تعداد بازدیدها:1633
Share/Save/Bookmark
آيا آيين زرتشت جزو اديان الهى است؟
صباح 7-8 > نویسنده : رسول رضوى کد: 209

يافتن پاسخ سؤال فوق در گرو پاسخى است كه به سؤال ديگر، يعنى سؤال از الهى يا غير الهى بودن آيين مجوس، خواهيم داد; زيرا «آيين زرتشت» و «آيين مجوس» ارتباط تنگاتنگى با هم دارند و بدون تفكيك اين دو، تشخيص الهى يا غير الهى بودن آيين زرتشت مشكل خواهد بود.
مراجعه به تاريخ صدر اسلام نشان مى دهد كه سؤال از الهى يا غير الهى بودن يك آيين در بين مسلمانان از زمانى آغاز شد كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بعد از تثبيت پايه هاى حكومت اسلامى در مدينه و آغاز گسترش مرزهاى اين حكومت نوپا، به فرمان الهى، غير مسلمانان را به دو گروه تقسيم كرد و دو راهكار متفاوت را در ارتباط با آنان در پيش گرفت:
گروه اول مشركين بودند. اينان به خداوند متعال شرك ورزيده و بت پرستى را پيشه ى خود ساخته بودند. پيامبر(صلى الله عليه وآله)ابتدا اين گروه را به دين اسلام دعوت مى كردند، اگر آنان دعوت پيامبر(صلى الله عليه وآله) را نمى پذيرفتند، پيامبر(صلى الله عليه وآله) طبق فرمان الهى با آنان وارد جنگ مى شدند[1];
گروه دوم كسانى بودند كه در اصطلاح قرآن از آنان به «اهل كتاب» تعبير مى شود و طبق اعتراف خود آنان، از سوى خداوند براى آنان كتابى نازل شده بود و قرآن كريم نيز نازل شدن كتاب بر آنان را قبول مى كند. بر همين اساس نبى اكرم(صلى الله عليه وآله) با اين افراد به گونه ى ديگر برخورد مى كردند; يعنى بعد از دعوت اين گروه به دين اسلام اگر آنان اين دين را نمى پذيرفتند و در ضمن با مسلمانان وارد كارزار نمى شدند، بر اساس فرمان الهى به گرفتن «جزيه» از اين گروه اكتفا مى كردند.[2]
همين عملكرد متفاوت با مشركين و اهل كتاب، اين سؤال را مطرح مى ساخت كه «اهل كتاب» چه كسانى هستند؟ با مراجعه به آيه ى 14 سوره ى حج، كه در آن مردم به سه گروه مؤمنين، اهل كتاب و مشركين تقسيم شده اند، تا اندازه اى پاسخ اين سؤال روشن مى شود. خداوند مى فرمايد:
كسانى كه ايمان آوردند و آنان كه يهودى شدند و صابئى ها و نصارى و مجوس و كسانى كه شرك ورزند، خدا در روز رستاخيز ميانشان امتياز مى نهد و از هم جدايشان مى كند...[3].
طبق مضمون اين آيه، يهودى ها، مسيحى ها، صابئين و مجوس ها نه جزو مؤمنين هستند و نه جزو مشركان، بلكه اهل كتاب محسوب مى شوند و سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيز نشان مى دهد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) با اين چهار گروه، طبق احكام اهل كتاب برخورد مى نمودند و اگر اسلام را نمى پذيرفتند، آنان را به پرداخت «جزيه» محكوم مى كردند.
