى تازه اى، گام ديگرى را در راستاى پاسخ به پرسش هاى دينى برمى دارد و اميد دارد با توجه و استقبال خوانندگان عزيز، روز به روز بر غناى خويش بيفزايد. در اين شماره، موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته كه به شرح ذيل است: 1. نقد انديشه: در اين قسمت ديدگاه ماركس در باب انتظارات بشر از دين مورد بررسى و ارزيابى قرار گرفته و كاستى هاى آن آشكار شده است. 2. مشاوره و تربيت: در اين قسمت در زمينه ى ارزش هاى دينى و جوانان و اهميت ارزش هاى دينى و لزوم توجه والدين و مسؤولان به چگونگى استفاده از ابزارهاى اطلاع رسانى تأكيد مى شود; هم چنين پرسش و پاسخ هايى در زمينه ى ديدگاه اسلام درباره ى روابط دختر و پسر، چگونگى متعادل نمودن روابط جوانان، تأثير روابط نامشروع در روحيه و ايمان جوانان و راه حل جلوگيرى از روابط نامشروع ارائه شده است. 3. دين پژوهى: در اين قسمت به نقد و بررسى سكولاريسم ـ به معناى كنار گذاشتن دين از حوزه ى عمومى و زندگى اجتماعى ـ و نيز ديدگاه اسلام درباره ى سكولاريسم، معناى سكولاريسم و تفاوت آن با سكولاريزاسيون، تاريخچه و عوامل پيدايش آن، مبانى و اركان سكولاريسم و دليل مردود شمردن حقوق سكولار پرداخته مى شود. 4. قرآن و تفسير: در اين قسمت به پرسش هايى در زمينه ى چيستى اعجاز، ابعاد اعجاز قرآن، چيستى تحدى و تاريخچه ى آن و مراحل و اقسام تحدّى قرآن و نيز بر بى همتايى و موفقيت قرآن در تحدّى اشاره شده است. 5. كلام: در قسمت كلام نيز موضوع مهدويت با ارائه ى پرسش هايى در زمينه ى علل غيبت امام زمان(عج)، نقش انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى و ابعاد تكاملى جامعه ى بشرى در دوران حاكميت امام زمان(عج) مورد بررسى قرار گرفته و بر نقش سازنده ى مهدويت در جامعه تأكيد گرديده است. 6. اديان: با توجه به ضرورت آشنايى با اديان ـ خصوصاً در جهانى كه به واسطه ى گسترش ارتباطات، انسان ها را به يكديگر نزديك تر مى كند ـ در اين بخش به معرفى دين زرتشت پرداخته شده و به پرسش هايى هم چون الهى بودن زرتشت، اصول اعتقادى و عملى آن و انحرافات پديد آمده در زرتشت پاسخ داده شده است. 7. تاريخ: با توجه به اسوه بودن معصومين: براى مسلمانان، ضرورت ترسيم سيره ى آنها در زندگى اجتماعى، خصوصاً در جهان معاصر موجب گرديد تا در اين قسمت به پاسخ پرسش هايى در اين باره پرداخته شود. پرسش هايى مانند: چرا ائمه ى ديگر مانند على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)قاطع برخورد نكردند؟ چرا امام حسن(عليه السلام) صلح كرد؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟ آيا امام سجاد در قيام هاى زمان خود شركت داشته اند؟ چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟ 8. سياست: در اين بخش مسأله ى مهمّ مشروعيت در قالب پرسش و پاسخ هايى هم چون: تفاوت مشروعيت فلسفى با مشروعيت جامعه شناختى، تفاوت مشروعيت سياسى با مشروعيت فقهى، جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها، سازگارى مسأله ى بيعت با امامان، نظريه ى الهى بودن مشروعيت و بررسى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلامى و غير اسلامى، مورد بررسى و تبيين قرار گرفته است. 9. حقوق: در اين قسمت، مسأله ى نظارت استصوابى (تاريخچه ى آن در دين، وجود آن در كشورهاى ديگر و سازگارى آن با اصل حاكميت مردم) مورد بررسى قرار گرفته است. 10. اينترنت: در اين قسمت پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى گرديده است. مطالب و مقالات مجله كه در فرايند خود مورد ارزيابى كارشناسان، اعضاء هيات تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسؤول قرار مى گيرد در اين شماره از نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت نيز (در بخش هاى قرآن و تفسير، دين پژوهى، اديان و مذاهب و مشاوره و تربيت) و حضرت آيت الله مؤمن (در بخش هاى كلام و سياست) و حضرت حجت الاسلام والمسلمين يوسفى غروى (در بخش تاريخ) بهره مند گرديده است.      
 
امام صادق عليه السلام :

أروَحُ الرَّوْحِ اليَأسُ عنِ الناسِ

بالاترين آسايش، چشم اميد بركندن از مردم است.

مشكاة الأنوار: ۳۲۴ ۱۰۲۶

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185