Share/Save/Bookmark
آيا گسترش اسلام در ايران به زور شمشير بود يا از طريق ابزارهاى فرهنگى؟
مجله صباح شماره 15-16 > نویسنده : امير على حسنلو کد: 127

فرهنگ مجموعه اى از عناصر عينى و ذهنى است كه ميراث نسل هاى متوالى و داراى عناصرى مثل علم و دين و... است و ابزارهاى مختلف آموزشى و تبليغى در شكل گيرى و استمرار آن نقش اساسى دارند.[1] انسان با ويژگى ها و احساسات خاص و پيچيده، مانند حس برترى، كمال جويى، آزادى خواهى، سلطه گريزى و اختيار، در فرايند فرهنگ سازى نقش اول را دارد.
شالوده ى تمام فرهنگ ها دين و ايدئولوژى است، كه در پيام انبياى الهى نهفته است.[2] با مراجعه به سيره ى پيامبر(صلى الله عليه وآله)درمى يابيم كه تمام اقدامات آن حضرت براى گسترش دين اسلام (به جز موارد نظامى و دفاعى)، فرهنگى بوده است.[3] درباره ى ساير كشورها نيز عملكرد پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر اساس رسالت جهانى اش،[4] دعوت آنها به اسلام توسط نامه صورت گرفته كه محتواى نامه موجود و دليل محوريت فرهنگى است.[5]
بدين گونه، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) توانست در مدت كوتاهى با انقلاب فرهنگى در جامعه ى جاهلى[6] افرادى را تربيت كند كه در راه گسترش اسلام جان فشانى نمايند و به مراتب عالى معنوى نايل شوند.
پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله)، مسلمين براى دفاع از كيان اسلام و نشر فرهنگ اسلام به فراسوى جهان، مرزهاى جغرافيايى را كه مانع رسيدن فرهنگ و شعارهاى اسلام بود برچيدند و زمينه هاى گسترش اسلام در ايران را فراهم كردند. عوامل گسترش اسلام و پايدارى و بالندگى آن پس از گشوده شدن دروازه هاى ايران به روى اسلام را به اختصار مى توان اين گونه بيان كرد:
1. شرايط اجتماعى، سياسى و فرهنگى ايران سبب شده بود كه مردم ايران به استقبال دين اسلام بروند و مسلمان شوند; چنان كه در بسيارى از شهرها، حاكمان بدون جنگ و درگيرى به خاطر عدم مقاومت مردم در مقابل سپاه اسلام پرداخت جزيه را مى پذيرفتند و صلح مى نمودند.[7]
2. تشريع قانون جزيه از طرف پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و استمرار آن و مختار بودن مردم در پذيرش دين يا پرداخت جزيه كه در تمام مناطق فتح شده اعمال مى شد.[8]
3. تخريب نكردن آتشكده هاى مجوس در ايران. چنان كه گزارش شده است، يكى از سرداران عرب فرمان داد تا به يك امام جماعت و مؤذن او تازيانه زدند; چون يكى از معابد زرتشى را ويران كرده بودند و سنگ هاى آن را در بناى مسجد به كار برده بودند. در قرن ده ميلادى، يعنى سه قرن پس از فتح ايران، آتشكده هاى زرتشتيان در عراق و فارس و كرمان و سيستان و خراسان و آذربايجان و در سراسر ايران برپا بود.[9] پيروان دين زرتشت به تدريج و به اختيار خود به دين اسلام گرويدند. وجود پيروان زرتشتى در ايران تا عصر حاضر و آزادى آنان در اجراى مراسم دينى، بهترين دليل بر نبود اجبار و زور در پذيرش دين است... .[10]
4. مسلمان شدن بسيارى از ايرانيان، قبل از فتح ايران، كه در يمن و بحرين به سر مى بردند. گفته شده پس از جنگ قادسيه، چهار هزار ديلمى به اختيار به دين اسلام گرويدند.[11]