با وجود كتاب هاى تورات و انجيل، همگان اهل كتاب بودن قوم يهود و مسيحيان را به راحتى مى پذيرفتند; اما پذيرش اين واقعيت در مورد صابئين و به خصوص مجوس، كه در امپراطورى ايران ساسانى دين رسمى بود،[4] مشكل مى نمود; زيرا ساكنين شبه جزيره ى عربستان، كتاب جاافتاده و معمول در دست مجوسيان عصر خود نديده بودند و از سوى ديگر آنان را بيش تر به دوگانه پرستى مى شناختند و شاهد چندانى براى اهل كتاب و توحيدى بودن آيين آنان پيدا نمى كردند; به همين دليل اين سؤال در ميان برخى از مسلمانان و ساير گروه هاى ساكن در شبه جزيره مطرح بود كه آيا مجوس دينى آسمانى و الهى است و مجوسيان نيز داراى كتاب آسمانى اند؟ همين امر موجب شد تا عده اى از مشركين بكوشند تا همانند مجوس، كه از ديدگاه آنان دوگانه پرست و مشرك بودند، از امتياز «جزيه» استفاده كنند; پس به حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) نامه نوشتند و از آن حضرت خواستند كه از آنان نيز جزيه بگيرد و در بت پرستى آزادشان بگذارد. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)جواب فرستادند كه من از غير اهل كتاب جزيه قبول نمى كنم. مشركين در جواب نامه ى آن حضرت نوشتند: تو مى گويى از غير اهل كتاب جزيه نمى گيرى، درحالى كه از مجوس هجر[5]جزيه مى گيرى.[6]
پيامبر(صلى الله عليه وآله) پاسخ دادند:
مجوس پيامبرى داشتند كه او را كشتند و كتابى داشتند كه پيامبرشان در پوست دوازده هزار گاو نوشته و آورده بود كه آن را سوزاندند.[7]
بعد از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله) برخى از اطرافيان خلفا نمى توانستند باور كنند كه مجوسيان جزو اهل كتاب اند; لذا سعى مى كردند آنان را از زمره ى اهل كتاب خارج كنند; لكن در نهايت، خلفا نيز با مجوس همان رفتار پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ادامه دادند و به اخذ جزيه از مجوسيانى كه اسلام را نمى پذيرفتند، اكتفا كردند.
بعد از تثبيت اين امر كه مجوس نيز داراى كتاب آسمانى است، اين سؤال مطرح مى شود كه آيين مجوس چه آيينى است و پيامبرش كيست و كتابش چه نام دارد؟
اكثر مورخين «زرتشت» را پيغمبر آيين مجوس معرفى كرده و به تبع آن نتيجه گرفته اند كه كتاب او نيز «اوستا» نام دارد. چنان كه مسعودى مى نويسد:
زردشت در بلخ ظهور كرد... او از اهل آذربايجان بود... او پيامبر مجوس است كه براى آنها كتاب آورد. نام آن كتاب در نزد عوام الناس «زمزمه» است، ولى در نزد مجوس «بستاه» (اوستا) ناميده مى شود.[8]
دينورى نيز نقل مى كند:
گويند زرادشت، پيامبر مجوس، نزد گشتاسب شاه آمد و گفت: «من پيامبر خدا به سوى تو هستم» و كتابى را كه در دست مجوس است، براى او آورد و گشتاسب آيين مجوس را پذيرفت و به او ايمان آورد و مردم كشور خود را بر آن دين واداشت و ايشان با رغبت و زور و خواه و ناخواه پذيرفتند.[9]
بعدها برخى از مستشرقين نيز اين نظريه را كه آيين مجوس همان آيين زرتشت و پيامبرش شخصى به نام «زرتشت» است كه كتاب «اوستا» را آورده، پذيرفتند. آنان چنين پنداشتند كه زرتشت اولين پيامبرى بود كه آيين يكتاپرستى را در بين ايرانيان رواج داد. چنان كه مؤلف تاريخ باستان مى نويسد:
عامه ى مردم ايران هم چنان خدايان متعددى را مى پرستيدند... اما در قرن ششم قبل از ميلاد رهبر مذهبى بزرگى به نام زرتشت در ماد ظهور كرد كه دينى مبارز، اخلاقى و مبنى بر توحيد آورد.[10]
هم چنين جان بى ناس درباره ى آيين ايرانيان قبل از زرتشت مى نويسد:
... دين عامه ى مردم ايران در آن دوره ى باستانى، عملاً همان آيينى بوده است كه در وداها ملاحظه مى شود; يعنى اكثر خلايق قواى طبيعت را مى پرستيده اند و آنها را «ديو» مى گفته اند...[11].
