تعداد بازدیدها:1362
Share/Save/Bookmark
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
صباح 17-18 > نویسنده : مهدى زيركى کد: 163

لف) محورهاى اصلى انديشه ى سياسى سيد جمال
سيد ابتدا در پى اين بود كه استعمار از كشورهاى مسلمان زدوده شود، سپس مدينه ى فاضله اى را مطرح مى كند كه مسلمين در ظل آن به سعادت برسند. او در توضيح بنيان هاى اين مدينه ى فاضله مى گويد: سه خصلت عامل پايدارى هيأت اجتماعيه و اساس محكم مدنيت اند و بدون آنها هيأت اجتماعيه بر هم خواهد خورد: اول، اعتقاد به اين كه انسان فرشته اى زمينى و اشرف مخلوقات است; دوم اين كه يقين كند كه امت او اشرف امت هاست و ديگران در گمراهى هستند; و دست آخر اين كه انسان به اين عالم آمده تا تحصيل كمال نمايد و بعد به عالمى افضل منتقل مى شود. هر يك از اين خصال، آثارى دارند; از جمله اين كه، افراد انسانى از اين كه چونان گرگ همديگر را پاره كنند اجتناب خواهند كرد، و در ميدان فضايل از هم سبقت خواهند گرفت و به علوم و صنايع روى آورده، سعى خواهند كرد از خيانت و دروغ بپرهيزند و اموالشان را از طريق مشروع به دست آورند.[1]
1. مبارزه با استعمار
سيد جمال استعمار را عامل اصلى عقب ماندگى دول اسلامى مى دانست و مى گفت: دولت هاى مقتدر سقوط نكردند مگر با دخالت بيگانگان.[2] او معتقد بود كه انگلستان نه تنها قدرتى استعمارى، بلكه دشمن صلبى مسلمانان است; از اين رو قصد آنها را نابودى اسلام مى شمرد.[3]
وى تمايل داشت اسلام را دين سخت كوشى بداند و به همين دليل به فريضه ى جهاد بسيار تأكيد مى كرد; چه در برابر حكومتى كه مصمم به نابودى اسلام است، مسلمانان راهى جز توسل به زور ندارند[4] و اين مبارزه احتياج به حكمِ حاكم ندارد. او واماندگى امروزى مسلمانان را نتيجه ى تبهكارى حكومت هاى استبدادى و قدرت هاى استعمارى مى داند كه آنان را با علم و فلسفه بيگانه كرده اند; و از بين رفتن اين بيگانگى تنها با آزادى سياسى و پيشرفت اجتماعى، فكرى مسلمانان ميسر است.[5]
2. رجوع به اسلام و آموزه هاى آن
سيد جمال مى گفت: فرهنگ اسلام سرشار از آموزش هاى ضد ظلم، آزادى طلبى، برابرى و مساوات خواهى و از همه بالاتر، حاوى انگيزه هاى ضداستعمارى است;[6] و چون سعادت دو سرا و برقرارى قسط و عدالت اجتماعى جزء برنامه هاى دين است نمى توان آن را از سياست جدا دانست و[7] از اين رو مسلمين بايد دخالت در سرنوشت سياسى خود را يك وظيفه ى دينى بشمارند تا از اين راه سرنوشت سياسى جامعه ى خود را در دست بگيرند و لذا مى گفت: دين مطلقاً سلسله ى انتظام هيأت اجتماعيه است و بدون دين هرگز اساس مدنيت محكم نخواهد شد و اگر مردم به عقل تكيه و به امور سياسى اعتنا نكنند، زمينه ى انفعال و اغفال آنان و سلطه ى استبداد و استعمار مهيّا خواهد شد.
3. انديشه ى وحدت مسلمين
سيد جمال ريشه و اساس مسائل ملل شرقى را در استبداد داخلى و استعمار خارجى يافته بود و پادزهر اين درد را وحدت ملل مظلوم شرق مى دانست.[8] جامعه ى ايده آل او جامعه اى بود كه وحدت بر سراسر آن حاكم باشد و اختلاف هاى نژادى، زبانى، منطقه اى و فرقه اى بر اخوت اسلامى آنها فايق نگردد.[9]
اما چون اين ايده ى سيد كه براى ايجاد نيرويى مشترك در مقابل دشمن مشترك دين بود، به زودى مورد سوء استفاده ى حاكمان سياسى وقت چون ناصرالدين شاه و سلطان عبدالحميد دوم عثمانى قرار گرفت،[10] ظاهراً از تشكيل دولت واحد نااميد شد و خاطرنشان كرد كه;
مسلمانان بايد تابع حكومت هايى باشند كه قرآن بر آن حاكم باشد. من نمى گويم كه بر همه ى كشورهاى اسلامى يك نفر حكومت كند.[11]
در هر صورت، سيد با بهره گيرى از اين دست مايه ى سياسى تلاش كرد تا با مرتبط كردن دو جريان بزرگ تاريخ اسلام، يعنى شيعه و سنى، نهضت را جهانى كند و امت اسلامى را در مسير واحد سياسى قرار دهد.[12]
ب) حكومت و حاكميت در نظر سيد جمال
1. منشأ حكومت
سيد جمال حكومت را نشأت گرفته از قدرت مطلقه ى خداوند مى دانست; چرا كه آن قدرت واقعى، مبدأ همه ى موجودات و حاكم بر آسمان ها و زمين است و حكومت هاى زمينى كه از سوى آن قدرت تعيين مى شوند، فقط براى اجراى احكام آن قدرت مافوق عمل مى كنند.[13]
2. پايه هاى حكومت
سيد جمال دو ركن اساسى را مايه ى پابرجا ماندن حكومت و نيز غايت تشكيل آن مى داند:
اولى عدالت است و آن «پرداخت حق به مستحق و قرار دادن اشيا در محل آنها و سپردن كارهاى مملكت به كسى است كه قدرت اجراى آن را دارد كه موجب مصونيت و تحكيم سلطه و مانع فروپاشيدگى نظم داخلى است و نفوس ملت را از بيمارى نجات مى دهد... اين همان حكمتى است كه آسمان ها و زمين به واسطه ى آن بنا يافته... و اين همان عدلى است كه شارع به آن امر كرده است كه «ان الله يأمركم بالعدل.»[14] و در مقابل، سبب همه ى خرابى ها ظلم است.[15]
ركن دوم امانت است. او مى گويد امانت قوام بقاى انسان و مقوّم حكومت است كه بدون آن راحت و امنيت حاصل نمى شود. بقاى نوع انسانى در اين عالم متوقف بر ارتباطات و معاملات، و روح و جان اين معاملات امانت است; و اگر امانت در ميان نباشد، نظام معاملات پاره پاره مى شود و رفاهيت، آسايش امم و شعوب و انتظام معيشت آنها صورت وقوع نمى پذيرد.[16]
«پس حكومت ها بايد حافظ خزانه اى باشند كه با پول مردم پرشده و آن را در راه منافع عمومى جامعه مصرف كنند... نتيجه آن كه اگر امانت دارى در بين حكومت ها نباشد... خزانه ى حكومت خالى مى ماند و همين سبب سقوط حكومت خواهد بود».[17]
3. مدل حكومتى
سيد جمال همواره بر قانون و مجلس براى تحديد قدرت مطلقه تأكيد مى كرد و معتقد بود كه بايد نمايندگان مجلس مستقيماً توسط مردم انتخاب شوند نه اين كه دست نشانده باشند; زيرا:
قوه ى مقننه ى هيچ ملتى نمى تواند حقيقى باشد، مگر اين كه صرفاً از نيروى ملت الهام بگيرد. هر مجلس نوابى كه توسط پادشاه يا اميرى يا نيروى بيگانه اى تشكيل شود، چون حيات چنين مجلس موهومى، متكى به نيروى ملت نيست، بلكه ناشى از اراده ى كسى است كه مجلس را به وجود آورده، قطعاً مفيد نخواهد بود.[18]
اين گونه مجلس ها آلت دست و خاموش اند و هيچ وقت دردهاى اجتماع را نخواهند گفت، چون تمام آزادى شان سلب شده است.[19] سيد حكومت مشروطه را مناسب ترين جاى گزين حكومت مطلقه مى شمارد و مى نويسد:
تغيير شكل حكومت مطلقه ى استبدادى به حكومت پارلمانى مشروطه آسان تر و سريع تر به دست مى آيد... (و با همين حكومت) پادشاه مشروطه، عظمت پادشاهى خود را خواهد داشت و نمايندگان ملت سختى هاى اداره ى مملكت و دفع مفاسد و حفاظت از سلامت آن را با مال و جان به عهده خواهند داشت.[20]
او خطر عدم ايجاد چنين حكومتى را به تزار روس اين گونه گوشزد مى كند:
براى پادشاه اين بهتر است كه توده ى رعيت، دوستانش باشند تا اين كه دشمنانش و منتظر باشند كه بر او دست يابند.[21]
4. حكومت ايده آل سيد جمال
نظام سياسى ايده آل سيد در قالب نوعى جمهورى بر مبناى تفكر دينى بود، چنان كه هاردينك سفير انگليس در ايران متوجه اين جريان شده و در گزارشى به وزير خارجه ى بريتانيا مى نويسد:
وى در فكر انقراض رژيم قاجاريه و برقرارى رژيم جمهورى اسلامى و اتحاد نزديك با كشور عثمانى است.[22]
5. شرايط حاكم
سيد جمال الدين معتقد است فردى متقى كه به حفظ شعاير اسلامى و بسط حكومت ميان مسلمانان بر حسب اطاعت آنان از حكم الهى و به دور از برترى جويى و تفاخر علاقه مند باشد شايسته ى خلافت مسلمين است.[23]
حكومت اسلامى بايد در دست افراد كاردان و صاحبان رأى و تدبير باشد، تا امنيت و آرامش را گسترش دهند و حكومت را بر عدل و انصاف مستقر سازند.[24] حاكم بايد به اصل مشورت با ديگران اهميت دهد. كارگزاران بايد از دو دسته از مردم باشند: يا از مردمى هم نژاد و هم ملت آنها و مصون از خطا و ضعف و داراى صداقت و امانت و روحيه ى ميهن دوستى و مورد احترام مردم; و يا اين كه با آنان دين واحدى داشته باشند تا اين رابطه ى دينى، جانشين رابطه ى قومى گردد. بيگانگان و مزدوران و افراد خارج از دو دسته ى فوق به هيچ وجه نبايد اداره ى امور كشور را در دست بگيرند.[25]
در پايان نبايد اين واقعيت را از نظر دور داشت كه سيد جمال با تمامى روحيه ى ضد استعمارى اش براى دست يافتن به مقاصد خود گاهى به دولت هاى ديگر به ويژه فرانسه و روسيه اميد مى بست، تا در برابر انگليس، از مسلمانان حمايت كنند. او براى فرانسه در آسياى غربى و براى روسيه در آسياى مركزى حقوقى قايل مى شود و انگيزه ى انگلستان را به دليل آز و فزون طلبى محكوم مى كند و هدف فرانسه را تنها آرزو مى نامد. لذا سخنى در نكوهش سياست هاى استعمارى فرانسه در الجزاير به بنان و بيان او جارى نمى شود.[26]