5. خدمات ايرانيان به اسلام و توليد و توسعه ى علوم اسلامى و تدوين هزاران كتاب در زمينه ى علوم; به طورى كه بزرگ ترين صاحب نظران در علوم مختلف، دانشمندان بزرگ اسلام از شيعه و سنى، از ايران برخاسته بودند و ايرانيان با اندك فاصله پس از رسيدن اسلام به ايران، در زمينه ى علوم اسلامى، اعم از سيره، تاريخ، فقه، حديث، رجال، و علوم قرآنى و علوم عقلى و فنى و تجربى با نوآورى هاى شگفت به توليد علم پرداختند و اين شيوه ى فرهنگ سازى را به كشورهاى غربى انتقال دادند و مؤثرترين قدم ها را در تكامل علوم اسلامى برداشتند;[12] چنان كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) درباره ى ايرانيان مى فرمايد:
اگر علم به ستاره ى ثريا آويخته بود، گروهى از فرزندان (ايران) به آن دست مى يافتند.[13]
6. در تاريخ ايران باستان دوره ى هخامنشى، كه اسكندر مقدونى سراسر ايران را به زور شمشير فتح كرد و حكومت (سلوكيان) تأسيس شد و سال ها بر سراسر ايران حكومت كردند، نتوانستند فرهنگ يونانى و غربى را بر ايرانيان تحميل كنند، بلكه از فرهنگ و معمارى ايرانيان تأثير پذيرفتند و ايرانيان هرگز دچار خودباختگى فرهنگى و بى هويتى نشدند و به ترويج اين فرهنگ ها نيز نپرداختند.[14] پس از اسلام نيز مردم ايران شاهد تهاجم اقوام مختلف از ماوراء النهر و مغولستان با فرهنگ هاى مختلف بودند، ولى هرگز دين «شمنى مغول» را ترويج ندادند، بلكه مهاجمان را مغلوب فرهنگ اسلامى خويش ساختند، با اين كه مسلم است كه شمشير مغولان از شمشير اعراب برنده تر و تيزتر و قتل و جنايت آنها در طول تاريخ ايران بى نظير بوده است و اعراب مسلمان هرگز چنين جناياتى را در ايران مرتكب نشدند; بنابراين هرگز نمى توان گسترش دين اسلام در ايران را به زور شمشير دانست، بلكه در علل زير بايد جستوجو كرد:
1. غنى بودن محتواى دين اسلام و فرهنگ انسان دوستانه و ضد تبعيض و عدالت محور آن كه با فطرت انسان سازگار است.
2. پس از گشوده شدن مرزها، ارتباط مردم ايران با مسلمانان تنگاتنگ شد. اين پيوند خود به نوعى در ترويج دين اسلام مؤثر بود و ايرانيان از نزديك شاهد جامعه ى مسلمانان بودند كه با حكومت اشرافى و جامعه ى طبقاتى ساسانى متفاوت بود.[15]
3. اسراى جنگى ايرانى كه به همراه خانواده و فرزندان به مدينه و شهرهاى ديگر منتقل شده و در كنار مسلمانان زندگى مى كردند، تحت تأثير جامعه ى مسلمين، مجذوب اسلام مى شدند.[16]
4. ايرانيانى كه قرن ها شاهد اشرافيگرى شاهان ساسانى و محروميت طبقات ديگر جامعه از امكانات اوليه ى زندگى بودند، با مشاهده ى ساده زيستى خلفاى اسلامى، از جمله اميرمؤمنان(عليه السلام) و عاملان آنها در شهرهاى ايران كه مثل پايين ترين طبقات مردم زندگى مى كردند، به پذيرش آيين اسلام ترغيب شدند.[17]
5. حضور صحابه ى بزرگ پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در جنگ ها و فتوحات ايران و قبول مسئوليت فرمان دارى در نواحى مختلف ايران نيز يكى از عواملى بود كه در ترويج اسلام در ايران تأثير بسزايى داشت. سلمان فارسى وقتى از طرف خليفه براى فرمان دارى مداين اعزام شد، مردم آنجا منتظر بودند كه او با تشريفات خاصى وارد شهر شود اما سلمان سوار بر درازگوشى برهنه براى اداره ى امور مردم آن ديار وارد اين شهر شد و خدمات ارزنده اى به مردم ارائه داد. اين خود از مهم ترين عوامل ترويج اسلام در ايران بود.[18]
6. حضور خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) در برخى از شهرها نيز، از عوامل مهم ترويج اسلام در ايران بوده است; چنان كه مشهور است در برخى از فتوحات كه فرماندهى سپاه اسلام با سلمان بود، حسنين(عليهما السلام)نيز حضور داشتند و به دروازه ى هر شهرى كه مى رسيدند مردم آن شهر بدون درگيرى اسلام را مى پذيرفتند.[19]