و در مورد ظهور زرتشت مى گويد:
دينى كه اين پيغمبر ايرانى تعليم فرمود، يك آيين اخلاقى و طريقه ى يگانه پرستى است. وى مانند موسى نبى موحد عبرانى، خود موجد و شارع دينى نوين گرديد; هر چند مبادى و معتقدات بازمانده از پيشينيان را پايه و مبناى تعاليم خود قرار داد...[12].
پاسخى كه برخى از مورخين اسلامى به سؤال از چيستى آيين مجوس داده اند و بعدها اكثر مستشرقين پذيرفته اند، با برخى از شواهد تاريخى سازگار نيست و جاى اين سؤال هنوز باقى است كه اگر آيين مجوس همان آيين زردشتى است، چرا آن را آيين مجوس مى نامند؟
واقعيت اين است كه هيچ دليل قاطعى بر انطباق نام مجوس بر آيين زردشتى وجود ندارد و مترادف دانستن آيين مجوس با آيين زرتشت از سوى بعضى از تاريخ نگاران اسلامى و عده اى از مستشرقين، نتيجه ى برخى گزارش هاى غلط تاريخى و نبودن منابع دست اول از اين دو آيين است; اما با مراجعه به منابع حديثى شيعه و روايات ائمه ى معصومين(عليهم السلام) در مى يابيم كه آنان بين اين دو آيين فرق گذاشته و مردم را از يكى دانستن اين دو برحذر داشته اند; به عنوان مثال، در روايتى طولانى كه فردى زنديق از امام صادق(عليه السلام)در مورد مطالب گوناگون سؤال مى كند، وقتى از پيامبر آيين مجوس مى پرسد، امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد:
ما من امة الا خلافيها نذير;[13] هيچ امتى نيست مگر اين كه از سوى خداوند منذرى براى آنهامبعوث شده است. براى مجوس نيز از سوى خداوند پيامبرى با كتاب آسمانى فرستاده شد، لكن آنها او را تكذيب كرده و كتابش را انكار نمودند.
زنديق مى پرسد: آن پيغمبر خالد بن سنان است؟ حضرت مى فرمايد: «خالد يك نفر عرب بدوى بوده و پيغمبر نبوده است...» زنديق مى پرسد: آيا زردشت پيامبر مجوس است؟ امام مى فرمايد:
زردشت در ميان مجوس با زمزمه آمد و ادعاى نبوت كرد و عده اى از آنان به او ايمان آورده و عده اى او را انكار كرده و بيرونش كردند تا اين كه در بيابان طعمه ى درندگان شد.[14]
در اين حديث امام صادق(عليه السلام) بين مجوس و آيين زرتشت فرق گذاشته و مى فرمايد كه مجوس پيامبر داشته اند; ولى ادامه ى حديث نشان مى دهد كه پيامبر آنان خالد بن سنان يا زردشت نيست، بلكه شخص ديگرى است.
در حديث ديگرى امام(عليه السلام) مى فرمايد:
مجوس پيامبرى داشت كه او را كشتند و كتابش را سوزاندند. او كتابى كه در پوست دوازده هزار گاو نوشته شده بود را به ميان آنان آورد و به او جاماسب گفته مى شود.[15]
طبق مضمون دو حديث فوق و احاديث ديگرى كه در كتب روايى شيعه ذكر شده،[16]زرتشت بنيان گذار آيين مجوس نبوده و اين آيين توسط پيامبر ديگرى تبليغ شده است. به تعبير ديگر، آيين مجوس، پيامبرى غير از زردشت و كتابى غير از اوستا داشته است و دو آيين مجوس و زرتشت مترادف هم نيستند; بنابراين نمى توانيم به اين دليل كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)و ائمه ى معصومين(عليهم السلام)مجوسيان را از اهل كتاب شمرده اند، زردشت را پيامبر و اوستا را كتاب آسمانى بدانيم.


