Share/Save/Bookmark
آيا براي كشف گستره‌ي دين بايد از متون ديني يا اين كه بايد از طريق انسان‌شناسي و نياز شناسي تجربي به اين پرسش پاسخ داد؟
صباح پیش شماره 2 > نویسنده : مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم کد: 352

سوال اصلی:آيا براي كشف گستره‌ي دين بايد به متون ديني يعني كتاب و سنت مراجعه كرد يا اين كه بايد از طريق انسان‌شناسي و نياز شناسي تجربي به اين پرسش پاسخ داد؟

دين مبين اسلام براي هدايت و تأمين سعادت واقعي انسان‌ها نازل شده است. پرسشي كه در اين جا مطرح مي‌شود، اين است كه آيا رسالت دين اسلام تنها هدايت انسان‌ها در زمينه‌ي مسائل عبادي و اخروي است و يا مسائل دنيوي و زندگي اجتماعي بشر را نيز در بر مي‌گيرد. براي تعيين دامنه‌ي دين و تشخيص گستره‌ي آن، دو روي‌كرد متفاوت وجود دارد: الف. روي‌كرد برون ديني؛ ب. روي‌كرد درون ديني؛ ما در اين جا به طور گذرا و مختصر اين دو روي‌كرد را مورد بررسي قرار مي‌دهيم:
الف. روي‌كرد برون ديني
روي‌كرد برون ديني، روشي است كه بدون مراجعه به دين (قرآن و سنت)، قلمرو دين را مشخص مي‌كند كه در همين راستا مسئله‌ي «انتظار بشر از دين» مطرح شده است.
«انتظار بشر از دين» به اين معنا است كه انسان چه نيازي به دين دارد و توانايي دين در رفع نياز آدمي، تا كجا است. به عبارت ديگر، «انتظار ما از دين يعني تبيين اين كه دين چه مي‌تواند بكند و آمده و آماده است تا چه كند؟[1] اصولاً دين‌داران چه چيزي را بايد در دين بجويند و انتظار پاسخ به كدام حاجت را از دين داشته باشند؟
تعيين قلمرو دين از ره‌گذر انتظار بشر از دين، از موضوعات مهم در عرصه‌ي كلام جديد و فلسفه‌ي دين است كه توجه صاحبان فكر و انديشه را به خود جلب كرده است. خاست‌گاه اصلي اين بحث، تلقّي جديدي است كه از رابطه‌ي انسان و دين صورت گرفته است.
در نگرش جديد، انسان اصل و هدف است و همه چيز در خدمت و در راستاي اهداف و نيازهاي او شكل مي‌گيرد و دوام مي‌يابد. با پيش‌رفت نسبي علم و علمي شدن مديريت جامعه و اعتماد و اتّكاي به عقل جمعي، جسته جسته اين انديشه در درون انسان جديد شكل گرفت كه نقش دين در زندگي انسان چيست و دين تا كجا حق دخالت و حاكميت دارد و ما انسان‌ها براي پاسخ به كدام حاجت بايد به سراغ دين برويم. مطابق روي‌كرد برون‌ديني، انسان‌شناسي مقدم بر دين‌شناسي است و انسان ابتدا بايد نيازهاي خود را بشناسد و آن‌ها را دسته‌بندي كند و تنها براي پاسخ به آن دسته از نيازها كه دين در برطرف كردن آن‌ها بي‌دليل و بي‌رقيب است، به سراغ دين برود. بنابراين نيازها و انتظارات آدمي است كه قلمرو دين را تعيين مي‌كند و از آن جهت كه در خيلي از مسائل، عقل و علم مي‌توانند پاسخ نيازها و انتظارات انسان را بدهند، بايسته است آدميان انتظارات خود را از دين، حداقلي كنند؛ زيرا دين تنها رابطه‌ي معنوي انسان با خدا است و آمده است تا انسان را با خدا آشنا كند و براي نيل به سعادت اخروي ياري‌اش دهد؛ در نتيجه براي يافتن پاسخ به مشكلات و نيازهاي مربوط به دنيا مانند سياست، اقتصاد، حقوق، تعليم و تربيت و...، نبايد به سراغ دين رفت.
برخي از ادله‌ي روي‌كرد برون ديني و نقد آن