خاتمه:
در پايان لازم است به چند نكته توجه داشته باشيم:
1. گسترش اسلام و پايدارى آن در ايران و صدور آن از اين كشور به ساير كشورهاى جهان كه هيچ فتحى در آنها انجام نشده بود، علل ديگرى دارد; چون حكومت ظالمانه و مستبدانه ى بنى اميه و بنى عباس از عهده ى اين مسئوليت سنگين برنمى آمدند و عملكرد آنها به عنوان خليفه در جامعه ى ايران، پاسخ و نتيجه ى مثبتى نداشت كه در رشد و پايدارى اسلام تأثيرگذار باشد، بلكه برعكس، مردم ايران با ديدن رفتار تبعيض آميز كارگزاران خلفا و حتى برخى از خلفاى اولين، درباره ى آنها دچار ترديد شدند و فرقه هاى مختلفى پس از ورود اسلام به ايران به وجود آمد كه ناشى از عملكرد منفى مدعيان دروغين جانشينى پيامبر(صلى الله عليه وآله)بود.[20]
2. عنايت و توجه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و امير مؤمنان و اهل بيت(عليهم السلام) به ايرانيان و رفع تبعيض از موالى كه در دوره ى خلفاى پيشين رواج داشت[21] سبب مى شد كه ايرانيان روزبه روز شيفته و شيداى اسلام راستين شوند; چنان كه گفته شده است:
«... پدران ما تا اسلام را نمى شناختند در برابر آن جنگيدند و چون شناختند در راه آن جنگيدند. اين خود مايه ى سرافرازى است... يكى از بيچارگى هاى ايرانيان اين است كه تاريخ خود را نمى دانند... .[22]
3. به اعتبار همين اسلام راستين، بر مبنا و محوريت اهل بيت بود كه پس از نهضت امام حسين(عليه السلام)، بسيارى از ايرانيان[23] در سپاه مختار براى انتقام حضور داشتند[24] و اين انديشه را به ايران و فراسوى منطقه ى مركزى، همچون خراسان و طبرستان (مازندران) و... بسط دادند و بنى عباس با زيركى از همين موج سود جست و امويان را برانداخت. پس از حضور امام هشتم(عليه السلام) و ساير سادات از خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) در خراسان، با عشق مردم ايران به خاندان نبوت كه چشمه ى جوشان اسلام ناب بودند، گسترش اسلام به اوج خود رسيد و پيش از حضور امام هشتم(عليه السلام)كه دوره ى اختناق امويان بود، ايران بهترين مأمن خاندان رسالت بود. در دوره ى وقوع اختلاف و آشوب بين بنى اميه و بنى عباس كه معاصر امام باقر و امام صادق(عليهما السلام)بودند رابطه ى ايرانيانبا چشمه هاى زلال دين و دانش برقرار بود و خردمندان و انديشمندان ايرانى پيام اسلام را مى گرفتند و در ايران به ترويج و بسط آن مى پرداختند و با انديشه هاى انحرافى و اختلاف انگيزِ تزريق شده از سوى دستگاه اموى و... مبارزه، و از عقايد راستين اسلام پاسدارى مى كردند و با بسيارى از شبهات كه از سوى دستگاه حكومت براى نابودى اسلام بر اصول اعتقادات و كلام الهى وارد مى شد برخورد علمى مى نمودند و به آنها پاسخ مى دادند.[25]
بنابراين، از مهم ترين عوامل پايدارى و گسترش اسلام در ايران عشق و علاقه ى مردم ايران به اهل بيت(عليهم السلام)است; چون در مناطقى كه توسط امويان و عباسيان فتح شده بود پس از انقراض حكومت آنها اثرى از دين اسلام برجا نماند.[26] اين خود بهترين دليل بر ردّ نظريه ى «بسط و گسترش اسلام به زور شمشير» است; چون هرگاه دين در قلوب مردم رسوخ كرد و جزئى از فرهنگ و زندگى آنان شد هرگز رنگ نيستى و زوال نخواهد پذيرفت.