[1]. توبه: 5.
[2]. توبه: 29.
[3]. حج: 17.
[4]. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، «خدمات متقابل اسلام و ايران»، (تهران: انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1377)، ج 14، ص 157.
[5]. هجر مركز بحرين است كه در قسمت شمال شرقى شبه جزيره عربستان و كناره هاى جنوب غربى خليج فارس قرار گرفته است.
[6]. ثقة الاسلام كلينى، الكافى، ج 4، ص 14، به نقل از نرم افزار نور 2.
[7]. همان.
[8]. على بن حسين بن على مسعودى، مروج الذهب، ج 1، ص 237، تحقيق عبدالامير على مهمّنا، (مؤسسه اعلمى، بيروت 1411 هـ. ق).
[9]. ابوحنيفه احمد بن داود دينورى، اخبار الطوال، ص 49، ترجمه ى محمود مهدوى دامغانى، (نشر نى، چاپ سوم 1368).
[10]. چارلز الكساندر رابينسن، تاريخ باستان، ص 214، ترجمه ى اسماعيل دولت شاهى، (انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چاپ اول 1370).
[11]. جان بى ناس، تاريخ جامع اديان، ص 450، ترجمه ى على اصغر حكمت، (انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چاپ پنجم 1370).
[12]. همان، ص 454.
[13]. فاطر: 24.
[14]. علامه محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 10، ص 179، (بيروت: دار احياء التراث العربى، چاپ سوم، 1403 هـ. ق); و احمد بن على طبرسى، احتجاج، (انتشارات اسوه، چاپ دوم، 1416)، ج 2، ص 236.
[15]. شيخ محمد بن حسن طوسى، التهذيب، (بيروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1412)، ج 6، ص 175.
[16]. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، (مؤسسه آل البيت، چاپ دوم، 1414)، ج 29، ص 222.

Share/Save/Bookmark
نظرات بینندگان (0 نظر تاکنون ثبت شده است )
ارسال نظر
ارزش چيست و آيا ارزش دينى چيزى خارج از معناى مطلق ارزش است؟
چگونه مى توانيم از عناصر رسانه‌اىنظير:كتب،مجلّات،مجموعه‌ى مطبوعات،صداوسيما، ويدئووماهواره‌ واينترنت،خوب استفاده كنيم واگرخطرسازندچه‌طورجوانان وفرزندانمان راازخطرآن‌ها نجات دهيم؟
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر (صحبت كردن، دوستى هاى خيابانى، رابطه ى تلفنى) چيست؟
براي متعادل نمودن روابط دوستانه‌ي افراطي بين جوانان(همجنسان) چه بايد كرد؟
براى جلوگيرى از روابط نامشروع چه راه حلّى پيشنهاد مى شود؟
سابقه ى تاريخى و عوامل پيدايش سكولاريسم چيست؟
مبانى و اركان سكولاريسم چيست و آيا اسلام با سكولاريسم سازگار است؟
عناصر ارزش هاى دينى كدام اند، چگونه مى توان به آن شناخت پيدا كرد و چه امورى اين ارزش ها را درديد ما تبديل به ضد ارزش مى كند و يا به عكس، و در اين زمينه چه خطراتى ما را تهديد مى كند؟
وظيفه ى مسئولان در قبال ارزش هاى جامعه ى اسلامى چيست؟
روابط نامشروع چه تأثيرى در روحيه و ايمان و اعتقادات جوانان دارد؟
سكولاريسم به چه معناست و با سكولاريزاسيون چه تفاوتى دارد؟
چرا حقوق سكولار پذيرفتنى نيست؟
حقيقت اعجاز چيست؟
قرآن داراى چه اعجازى است كه دشمنان سعى در مشابه سازى آن دارند؟
تحدى يعنى چه؟ آيا تحدى قبل از قرآن در ميان عرب معمول بوده است؟
مراحل و اقسام تحدى را در قرآن بررسى نماييد.