كساني كه براي تعيين قلمرو دين، مقوله‌ي انتظار بشر از دين را مطرح كرده‌اند، بر اين باورند كه اين مسئله بيرون‌ديني است؛ زيرا: «اولاً؛ فهم متون ديني، خود در گرو تعيين و تحديد انتظارات ما از دين است، و نه بر عكس... لذا آدميان پيش از مراجعه‌ي به دين، بايد مسائل را به مسائل اصلي و فرعي تقسيم كرده باشند و چارچوبي براي انتظارات خود معلوم و معين نموده باشند، و سپس به سراغ متون ديني بروند.»[2]؛ «ثانياً؛ فرض كنيم كه آدميان به دين مراجعه كردند و از دين شنيدند كه براي تأمين كدام منظور آمده است، اما مطلب به همين جا ختم نمي‌شود؛ چرا كه سخن بر سر صدق و كذب آن دعاوي هم هست»[3].
در مقام ارزيابي دليل نخست، بايد گفت رابطه‌ي منطقي ميان «انتظارات بشر از دين» و «فهم از دين» وجود ندارد. يعني نمي‌توان به شكل كلي ادعا كرد كه اگر كسي با انتظار خاصي به دين مراجعه كند، مطابق انتظارش دين را مي‌فهمد و اگر كسي بدون هيچ‌گونه انتظاري به دين مراجعه كند، دين را نمي‌فهمد؛ زيرا چه بسا فردي با انتظار خاصي به متون ديني مراجعه مي‌كند اما بعد از مراجعه و مطالعه‌ي دين، خلاف انتظارش را مي‌فهمد و يا افرادي بدون اين كه پيش فرض و انتظاري داشته باشند، به دين مراجعه مي‌كنند و مطالب ارزنده‌اي را درك مي‌كنند. شواهد و موارد فراواني را مي‌توان براي اين مطلب ارايه داد؛ مانند تحقق فهم ديني براي غير معتقدين به آن دين و...[4].
اما در نقد و بررسي دليل دوم مي‌گوييم: اصل پذيرش دين اسلام جنبه‌ي برون ديني دارد؛ يعني مسلمانان از راه دليل عقلي و معجزات پيامبر بزرگوار اسلام (ص) به حقانيت دين اسلام پي برده‌اند و به آن گردن نهاده‌اند و بنابراين پذيرش اسلام عقلاني خواهد بود. بعد از اين مرحله است كه به سراغ متون ديني يعني قرآن كريم و سنت قطعي معصومين (ع) مي‌رويم و به دامنه و اهداف و احكام دين پي مي‌بريم.
اشكالي كه در اين جا ظهور مي‌كند اين است كه از كجا مي‌توان تشخيص داد فهمي كه از كتاب و سنت به دست مي‌آيد، درست و مطابق با واقع است؟ براي پاسخ به اين اشكال، بايد به روش شناسي فهم متون ديني مراجعه كرد كه در آن جا صاحبان انديشه و نظر معتقدند فهم متون ديني بايد روش‌مند و مطابق با اصول و قواعد خاص خودش صورت بپذيرد كه بعضي از آن اصول و روش‌ها عبارت‌اند از:
1. آگاهي و به كارگيري قراردادهاي زباني يا ادبيات زباني عربي زمان نزول قرآن؛
2. در نظر گرفتن قراين پيوسته و ناپيوسته‌ي لفظي و عقلي؛
3. معيار قرار دادن امور يقيني؛
4. در نظر گرفتن انواع دلالت‌ها و ...[5].
بنابراين در فهمي كه از قرآن صورت مي‌گيرد، چند نوع سازگاري ضرورت دارد كه هر يك داراي معيار خاصي است:
«سازگاري با قواعد مسلم ادبيات عرب؛ سازگاري با واقعيات عيني مسلم؛ سازگاري با اصول مسلم عقلي؛ سازگاري با بيانات ديگر قرآني و ويژگي‌هاي كلي حاكم بر قرآن و اوصاف خداوند به عنوان صاحب سخن؛ سازگاري با اصول محاوره‌ي عقلايي و نيز صحت استلزامات و مفاهيمي كه از مفاد ظاهري استخراج مي‌شود».[6]
ب. روي‌كرد درون ديني