[1]. بروس كوئن، مبانى جامعه شناسى، (تهران: انتشارات سمت، چاپ چهارم، 1372ش)، ص 59.
[2]. (.. وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ) سوره ى بقره، آيه ى 2.
[3]. ر.ك: ابن هشام، سيرة النبوية، (تهران: نشر اسلاميه، چاپ چهارم، 1368); ص 358 و يعقوبى، تاريخ، ترجمه ى آيتى، (تهران: علمى فرهنگى، چاپ هفتم، 1374ش) ج 1، ص 442; آيتى، تاريخ پيامبر اسلام، (تهران: دانشگاه، چاپ ششم، 1378ش)، ص 390 و رسول جعفريان، تاريخ سياسى اسلام، (قم: انتشارات دليل، چاپ دوم، 1382ش)، ج 1، ص 91-377 و ص 430. پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مدينه اقليت هاى دينى و اسراى مشركين را در انتخاب پرداخت جزيه و قبول اسلام آزاد مى گذاشت و... اين ها بهترين دليل بر به كار نگرفتن زور و استبداد در قبولاندن دين اسلام توسط پيامبر(صلى الله عليه وآله) است.
[4]. ر. ك: سوره ى اعراف، آيه ى 158; سوره ى سباء، آيه ى 28; سوره ى قلم، آيه ى 52; و... .
[5]. ر.ك: على احمدى ميانجى، مكاتيب الرسول، (قم: ياسين، چاپ اول، 1363)، ج 1، ص 30-90.
[6]. ر.ك: نهج البلاغه، خ 2، 93، 95، 192، درباره ى اخلاق تحسين برانگيز و حيرت آور پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) كه در ترويج دين اسلام نقش اول را داشته است، ر. ك: سوره ى آل عمران، آيه ى 159 و سوره ى قلم، آيه ى 4.
[7]. ر.ك: عبدالحسين زرين كوب، تاريخ مردم ايران پس از اسلام، (تهران: اميركبير، چاپ سوم، 1371ش)، ص 12 و 14.
[8]. ر.ك: همان، ص 380; گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب، ترجمه ى فخر داعى گيلانى، (تهران: علمى، چاپ چهارم، 1334ش)، ص 158.
[9]. على بن حسين مسعودى، مروج الذهب، ترجمه ى پاينده، (تهران: علمى فرهنگى، چاپ چهارم، 1370ش)، ج 1، ص 603-615.
[10]. عبدالحسين زرين كوب، همان، (چ سوم)، ص 535.
[11]. ابى جعفر محمد بن جرير طبرى، تاريخ الطبرى، ترجمه ى پاينده، (تهران: اساطير، چاپ چهارم، 1368ش)، ج 4، ص 1436.
[12]. ر.ك: ويل دورانت، تاريخ تمدن، (تهران: علمى فرهنگى، چاپ چهارم)، ج 4، ص 188و 417 ـ 428.
[13]. نهج الفصاحه، (تهران: انتشارات جاويدان، اول، 1374ش)، ص 649.