علل غيبت امام زمان(عج)چيست؟
انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى چه نقشى دارد؟
اين كه مى گويند « دوران ظهور حضرت ولى عصر (عج) زمان تكامل جامعه ى بشرى است» يعنى چه؟
آيا آيين زرتشت جزو اديان الهى است؟
اصول اعتقادى و عملى زرتشت چيست؟
چه انحرافاتى در آيين زرتشت پديد آمده است؟
چرا ائمه ى ديگر همانند امام على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)با حكام زمان خويش برخورد نظامى نكردند؟
علت صلح و سازش امام حسن(عليه السلام) با معاويه چه بود؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه، با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟
آيا امام سجاد(عليه السلام) در قيام هاى زمان خود شركت داشته است؟ اگر جواب منفى است چرا؟
چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟
آيا بين مشروعيت سياسى و مشروعيت فقهى تمايز وجود دارد؟ و به تعبيرى آيا فقه مى تواند متكفل بيان مشروعيت سياسى باشد؟
جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها چگونه است، مفهوم اين نظريه چيست و آيا دليلى بر آن وجود دارد؟
آيا مسئله ى بيعت با امامان(عليهم السلام) مخالف نظريه ى الهى بودن مشروعيت نيست؟
مبانى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلام و غير اسلامى چيست؟
مراد از نظارت استصوابى چيست و چرا نظارت شوراى نگهبان استصوابى است؟
آيا نظارت استصوابى در كشورهاى ديگر مشابه دارد؟
نظريه ى ماركس درباره ى انتظار بشر از دين چيست و چه اشكالاتى بر آن وارد است؟
آيا نظارت استصوابى با اصل حاكميت مردم منافات ندارد؟
مجله ى صباح با دربرگيرى محورهاى تازه اى، گام ديگرى را در راستاى پاسخ به پرسش هاى دينى برمى دارد و اميد دارد با توجه و استقبال خوانندگان عزيز، روز به روز بر غناى خويش بيفزايد. در اين شماره، موضوعات متنوعى مورد بررسى قرار گرفته كه به شرح ذيل است: 1. نقد انديشه: در اين قسمت ديدگاه ماركس در باب انتظارات بشر از دين مورد بررسى و ارزيابى قرار گرفته و كاستى هاى آن آشكار شده است. 2. مشاوره و تربيت: در اين قسمت در زمينه ى ارزش هاى دينى و جوانان و اهميت ارزش هاى دينى و لزوم توجه والدين و مسؤولان به چگونگى استفاده از ابزارهاى اطلاع رسانى تأكيد مى شود; هم چنين پرسش و پاسخ هايى در زمينه ى ديدگاه اسلام درباره ى روابط دختر و پسر، چگونگى متعادل نمودن روابط جوانان، تأثير روابط نامشروع در روحيه و ايمان جوانان و راه حل جلوگيرى از روابط نامشروع ارائه شده است. 3. دين پژوهى: در اين قسمت به نقد و بررسى سكولاريسم ـ به معناى كنار گذاشتن دين از حوزه ى عمومى و زندگى اجتماعى ـ و نيز ديدگاه اسلام درباره ى سكولاريسم، معناى سكولاريسم و تفاوت آن با سكولاريزاسيون، تاريخچه و عوامل پيدايش آن، مبانى و اركان سكولاريسم و دليل مردود شمردن حقوق سكولار پرداخته مى شود. 4. قرآن و تفسير: در اين قسمت به پرسش هايى در زمينه ى چيستى اعجاز، ابعاد اعجاز قرآن، چيستى تحدى و تاريخچه ى آن و مراحل و اقسام تحدّى قرآن و نيز بر بى همتايى و موفقيت قرآن در تحدّى اشاره شده است. 5. كلام: در قسمت كلام نيز موضوع مهدويت با ارائه ى پرسش