تعداد بازدیدها:1722
Share/Save/Bookmark
آيا انتساب مسجد مقدس جمكران به امام زمان(عج) از مبانى تاريخى متقنى برخوردار است؟
صباح 19 > نویسنده : فيروز صمدى کد: 239

يكى از مكان هاى مقدس و منتسب به امام زمان (عج) مسجد مقدس جمكران است كه در شش كيلومترى شهر مذهبى قم قرار دارد. اين مسجد بيش از يك هزار سال پيش به فرمان آن حضرت در بيدارى ـ نه در خواب ـ تأسيس گرديد كه جلوه گاه عنايات و كرامات امام زمان (عج) و ميعادگاه منتظران و شيفتگان قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله) است.
مرحوم ميرزا حسين نورى در كتاب نجم الثاقب[1] درباره ى تاريخچه ى تأسيس مسجد جمكران چنين مى نويسد:
شيخ فاضل حسن بن حسن قمى، معاصر شيخ صدوق، در كتاب تاريخ قم از كتاب مونس الحزين فى معرفة الحق و اليقين (از تأليفات شيخ صدوق) بناى مسجد جمكران را به اين عبارت نقل كرده است:
شيخ عفيف صالح حسن بن مثله جمكرانى مى گويد: من شب سه شنبه 17 ماه مبارك سال 393 هـ ق در خانه ى خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند برخيز و خواسته ى امام مهدى(عج) را اجابت كن كه تو را مى خواند. آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد (جمكران) است آوردند.
حضرت مهدى مرا به نام خواندند و فرمودند: «برو به حسن بن مسلم بگو: اين جا زمين شريفى است و حق تعالى اين زمين را از زمين هاى ديگر برگزيده و شريف كرده است تو آن را گرفته به زمين خود ملحق كرده اى ...».
حسن بن مثله عرض كرد: سيد و مولاى من! مرا در اين باره نشانى لازم است; زيرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دليل نمى پذيرند. امام فرمودند: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در اين جا، علامتى مى گذاريم كه گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سيد ابوالحسن و بگو تا بيايد و آن مرد را بياورد و منفعت چندساله را از او بگيرد و به ديگران دهد تا بناى مسجد بنهند و باقى وجوه را از رهق[2] به ناحيه ى اردهال كه ملك ماست، بياورد و مسجد را تمام كند و نصف رهق را بر اين مسجد وقف كرديم كه هر ساله وجوه آن را بياورند و صرف عمارت مسجد كنند. مردم را بگو تا به اين (مكان روى بياورند) و چهار ركعت نماز در اين جا بگذارند: دو ركعت تحيّت مسجد در هر ركعتى يك بار سوره ى حمد و هفت بار سوره ى «قل هو الله احد» -بخوانند- و تسبيح ركوع و سجود را هفت بار بگويند; و دو ركعت نماز صاحب الزمان بگذارند، (به اين تربيت) كه در هنگام خواندن سوره ى -حمد چون به (اياك نعبد و اياك نستعين) برسند، آن را صد بار بگويند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. ركعت دوم را نيز به همين طريق انجام دهند، تسبيح ركوع و سجود را نيز هفت بار بگويند. هنگامى كه نماز تمام شد، تهليل (لااله الاالله) بگويند و تسبيح فاطمه ى زهرا(عليها السلام) را بگويند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پيغمبر و آلش بفرستند». پس از آن، حضرت به من اشاره كردند كه برو! چون مقدارى راه پيمودم، مرا صدا كردند و فرمودند: «در گله ى جعفر كاشانى (چوپان) بُزى است، بايد آن بز را بخرى; اگر مردم پولش را دادند با پول آنان خريدارى كن وگرنه پولش را خودت بپرداز. فردا شب آن بز را بياور و در اين (محل) قربانى كن و گوشت آن را بر بيماران و كسانى كه مرض صعب العلاج دارند انفاق كن كه حق تعالى همه را شفا دهد. آن بز أبلق است، موهاى بسيار دارد، هفت نشان سفيد و سياه، هر يكى به اندازه ى يك درهم، در دو طرف آن; سه نشان در يك طرف و چهار نشان در طرف ديگر است». آن گاه به راه افتادم.[3]
حسن بن مثله مى گويد: من به خانه رفتم و همه ى شب را در انديشه بودم تا صبح طلوع كرد، نماز صبح خواندم، به نزد على منذر رفتم و قضيه را با او در ميان نهادم و همراه على منذر به جايگاه ديشب رفتيم. پس او گفت: به خدا سوگند كه نشان و علامتى را كه امام فرموده بود، اين جا نهاده است و آن، (اين حدود مسجد) با ميخ ها و زنجيرها مشخص شده است. آن گاه به نزد سيد ابوالحسن الرضا رفتيم. چون به سراى وى رسيديم، غلامان ايشان گفتند: شما از جمكران هستيد؟ گفتيم: آرى. پس گفتند: از اول (صبح) سيد ابوالحسن در انتظار شماست ... . به حضورش رسيديم. گفت: اى حسن بن مثله! من خوابيده بودم شخصى در عالم رؤيا به من گفت: شخصى به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمكران پيش تو خواهد آمد، آن چه بگويد اعتماد كن و گفتارش را تصديق كن. از خواب بيدار شدم و تا اين ساعت در انتظار تو بودم.