[14]. ر. ك: مشكور و رجب نيا، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران، اشكانيان، (تهران: دنياى كتاب، چاپ سوم، 1374ش)، ص 64، 70، 102، 128 و 149; و حسن پيرنيا، ايران باستان، (تهران: دنياى كتاب، چاپ اول، 1370ش)، ص 195 و 206.
[15]. ر. ك: زرين كوب، بامداد اسلام، (تهران: امير كبير، چاپ ششم، 1369ش)، ص 87، ويل دورانت، همان، ص 169 ـ 181; ر.ك: كريستن سن، ايران در زمان ساسانيان، ترجمه ى رشيد ياسمى، (تهران: دنياى كتاب، چاپ نهم، 1374ش)، ص 138 و 638 ـ 666.
[16]. ابراهيم حسن، تاريخ سياسى اسلام، تهران، دنياى كتاب، چ هشتم، 1378 ش، ص 25 ـ 244 و 268.
[17]. همان، ص 269.
[18]. محدث نورى، نفس الرحمان فى فضيلة السلمان، (تهران: آفاق، چاپ اول، 1369ش)، ص 551.
[19]. حسن ابراهيم، همان، ص 288.
[20]. ر. ك: يعقوبى، همان، ص 39 ـ 42: تبعيض خليفه ى اول در تقسيم بيت المال كه به اعراب پنج هزار درهم و به عجم هاى اهل ايران دو هزار درهم داد، محدث نورى، همان، ص 67: معاويه در نامه اى به ابن زياد مى نويسد: درباره ى ايرانيان به سنت عمر عمل كن كه هر يك از آنها كه مسلمان شد خوارش كن و نگذار با عرب ازدواج كنند و از عرب ارث ببرند، ولى عرب از آنها ارث ببرد... از آنها كار سخت بكش، در نماز نگذار از عرب جلوتر باشند و... عمر ديه ى موالى (ايرانيان) را نصف ديه ى عرب تعيين كرد....
[21]. همان، ص 358. عمر در نامه اى به سلمان نوشت: تو با كارهايت در مدائن ـ سلمان تواضع داشت و با مردم مهربان بود و... ـ سلطنت را تضعيف كرده اى. او در جواب نوشت: تو مى دانى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيز با مردم الفت داشت... ر.ك: همان، ص 527 و سيد على خان شيرازى، الدرجات الرفيعه، (قم: نشر بصيرتى 1397ش)، ص 215: سلمان براى استاندارى مدائن از امير مؤمنان اجازه گرفت.
[22]. احمد كسروى، در پيرامون تاريخ، تصحيح عزيز على زاده، (انتشارات فردوس، 1377ش)، ص 134.
[23]. ر.ك: سيد احمدرضا خضرى، تاريخ خلافت عباسى از آغاز تا پايان آل بويه، (تهران: انتشارات سمت، چاپ اول، 1378ش)، ص 3 ـ 15.
[24]. ر.ك: رسول جعفريان، تاريخ تشيع، (تهران: سازمان تبليغات، چاپ سوم، 1371ش)، ص 68.
[25]. ر.ك: شيخ مفيد، ارشاد، (قم: آل البيت، چاپ اول، 1413ق)، ج 2، ص 160 ـ 330; سيد احمدرضاا ئ خضرى، ص 34; سيد حسين محمد جعفرى، تشيع در مسير تاريخ، (تهران: نشر فرهنگ، چاپ هفتم، 1373ش)، ص 290 و 302.
[26]. گوستاولوبون، همان، ص 165 ـ 167 كه اشاره به اخراج مسلمين از جزيره ى سيسيل و... مى كند. نمونه ى ديگر انقراض حكومت در اندلس... كه به زور شمشير تمام اين مناطق فتح شده بود، ولى اكنون فقط آثارى تخريب شده از اين دوران بر جاى مانده است. ص 171 ـ 174 «در اين قرن اندلس از دست اعراب خارج شد و حكومتى كه در آن جا از هشتصد سال به اين طرف داشتند، با تمدنشان هر دو به تمام معنا خاتمه پيدا كرد...».

