تعداد بازدیدها:1463
Share/Save/Bookmark
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
صباح 17-18 > نویسنده : سيد هبت الله صدرالسادات کد: 152

- يكى از مباحث كلامى كه داراى پيشينه اى بسيار طولانى است، نقش ايمان و كفر در سعادت و شقاوت ابدى انسان و رابطه ى ميان ايمان و عمل صالح است. اين مسئله در طول تاريخ علم كلام اسلامى هر از چند گاهى در قالبى نو و با عنوانى جديد و با مجموعه اى از پرسش هاى متفاوت جلوه نموده است.
در سده ى نخست ظهور اسلام اين پرسش از اهميت خاصى برخوردار بود كه آيا هر يك از ايمان و عمل صالح براى سعادت ابدى كافى است يا مجموع آن ها موجب سعادت مى شود؟ در اين ميان برخى همچون خوارج راه افراط را پيمودند و هيچ جايگاهى براى ايمان لحاظ نكردند و معتقد شدند كه ارتكاب گناه عامل مستقلى براى شقاوت ابدى است و بلكه موجب كفر و ارتداد مى شود[1] و در مقابل، مرجئه معتقد شدند كه وجود ايمان براى سعادت ابدى كافى است و ارتكاب گناه ضررى به سعادت مؤمن نمى زند و در حقيقت، عمل بشرى نقش چندانى در سرنوشت وى ندارد.[2]
برخى اين سؤال را مطرح مى كنند كه اگر رستگارى و رفتن به بهشت تنها از رهگذر ايمان به دين اسلام ميسر باشد، پس اعمال خير مخترعان و مكتشفان بزرگ غيرمسلمان كه خدمات عظيمى به بشريت و پيش برد علم كرده اند چه مى شود و چگونه با عدالت پروردگار سازگارى دارد؟ براى يافتن پاسخ اين سؤال، به چند مطلب اشاره مى كنيم.
الف) دينى جز اسلام پذيرفته نيست.
بايد توجه داشت كه دين حق تنها يكى است و مصداق آن نيز در اين زمان اسلام است و اين گونه نيست كه همه ى اديان حق باشند و پيروى از آن ها موجب رستگارى و سعادت شود. آرى اديان آسمانى و توحيدى، هر يك در زمان خود و پيش از نسخ به وسيله ى آيين آسمانى بعدى، حق بودند و تنها مسير وصول به سعادت به شمار مى آمدند، امّا پس از نسخ، تنها از رهگذر عمل به فرمان جديد الهى است كه سعادت انسان تأمين مى شود و خداوند متعال به همين حقيقت تصريح مى كند و مى فرمايد:
(وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ);[3]و هر كس غير از اسلام دينى بجويد، هرگز از او پذيرفته نمى شود و او در سراى ديگر از زيانكاران است.
پس روشن شد كه دين حق منحصر در اسلام است. اينك اين پرسش مطرح مى شود كه آيا ايمان شرط حتمى قبول عمل است، به طورى، كه هيچ كار نيكى از غيرمسلمانان و بلكه غيرشيعه پذيرفته نيست؟
ب) تأثير ايمان در سرنوشت انسان و قبولى اعمال
هر عملى داراى دو بعد است و هر يك از دو بعد آن از نظر خوبى و بدى حسابى جداگانه دارد:
1. شعاع تأثير عمل مفيد و يا مضر در خارج و اجتماع بشر; 2. انتساب عمل به شخص فاعل و انگيزه هاى نفسانى و روحى او.
از نظر اوّل بايد ديد كه گستره ى تأثير عمل مفيد و يا مضر تا كجاست و از نظر دوّم بايد ديد كه عامل، در نظام روحى و فكرى خود چه سلوكى كرده و به سوى كدام مقصد رفته است. اعمال بشر از نظر شعاع اثر سودمند ويا زيانبار، در دفتر تاريخ ثبت مى شود و تاريخ درباره ى آن قضاوت مى كند، ولى از نظر شعاع انتساب با روح او، تنها در دفاتر علوى ملكوتى ثبت و ضبط مى شود. قرآن مى فرمايد:
(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً);[4] كسى كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك نيكوكردارتريد.
در اين آيه كيفيت و ميزان حسن عمل مطرح است نه كميت و تعداد اعمال; زيرا آن گاه كه تحت تأثير انگيزه هاى روحى، عملى انجام مى دهيم، گذشته از پيكر عمل كه يك سلسله حركات و از نظر اجتماعى داراى ارزش است، بايد بدانيم كه از نظر معنوى واقعاً و حقيقتاً به چه سويى مى رويم و چه طريقى را طى مى كنيم.