روي‌كرد درون‌ديني، روشي است كه معتقد است براي ارايه‌ي تعريف دين و شناخت گستره‌ و رسالت و توانايي‌هاي آن، بايد به قرآن و سنت قطعي مراجعه كرد. با توجه به پاسخ‌هايي كه به دلايل روي‌كرد برون ديني داده شد تا حدودي مباني روي‌كرد درون ديني نيز مشخص مي‌شود. حضرت استاد آيت الله مصباح يزدي در اين زمينه مي‌فرمايد: «... براي شناخت دين خدا و ارايه‌ي تعريف از آن، ما نبايد به سليقه‌ي خود مراجعه كنيم؛ بلكه براي شناخت دامنه، رسالت و خواست آن دين، بايد منابع و محتواي آن را بررسي كنيم... نظر به اين حقيقت، ما گفتيم براي شناخت دين و ارايه‌ي تعريف و قلمرو آن بايد به منابع ديني يعني كتاب و سنت مراجعه كنيم.... البته در مواجهه‌ي با كساني كه اسلام را قبول ندارند، نبايد از روش نقلي و آيات و روايات سود جوييم؛ بلكه بايد روش عقلي را در نظر گيريم و ابتدا به اثبات اسلام بپردازيم؛ اما در مواجهه با كساني كه به اسلام اعتقاد دارند ولي ادعا مي‌كنند كه اسلام نسبت به سياست نظري ندارد، نبايد از متد و روش عقليِ صرف مدد جوييم، بلكه در پي كشف ديدگاه اسلام راجع به سياست، بايد به مباني اسلام روي آوريم و ثابت كنيم كه اسلام چه نظري راجع به سياست دارد»[7].
بنابراين براي اثبات حقانيت دين اسلام و پذيرش آن، بايد از دلايل بيرون ديني بهره جست و بعد از اين مرحله، شناخت قلمرو و محدوده‌ي دين با بررسي منابع دين به دست مي‌آيد. لاجرم با مراجعه به متون مقدس ديني (قرآن و سنت قطعي) و بررسي آيات و روايات مربوط به اهداف بعثت انبياء(ع) و با توجه به جامعيت دين، كمال دين و خاتميت دين اسلام و...[8] به اين نتيجه مي‌رسيم كه كساني كه ايده‌ي انتظار حداقلي از دين را مطرح مي‌كنند، سخت در اشتباه‌اند و منطق‌شان با منطق قرآن سازگار نيست؛ چرا كه اسلام همه‌ي شئون زندگي ما را در بر مي‌گيرد و نسبت به هر آن چه كه در سعادت و يا شقاوت ابدي ما دخالت دارد اظهار نظر كرده است.
مصطفي آزاديان
سؤال: برخي معتقدند دين براي حفظ قداست خود بايد از عرصه‌ي اجتماع و سياست كنار رود. آيا قداست دين با دخالت در اين عرصه‌ها از بين مي‌رود؟
جواب: اين شبهه كه بيش‌تر در كلمات روشن‌فكران مسلمان ديده مي‌شود[9]، از جهاتي قابل تأمل و بررسي است:
1. اگر منظور اين باشد كه وقتي حكومت در اختيار مقامات ديني قرار بگيرد، در صورتي كه حاكم ديني گرفتار ضعف يا فساد گردد، اين نقص به نام دين نوشته مي‌شود و حرمت دين شكسته مي‌شود، در پاسخ بايد گفت كه اولا، ويژگي مهمي كه در فقه سياسي اسلام مطرح است و نظام سياسي اسلام را از ساير نظام‌هاي سياسي ممتاز مي‌سازد، شرط عدالت در حاكميت اسلامي است كه ضامن بسيار مهمي جهت اجتناب از مفاسد و سوء‌ استفاده از قدرت است؛ و ثانيا فقه سياسي اسلام، علاوه بر عدالت كه اهرم دروني است، حق نظارت بيروني بر حاكم را نيز لحاظ كرده كه از سوي مردم و از طريق خبرگان آنان قابل اعمال است.[10] با عنايت به نكته‌ي اول روشن است كه اگر حاكم اسلامي گرفتار هوا و هوس گردد، خود به خود از اين مقام منعزل مي‌گردد و خبرگان رهبري تنها در صدد كشف اين انعزال بر مي‌آيند و بنابراين، هيچ‌گاه افراد بصير و منصف، اين مفسده را به پاي دين نمي‌نويسند تا از قداست آن كاسته شود؛ بلكه آن را ناشي از سوء سريره و سوء ‌اختيار شخص حاكم مي‌بينند.