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (3 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
پاسخ
2
1
این مقاله خیلی خوبه واقعا استفاده کردم این افکار که اسلام جوامع خاورمیانه را عقب انداخته تازگی ها در دانشگاهها تبلیغ می شود ؛ خوندم مقاله را مفید وپاسخ کامل بود اگرچه قدیمی بود اما خیلی خوب بود درباره مسائل تاریخی زیاد بنویسید .تاریخ اسلام شبهات زیادی هست
علی
پاسخ
2
1
خلیی مطلب آموزنده ای است! ممنون از زحمات شما خواهشمندم با این موضوع نشست های زیادی در دانشگاه های کشور برگزار کنید .
پاسخ
0
0
دارید میگید سپاه! این یعنی جبر بهتر نبود با فرستادن مبلغ این مرزها گشوده میشد؟ چرا باید در وطن خود مجبور به پرداخت جزیه باشی؟ چرا با کلمات بازی میکنید؟ نشر اسلام به فراسوی جهان با زور؟!! مرزهای جغرافیایی را برچیدند یعنی درواقع به خاک کشورهای دیگر تجاوز کردند!!!!
آيا مصونيّت قرآن شريف از انواع تحريف، قابل اثبات است؟
ديدگاه قرآن شريف درباره ى دموكراسى و آراء اكثريّت چيست؟
چه نقدهاى كلى بر دين هندوئيسم وارد است؟
مبناى حقوق بشر غربى چيست و چرا با اسلام سازگارى ندارد؟
ارتباط نهضت آزادى با كشورهاى خارجى به چه نحو بوده است؟
تفاوت هاى مهم تجربه ى دينى و وحى كدام اند؟
در فرهنگ قرآن «آزادى» چگونه قابل تبيين است، حدود و گستره ى آن را بيان نماييد؟
چه رابطه اى بين اعمال دنيوى انسان و نتايج اُخروى آن (ثواب و عقاب) وجود دارد؟
اعمال محدود انسان در دنيا چگونه با نتايج نامحدود اُخروى سازگارى دارد؟
علل گرايش به مدل هاى غربى چيست؟
راهكارهاى جلوگيرى از گرايش به مدل هاى بيگانه چيست؟
آيا آيين هندو مى تواند برنامه اى براى زندگى انسان ارائه دهد؟
برخى قايل اند كه فساد و ظلم، سبب نزديك تر شدن ظهور مى شود; آيا اين سخن درست است كه قبل از ظهور نبايد هيچ گونه حركت اصلاحى انجام داد و يا دست به قيام زد، تا ظلم و فساد همه جا را فراگيرد و ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) نزديك تر گردد؟
آيا اسلام، نظام دموكراسى را قبول دارد؟
با توجه به اين كه مفاهيم حقوق بشر مربوط به عصر حاضر است، آيا مى توان آنها را از كتاب و سنت كه مربوط به عصر سابق اند، اصطياد نمود؟
شرايط فرهنگى، سياسى و اقتصادى ايران در صدر اسلام چگونه بود و آيا حمله ى مسلمانان به ايران ريشه ى سلطه طلبى و استعمارگرى داشته است؟
نهضت آزادى از آغاز تأسيس تاكنون چه انشعاباتى داشته است؟
تجربه دينى چيست؟ مهم ترين ديدگاه ها درباره ى حقيقت و چيستى آن را بررسى نماييد؟
آيا گسترش اسلام در ايران به زور شمشير بود يا از طريق ابزارهاى فرهنگى؟
معرفى سايت انديشه قم