حسن بن مثله داستان را مشروحاً براى او نقل كرد. سيد ابوالحسن دستور داد بر اسب ها زين نهادند و به سوى ده جمكران رهسپار گرديدند. چون به نزديك ده رسيدند، جعفر (چوپان) را ديدند كه گله اش را در كنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله به ميان گله رفت و آن بز كه از پشت گله مى آمد به سويش دويد. حسن بن مثله آن بز را گرفت. سپس آن را به جايگاه آوردند و سر بريدند. سيد ابوالحسن به محل معهود آمد و حسن بن مسلم را احضار كرد و منافع زمين را گرفت. آن گاه وجوه رهق را نيز از اهالى آن جا گرفتند و به بناى مسجد پرداختند. سيد ابوالحسن الرضا، زنجيرها و ميخ ها را به قم آورد و در خانه ى خود نگه دارى كرد و هر بيمار صعب العلاجى اگر خود را به زنجيرها مى ماليد، شفا مى يافت.[4]
ابوالحسن محمد بن حيدر گفت: به طور مستفيض شنيدم، پس از آن كه سيد ابوالحسن الرضا وفات كرد و در محله ى موسويان (خيابان آذر فعلى) مدفون شد، يكى از فرزندانش بيمار گرديد، داخل اطاق شد، سر صندوق را برداشت، ولى زنجيرها و ميخ ها را نيافت.[5]
بررسى منابع در تأييد تأسيس مسجد جمكران
1. مرحوم شيخ صدوق (متوفاى 381 هـ ق) داستان تأسيس جمكران را در كتاب مونس الحزين فى معرفة الحق و اليقين مشروحاً بيان كرده است.[6]
2. حسن بن محمد بن حسن قمى، معاصر شيخ صدوق، صاحب كتاب تاريخ قم، تفصيل قضيه ى مسجد جمكران را از كتاب شيخ صدوق نقل كرده است.[7]
3. مولى محمد باقر مجلسى (متوفاى 1110 هـ ق) در مورد كتاب تاريخ قم مى نويسد: كتاب معتبرى است، ولى نسخه ى عربى آن را نديدم، بلكه ترجمه ى فارسى آن را مشاهده كردم.[8]
4. محدث بزرگ، سيد نعمت الله جزايرى ترجمه ى فارسى كتاب تاريخ قم را مشاهده و قضيه ى بناى مسجد مقدس جمكران را با خط خود از آن نقل كرده است.[9]
5. ميرزا عبدالله افندى اصبهانى، (متوفاى 1113 هـ ق) نسخه اى از ترجمه ى فارسى كتاب تاريخ قم را در قم مشاهده و گزارش آن را در تأليف خود، رياض العلماء، ذكر كرده است.[10]
6. سيد امير محمد اشرف (متوفاى 1145 هـ ق) معاصر علامه مجلسى، متن عربى كتاب تاريخ قم را مشاهده و از آن نقل نموده است.[11]
7. متن عربى تاريخ قم به دست آقا محمد على كرمانشاهى، فرزند وحيد بهبهانى، (متوفاى 1216 هـ ق) رسيده و وى در حاشيه ى خود بر كتاب نقد الرجال تفرشى، خلاصه ى قضيه را از نسخه ى عربى آن نقل كرده است.[12]
8. محدث بزرگ، ميرزا حسين نورى (متوفاى 1320 هـ ق) داستان و قضيه ى حسن بن مثله را از ترجمه ى تاريخ قم، از دست خط سيد نعمت الله جزايرى، در كتاب جنة المأوى آورده است.[13]
با توجه به منابع فوق مى توان گفت، گرچه منبع اول قضيه ى تأسيس مسجد جمكران، يعنى كتاب مونس الحزين فى معرفة الحق و اليقين، در طول زمان مفقود شده، ولى حسن بن محمد بن حسن قمى، معاصر شيخ صدوق، كه به كتاب و مؤلف شريف آن دست رسى داشته در كتاب تاريخ قم از آن كتاب نقل نموده و ديگران در قرون بعدى نسخه ى عربى و ترجمه ى فارسى آن را مشاهده و از آن نقل كرده اند.