[1]. مرتضى مدرسى چهاردهى، سيد جمال الدين و انديشه هاى او، (تهران: چاپخانه سپهر، چ سوم، 1360ش)، ص 490 ـ 491.
[2]. سيد جمال الدين اسدآبادى، عروة الوثقى، ترجمه زين العابدين كاظمى خلخالى، (تهران: حجر، بى تا)، ص 90.
[3]. محمد حسن رجبى، علماى مجاهد، (تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى، چ اول، 1382ش)، ص 49.
[4]. مرتضى مطهرى، مجله ى تاريخ و فرهنگ معاصر، سال پنجم شماره 1 و 2، (1375ش)، ص 82.
[5]. محمد حسن رجبى، همان، ص 51.
[6]. عزت الله سحابى، مجله ى تاريخ و فرهنگ معاصر، همان، ص 188.
[7]. سيد جمال الدين اسدآبادى، همان، ص 76.
[8]. عزت الله سحابى، همان، ص 193.
[9]. مرتضى مطهرى، همان، ص 84.
[10]. محمد حسن رجبى، همان، ص 51 ـ 52.
[11]. ر. ك: مجله ى حوزه، سال 11، ش 1، 1372، ص 129 و نيز سيد جمال الدين اسدآبادى، همان، ص 72 ـ 73.
[12]. عميد زنجانى، انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن، (تهران: طوبى، چ دوم، 1376ش)، ص 240.
[13]. سيد جمال الدين اسدآبادى، همان، ص 79.
[14]. همان، ص 154.
[15]. محمد محيط طباطبايى، نقش سيد جمال الدين اسدآبادى در بيدارى مشرق زمين، (قم: دفتر تبليغات حوزه ى علميه ى قم، بى تا)، ص 259.
[16]. مرتضى مدرسى چهاردهى، همان، ص 495.
[17]. سيد جمال الدين اسدآبادى، همان، ص 494 ـ 496.
[18]. همان، ص 149.
[19]. مرتضى مدرسى چهاردهى، همان، ص 53.
[20]. محمد عماره، جمال الدين الافغانى، (بى جا، المؤسسه العربيه للدراسات والنشر، بى تا)، ص 320.
[21]. محمد جواد صاحبى، سيد جمال الدين اسدآبادى، بنيان گذار نهضت احياى فكر دينى، (تهران: فكر نو، 1375ش)، ص 187.
[22]. اسماعيل رائين، انجمن هاى سرى در انقلاب مشروطيت، (تهران: مؤسسه ى تحقيقى رائين، 1345)، ص 49.
[23]. سيد جمال الدين اسدآبادى، همان، ص 74.
[24]. همان، ص 21.
[25]. همان، ص 232.
[26]. محمد حسن رجبى، همان، ص 52.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله :

«إنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ مِنَ الجَهلِ، ومَصابيحُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلَمِ؛»

«همانا دانش، زندگى بخش دل‌هاى مُرده از نادانى و چراغ و روشنى بخش چشم‌ها در تاريكى‌هاست.»

جامع بيان العلم وفضله: ج ۱ ص ۵۵

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185