سخن سردبير در جامعه ى اسلامى مباحث قرآنى به لحاظ جايگاه مهم آن از اهميت بسزايى برخوردار است از جمله موضوعات مهم در زمينه ى قرآن پژوهى مسئله ى عدم تحريف قرآن، آزادى و دموكراسى از ديدگاه قرآن مى باشد كه در بخش قرآن و تفسير از نگاه عالم جليل القدر مرحوم حاج سيد على كمالى دزفولى بدان پرداخته شده است. لازم است ارتحال قرآن پژوه معاصر، عالم جليل القدر، مفسر عالى مقام، مؤلف محقق، حضرت حاج سيد على كمالى دزفولى را به جامعه ى علمى و پژوهشى كشور و ارادتمندان معارف اسلامى و قرآنى تسليت مى گوييم. اين عالم وارسته در سه دهه ى اخير با مطالعه و تحقيق مداوم در حوزه ى علوم اسلامى و علوم قرآنى، آثار ارزشمندى هم چون قانون تفسير، قرآن، ثقل اكبر، عرفان و سلوك اسلامى و.. را به رشته ى تحرير درآورده است. نتايج اخروى در حيات متدينان از اهميت بسزايى برخوردار است در بخش كلام رابطه ى اعمال دنيوى و نتايج اخروى و چرايى جزاى نامحدود در مقابل اعمال محدود انسان مورد بررسى قرار گرفته است. مد و مدگرايى يكى از مسائل مهم اجتماعى است كه امروزه در اين باره سؤالات متعددى هم چون علل گرايش به مدل هاى غربى و چگونگى راهكارهاى مقابله با آن مطرح گرديده است. در بخش تربيت ضمن تبيين مفاهيم مد و مدل و اقسام مد (مثبت و منفى) به اين پرسش ها پاسخ گفته شده است. در بخش اديان و مذاهب به تبيين هندوئيسم و ضعف ها و ناكارآمدى هاى آن در مقايسه با اديان توحيدى مانند اسلام اشاره شده است. برخى امر به معروف و نهى از منكر و نيز قيام عليه ستم و انقلاب را با شرايط ظهور حضرت مهدى(عج) ناسازگار دانسته اند و با برداشتى سطحى از برخى روايات ادعا نموده اند كه چون از شرايط ظهور، گستردگى ظلم در جهان است، لذا براى تسريع آن نبايد از فراگيرى ستم و فساد جلوگيرى كرد. در بخش مهدويت با تبيين اين روايات اشكالات اين ادعا ذكر شده است، مانند اين كه روايات مذكور در بيان نشانه هاى ظهورند نه زمينه و شرط و سبب ظهور. در بخش حقوق به اصول و مبانى حقوق بشر و علت ناسازگارى آن با اسلام و در بخش سياست به مسئله ى دموكراسى و تبيين مفهوم آن و نيز رابطه ى اسلام و دموكراسى پرداخته شده است. در بخش تاريخ اسلام مسئله ى چگونگى گسترش اسلام در ايران و شرايط فرهنگى، سياسى، اقتصادى ايران در صدر اسلام و در بخش تاريخ معاصر، جريان سياسى نهضت آزادى و چگونگى شكل گيرى اين جريان سياسى و ارتباط آن با كشورهاى خارجى مورد بررسى قرار گرفته است. ماهيت تجربه ى دينى و تفاوت آن با وحى كه هم در عرصه ى قرآن پژوهى مطرح است و هم در حوزه ى دين پژوهى، از مسائل مهم فلسفه ى دين به شمار مى آيد. در بخش دين پژوهى ضمن تبيين ماهيت تجربه ى دينى و وحى، به تفاوت هاى اين دو نيز اشاره شده است. و سرانجام در بخش اينترنت به معرفى پايگاه انديشه ى قم وابسته به مركز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه پرداخته شده است. مطالب و مقالات مجله; علاوه بر آن كه در فرايند خود، مورد ارزيابى كارشناسان و اعضاى هيأت تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسئول قرار مى گيرد، از نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت نيز بهره مند گرديده است.
 
امام صادق سلام الله عليه :

«غِنىً يَحجُزُكَ عَنِ الظُّلمِ خَيرٌ مِن فَقرٍ يَحمِلُكَ عَلَى الإِثمِ؛»

«توانگرى اى كه از ظلم بازت دارد، بهتر از فقرى است كه به گناهكارى وادارت کند.»

كافي: ج ۵ ص ۷۲؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185