آيت الله العظمى مرعشى نجفى در تأييد نسبت مسجد جمكران به امام زمان(عج) مى فرمايد:
اين مسجد شريف مورد احترام كافّه ى شيعه بوده است، از غيبت صغرى تا به امروز كه حدود يك هزار و بيست و دو سال مى شود و همين طور كه شيخ بزرگوار مرحوم صدوق كتابى به نام مونس الحزين دارند كه حقير آن نسخه را نديده ام ولى مرحوم آقاى حاج ميرزا حسين نورى، استاد حقير از آن كتاب نقل مى فرمايد، و بالجمله اين مسجد مقدس مورد احترام علماى اعلام و محدثين كرام شيعه بوده و كرامات متعددى از مسجد جمكران ديده شده است.[14]
آية الله مرتضى حائرى مى نويسد:
مسجد جمكران يكى از آيات باهرات عنايت آن حضرت است و توضيح اين مطلب در ضمن چند جهت كه شايد خيلى از آن غافل باشند مذكور مى شود:
1. داستان آن در بيدارى است و از كتاب تاريخ قم كه معتبر است از مرحوم صدوق نقل شده است. مرحوم آقاى بروجردى كه مردى دقيق بود مى فرمود اين داستان در زمان صدوق واقع شده است و او نقل كرده است كه دلالت بر كمال صحت آن دارد.
2. داستان مشتمل بر جريانى است كه مربوط به يك نفر نيست براى اين كه صبح كه مردم بيدار مى شوند، مى بينند با زنجير علامت گذاشته شده است كه اين زنجيرها به درخواست خود شخص حسن به عنوان علامت مسجد كشيده شده تا مردم باور كنند و اين زنجير مدتى در منزل سيد محترمى به نام ابوالحسن الرضا بوده است و مردم استشفا به آن مى نموده اند و بعداً (بدون دليل) مفقود مى شود.
3. جاى دور از شهر و در وسط بيابان، جايى نيست كه مورد جعل يك مرد جمكرانى شود، آن هم دست تنها، در يك شب ماه رمضان.
4. نوعاً مردم عادى به واسطه ى خواب، يك امام زاده را معين مى كنند و مسجد از تصور مردم عادى دور است.


[1]. اين كتاب به دستور ميرزاى شيرازى توسط ميرزا حسين نورى به رشته ى تحرير درآمد و ميرزاى شيرازى در تقريظ خود از آن تمجيد كرده و نوشته: «اين كتابى است در نهايت تماميت و متانت...». ر. ك: ميرزا حسين طبرسى نورى، نجم الثاقب، (قم: انتشارات مسجد جمكران، چ نهم، 1384 ش)، ص 5.
[2]. رهق از قراء معروف و معمور، و به كاشان نزديك تر از قم است، لكن از توابع قم است، تقريباً به مسافت ده فرسخ. به نقل از: كچويى قمى، انوارالمشعشعين، (قم: انتشارات كتابخانه ى آية الله مرعشى نجفى، چ اول، 1381 ش)، ج 1، ص 470، پاورقى; و ميرزا حسين نورى، همان، ص 391.