از نظر قرآن، شخصيت و «من» حقيقى ما همان روح ماست و روح ما با هر عمل اختيارى از قوه به سوى فعليت گام برمى دارد و اثر و خاصيتى متناسب با اراده و هدف و مقصد خود كسب مى كند. اين آثار و ملكات جزء شخصيت ما مى شود و ما را به عالمى متناسب با خود مى برد; البته مقصود اين نيست كه حساب حسن فاعلى از حسن فعلى به كلى جداست و انسان از نظر نظام روحى و تكامل معنوى نبايد كارى به كارهاى مفيد اجتماعى داشته باشد، بلكه مقصود اين است كه كار مفيد اجتماعى آن گاه از نظر نظام روحى و تكامل معنوى مفيد است كه روح با انجام آن عمل يك سير و سفر معنوى كرده باشد. نسبت حسن فعلى با حسن فاعلى نسبت بدن به روح است. يك موجود زنده تركيبى از روح و بدن است و بايد در پيكر عملى كه حسن فعلى دارد، حسن فاعلى دميده شود، تا آن عمل زنده گردد و حيات يابد.[5]
از آن جا كه هدف خلقت جهان و آفرينش انسان و ارسال رُسُل و انزال كُتب رساندن انسان به سعادت واقعى و كمال حقيقى است و اين كمال حقيقى انسان، فقط در سايه ى قرب الهى تحقق مى يابد و متقابلاً سقوط انسان در اثر دورى از خداى متعال حاصل مى شود،[6]مى توان ايمان به خداى متعال و ربوبيت تكوينى و تشريعى او را كه مستلزم اعتقاد به معاد و نبوت است، نهال تكامل حقيقى انسان دانست كه اعمال خداپسند به سان شاخ و برگ هايى از آن مى رويد و ميوه اش سعادت ابدى است كه در جهان آخرت ظاهر مى گردد. پس اگر كسى به جاى بذر ايمان بذر عصيان و كفر را در دلش پاشيد، استعداد خدادادش را ضايع كرده و درختى را به بارآورده كه ميوه اش زقّوم دوزخى است. چنين كسى راهى به سوى سعادت ابدى نمى برد و تأثير كار نيكش از مرز اين جهان فراتر نمى رود;[7] از اين رو قرآن كريم ايمان را شرط تأثير اعمال نيك در سعادت اخروى مى داند و مى فرمايد:
(وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ مِنْ ذَكَر أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ);[8] هر مرد و زنى كه كارهاى شايسته انجام دهد در حالى كه مومن باشد، چنين كسانى وارد بهشت خواهند شد.
و از سوى ديگر، دوزخ را براى كافران مقرر فرموده و اعمال ايشان را تباه و بى ثمر دانسته و آن ها را به خاكسترى تشبيه كرده است كه باد شديدى آن را پراكنده سازد و اثرى از آن به جاى نگذارد:
(مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَماد اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْم عاصِف لا يَقْدِرُونَ مِمّا كَسَبُوا عَلى شَيْء ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ);[9] مثل اعمال كافران مانند خاكسترى است كه در يك روز طوفانى باد به سختى بر آن بوزد. به چيزى از دستاوردهايشان دست رسى نخواهند داشت و اين گمراهى دورى است.
و در آيه ى ديگرى آن ها را به سرابى تشبيه كرده كه شخصى تشنه به آن دل مى بندد ولى همين كه به آن مى رسد آبى نمى يابد:
(وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَراب بِقِيعَة يَحْسَبُهُ الظَّمآنُ ماءً حَتّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً);[10] اعمال كافران همانند سرابى در بيابان هموارى است كه شخصى تشنه آن را آب مى پندارد و هنگامى كه نزد آن بيايد آن را چيزى نمى يابد.
ج) كافرانِ اهل خير از عمل خود بهره مند مى شوند
از اين نكته نبايد غافل شد كه عمل خير كفار اگرچه عمق ندارد و باعث بالا رفتن درجات و نيل به سعادت اخروى نمى گردد، در عين حال، با توجه به آيات قرآن كه هيچ عمل خيرى را بدون پاداش نمى داند و تصريح مى فرمايد: (إِنّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً);[11] «ما اجر كار نيك هيچ كسى را از بين نمى بريم.» و يا (فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَيْراً يَرَهُ)، آثارى خواهد داشت كه البته بسيار نسبت به اعمال مبتنى بر ايمان، ناچيز است. برخى از روايات نيز همين حقيقت را بيان داشته اند.