[1] . عبدالكريم سروش، مدارا و مديريت، (آن كه به نام بازرگان بود نه به صفت)، ص138.
[2] . همان، ص135.
[3] . همان، ص137.
[4] . ر.ك: به مجله‌ي نقد و نظر، ش 6، ص25؛ ش 2 ، ص51؛ صادق لاريجاني، معرفت ديني.
[5] . مجله‌ي معرفت، ش 24، ص10.
[6] . همان، صص 17 و 18.
[7] . محمدتقي مصباح يزدي، نظريه‌ي سياسي اسلام، ج 1، صص 42 ـ 38 (با تلخيص و تصرف).
[8] . ر.ك: به كتاب‌ انتظار بشر از دين، عبدالله نصري.
[9] . ر.ك: عبدالكريم سروش، كيان: معنا و مبناي سكولاريسم، ش 26، ص 6؛ و مهدي بازرگان، آخرت و خدا هدف بعثت انبيا، صص 95 ـ 94؛ و مجيد محمدي، سر بر آستان قدس و دل در گرو عرفي، ص172؛ و مصطفي ملكيان، روزنامه‌ي ايران، 13/7/79، ص7، ستون 3.
[10] . ر.ك: احمد بهشتي، كتاب نقد: جامعيت و كمال دين، ش 3ـ2، صص 88 ـ 61.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
حكومت جهاني امام زمان(عج) كه گستره‌ي آن عالم را فرا خواهد گرفت، نويد بخش تحقق اسلام در تمامي ابعاد زندگي انسان است. اين حكومت جلوه‌ي زيباي اسلام را كه به تمامي ابعاد وجود آدمي توجه دارد، نمايان ساخته، چشمان حقيقت‌جو را به سوي خود مي‌ربايد. قلمرو يا گستره‌ي دين از مباحث جدي دين‌پژوهي عصر حاضر است. اين مسئله كه از‌ مهم‌ترين موضوعات كلامي است، هم مورد عنايت عاشقان دين و تحقق آن در جامعه است و هم مورد توجه دين گريزان و يا دين ستيزان. قلمرو دين بحث از ابعاد و گستره‌ي دين است. اين پرسش‌ كه «آيا دين به جز بعُد فردي انسان، به ابعاد اجتماعي و سياسي زندگي آدمي نيز توجه دارد؟» از پرسش‌هاي اساسي اين بحث است. آيا اسلام تنها به دنيا پرداخته است يا ساختن دنياي سعادت‌مند را نيز نويد داده است؟ آيا دين به تلطيف عواطف و تنظيم و كنترل احساسات و... اين بشر مي‌پردازد و يا جنبه‌ي معرفتي انسان را نيز پاسخ مي‌دهد؟ اصلا روش تعيين قلمرو دين چيست؟ آيا پرداختن دين به دنياي انسان، به گونه‌اي اقلّي و اندك، پاسخ‌گوي نياز انسان خواهد بود؟ اين پرسش‌هاي گستره‌ي دين، پاسخ‌هاي متفاوتي يافته است، برخي با تكيه بر دانش آدمي و اتكاي او بر خويش در اين عصر و روزگار، به بي‌نيازي انسان از دين رسيده‌اند و دين را جز رابطه‌اي عاشقانه با خدا ندانسته‌اند. از نظر اينان، اگر هم دين به ابعاد دنيوي آدمي توجه كرده باشد، توجهي حداقلي و غير كافي خواهد بود و بيش‌تر نيازهاي آدمي، از غير دين بايد جسته شود. در مقابل، متفكران و علماي ‌اسلام، به گستره‌ي دين در ابعاد وجودي انسان اعتقاد داشته و هدف از نزول دين را ايجاد عبوديت عاشقانه در بستري عادلانه و جامعه‌اي سالم دانسته‌اند. از نظر اينان تأملي عاقلانه و مراجعه‌اي مؤمنانه، در اثبات اين مطلب كافي است و عقل و وحي، به يك سخن، آدمي را در زندگي فردي و جمعي دين و شريعت فرا مي‌خـوانند و او را به «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني» ره‌نمون مي‌سازند.
 
امام حسن عسکری سلام الله عليه :

«ما أقبَحَ بِالمُؤمِنِ أن تَكونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛»

«چه زشت است براى مؤمن، به چيزى دل بندد كه خوارش سازد.»

بحارالانوار: ج 78 ص 374؛

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185