[3]. همان، ص 391 ـ 392.
[4]. ميرزا حسين نورى، همان، ص 383 ـ 388; و محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، (بيروت: دار احياء التراث العربى، ط. الثالثة، 1403 هـ ق)، ج 53، ص 230 ـ 233; و ناصر الشريعه، تاريخ قم، (قم: چاپ حكمت، بى تا)، ص 148 ـ 152.
[5]. ميرزا حسين نورى، همان، ص 387.
[6]. شيخ آقا بزرگ تهرانى، الذريعه، (طهران: اسلاميه، ط. الاولى، 1354 ش)، ج 23، ص 383.
[7]. همان، ص 282.
[8]. محمدباقر مجلسى، همان، ج 1، ص 42.
[9]. ميرزا حسين نورى، جنة المأوى، (بيروت: دار المحجة البيضاء، ط. الاولى، 1412 هـ ق)، ص 47; و محمدباقر مجلسى، همان، ج 53، ص 234.
[10]. ميرزا عبدالله افندى، رياض العلماء، تحقيق: سيد احمد حسينى، (قم: مطبعة الخيام، 1401 هـ ق)، ج 1، ص 319.
[11]. محمدباقر مجلسى، همان، ج 53، ص 234; و ميرزا حسين نورى، همان، ص 47.
[12]. محمدباقر مجلسى، همان، ج 53، ص 236 و ميرزا حسين نورى، همان.
[13]. همان.
[14]. همان، ص 46.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
آيا نظارت خبرگان بر رهبرى يك نظارت واقعى است يا صورى و تشريفاتى؟
چه نهادى بر مجلس خبرگان نظارت مى كند كه به وظايف خود عمل نمايد و دچار انحراف نشود؟
چه عواملى بر ميزان مشاركت سياسى و اجتماعى مردم مؤثر است؟
آيا الزامات فقهى نسبت به مشاركت سياسى مردم با حق رأى شهروندان سازگار است؟
نسبت دين و دنيا از ديدگاه اسلام چيست؟ آيا هر يك از دين يا دنيا مى توانند مستقل از ديگرى به هدفشان برسند؟
چگونه دين كه امرى ثابت است، مى تواند پاسخگوى نيازمندى ها و واقعيت هاى متغيّر اجتماعى باشد؟
شئون و وظايف پيامبر و امام معصوم و موارد تمايز اين وظايف چيست؟
آيا نبوغ عقلانى بشر مى تواند او را از هدايت وحيانى بى نياز كند؟
شاه نعمت الله ولى، رئيس و مؤسس فرقه ى نعمت اللهيه، چه مذهبى داشت؟
فرقه ى نعمت اللهيه گناباديه چگونه به وجود آمده است و عقايد آن چيست؟
عوامل و موانع نشاط در خانواده از ديدگاه تربيت اسلامى چيست؟
آيا انتساب مسجد مقدس جمكران به امام زمان(عج) از مبانى تاريخى متقنى برخوردار است؟
آيا مسجد مقدس جمكران آثار و بركاتى در طول تاريخ داشته كه نشانه ى توجه حضرت امام عصر(عج) به آن باشد؟
دخالت هاى استعمارى انگليس در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى چگونه بوده است؟
آيا دخالت هاى انگليس در ايران پس از پيروزى انقلاب اسلامى استعمارى بوده است؟
مهم ترين وظيفه ى جوانان و نوجوانان در عصر حاضر از ديدگاه قرآن و روايات چيست؟
سخن سردبير حكومت در اسلام جايگاه ارزشمند و والايى دارد و بى ترديد تأثير بسزايى بر جامعه و افراد آن خواهد داشت. ساختار و اهداف حكومت ها با فرهنگ جوامع متناسب است; بنابراين ساختار و اهداف حكومت اسلامى متناسب با تعاليم اسلام است. پس از انقلاب و تشكيل حكومت اسلامى در ايران، نهادهايى هماهنگ با آن شكل گرفت. يكى از اين نهادها مجلس خبرگان رهبرى است. اهميت فوق العاده ى اين مجلس در اين است كه مطابق قانون اساسى وظيفه ى تعيين و عزل رهبرى و نظارت بر عملكرد او را بر عهده دارد. همواره بحث هاى متفاوتى درباره ى اين نهاد مطرح است. از جمله اين كه آيا نظارت خبرگان در حقيقت نظارتى صورى و استطلاعى است يا نظارتى واقعى و استصوابى; و چه مكانيزمى براى تضمين عملكرد درست خبرگان در نظر گرفته شده است؟ در بخش حقوق به اين پرسش ها پاسخ داده مى شود. در بخش سياست به عناصر مؤثر بر مشاركت سياسى مردم از جمله، فرهنگ هويت و آداب ورسوم و نيز سازگارى الزامات فقهى مربوط به مشاركت سياسى با حق رأى شهروندان پرداخته و ثابت شده است كه الزامات فقهى، چه بر اساس رويكرد حق رأى و چه بر اساس نظريه ى كاركردى رأى، تعارضى با حق رأى شهروندان ندارد. مسئله ى توجه دين به امور دنيوى و چگونگى پاسخ گويى آموزه هاى دينى به نيازهاى متغير، در بخش دين پژوهى مطرح گرديده و گفته شده است كه اسلام به دليل اشتمال بر يك سلسله مكانيزم هاى خاص، هم چون احكام ثانويه و اجتهاد، توان پاسخ گويى به نيازهاى متغير انسان را دارد. در بخش كلام به وظايف مشترك و متمايز پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام) اشاره شده و هم چنين ثابت شده است كه عقل به جهات مختلفى (مانند: گرفتارى اش به هوا و هوس و ناتوانى اش در تشخيص جزئيات و محدوديت هايش از جهت درك امور غيبى، مانند تأثير اعمال در آخرت)، مستقلا توانايى تشخيص راه سعادت را ندارد. عقايد شاه نعمت الله ولى و چگونگى پيدايش فرقه ى نعمت اللهيه ى گناباديه و عقايد آنها در بخش اديان و مذاهب بررسى شده است. در بخش امامت و مهدويت، سازگارى مهدويت با برخى معانى دموكراسى تبيين گرديده است. در بخش قرآن و تفسير از منظر آموزه هاى دينى به ويژگى هاى جوان (مانند: پرهيزگارى، ايمان، عدالت طلبى، تلاشگرى، شجاعت، عفت و پاكدامنى) و نيز وظايف جوانان در عصر حاضر (مانند: تحصيل علم و دانش، كار و كوشش، اهتمام به ازدواج و دورى از هواى نفس و شهوت) اشاره شده است. در قسمت مشاوره و تربيت به عوامل نشاط در خانواده از ديدگاه اسلام (مانند كار، تفريح، احترام، تبادل عاطفى و آراستگى) و موانع آن پرداخته شده است. تاريخچه ى بناى مسجد مقدس جمكران و آثار و بركات آن در طول تاريخ در بخش تاريخ اسلام ذكر شده است. و بخش تاريخ معاصر به دخالت هاى استعمارگرانه ى انگليس در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى و پس از آن پرداخته است; از جمله در انحصار گرفتن معادن نفت ايران قبل از انقلاب و حمايت نظامى از صدام در جنگ عليه ايران بعد از انقلاب است. شايان ذكر است كه برخى از مطالب اين شماره توسط حضرت آيت الله معرفت ـ حفظه الله ـ نظارت و ارزيابى شده است و از راهنمايى هاى ايشان بهره مند گشته ايم.
 
پیامبر خدا صلى الله عليه و آله:

مَن أكَلَ مِن كَدِّ يَدِهِ حَلالاً، فُتِحَ لَهُ أبوابُ الجَنَّةِ يَدخُلُ مِن أيِّها شاءَ

هر كس به حلال، از دسترنج خود بخورد، دروازه‌های بهشت به رويش گشوده گردند و او از هريك كه خواهد وارد شود.
بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۰ / ۴۱

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185