هايى در زمينه ى علل غيبت امام زمان(عج)، نقش انتظار در تكامل جامعه ى اسلامى و ابعاد تكاملى جامعه ى بشرى در دوران حاكميت امام زمان(عج) مورد بررسى قرار گرفته و بر نقش سازنده ى مهدويت در جامعه تأكيد گرديده است. 6. اديان: با توجه به ضرورت آشنايى با اديان ـ خصوصاً در جهانى كه به واسطه ى گسترش ارتباطات، انسان ها را به يكديگر نزديك تر مى كند ـ در اين بخش به معرفى دين زرتشت پرداخته شده و به پرسش هايى هم چون الهى بودن زرتشت، اصول اعتقادى و عملى آن و انحرافات پديد آمده در زرتشت پاسخ داده شده است. 7. تاريخ: با توجه به اسوه بودن معصومين: براى مسلمانان، ضرورت ترسيم سيره ى آنها در زندگى اجتماعى، خصوصاً در جهان معاصر موجب گرديد تا در اين قسمت به پاسخ پرسش هايى در اين باره پرداخته شود. پرسش هايى مانند: چرا ائمه ى ديگر مانند على(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)قاطع برخورد نكردند؟ چرا امام حسن(عليه السلام) صلح كرد؟ آيا جنگ على(عليه السلام) با معاويه با صلح امام حسن(عليه السلام)سازگار است؟ آيا امام سجاد در قيام هاى زمان خود شركت داشته اند؟ چرا امام رضا(عليه السلام) ولايت عهدى را پذيرفت؟ 8. سياست: در اين بخش مسأله ى مهمّ مشروعيت در قالب پرسش و پاسخ هايى هم چون: تفاوت مشروعيت فلسفى با مشروعيت جامعه شناختى، تفاوت مشروعيت سياسى با مشروعيت فقهى، جايگاه نظريه ى نصب فقيهان در اقوال فقها، سازگارى مسأله ى بيعت با امامان، نظريه ى الهى بودن مشروعيت و بررسى مشروعيت در نظام هاى سياسى اسلامى و غير اسلامى، مورد بررسى و تبيين قرار گرفته است. 9. حقوق: در اين قسمت، مسأله ى نظارت استصوابى (تاريخچه ى آن در دين، وجود آن در كشورهاى ديگر و سازگارى آن با اصل حاكميت مردم) مورد بررسى قرار گرفته است. 10. اينترنت: در اين قسمت پايگاه اطلاع رسانى فقه اسلامى معرفى گرديده است. مطالب و مقالات مجله كه در فرايند خود مورد ارزيابى كارشناسان، اعضاء هيات تحريريه و نظارت سردبير و مدير مسؤول قرار مى گيرد در اين شماره از نظارت و اشراف حضرت آيت الله معرفت نيز (در بخش هاى قرآن و تفسير، دين پژوهى، اديان و مذاهب و مشاوره و تربيت) و حضرت آيت الله مؤمن (در بخش هاى كلام و سياست) و حضرت حجت الاسلام والمسلمين يوسفى غروى (در بخش تاريخ) بهره مند گرديده است.      
 
امام حسن عليه السلام:

مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسنِ الاِختيارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَم يَتَمَنَّ أنَّهُ في غَيرِ الحالِ الَّتِي

هر كس به حُسن اختيار خدا براى او اعتماد كند، آرزو نمی‌کند كه در حالتى جز آنچه خدا برايش اختيار كرده است، باشد.

 

تحف العقول، ص ۱۶۹

طراحي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

  • در نوع خودش بي نظيره
  • خيلي جالبه
  • قابل قبوله
  • چنگي به دل نميزنه
Ajax Loader
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات است. استفاده از مطالب این پایگاه باذکر منبع بلامانع است.
قم - خیابان معلم - کوچه 12جنب جامعه مدرسین -حوزه علمیه قم تلفن : 37737217-025 نمابر : 37737213-025 کدپستی : - 4466 37185