راوندى در نوادر خود با اسنادش از حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) از پدرانش آورده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمودند:
از اهل آتش آن كه عذابش از همه آسان تر است ابن جذعان است. گفته شد: اى رسول خدا ابن جذعان چه كرده است كه عذابش از همه آسان تر است؟ حضرت فرمود: چون عادتش اين بود كه مردم را غذا مى داد و اطعام مى نمود.[12]
از حضرت باقر(عليه السلام) روايت شده است كه:
مرد مؤمنى در تحت قدرت و سلطنت حاكم جبار و مملكت جائرى بود كه به حقوق او تعدى مى كردند و او را مورد اهانت قرار مى دادند، لذا از آن جا به دارالشرك فرار كرد و در منزل يكى از مشركان وارد شد. آن مرد مشرك او را تحت حمايت خود قرار داد و با او مهربانى كرد. چون وقت مرگ آن مشرك فرا رسيد، خداوند به او وحى فرستاد كه به عزّت و جلال خودم سوگند كه اگر در بهشت من جايى براى تو بود، تو را در آن جا سكنا مى دادم امّا بهشت من بر هر كسى كه در حال شرك بميرد حرام است; و لكن خطاب به آتش نمود كه اى آتش او را حرارت مده و آزار مرسان و ناراحت مكن; و صبح و شب رزق و روزى اش را برايش مى آوردند.
راوى گويد: من پرسيدم: آيا رزق و روزى او را از بهشت مى آورند؟ حضرت فرمود: از آن جايى كه خدا خواسته است.[13]
با توجه به مطالب گذشته و تأثير ايمان در قبولى اعمال انسان و از طرفى، بهره مندى كفار از عمل خير خود، چنين نتيجه مى شود كه اعمال خير غيرمسلمانان اجر دارد، اما موجب سعادت اخروى آنها نمى شود.


[1]. حسن بن يوسف حلى، كشف المراد، (مؤسسة الامام الصادق(عليه السلام)، چ اول، 1375ش)، ص 301.
[2]. مير سيد شريف جرجانى، شرح المواقف، (الشريف الرضى، چ اول، 1907م)، ج 8، ص 396.
[3]. سوره ى آل عمران، آيه ى 85.
[4]. سوره ى ملك، آيه ى 2.
[5]. مرتضى، مطهرى، عدال الهى، (انتشارات صدرا، بى تا)، ص 320 ـ 326.
[6]. ر. ك: احمد واعظى، انسان از ديدگاه اسلام، (تهران: سمت، چ اول، 1377ش)، ص 152 ـ 156 محمود رجبى، انسان شناسى، (انتشارت مؤسسه ى آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله)، چ اول، 1380ش)، ص 222 ـ 227.
[7]. محمدى تقى، مصباح يزدى، آموزش عقائد، (سازمان تبليغات اسلامى، چ 1، 1370ش)، ج 3، ص 130.
[8]. سوره ى نساء، آيه ى 124.
[9]. سوره ى ابراهيم، آيه ى 18.
[10]. سوره ى نور، آيه ى 36.
[11]. سوره ى كهف، آيه ى 30.
[12]. مجلسى، بحارالانوار، (بيروت: مؤسسه الوفاء) ج 3، ص 316.
[13]. همان، ج 8، ص 314 و 315 به نقل از سيد محمد حسين حسينى طهرانى، معادشناسى، انتشارات حكمت، بى تا، ج 10، ص 341 340.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
معرفى بخش هاى علمى سايت انديشه قم (1)
راه هاى اثبات جامعيت دين خاتم كدام اند؟
آيا فقط عمل مسلمانان مورد قبول است و فقط آنان به بهشت مى روند و اعمال يهوديان و مسيحيان مورد قبول نيست ؟
چرا دين كامل و جامعى كه ما آن را اسلام مى ناميم از همان اول بر انسان عرضه نشد؟ آيا انسان هاى اوليه حق به كمال رسيدن و سعادتمند شدن را نداشتند؟
مقصود از جامعيت دين چيست؟ نظريه هاى مطرح در اين باره كدام اند؟
خلود و جاودانگى برخى گنهكاران در جهنم چگونه با عدالت خداوند سازگارى دارد؟
مصلحت در فقه شيعه چه تفاوتى با مصالح مرسله ى در فقه عامّه دارد؟
آيا ولى فقيه مى تواند در احكام شرعى دخالت و آنها را به عنوان مصلحت نظام تعطيل كند؟
ساده ترين و متقن ترين دليل بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
ولى فقيه چه وظايف و مسئوليت هايى دارد؟
خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى به تشيع چه بوده است؟
نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع چه بود؟
انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى چه بود؟
نقش سيد جمال در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران چگونه بود؟
سيد جمال الدين اسدآبادى در تحريم تنباكو چه نقشى داشت؟
گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى چه پيامدهايى دارد؟
براي ارايه مدل لباس هاي داخلي و ملي، چه مولفه ها و ويژگي هايي را بايد در نظر گرفت؟
آيا مى توان ادعا كرد كه تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ ها و دانش هاى زمان نزول و قبول برخى عرفيات و... از جمله نشانه هاى تجربه ى وحيانى و دينى است؟
آيا فيلسوفان در فلسفه سياسي خود، مدينه فاضله اي همانند مدينه فاضله عصر ظهور را ترسيم نموده اند؛ مدينه فاضله ظهور چه ويژگي هايي دارد.
اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت، آيا مترادف با تصوف نيست؟
تصوف و عرفان چه رابطه اى با هم دارند و چرا بسيارى از بزرگان شيعه را صوفى نمى شمارند؟
سخن سردبير حيات اخروى يا معاد، از آموزه هاى مهم و از اصول دين اسلام به شمار مى رود. مسئله ى آخرت و فرجام شناسى در ساير اديان نيز وجود دارد و همواره مسائل آن مورد تحقيق و بررسى فلاسفه، متكلمان و ساير انديشمندان قرار گرفته است; از جمله مسئله ى خلود و جاودانگى و تبيين رابطه ى عمل و جزا به دلايل سازگارى خلود و جاودانگى برخى گنهكاران با عدالت خدا و مسئله ى جزاى نيك عمل غير مسلمانان در آخرت است كه در بخش كلام به آن ها پرداخته شده است. در بخش دين پژوهى نيز به موضوع جامعيت دين و راه هاى اثبات آن اشاره گرديده است. در بخش حقوق دو پرسش در زمينه ى مصلحت در تشيع مطرح شده كه در پاسخ پرسش اول به تفاوت مصلحت در فقه شيعه و مصالح مرسله و اين كه مصالح مرسله از منابع استنباط احكام شريعت است، ولى در فقه شيعه، مصلحت از منابع مستقل استنباط شرعى نيست و در پاسخ پرسش دوم به چگونگى دخالت ولى فقيه در احكام شرعى بر اساس مصلحت نظام اشاره شده است و در بخش سياست، وظايف و دلايل اثبات ولايت فقيه، با استفاده از قانون اساسى و دليل عقلى، ارائه گرديده است. در بخش تاريخ اسلام خدمات علمى و فرهنگى خواجه نصيرالدين طوسى و نقش فيض كاشانى در گسترش فرهنگ تشيع مانند تربيت شاگردان، تأليف و تحقيق، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، رشد و پيشرفت در علوم تجربى و غير تجربى و تبليغ و برگزارى آيين هاى مذهبى در جامعه تبيين گرديده است. در بخش تاريخ معاصر نيز انديشه ى سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى و نقش وى در مبارزه با استبداد حاكم بر ايران و تحريم تنباكو مورد بررسى قرار گرفته است. پيامدهاى گرايش به مدل هاى بيگانه و نوگرايى منفى و مؤلفه ها و ويژگى هاى مدل لباس هاى داخلى و ملى در بخش تربيت و مشاوره بيان شده است. در بخش قرآن، مسئله ى نسبت وحى با تجربه ى دينى و تأثيرپذيرى قرآن از فرهنگ زمانه و اثبات تفاوت هاى اساسى وحى و تجربه ى دينى (مثل اين كه وحى از جانب خدا نازل مى شود، ولى تجربه ى دينى از شخصيت تجربه گر آغاز مى گردد) مورد بررسى و نقد قرار گرفته است. تفاوت هاى مدينه ى فاضله ى عصر ظهور با مدينه ى فاضله ى فيلسوفانى همچون فارابى، از جمله اين كه در مدينه ى فاضله ى فيلسوفان، دغدغه ى اصلى تحقق سعادت بشر بوده، ولى در مدينه ى فاضله ى عصر ظهور، علاوه بر خوشبختى دنيوى، به سعادت اخروى هم توجه مى شود; در بخش مهدويت تبيين مى گردد. رابطه ى تشيع و تصوّف و نسبت عرفان و تصوف و عدم سنخيت ولايت مطرح در نزد صوفيه، با ولايت مورد اعتقاد شيعه و تباين تصوف و تشيع و... در بخش اديان و مذاهب مورد بررسى قرار گرفته است. در قسمت آخر، بخش هايى از سايت انديشه ى قم معرفى شده و ويژگى هاى مهم موضوعات اين پايگاه، مانند جامعيت و گستردگى مباحث هر لينك اصلى و به روز بودن محتوا و... تبيين گرديده است. مطالب اين شماره با اشراف حضرت آيت الله معرفت تدوين گرديده است.
 
پیامبر خدا صلى الله عليه و آله:

مَن أكَلَ مِن كَدِّ يَدِهِ حَلالاً، فُتِحَ لَهُ أبوابُ الجَنَّةِ يَدخُلُ مِن أيِّها شاءَ

هر كس به حلال، از دسترنج خود بخورد، دروازه‌های بهشت به رويش گشوده گردند و او از هريك كه خواهد وارد شود.
بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۰ / ۴۱

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185